جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

تاریخ جهان تاریخ انگلستان

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تاریخ جهان توسط aliasghar با نام تاریخ انگلستان ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 165 بازدید, 14 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته تاریخ جهان
نام موضوع تاریخ انگلستان
نویسنده موضوع aliasghar
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط aliasghar
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
مقدمه

تاریخ انگلستان، با عبور نخستین مهاجران از تنگه دوور و ورود آن‌ها به جزایر بریتانیا در هزاران سال پیش آغاز می‌گردد. با کشف تعدادی ابزار سنگی و ردپا در هَپیس‌برگ در نورفولک، معلوم شده است که از بیش از هشتصد هزار سال پیش انسان‌های باستانی در سرزمینی که اکنون به آن، انگلستان می‌گویند زندگی می‌کرده‌اند. قدیمی‌ترین مدرکی که از حضور انسان کنونی در شمال غرب اروپا در دست است، استخوان آرواره‌ای است که در سال ۱۹۲۷ در کِنتزکاورن در ناحیهٔ دِوون کشف شد. عمر این استخوان آرواره را در سال ۲۰۱۱ دوباره تخمین زدند و سن آن را حدود ۴۱۰۰۰ تا ۴۴۰۰۰ سال برآورد کردند. انسان‌ها تا حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، یعنی تا انتهای آخرین عصر یخبندان، به طور پیوسته در این سرزمین سکونت داشته‌اند. در این ناحیه بقایای متعددی از دوران میان‌سنگی، نوسنگی، و عصر برنز وجود دارد، از جمله استون‌هنج و اِیوبری. ساکنین انگلستان در عصر آهن، همچون دیگر نواحی بریتانیا که در جنوب خور فورث هستند، سلت‌ها بودند. این سلت‌ها به نام بریتون مشهور هستند. البته در جنوب شرق انگلستان قبایل بلژی نیز سکونت داشتند. در سال ۴۳ پیش از میلاد فتح بریتانیا به دست رومیان آغاز شد. رومیان تا قرن پنجم پس از میلاد کنترل ایالت بریتانیا را حفظ کردند. با پایان دوران حکمرانی رومیان بر بریتانیا، آنگلوساکسون‌ها توانستند در آن جا اسکان بیابند. معمولاً اسکان آنگلوساکسون‌ها را سرآغاز کشور انگلستان و نژاد انگلیسی می‌دانند. آنگلوساکسون‌ها که مجموعه‌ای از مردم ژرمن بودند، پادشاهی‌های متعددی را بنا گذشتند. این پادشاهی‌ها نخستین قدرت‌های انگلستان و بخش‌هایی از جنوب اسکاتلند بودند. آن‌ها با خود زبان انگلیسی باستان را آوردند. این زبان جایگزین زبان قبلی که زبان بریتانیایی بود شد. آنگلوساکسون‌ها با اخلاف دولت‌های بریتانیایی در ولز، کورن‌وال، و هن‌اوگ‌لد (شمال قدیم؛ بخش بریتونی‌زبان شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند) و همچنین با یکدیگر می‌جنگیدند. از حدود ۸۰۰ پس از میلاد یورش‌های پی‌درپی وایکینگ‌ها آغاز شد و این نورس‌ها کنترل قسمت‌های پهناوری از آن چه که امروزه انگلستان نامیده می‌شود را در دست گرفتند. در طول این دوره حاکمان زیادی تلاش کردند تا پادشاهی‌های گوناگون آنگلوساکسون را با هم متحد کنند. این تلاش‌ها در قرن دهم میلادی منجر به ظهور پادشاهی انگلستان شد. در سال ۱۰۶۶ نورمن‌ها به انگلستان حمله آوردند و آن جا را فتح کردند. ویلیام فاتح سلسلهٔ نورمنی را پایه‌گذاری کرد. این سلسله بیش از نیم‌قرن بر انگلستان حکمرانی کردند تا این که دورهٔ بحران جانشینی پیش آمد. به این دوره، دورهٔ آنارشی می‌گویند. در پی دورهٔ آنارشی، انگلستان تحت حاکمیت دودمان پلانتاژنه قرار گرفت. این خاندان ادعای حاکمیت پادشاهی فرانسه را نیز داشت که منجر به بحران جانشینی شد و جنگ صدساله را در پی داشت. جنگ‌های صدساله دنباله‌ای از ستیزه‌هایی بود که مردم و رهبران هر دو ملت را درگیر خود کرد. انگلستان پس از جنگ‌های صدساله گرفتار جنگ‌های جانشینی خودش شد؛ جنگ رزها باعث شد دو شاخه از دودمان پلانتاژنه به جان یکدیگر بیفتند: خاندان یورک و خاندان لنکستر. سرانجام هنری تئودور جنگ رزها را پایان داد و سلسلهٔ تئودورها را پایه‌گذاری کرد. انگلستان تحت حاکمیت تئودورها و پس از آن تحت حاکمیت سلسلهٔ استوارت، تبدیل شد به یک قدرت استعماری جهانی. انگلستان در طی دوران حاکمیت سلسلهٔ استورات، درگیر جنگ‌های داخلی شد. در نتیجهٔ این جنگ‌ها شاه چارلز اول اعدام شد و دنباله‌ای از دولت‌های جمهوری برقرار گردید: ابتدا یک جمهوری پارلمانی با عنوان ملل مشترک‌المنافع انگلستان، و سپس یک دیکتاتوری نظامی تحت امر الیور کرامول با عنوان کشور تحت‌الحمایه. استوارت‌ها در سال ۱۶۶۰ به تاج و تخت بازگشتند، با این حال یکی دیگر از شاهان استوارت، یعنی جیمز دوم، به خاطر تردیدهایی که دربارهٔ مذهب می‌کرد، در طی انقلاب باشکوه، از پادشاهی خلع شد. انگلستان که در قرن ۱۲ میلادی ولز را فتح کرده بود، در اوایل قرن هجدهم با اسکاتلند هم متحد شد و یک حکومت پادشاهی تحت عنوان بریتانیای کبیر تشکیل داد. در پی انقلاب صنعتی، بریتانیای کبیر یک امپراتوری جهان‌گستر به وجود آورد که در تاریخ به عنوان بزرگ‌ترین امپراتوری ثبت شده است. پس از فرایند استعمارزدایی در قرن بیستم بخش عظیمی از این امپراتوری استقلال پیدا کرد؛ با این حال تاثیرات فرهنگی آن هنوز هم در بسیاری از کشورها گسترده و عمیق است.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
پیش از رومیان

نخستین ساکنان شناخته شده انگلستان، شکارچیان پارینه سنگی بودند. پس از اتمام آخرین عصر یخبندان، اولین گروههای کشاورز در این جزیره ساکن شدند. در آخرین هزاره پیش از میلاد، اقوام مهاجمی به نام سلت‌ها از نوردیک به انگلستان حمله کردند و با غلبه بر ساکنان بومی، در این سرزمین سکنی گزیدند.[۱] نخستین گروههای سلت، حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد و آخرین آن‌ها (بلژها) ۷۵ سال پیش از میلاد وارد انگلستان شدند. به نظر می‌رسد نخستین بار در انگلستان، سلت‌ها از آهن در ساخت ابزارآلات بهره گرفته باشند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
عهد رومیان

سپاهیان رومی نخستین بار در سال ۵۴ پیش از میلاد به جزیره وارد شدند و فتوحات محدودی انجام دادند. در سال ۴۴ پس از میلاد، به فرمان امپراتور وقت روم، کلاودیوس اول، جنگاوران رومی به طور جدی و گسترده به نواحی جنوبی انگلستان حمله‌ور شدند و تا سال ۹۰ میلادی استان رومی انگلستان را تاسیس کردند. احتمالا شهر لندن حد فاصل سال‌های ۷۰ تا ۱۰۰ میلادی بنا شده‌است. رومی‌ها در جنوب جزیره، جاده‌ها، شهرها و امکانات رفاهی و آموزشی بسیاری ایجاد کردند. سلت‌ها با مظاهر تمدنی به مراتب کمتر، در شمال می‌زیستند؛ و برای رومی‌های ساکن جنوب، مشکلات زیادی می‌آفریدند. یکی از اقوام سلتی، پیکتز، به ویژه بیشتر مشکل آفرین بود. چند صد سال پس از میلاد، یکی از امپراتوران روم به نام هادریان، دیواری در شمال ساخت تا از حملات مکرر سلت‌ها جلوگیری کند
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
تهاجم انگلوساکسون‌ها

در انتهای سده ۴ میلادی، رهبر رومی انگلستان از قبایل آلمانی خواست که در انگلستان مستقر گردند. او با این تصمیم می‌خواست که ژرمن‌ها را متحدانی صمیمی برای بخش رومی انگلستان سازد؛ تا از حملات پیکتزها جلوگیری کند. اما نتیجه خلاف انتظار بود. سیل اقوام ژرمن از جمله ساکسون‌ها و انگلس‌ها و ژوت‌ها، در آغاز سده ۵ میلادی، رومیان انگلیسی را ناگزیر به ترک جزیره نمود. آغاز قرون وسطا در انگلستان را، همزمان با همین تهاجم‌ها ذکر کرده‌اند. قبایل آلمانی، پس از بیرون راندن رومیان، سلت‌ها را نیز به سمت غرب به عقب راندند. انگلس‌ها و ساکسون‌ها نام خود را به این خطه دادند. انگل لند یا انگلند. این افراد را انگلوساکسون می‌نامیدند. پیش از آمدن مسیحیت توسط رومی‌ها، مردم پیرو مذاهب سلتی و ژرمنی-مشتمل بر انواعی از ستایش و پرستش طبیعت- بودند. ۱۵۰ سال پس از آخرین یورشهای ژرمان‌ها، پاپ گرگوری کبیر رهبر کلیسای مسیحی، جرات کرد که میسیونرهای خود را به رهبری اگوستین به سوی انگلوساکسون‌ها بفرستد. شاه کنت از انگلوساکسون‌ها با شاهزاده‌ای مسیحی از فرانک‌ها ازدواج کرد. این ازدواج، شاه کنت را مسیحی کرد و به موجب همکاری کنت با اگوستین، مسیحیت در جزیره گسترش یافت. تا سده هفتم، مسیحیان انگلستان تحت نظارت و کنترل مذهبی کلیسای رم قرار گرفتند. در این زمان انگلستان از وحدت سیاسی برخوردار نبوده و به چندین کشور متخاصم تقسیم شده بود؛ که از جمله مهمترین آنها می‌توان به نورثامبریا، مرشا، کنت و وسکس اشاره نمود. سرانجام در سال ۸۲۹ میلادی، کلیه این ممالک، اگبرت، شاه وقت وسکس را به عنوان پادشاه انگلستان برگزیدند. اگبرت نخستین پادشاه از سلسله ساکسونهای غربی بود؛ با این وجود در اسکاتلند و ایرلند حکومت‌های محلی دیگری قدرت داشتند. در زمان جانشینان اگبرت، انگلستان با هجوم اقوام نورمان مواجه گردید. در سده ۹ میلادی، آلفرد کبیر از وسکس پادشاه انگلیس شد.[۴] او وایکینگ‌های دانمارکی را در سال ۸۷۸ میلادی شکست داد، و آنها را وادار کرد تا تقسیم انگلستان را به دو قسمت وسکس و Danelaw به رسمیت بشناسند. آلفرد کبیر مدارس زیادی ساخت، نیروی دریایی بریتانیا را تشکیل داد و لندن را از دست دانمارکی‌ها خارج کرد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
تهاجم نورمنان

در سال ۱۰۶۶، ادوارد خستو پادشاه انگلستان که از فشار دانمارکیان به خویشاوند قدرتمند ش ویلیام، دوک نرماندی پناه برده بود، در همان تبعید و بی آن که فرزند و جانشین آشکاری داشته باشد درگذشت. ویلیام، به سبب خویشاوندی دوری که با ادوارد خستو داشت، جانشینی او را ادعا کرد. حال آن که انجمن ویتنجموت، هارولد گادوینسون، ارل نیرومند وسکس را به پادشاهی انگلستان برگزیده بود. نورمن‌ها به فرماندهی ویلیام پیروز به انگلستان تاختند و حکومت سلطنتی آن کشور را به دست گرفتند. مهم‌ترین نبرد ویلیام در حمله به انگلستان، نبرد سرنوشت ساز هستینگز بود.[۵] در این جنگ هارولد کشته شد و پس از آن ایستادگی‌های پراکنده ی انگلیسیان نتوانست جلوی گسترش قدرت نرمن‌ها را به سراسر انگلستان بگیرد. پس از ویلیام، پسر ش، ویلیام دوم بر جای او نشست. امپراتوری نورمن‌ها در دوران پادشاه بعدی، هنری یکم، به اوج قدرت خود رسید. او توانست پادشاه اسکاتلند، شاهزادگان ولزی، دوک بریتانی و کنت‌های فلاندر، بولون و پونتیو را به زیر فرمان آورد. ویلیام آدلین، تنها پسر و وارث قانونی هنری یکم، در ۱۱۲۰ غرق شد و هنری دخترش ماتیلدا را، به عنوان جانشین تاج و تخت خود در انگلستان و نورماندی معرفی نمود. با این وجود ماتیلدا مورد قبول درباریان بانفوذ پادشاه قرار نگرفت و آنها از سلطنت پسرعمه ماتیلدا، استفان حمایت کردند. در ۱۱۴۱ استفان از نیروهای ماتیلدا شکست خورد و به اسارت او درآمد. ماتیلدا پس از زندانی کردن استفان، خود را بانوی انگلستان نامید؛ اما موفق به تاج‌گذاری به عنوان ملکه نشد. مدتی بعد استفان به پیروزی رسید و تا زمانی که از هنری دوم شکست نخورده بود، بر تخت باقی ماند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
دودمان پلانتاژنه

هنری دوم فرزند ماتیلدا، سردودمان پلانتاژنه در انگلستان است. پس از هنری، از ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۹، پسر ش ریچارد به پادشاهی رسید. در جنگ‌های صلیبی شرکت کردن ریچارد، فرنام شیردل را برای او به ارمغان آورد و به جای او نشستن برادر کوچک‌تر جان دست‌مایه ی پیدایش داستان‌ها و افسانه‌هایی شد که از این میان رابین هود، آوازه ی جهانی یافت. برجسته‌ترین و تاریخ‌سازترین رخداد روزگار پادشاهی جان، همانا مگناکارتا یا فرمان بزرگ را امضا کردن بود. مگناکارتا، پیمان نامه‌ای بود که اشراف انگلیسی بر شاه تحمیل کردند و به موجب آن اختیارات پادشاه محدود شد.[۶] پادشاه بعدی از این سلسله، هنری سوم بود که در دوره زمامداری وی، مجلس عوام در کنار مجلس اعیان تاسیس گشت. شهرهای کمبریج و آکسفورد نیز در سده ۱۳ شکل گرفتند. در زمان ادوارد نخست، پنجمین شاه پلانتاژنه، ولز به تصرف انگلستان درآمد. طی سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳، جنگ‌های معروف به جنگ‌های صدساله بین انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها روی داد. زمینه اصلی جنگ اختلاف بر سر مالکیت سواحل دریای مانش بود که از زمان ویلیام اول بروز کرده بود؛ اما جرقه شروع رسمی نبرد، ادعای ادوارد سوم مبنی بر تملک بر فرانسه بود. در جنگ دریایی سال ۱۳۴۰، فرانسه به سختی شکست خورد. در سال ۱۳۴۶، بار دیگر فرانسویان در ناحیه کرسی شکست خوردند و سال بعد بندر کاله به دست انگلستان افتاد. در جنگی که طی سال ۱۳۵۶، در ناحیه پواتیه رخ داد، ژان دوم پادشاه فرانسه، مغلوب و اسیر شد. دوره اول جنگ‌ها، در حالی در سال ۱۳۶۰ پایان یافت که فرانسوی‌ها شکست خوردند، و به موجب پیمان بریتانی، زمین‌های بسیاری را در ناحیه کاله و نواحی غربی و جنوب غربی فرانسه، به انگلستان واگذاردند. در دوره دوم، فرانسویان با فداکاری‌های ژاندارک و کمک‌های دوک بورگونی پیروز شدند؛ و بیش تر سرزمین‌هایی را که در دوره نخست از دست داده بودند، پس‌گرفتند. جنگ‌های صد ساله همچنین باعث رشد هویت ملی و تقویت میهن‌پرستی انگلیسیان و فرانسویان شدند. طی سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ میلادی، بیماری طاعون از اروپا به انگلستان راه پیدا کرد و بسیار شایع شد؛ تا حدی که پس از مهار بیماری، جمعیت انگلستان تا نصف کاهش یافته بود. این واقعه در تاریخ اروپا به مرگ سیاه شهرت دارد.[۷] در سال ۱۳۹۹ ریچارد دوم از سلطنت خلع شد و هنری چهارم از خاندان لنکستر به سلطنت رسید. طی سال‌های ۱۴۵۵ تا ۱۴۸۴ جنگ گل‌ها رخ داد که نبردی بین دو خاندان سلطنتی لنکستر و یورک بود. علت این نامگذاری این بود که در جنگهای مذکور، سربازان خاندان لنکستر نشان گل سرخ و سربازان خاندان یورک نشان گل رز سفید داشتند. در جنگ گل‌ها، لنکسترها پیروز شدند؛ ولی یورک‌ها تا مدتها به مقاومت ادامه می‌دادند.

 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
سلسله تئودور

از قدرت یابی هنری هفتم تا خلع ماری اول[ویرایش] هنری هشتم، ۶ بار ازدواج کرد که ۲ تن از همسرانش را به قتل رساند. در ۱۴۸۵، هنری تئودور با نام هنری هفتم، با شکست دادن ریچارد سوم خاندان تئودور را به سلطنت رساند. هنری هفتم قدرت سیاسی اشراف را که بر اثر جنگ گلها تضعیف شده بود، درهم شکست. در بخش مهمی از نیمه اول سده ۱۶ میلادی، هنری هشتم پادشاه انگلستان بود. در زمان سلطنت هنری هشتم خاک ایرلند ضمیمه انگلستان گشت. وی ۶ بار ازدواج کرد. نخستین همسر او کاترین آراگن، دختر پادشاه اسپانیا بود. هنری از او یک دختر به نام ماری داشت. هنری قصد داشت کاترین را به علت اینکه نتوانسته بود برای او پسری (به عنوان وارث تاج و تخت) به دنیا آورد، طلاق دهد؛ ولی طبق احکام مسیحی آن زمان کلیسای کاتولیک با طلاق موافقت نمی‌کرد. همین اختلاف ساده باعث شد، پاپ کلمنت هفتم هنری را تکفیر کند؛ و در مقابل هنری، کلیسای انگلیکان، کلیسای ملی انگلیسی را تاسیس کرد و از کلیسای کاتولیک تبعیت ننمود. هنری سپس همسر دومش آن بولین را اختیار نمود که بعدها به جرم زنا گردن زده شد.[۸] ثمره این ازدواج دختری به نام الیزابت بود. پس از هنری هشتم، ماری به سلطنت رسید. او نیز مانند مادر اسپانیاییش، کاتولیکی سرسخت بود و بر خلاف رویه پدر عمل می‌کرد. او سبب احیای کاتولیسیسم در انگلستان شد و انگلیکان‌ها را با قساوتی شدید قلع و قمع نمود. این قساوتها باعث شد که او را ماری خونریز لقب دهند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
ماری یکم

ماری یکم یا ماری تئودور (به انگلیسی: Mary I of England) (زادهٔ ۱۸ فوریه ۱۵۱۶ - درگذشتهٔ ۱۷ نوامبر ۱۵۵۸) از ژوئیه ۱۵۵۳ تا پایان عمر ملکهٔ انگلستان و ایرلند بود. وی تنها دختر هنری هشتم از همسر اولش، کاترین آراگن بود. ماری به دلیل کشتار پروتستانها به «ماری خون‌ریز» (Bloody Mary) معروف است. کودکی اگر چه ماری، آن وارث سلطنت که هنری هشتم می‌خواست نبود، اما نزد والدینش محبوب بود. در سن یازده سالگی، هنری پدر ماری، کاترین آراگن را طلاق داد تا با آن بولین ازدواج کند. رسیدن به سلطنت در سال ۱۵۴۷ پس از مرگ هنری هشتم، پسرش ادوارد ششم به حکومت رسید و تا پایان عمر (شش سال) پادشاه انگلستان و ایرلند بود. پس از مرگ ادوارد، جین گری (نوهٔ عمه‌اش) به مدت ۹ روز ملکهٔ انگلستان شده بود ولی در انگلیای شرقی ماری هوادارانش را متحد کرد و بسوی لندن لشکر کشید. دادلی (دوک نورتامبرلند) و حامی اصلی جین گری نتوانست کاری از پیش برد. جین داوطلبانه به سود ماری از سلطنت کناره‌گیری کرد، زیرا مایل نبود که انگلستان گرفتار جنگهای مذهبی شود. به دستور ماری یکم، در ۱۲ فوریه سال ۱۵۵۴ جین گری که چند ماه پیش برای ۹ روز ملکهٔ انگلستان شده بود در برج لندن گردن زده شد. در کنار جین، شوهر او نیز گردن زده شد. جین گری پروتستان بود و هنگام اعدام ۱۶ سال داشت. کشتار پروتستان‌ها ماری پس از درگذشت پدر و برادرش بر تخت سلطنت نشست و به مذهب مادر خود کاترین آراگن بازگشت. وی بر خلاف پدر با پاپ از در آشتی در آمد و یک بار دیگر آئین کاتولیک را در انگلستان مذهب رسمی قرار داد. زمین‌هائی را که پدرش از کلیسا گرفته بود، پس داد و نا گفته نماند که در طول پنج سال از سلطنت خود بیش از سیصد نفر را اعدام کرد. او با فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا، که از پاپ هم کاتولیک‌تر بود، پیمان زناشوئی بست. این همان پادشاهی است که گفته بود: «ترجیح می‌دهم همهٔ سرزمین‌های خود را از دست بدهم ولی بر هیچ بی‌دینی سلطنت نکنم». مری در سال ۱۵۵۸ در ۴۲ سالگی احتمالاً از بیماری کیست تخمدان یا سرطان زهدان (رحم) درگذشت. پس از مرگ ماری ناخواهریش الیزابت ملکه شد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
الیزابت یکم

ملکه الیزابت یکم (به انگلیسی: Elizabeth I Of England) (زاده ۷ سپتامبر۱۵۳۳- مرگ ۲۴ مارچ ۱۶۰۳) از ۱۷ نوامبر ۱۵۵۸ تا زمان مرگش ملکهٔ سلطنتی انگلستان و ایرلند بود. الیزابت که گاهی نیز الیزابت باکره، گلوریانا و ملکه بث خوب نامیده می‌شد، پنجمین و آخرین پادشاه دودمان تیودور بود. او دختر هنری هشتم به عنوان یک پرنسس به دنیا آمد اما مادرش، آن بولین، وقتی دخترش دو سال و نیم بیشتر نداشت، اعدام شد و الیزابت نامشروع شناخته شد. برادر ناتنی او، ادوارد ششم، تاج را به لیدی جین گری به میراث گذاشت و دست دو خواهر ناتنی خود یعنی الیزابت و مری کاتولیک مذهب را از جانشینی تخت کوتاه کرد. این اقدام او بر خلاف قانون جانشینی سوم بود که در ژوئیه ۱۵۴۳ توسط پارلمان انگلیس به تصویب رسیده بود (برطبق این قانون، مری و الیزابت دگربار در خط جانشینی پس از شاهزاده ادوارد قرار گرفتند). با کنار گذاردن وصیتنامهٔ ادوارد، مری در سال ۱۵۵۳ ملکه شد و لیدی جین گری اعدام شد. با مرگ مری در سال ۱۵۵۸، الیزابت جانشین خواهر ناتنیش شد. مری در دوران حکومت خود به ظن حمایت از شورشی‌های پروتستان حدود یک سال الیزابت را زندانی کرده بود. الیزابت با مشاوره خوب حکومت خود را آغاز کرد و به شدت به گروهی از مشاورین قابل اعتماد خود که توسط ویلیام سیسل (بارون بورلی) رهبری می‌شد تکیه داشت. یکی از اقدامهای اولیه او تاسیس و برپایی کلیسا پروتستان انگلیس بود که خود والی عالی آن شد. این توافق مذهبی الیزابت، بعدها به کلیسای انگلستان امروزی تکامل یافت. انتظار می‌رفت که ملکه ازدواج کرده و جانشینی به دنیا آورد تا دودمان تیودور ادامه یابد. اما او علی‌رغم چندین معاشقه هیچوقت این کار را نکرد. با سالمندتر شدن او، باکره بودن و پاکدامنی‌اش شهرت یافت و مکتبی فکری در اطراف او پدید آمده و رشد کرد و در پرتره‌ها، نمایش‌ها و مراسم مجلل و تاریخی، و ادبیات آن زمان جشن گرفته می‌شد. الیزابت در دولت داری از پدر و برادر و خواهر ناتنیش میانه‌روتر بود. یکی از شعارهای او این بود: می‌بینم و هیچ نمی‌گویم. در مسائل مذهبی، نسبتاً صبور و شکیبا بوده و از آزار و اذیت سازمان یافته پرهیز می‌کرد. پس از سال ۱۵۷۰، زمانیکه پاپ او را نامشروع خواند و پیروان الیزابت را از اطاعت دستوراتش منع کرد، چندین توطئه، زندگی ملکه را به خطر انداخت. اما تمامی این دسیسه‌ها با کمک سرویس مخفی وزرایش با شکست مواجه شد. در روابط خارجی، محتاط عمل می‌کرد و در ارتباط با دو ابرقدرت فرانسه و اسپانیا تعادل را برقرار می‌کرد. او با وجود بی رغبتی، از شماری کمپین‌های نظامی ناکارآمد و با منابع ناچیز در هلند، فرانسه و ایرلند حمایت کرد. در اواسط سال ۱۵۸۰، جلوگیری از جنگ با اسپانیا بیشتر از این نمی‌توانست ادامه پیدا کند و هنگامی که اسپانیا سرانجام در سال ۱۵۸۸ تصمیم به فتح انگلستان گرفت، شکست نیروی دریایی اسپانیا ملکه الیزابت را با یکی از بزرگترین پیروزی‌های نظامی در تاریخ انگلستان پیوند داد. سلطنت الیزابت به عنوان «عصر الیزابت» شناخته می‌شود و مهمتر از همه برای رشد و شکوفایی درام و تئاتر انگلیس که توسط پیشگامانی چون ویلیام شکسپیر و کریستوفر مارلو رهبری می‌شد و نیزبه خاطر قابلیتهای دریانوردی ماجراجویان انگلیسی مانند سر فرانسیس دریک شهرت داشت. بعضی از مورخان در ارزیابی خود کم‌سخن‌تر و خوددارتر هستند، آنها الیزابت را فرمانروایی عصبانی و دودل توصیف می‌کنند که بیشتر از شانسش بهره برد. در اواخر حکومتش، یک سری مشکلات نظامی و اقتصادی محبوبیت او را تضعیف کرد. می‌توان اذعان کرد که الیزابت در عصری که دولت متزلزل و محدود و پادشاهان در کشورهای همسایه با مشکلات داخلی که حتی تخت و تاجشان را تهدید می‌کرد مواجه بودند بازیگری کاریزماتیک و بازمانده‌ای سر سخت بود. چنین مشکلات و مواردی در مورد رقیب الیزابت، ماری یکم اسکاتلند، نیز صدق می‌کرد. الیزابت او را در سال ۱۵۶۸ زندانی و سرانجام در سال ۱۵۸۷ اعدام کرده بود. پس از حکمفرمایی کوتاه مدت برادر و خواهر ناتنیش، دورهٔ ۴۴ سالهٔ الیزابت بر تخت ثبات خوبی را برای قلمرو پادشاهی (بریتانیا) به ارمغان آورد و نیز به شکل‌گیری حس هویت ملی کمک کرد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
انگلستان در سده‌ی هفدهم
توطئه باروت

پس از مرگ الیزابت در سال ۱۶۰۳، چون او وارثی برای تصرف تاج و تخت انگلستان در میان تئودورها نداشت[۱۰]؛ جیمز اول پسر ماری استوارت از خاندان استوارت اسکاتلند، به پادشاهی رسید. جیمز با وجود آنکه از مادری کاتولیک بود؛ به قلع و قمع گسترده کاتولیک‌ها پرداخت. در نتیجه این سیاست، درگیریهای کاتولیکها و پروتستانها افزوده تر گشتند. در سال ۱۶۰۵، توطئه‌ای موسوم به توطئه باروت، به رهبری گای فاکس که کاتولیک بود، برای انفجار پارلمان و قتل شاه و نمایندگان مجلس طرح ریزی شد، ولی توطئه پیش از انجام، کشف و خنثی شد و گای فاکس دستگیر شده و اعدام گشت. همچنین کاتولیکها از حقوق مدنی به مدت دو قرن محروم شدند.
 
بالا پایین