جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

اثر منتشر شده فروشی بازگشت طیطو از سروناز روحی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آثار منتشر شده فروشی توسط DELVIN با نام بازگشت طیطو از سروناز روحی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 491 بازدید, 0 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته آثار منتشر شده فروشی
نام موضوع بازگشت طیطو از سروناز روحی
نویسنده موضوع DELVIN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط DELVIN
موضوع نویسنده

DELVIN

سطح
6
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
نویسنده انجمن
Jun
13,759
32,198
مدال‌ها
10
bazgasht_tito.jpg
عنوان: بازگشت طیطو
ژانر: عاشقانه اجتماعی
نویسنده: سروناز روحی
خلاصه:
نگارین، دختر تنها و مستقلی است که بارِ زندگی دو نفره با خواهرش را به دوش میکشد، در یک پرنده فروشی کار میکند و با درآمد ناچیز زندگی اش را می گذراند، در این میان خاندان بزرگ و پولداری، با آمدن فرزند ارشدشان به وطن دچار یک چالش بزرگ می شوند … مهندس آزاد زرنگار به محض اینکه بازگشت رقیبش را نزدیک می بیند، مهره هایش را آماده ی مبارزه میکند و تمام تلاشش برای کیش و مات کردن شاه را به کار میگیرد، مهره پیاده، مهره‌ ای بسیار مهم برای مبارزه است، این مهره در حالی که جابه‌ جایی محدودی دارد و مهره‌ ای کم‌ ارزش شمرده می‌شود، پتانسیل زیادی دارد و میدان نبرد شطرنج را تشکیل می‌دهد …
تکه‌ای از اثر:
فورا دست کرد توی کیفی که کج روی دوش انداخته بود، کیف پول را بیرون کشید تراول های مچاله‌ی توی کیف را چنگ زد و دور از چشم مهرداد همه را به آزاد داد و گفت: خبرم بدی ها ؟ باشه؟ جواب نداد و تراول ها را که گرفت، با گام های بلندی به آن سوی خیابان رفت و به محض اینکه روی صندلی عقب نشست ، سر به پشتی صندلی تکیه داد و چشم هایش را بست . فصل دوم : پیاده “پیاده می‌تواند پس از رسیدن به انتهای صفحه ارتقا پیدا کرده و بعد از رسیدن به خانه انتهایی بلافاصله به مهره ای به جز خودش و شاه تبدیل شود” مثل یک فیلم سینمایی بودم …
لینک اثر در سایت:
 
  • لاو
واکنش‌ها[ی پسندها]: سرین
بالا پایین