‹ بسم الله الرحمن الرحیم ›
‹ نقد رمان ppg outcast king- پادشاه طرد شده ›
عنوان:
عنوان اولین چیزیه که یه خواننده میبینه و اون رو ترغیب به خوندن میکنه. توی نوشتن عنوان هرچهقدر نویسنده خلاقیت به خرج بده، مخاطب بیشتری رو جذب میکنه.
‹ عنوان انتخابی شما متشکل از سه واژه بود و اندازهی مناسبی داشت، با خلاصه، ژانرها و بدنهی رمان ارتباط داشت. عنوان کلیشه نبود و خلاقیت نویسنده توی انتخاب اون دیده میشد›
خلاصه:
خلاصه یعنی یه چکیده از یه رمان و این چکیده نه باید کل رمان رو مشخص کنه و نه باید طوری نوشته شه که رمان رو کلیشه جلوه بده. خلاصه باید ابهام داشته باشه تا خواننده برای پیدا کردن جواب ابهامهایی که براش پیش میاد، دست به خوندن رمان بزنه.
‹ خلاصهی شما اندازهی مناسبی داشت. ابهام و پیچیدگی توی اون دیده میشد و خواننده رو به سمت خودش جذب میکرد. مشکل رعایت نکردن علائم نگارشی، باعث میشه که توی فهم و خوانش قسمت آخر خلاصه، خواننده به مشکل بخوره. حضور ژانر تخیلی، توی خلاصه بیشتر از ژانرهای دیگه به چشم میخوره و با بدنهی رمان ارتباط داره. ›
ژانر:
‹ ژانرهای انتخابی شما، صحیح و با بدنهی رمان ارتباط دارن.
به ژانر تخیلی به خوبی پرداخته شده، منتهی استفاده کردن از ژانر طنز، بسیار کم بوده و جز چند موارد که همهی اونها جز فیلترینگ بودن،مورد دیگهای وجود نداشت.
ژانر عاشقانه هم توی رمان بهش خیلی کم پرداخته شده و نیازه که در ادامهی رمان نقش پررنگتری داشته باشه.
بین ژانرها و اسم رمان ارتباط دیده میشه و تنها موردی که توی این بخش میشه بهش اشاره کرد اینه که ژانر ابر قدرتی و اکشن نداریم و باید اون رو حذف کنین ›
جلد:
‹ عکس انتخابی جلد، گویای اسم رمان و ترکیب رنگی استفاده شده بر روی اون، به جذابیت جلد اضافه کرده.
تکست استفاده شده روی جلد، به خوبی با محتویات رمان ارتباط داره و ژانر تخیلی رمان رو به تصویر کشیده. ردپایی از ژانر طنز و عاشقانه توی جلد دیده نمیشه. ›
مقدمه:
توی مقدمه، نویسنده میتونه هم از متنهای خودش استفاده کنه و هم میتونه از متنهای دیگر نویسندهها استفاده کنه.
‹ رمان شما فاقد مقدمه بود. اگر برای رمانتون میخواهین درخواست تگ بدید، داشتن مقدمه یک امتیاز به دست میاد ›
شروع رمان:
شروع رمان خیلی مهمه، چون اگه خواننده از شروع خوشش نیاد اون رمان رو رها میکنه و قید خوندن اون رو میزنه.
‹ شروع رمان شما، با یک دیالوگ بود. بهتر بود که شروع با دیالوگ نباشه و اتفاق مهیجتری نوشته شه. شروع رمان برای کنجکاو کردن خواننده تا حدودی مناسبه؛ اما میتونست بهتر باشه. چون اتفاق زیاد مهیجی رخ نداده، گرهی خاصی ایجاد نشده و میزان مبهم بودن شروع، تقریبا چیزی حدود سی تا چهل درصدِ ›
نقطه اوج:
‹ نقطهی اوج رمان جایی بود که ملیکا کشته شد و به واسطهی کشته شدن اون، شخصیت اصلی داستان پا به مسیری جدید گذاشت و روند داستان کمی هیجانیتر شد.
نقطهی اوج کلیشه نبود، منتهی به خاطر پردازش نادرست خیلی زود ازش رد شدید و باعث گیج شدن خواننده شد چون خیلی سریع اتفاقات پشت سر هم رخ دادن.›
ایدهی رمان:
‹ ایدهی رمان دربارهی یک ولیعهد بود که به خاطر زیادهخواهی ملکه، طی یک حادثه باعث میشه که از ولیعهدی کنار گذاشته شه و طی این ماجرا، با یه دختر به اسم ملیکا آشنا میشه که در نهایت بعد از قتل ملیکا، به گروه شیطان میپیونده تا انتقام خون ملیکا رو از بقیه بگیره.
ایدهی رمان با توجه به ژانر تخیلی، کلیشه نبود. ›
توصیفات مکان:
‹ توصیف مکان تویرمان شما بسیار کم دیده شد. با توجه به زاویه دید دانای کل، توصیفات بهتری میتونستید درون رمان جا بدید که ازش صرف نظر کردید.
دقت کنید که توی رمان، نویسنده باید توصیف کنه تا خواننده تجسم بهتری داشته باشه و بتونه با شخصیتها و رمان ارتباط بگیره ›
توصیفات زمان:
‹ توصیفات زمان، با توجه به اینکه در یه سری جاها، مشخص کرده بودید که چه مدت گذشته کمی قابل درک بود.
اما ما از روز و شب بودن و توی چه فصلی روایت شدن رمان بیاطلاع هستیم و نیازه که به این نوع توصیف، بیشتر پرداخته شه. ›
توصیفات آواها و صداها:
‹ این نوع توصیف هم مثل سایر توصیفها، خیلی کم توی رمان دیده شد.
صدای آواز پرندگان، صدای چرخ گاری، بم و نازک بودن صدای شخصیتها و .... چیزهایی هستش که میتونین به اونها بپردازید.
با توجه به زاویهی دانای کل رمان، انتظار میره که توصیفات در حد نسبتاً خوب باشه چون دست نویسنده برای توصیف بازه. ›
شخصیت پردازی:
‹ از ظاهر شخصیتها اطلاع زیادی نداریم و همینطور از خلق و خوی اونها اطلاعاتی به خواننده ندادید.
جز چند پارت اول و چندجای خاص، ظاهر شخصیتها رو توصیف نکردید. درصورتی که رمان، تخیلی هستش و حتی پوشش لباسها رو هم میشه به خوبی توصیف کرد تا خواننده توی دنیای رمان، غرق بشه.
دقت کنید که شخصیت پردازی، صرفا توصیف ظاهر نیست!
همینکه مشخص میکنید یک شخصیت پرخاشگره، اجتماعیه و یا حتی احساسیه، جز شخصیت پردازی به شمار میاد که متاسفانه توی رمان شما به دلیل نبود مونولگ دیده نشد.
شخصیت پردازی شما کلیشه نبود اما نیازه که بیشتر به اون پرداخته شه. ›
کمکش و تعلیق:
‹ تعلیق توی رمان شما دیده نشد و این باعث کم شدن کنجکاوی خواننده نسبت به رمان میشه و کشمکش بیرونی شامل دعوا و بحث بین کارکترها، به وضوح توی رمان دیده شد.
کشمکش درونی حضور کمتری توی رمان شما داره، مثل حس انتقام دیاوس بعد از مرگ ملیکا.›
زاویه دید:
‹ زاویه دید انتخابی شما، دانای کل بود، زاویه دید پرش نداشت منتهی استفاده کردن از این زاویه دید، میتونست بهتر باشه.
در این قسمتی که توی پرانتز بهش اشاره کردم و توی پارت دوم رمانتون نوشته شده، بهتره که تغییر مکانها با توجه به زاویه دید دانای کل، اینجوری نوشته نشه. چون این از جذابیت رمانتون کم میکنه.(درهمین حین در تالار امپراتوری) میشه به این صورت نوشته شه: در همین حین در تالار امپراتوری،اسمایس برادر امپراتور میگه.
تغییر مکان و زمان توی رمان، با سه ستاره(***) مشخص بشه تا خواننده گیج نشه.›
لحن و بافت متن:
لحن رمان شما محاوره بود و جز چندجای خاص، پرش لحن نداشتید.
استفاده کردن از افعال زمان حال، با توجه به اینکه لحن شما محاوره هستش زیاد جذاب نیست.
(تمام رعیت ها جمع شدن تا این مسابقه رو که ولیعهد در آن شرکت کرده ببینند«✔️ببینن»)
استفاده زیاد از حرف (و) باعث خستگی خواننده میشه، درصورتی که میشه بهجای استفاده بیشاز حد از( و) از علائم نگارشی استفاده کرد.
(دائوس درد زیادی رو تحمل میکنه و« میتونه حذف شه✔️» دندون هاش رو به هم فشار میده و دست هاش رو مشت کرده،پرستارا به دستور پزشک سلطنتی دائوس رو بلند میکنه،روی وسیله که باید اون رو حمل کنن میزارن.)
موارد فیلترینگ زیادی توی رمانتون دیده شد که بهتره حذف کنید تا توی انتشار رمان به مشکل نخورید.
دقت کنید که ممکنه خواننده رمان شما، یه بچه حدود ده ساله باشه و خوندن این موارد تاثیر بدی روی اون میگذاره. ›
سیر داستان:
‹ سیر داستان به دلیل نبود توصیف و دیالوگ محور بودن رمان، به شدت تند بود. اتفاقات پشت سر هم رخ میدادن و فضاها وقتی که تغییر میکردن، خواننده به درستی متوجهی اون نمیشد. بهتره که کمی توصیف بهتر، چاشنی رمانتون کنید تا از تندی سیر اون کاسته شه ›
دیالوگها و مونولوگها:
‹ رمان یک روند دیالوگ طور رو طی میکرد، مونولوگ زیادی توی رمان دیده نشد و چندین دیالوگ پشت سر هم تکرار میشدند.
این تکرار دیالوگ بدون استفاده از مونولوگها، باعث خستگی خواننده و تندی سیر میشه.
علامت صحیح دیالوگ ( - ) این هستش که قبل شروع هر دیالوگ باید به کار بره، نه توی هر خط از یه دیالوگ!
شخصیتها دیالوگهای منحصر به خودشون رو داشتن و تا حدودی قابل تشخیص بودند.
پاراگراف بندی رمان به درستی رعایت نشده و نیازه که مجدد از این نظر، ویرایش بشه›
علائم نگارشی:
‹ استفاده نادرست از علائم نگارشی باعث این شده که متن رمان به سختی خوندن شه.
اشتباهات تایپی توی رمان به شدت به چشم میخوره و نیمفاصلهها هم به درستی رعایت نشده.
غلط املایی هم توی رمان دیده شد که نیازه مجدد رمان بررسی و این موارد برطرف شه.
استفاده بیش از اندازه از سه نقطه توی رمان به چشم میخورد در صورتی که لازم نیست.
(باید جو رو برای اون تغییر بدی،اما میشه به من بگی تکون دادن کلم « کلهم✔️»چه ربطی به پام داره.)›
باور پذیری:
‹ باور پذیری رمان به دلیل استفاده از ژانر تخیلی، قابل بررسی نیست چون تخیل یه نویسنده رو میرسونه و ممکنه هر اتفاق غیر قابل باوری رو به تصویر بکشه. بنابراین باور پذیری رمان سطح مناسبی داشت و اتفاقاتی که رخ میداد، دور از انتظار نبود و منطبق بر روند رمان بود.›
نقاط قوت و ضعف:
‹ درمورد نقاط قوت، میشه به ایدهی رمان، انتخاب اسم و هماهنگی زیادی که اسم و بدنهی رمان داشتن و خلاصهی رمان اشاره کرد.
نبود توصیف درست و ننوشتن مونولوگ، از نقاط ضعف رمان شما به حساب میاد که لازمه بهشون بپردازید. ›
سخن آخر:
‹ بهترینها سخت به دست میان، مهم اینه که توی مسیر خسته نشین و با قدرت به راهتون ادامه بدید.
امیدوارم توی مسیر نویسندگی، ثابت بمونید و پیشرفت چشمگیری داشته باشید.
از خوندن رمان زیباتون لذت بردم و منتظر آثار بعدیتون هستم.
قلمتون مانا، یاعلی ممد! ›
@Asebi