درد درونم...خیلی بیش از درد قلبمهامشب عجیب خیلی دلم گرفته...
با وجود درد قلبم
و بغضی در گلویم
خیلی خستهتر از آنم بخوام رهایش کنم
گاهی حتی خسته تر از آنم
گریه ای کنم
و این بغض رها کنم...
با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشتهباشید.
اکنون ثبتنام کنید!درد درونم...خیلی بیش از درد قلبمهامشب عجیب خیلی دلم گرفته...
با وجود درد قلبم
و بغضی در گلویم
خیلی خستهتر از آنم بخوام رهایش کنم
نباید منتظر باشی که روز قشنگ خودش بیاد باید تلاش کنی که اون روز قشنگ رو برای خودت بسازی وگرنه دنیا پر از اتفاقات بد و چیزهای ناراحتت کنندهاس ولی اون که بتونه توی این شرایط باز هم خوشحال باشه برندهاس.خیلی وقته منتظر یه روز قشنگم، ولی نمیدونم چرا نمیاد. اصلاً یه روز قشنگ دیگه چه مزخرفیه؟
نه نه من خیلی خوشحالم، فقط داشتم از بعد زیباییش می گفتم، بله یه روز قشنگ می تونه تمام ابعاد رو در بر بگیره.نباید منتظر باشی که روز قشنگ خودش بیاد باید تلاش کنی که اون روز قشنگ رو برای خودت بسازی وگرنه دنیا پر از اتفاقات بد و چیزهای ناراحتت کنندهاس ولی اون که بتونه توی این شرایط باز هم خوشحال باشه برندهاس.
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشمهایمان رنگی نبود؛ رفتیم و کتاب خواندیم! و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هربار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. میدانی آن جراح که هرروز ما را زیباتر میکند، اسمش چیست؟ اسمش "کتاب" است! چاقویش درد ندارد، امّا همهاش درمان است. هزینهاش هرقدر هم که باشد به این زیبایی میارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه ی شما می دهم: رمان بوک! بی وقت قبلی داخل شوید! این طبیب مشفق، اینجا نشسته است، منتظر شماست!
*ثبت نام*
سلام مهمان عزیز
برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر آثارتان به خانواده رمان بوک بپیوندید:
کلیک برای: عضویت در انجمن رمان بوک