آبـی؛
سطح
5
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
- Jun
- 5,100
- 37,312
- مدالها
- 10
به نام سکوتی که فریاد میزند
اثر: رگ آیینهگون
به قلم: گناه اقیانوس
ژانر: اجتماعی
╎رصدخانهی ادبی دوم╎
دیباچه:
میگویند: میدانی وطن یعنی چه؟ وطن یعنی همهی اینها نباید اتفاق میافتاد... نه! اتفاقاً شاید تنها اینجا بود که معنای وطن بودن اتفاق افتاد. وطن یعنی پدری که جنازهی فرزند خود را تحویل نگرفت تا فرزند پدر دیگری را نجات دهد. وطن یعنی مادری که بر سر مزار فرزند خود دست زد و کمر خم نکرد. وطن یعنی فرزندی که مادرش را از او گرفتند و تنها خواست که اسم مادرش هم خوانده شود. وطن یعنی خون من و تو. وطن یعنی تو. وطن یعنی ما. وطن یعنی معنیِ ما بودن. مایی که همیشه جنگیدیم، هنوز هم میجنگیم و خواهیم جنگید. با خون و استخوانمان. با جانمان. ما بیشماریم. و وطن یعنی همین.
اثر: رگ آیینهگون
به قلم: گناه اقیانوس
ژانر: اجتماعی
╎رصدخانهی ادبی دوم╎
دیباچه:
میگویند: میدانی وطن یعنی چه؟ وطن یعنی همهی اینها نباید اتفاق میافتاد... نه! اتفاقاً شاید تنها اینجا بود که معنای وطن بودن اتفاق افتاد. وطن یعنی پدری که جنازهی فرزند خود را تحویل نگرفت تا فرزند پدر دیگری را نجات دهد. وطن یعنی مادری که بر سر مزار فرزند خود دست زد و کمر خم نکرد. وطن یعنی فرزندی که مادرش را از او گرفتند و تنها خواست که اسم مادرش هم خوانده شود. وطن یعنی خون من و تو. وطن یعنی تو. وطن یعنی ما. وطن یعنی معنیِ ما بودن. مایی که همیشه جنگیدیم، هنوز هم میجنگیم و خواهیم جنگید. با خون و استخوانمان. با جانمان. ما بیشماریم. و وطن یعنی همین.
