درود به نویسنده عزیز و خوانندگان گرامی!
نقد رمان گردان آدم خوارها
اثر:
@Mr.Rasoly
عنوان:
عنوان رمان «گردان آدم خوارها» بود. این عنوان از سه کلمه تشکیل شده، چون کلمات تشکیل دهنده عنوان ساده هستند مفهوم آن کاملا مشخص است. عنوان انتخابی ارتباط خوبی با خلاصه و متن اصلی رمان داشت اما ارتباط آن با ژانرهای انتخابی کمرنگتر بود؛ نام رمان بیشتر با ژانر طنز مرتبط بود تا اجتماعی و تراژدی!
عنوان رمان بسیار جذاب بود و ارتباط آن با ماجرای زندگی شاهرخ قابل قبول بود.
ژانر:
ژانرهای رمان اجتماعی، تراژدی، طنز بود. ژانر قالب بر رمان طنز، اجتماعی بود و ژانر تراژدی در متن رمان کمتر به چشم میخورد. با توجه به اینکه رمان کامل نشده به نطر میرسد نویسنده تصمیم دارد در ادامه به ژانر تراژدی بپردازد.
خلاصه:
خلاصه رمان کلیشهای نبود و بیش از حد به خوانندگان اطلاعات نمیداد. خلاصه ارائه شده ارتباط خوبی با ژانر، محتوای اصلی و نام رمان داشت.
مقدمه:
مقدمه رمان کلیشهای نبود، کاملا خلاقیت نویسنده در آن مشهود بود و البته قابل درک و جذاب بود؛ مقدمه رمان با محتوای اصلی، ژانر و نام رمان ارتباط خیلی خوبی داشت.
آغاز:
آغاز رمان کلیشهای نبود و ارتباط خوبی با ژانرهای انتخابی داشت. شروع رمان مخاطب را کنجکاو و تشویق به خواندن داستان میکرد که این موضوع عملکرد خوب نویسنده را نشان میدهد.
سیر:
سیر رمان شما میانه بود. رویدادهای رمان ذره ذره به مخاطب ارائه میشدند؛ نه انقدر کند بود که برای مخاطب خسته کننده باشد نه خیلی تند بود که مخاطب را گیج کند! در این زمینه کار نویسند خیلی خوب بود!
دیالگها و مونولگها:
اندازه مونولگها نسبت به دیالگها خیلی خوب بود. روزمرگی در رمان دیده نشد. دیالوگها مبهم نبوده و کاملا مشخص بود که هر دیالگ متعلق به کدام شخصیت است.
ایده اصلی رمان:
ایده رمان، درمورد پسری به نام شاهرخ بود و اتفاقات داستال حول زندگی او میچرخید. ایده رمان بسیار جالب بود! زندگی شاهرخ برای مخاطب بسیار جذاب است حتی باجود اینکه از این گونه شخصیتها در جامعه ما کم نبوده و نیست.
زاویه دید:
زاویه دید رمان، سوم شخص بود. پرشی بین زوایای دید دیده نشد و امیدواریم در ادامه هم دیده نشود چون از جذابیت رمان کاسته خواهد شد!
باورپذیری:
باتوجه به اینکه رمان بر اساس داستانی واقعی نوشته شده کار نویسنده خوب بود و رمان از باورپذیری بالایی برخوردار بود.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی داستان عالی بود. کاملا برای مخاطب قابل درک بود که شاهرخ شخصیتی غیرتی، دلسوز، جدی و در عین حال مهربان دارد.
چهره پردازی:
چهرپردازی خیلی خوب بود. نه زیاد بود که برای خواننده خسته کننده باشد و نه آنقدر کم بود که نتواند چهرهٔ خاصی از شخصیت در ذهنش ترسیم کند.
بافت:
بافت رمان ادبی بود؛ کار نویسنده در این زمینه خیلی خوب بود و تداخلی بین لحن ادبی و محاوره دیده نمیشد.
توصیف احساسات: توصیف احساسات خیلی عالی بود. مخاطب به خوبی احساس شخصیتها را درک میکرد.
توصیف حالات: توصیف حالات در خیلی خوبی قرار بود. تجسم حالت شخصیتها برای مخاطب راحت بود.
توصیف مکان: توصیف مکان خوب بود. مخاطب تا حدودی میتوانست مکان را در ذهنش تجسم کنید.
توصیف ظواهر: توصیف ظواهر خیلی عالی بود و کار خوانندگان را در تصور شخصیتها راحت میکرد.
پر و بال دادن:
پر و بال دادن نویسنده به متن قابل قبول، دور از کلیشه و تا حدی جذاب بود.
با آرزوی موفقیت برای شما نویسنده عزیز!