جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

متفرقه [ حرف‌های تلخ نویس ]

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تعامل ادبی توسط اول شخص مفرد با نام [ حرف‌های تلخ نویس ] ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 31,207 بازدید, 577 پاسخ و 30 بار واکنش داشته است
نام دسته تعامل ادبی
نام موضوع [ حرف‌های تلخ نویس ]
نویسنده موضوع اول شخص مفرد
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Sin^

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
875
12,374
مدال‌ها
2
عشق آن است که یوسف بخورد شلاقی
اما درد تا مغز و سر و جان زلیخا برود...
 

sbamzy

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Sep
1
7
مدال‌ها
2
نگاهت میکنم اما تو از دردم نمی‌دانی
نگاهت قول ماندن می‌دهد ،اما نمیمانی!
شبانگاهان میان کوچه ها پرسه زدم حتی
سحر شد در خیالت بی خیالم تو چه میدانی..
تو میگویی که دیوانگیم بیجاست

ولی دیوانگی درد است و از این درد چه میدانی..؟
 

SpikeSniffer

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Aug
1
2
مدال‌ها
2
و در سرم که سوت قطارت ادامه داشت
وقتی نگاهِ چَشمِ خُمارت ادامه داشت
باید قبول کرد که ساعت مقصر است
کشسانیِ رسیدنِ به قرارت ادامه داشت
«دلخسته از ادامه‌ی این دُوْرِ باطلم»
این حرف‌های حاشیه‌دارت ادامه داشت
شاید که بیخودی به تو اُمّید بسته‌ام
وقتی شکست توی قُمارت ادامه داشت
تو رفته‌ بودی از این شهرِ بی‌نشان
شب‌ْگریه‌های عاشق زارت ادامه داشت
 

Diyako.A.T

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Sep
1
5
مدال‌ها
2
نگاهت میکنم اما تو از دردم نمی‌دانی
نگاهت قول ماندن می‌دهد ،اما نمیمانی!
شبانگاهان میان کوچه ها پرسه زدم حتی
سحر شد در خیالت بی خیالم تو چه میدانی..
تو میگویی که دیوانگیم بیجاست

ولی دیوانگی درد است و از این درد چه میدانی..؟
زیبا
 
بالا پایین