جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

در حال نوشتن رمان ناطور دشت| شاهین وثوقی

  • نویسنده موضوع شاهین وثوقی
  • تاریخ شروع

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تایپیست توسط شاهین وثوقی با نام رمان ناطور دشت| شاهین وثوقی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 383 بازدید, 2 پاسخ و 17 بار واکنش داشته است
نام دسته تایپیست
نام موضوع رمان ناطور دشت| شاهین وثوقی
نویسنده موضوع شاهین وثوقی
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط شاهین وثوقی
ش
موضوع نویسنده

شاهین وثوقی

مهمان
بسمه تعالی​

Negar_۲۰۲۳۰۱۱۱_۲۰۲۶۱۹.png

نام: ناطور دشت
نویسنده: جی. دی. سلینجر
ژانر: اجتماعی، تراژدی
مترجم: احمد کریمی
بازنویس: شاهین وثوقی

خلاصه:
هولدن کالفیلد، نوجوانی ۱۷ ساله‌ است؛ او در جایی شبیه مرکز توان‌بخشی یا مرکز درمانی بستری است که قصد دارد چند روز از زندگی مزخرفش را در کریسمس پارسال برای روانکاو خود تعریف کند.​
 

- نغمه -

سطح
7
 
مدیر ارشد بخش فرهنگ و هنر
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
نویسنده حرفه‌ای
کاربر ویژه انجمن
خاطره نویس انجمن
May
3,427
21,242
مدال‌ها
15
Negar_۲۰۲۳۰۱۰۴_۱۲۱۰۱۲ (1) (1).png

بسم رب النور

بعد از به اتمام رسیدن بازنویسی، درخواست تگ دهید.

درخواست تگ

و در این تاپیک می‌توانید نتیجه تگ‌دهی را مشاهده کنید.
نتیجه تگ‌دهی

برای سفارش جلد پس از ۱۲ پارت در تایپک زیر درخواست دهید.
درخواست جلد

و پس از پایان یافتن بازنویسی، در تاپیک زیر با توجه به قوانین اعلام نمایید.
اعلام پایان


|مدیریت تالار بازنویسی، بخش کپیست|
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ش
موضوع نویسنده

شاهین وثوقی

مهمان
اگر واقعا می‌خواهید که از زبانم چیزی بشنوید؛ لابد این است که کجا به دنیا آمدم و بچگی تاسف بارم چگونه بود و پدر و مادرم قبل از من چه کردند.
اما راستش را بخواهید... من میل ندارم وارد این موضوع‌ها شوم، چون اولا حوصله‌اش را ندارم و دوما اگر کوچک‌ترین حرفی درباره زندگی خصوصیِ پدر و مادرم بزنم چنان از کوره در می‌روند که نگو و نپرس.
در این جور موارد خیلی زود رنج هستند؛ مخصوصا پدرم، البته آدم‌های خوبی هستند.
به هر حال خیال ندارم که شرح حالم را از اول تا آخر برایتان تعریف کنم ( حواسم به حوصله‌تان هست).
من فقط راجب قضیه‌ای که نزدیکی‌های عید گذشته برایم پیش آمده بود برایتان تعریف خواهم کرد... یعنی درست قبل از این‌که کارم زار شود و به این‌جا بیایم و خودم را به سیم آخر بزنم!
 
بالا پایین