جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

دلنوشته [الفبای مرگ] اثر {زهرا حق‌شناس کاربر انجمن رمان‌بوک}

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط زهرا حق شناس با نام [الفبای مرگ] اثر {زهرا حق‌شناس کاربر انجمن رمان‌بوک} ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 286 بازدید, 13 پاسخ و 4 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع [الفبای مرگ] اثر {زهرا حق‌شناس کاربر انجمن رمان‌بوک}
نویسنده موضوع زهرا حق شناس
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط زهرا حق شناس
موضوع نویسنده
مدیر تالار علوم اجتماعی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار علوم اجتماعی
May
459
1,545
مدال‌ها
2
«سقوط»
تا به خود آمدم، دیدم یکی‌یکی دورم را خالی کرده‌اند.
آن سوی ناکجاآباد، نوری بسیار کورکننده با تمام بی‌رحمی می‌تابید. می‌خواستم به سوی آن نور بروم؛ شاید فقط برای اینکه این قلب، در برابر این زندگی، ناتوان‌تر از قبل نتپد و نفس‌های به شماره افتاده‌ام به جان دادن تبدیل نشوند.
اما زیر پایم خالی شد و در چاله‌ای تمام‌عیار از سیاهی سقوط کردم.
چه کسی دستم را گرفت؟
چه کسی حصار تنش را آغوش گرمابخشم کرد؟
چه کسی حال مخروبه و سرماخورده‌ام را دید؟
***
 
موضوع نویسنده
مدیر تالار علوم اجتماعی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار علوم اجتماعی
May
459
1,545
مدال‌ها
2
«من»
من را با چه کلمه‌ای می‌نویسند؟ با «خود» یا «هیچ‌ک.س»؟
یا «خویش»؟ یا شاید هم «تو»؟
من را نمی‌دانم مردم به چه کسی خطاب می‌کنند. آیا به خودشان خطاب می‌کنند یا دیگران را مخاطب قرار می‌دهند؟
من خیلی وقت است «من» را فراموش کرده‌ام.
شاید بپرسی مگر می‌شود؟
آری، می‌شود.
«من» وقتی معنا دارد که پشتت گرم باشد؛ عده‌ای مانند کوه پشتت ایستاده باشند. وقتی «من» معنا دارد که روزی باشد که با دعای خیر دیگران به خانهٔ بخت بروی. وقتی «من» معنا دارد که روزی چشم‌هایت خون گریه نکنند.
این کلمه اصلاً چه معنایی دارد، به‌راستی؟
هنگامی «من» معنا دارد که اگر کسی نگاه چپ به تو کرد، دلت گرم باشد به مادری که حاضر است برایت جان‌فشانی کند.
نه... «من» را که سال‌هاست روحم را در کودکی‌ام جا گذاشته‌ام.
***
 
موضوع نویسنده
مدیر تالار علوم اجتماعی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار علوم اجتماعی
May
459
1,545
مدال‌ها
2
«تو»
ستاره‌ها با آرامش در حال سقوط بودند. کاش این شعر را برای از دست دادن تو نمی‌خواندم.
هر بار که ستاره‌ای سقوط کرد، آرزو کردم از دستت ندهم.
اگر نمی‌خواهی مرا دوست داشته باشی، برو و دیگر برنگرد. چراغ‌های چشم‌هایت دلم را به آتش کشید و خانه‌ام را خراب‌تر از قبل کرد.
چرا این نور را برای قلبم که سال‌هاست سایه‌ای روی آن افتاده، خرج نکردی؟
تو دیدی چگونه مرا از خودت راندی و مرا از دست دادی، اما هیچ تلاشی نکردی.
ستاره‌ها خاری درون چشم‌هایم بودند؛ انگار آمده بودند تا از آن‌ها برای تو شعر لیلی و مجنون بنویسم.
***
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده
مدیر تالار علوم اجتماعی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار علوم اجتماعی
May
459
1,545
مدال‌ها
2
«انتظار»
انتظار را با چه کلمه‌ای می‌نویسند؟ با «ز» یا «ذ»؟ و بگذار آن مفلوک‌شده در انتظار بماند و بس!
چشم‌هایی منتظر آمدنت بودند؛ برای شنیدن صدای دلنشینت. اگر نمی‌آمدی، از نفس می‌افتادم. منتظر بودند تا مرا در آغوش بکشی و نگذاری آب در دلم تکان بخورد.
قلب بیچاره و کم‌سن‌وسالم چقدر توانایی زهر هجران و انتظار را دارد؟ چقدر انتظار کشید و جان داد تا طلوعی دیگر را ببیند؟
مگر جفا کرده بودم که باید در انتظار آغوش و حمایتی، حتی به دروغ، می‌ماندم؛ حمایتی که نامش «پدر و مادر» بود؟
چرا آن زمان که تنم را خونین کردند، از نیش زبان‌هایی همچون مار، نیامدی و در نزدی تا مرا از این چهاردیواری نحس بیرون بیاوری؟
***
 
بالا پایین