- May
- 2,067
- 6,795
- مدالها
- 6
...به نامِ یزدانِ بیتا...
نامههایی به یزدانم...
گیرنده: یزدان
نویسنده: بیتاباباحاجی "بیتاب"
ژانر: عاشقانه، تراژدی
مقدمه:
مقصودِ ابدیِ رویاهایم؛
تنها نورِ میانِ این ظلماتِ ناتمام، تلالو تصویر چشمان توست در این خاطرِ مشوش.
ذکرِ نام تو مرا ز نحوس اطرافم پناه میبخشد.
پیچش نوای دلنشینت، افکارِ مسمومِ نشسته در سرم را تارومار میکند.
ای پرستشگاهِ این دلِ کافر، اِی یزدانم!
به هنگام هر غروبِ زندگانی، تو مأمن امنِ من خواهی ماند؛ لیکن نیروی تابشِ مهرِ تو، ز تاریکی شبهای حال و آتیام بیشتر است.
چرا که هربار برون به تیرگیِ دلِ سنگدلان میگردد؛ رختِ بطن روشنت بر تنم مینشیند.
گویی که ز فزونی تعشق، من به پاکی تو گشتم!
نامههایی به یزدانم...
گیرنده: یزدان
نویسنده: بیتاباباحاجی "بیتاب"
ژانر: عاشقانه، تراژدی
مقدمه:
مقصودِ ابدیِ رویاهایم؛
تنها نورِ میانِ این ظلماتِ ناتمام، تلالو تصویر چشمان توست در این خاطرِ مشوش.
ذکرِ نام تو مرا ز نحوس اطرافم پناه میبخشد.
پیچش نوای دلنشینت، افکارِ مسمومِ نشسته در سرم را تارومار میکند.
ای پرستشگاهِ این دلِ کافر، اِی یزدانم!
به هنگام هر غروبِ زندگانی، تو مأمن امنِ من خواهی ماند؛ لیکن نیروی تابشِ مهرِ تو، ز تاریکی شبهای حال و آتیام بیشتر است.
چرا که هربار برون به تیرگیِ دلِ سنگدلان میگردد؛ رختِ بطن روشنت بر تنم مینشیند.
گویی که ز فزونی تعشق، من به پاکی تو گشتم!