- Nov
- 7,202
- 9,221
- مدالها
- 7
به دستور مهرداد دوم، گودرز یکم حاکم بابل شد، درحالی که ارد یکم جداگانه بر پارت حکومت میکرد.[۶۵] این سیستم تقسیم شده پارتها را تضعیف کرد، و به تیگران دوم ارمنستان این فرصت را داد، تا قلمرو پارت را در غرب میانرودان تصاحب کند، اگرچه این سرزمینها در زمان سلطنت سیناتروک به قلمرو پارت بازگردانده شد (۷۱–۷۸ پیش از میلاد).[۶۶] پیرو سومین جنگ مهردادی، مهرداد ششم (پنتوس) (۶۳–۱۱۹ پیش از میلاد) که یکی از متحدان تیگران دوم ارمنی بود، از پارتیان در برابر رمیها درخواست کمک میکند، اما سیناتروک از کمک سر باززد.[۶۷] در ۶۳ پیش از میلاد زمانی که لوکولوس فرمانده ارتش روم به قصد پایتخت ارمنستان تیگراناکرت به راه افتاد، مهرداد ششم و تیگران دوم از فرهاد سوم درخواست کمک میکنند (۵۸–۷۱ پیش از میلاد)، اما فرهاد نیز از ارسال کمک سر باززد و پس از سقوط شهر تیگراناکرت به دست لوکولوس، مجدداً فرات مرز میان پارت و رم میشود.[۶۸]
تیگران جوان، فرزند تیگران دوم که از بدست آوردن تاج و تخت پدر ناکام ماندهاست، به پیش فرهاد سوم فرار میکند و وی را متقاعد میکند تا به قصد آرتاشات پایتخت جدید ارمنستان لشکرکشی کند. زمانی که این لشکرکشی شکست میخورد، تیگران جوان بار دیگر فرار میکند و اینبار به پومپه پناه میبرد و به وی قول میدهد تا راهنمای او در ارمنستان باشد، اما در حالی که تیگران به عنوان پادشاه به رم فرستاده میشود، در رم وی را به عنوان گروگان درمیآورند.[۶۹] فرهاد سوم از پومپه درخواست میکند تا او را به وی برگردانند، اما پومپی نمیپذیرد. برای تلافی فرهاد به سمت کردوئنه (جنوبی شرقی ترکیه) حمله میکند، در این رابطه دو روایت متفاوت از رومیان نقل شدهاست که لوسیوس افرانیوس، کنسول روم، اشکانیان را مجبور به عقبنشینی از طریق نظامی و روایت دیگر از طریق گفتگوی دیپلماتیک میکند.[۷۰]
فرهاد سوم توسط فرزندانش ارد دوم و مهرداد سوم به قتل رسید. پس از آن، ارد دوم بر مهرداد سوم فائق آمد و او را مجبور به فرار از ماد به سوریه روم کرد.[۷۱] آولو گابینی فرمانروای سوریه روم در حمایت از مهرداد به فرات رفت، اما در میان راه برای کمک به بطلمیوس دوازدهم در سرکوب شورش مصر مجبور به بازگشت شد.[۷۲] مهرداد علیرغم از دست دادن نیروی کمک رومی، موفق به تسخیر بابل شد و تا قبل از ۵۴ پیش از میلاد ضرب سکه کرد. در همان سال سورنا یکی از فرماندهان ارد که از خاندان اصیلی بود سلوکیه را بازپس گرفته و مهرداد را اعدام کرد.[۷۳]
کراسوس یکی از فرماندهان سهگانه روم و فرماندار سوریه، با تأخیر به حمایت از مهرداد در ۵۳ پیش از میلاد به اشکانیان یورش برد.[۷۴] وقتی با ارتش خود به سمت کاره (حران کنونی، جنوبغربی ترکیه) بهراه افتاد، ارد دوم به ارمنستان حمله کرد و آرتاوازد دوم که هم پیمان روم بود را به هم پیمان خود تبدیل کرد و کمکهای ارمنستان به روم را قطع نمود، همچنین ارد دوم آرتاوازد را متقاعد ساخت تا برای تحکیم بخشیدن به این پیمان خواهر آرتاوازد به عقد پاکور یکم که ولیعهد بود در آید.[۷۵]
سورنا با سپاهی عمدتاً متشکل از سواره نظام برای مقابله با کراسوس به راه افتاد.[۷۶] سپاه سورنا را ۱۰۰۰ سوار زرهپوش و ۹۰۰۰ سوار کماندار تشکیل میداد، در حالی که سپاه کراسوس ۴ برابر سپاه سورنا و متشکل از هفت لژیون شامل گولها و پیادهنظام سبک بود.[۷۷] سپاه اشکانی با تکیه بر حدود ۱۰۰ شتر حامل تیر، منبع ثابتی از تیر برای سواران کماندار خود فراهم کرده بودند.[۷۷] سواران کماندار در جهت استفاده از تاکتیک پرتاب اشکانی بکار گرفته شدند، آنها حالت عقبنشینی را تقلید میکردند و سپس به سمت دشمن بازمیگشتند و تیر پرتاب میکردند. این شیوه مبارزه با کمان سنگین و مبارزه در دشت مسطح سپاه کراسوس را نابود کرد.[۷۸] در نهایت در حدود ۲۰٫۰۰۰ رومی کشته و ۱۰٫۰۰۰ دستگیر و تقریباً ۱۰٫۰۰۰ سرباز دیگر به سمت غرب متواری شدند و خود کراسوس نیز به حومه ارمنستان فرار کرد.[۷۹] سورنا به عنوان فرمانده در راس سپاه خود، به کراسوس پیشنهاد مذاکره برای صلح داد که مورد قبول کراسوس نیز واقع شد. در این بین در حالی که یکی از افسران وی سعی بر مانع شدن از رفتن او برای مذاکره به ظن تله بودن آن را داشت، کراسوس کشته میشود.[۸۰]
شکست کراسوس در حران یکی از سنگینترین شکستهای نظامی تاریخ روم بود.[۸۱] پیروزی اشکانیان شهرت توانمندی آنها را که حتی اگر برابر با قدرت رم نباشند، اثبات کرد.[۸۲] سورنا با هم رزمان، اسیران و غنیمت ارزشمند رومیان چیزی در حدود ۷۰۰ کیلومتر سفر کرد و به سلوکیه بازگشت و در آنجا جشن پیروزی گرفت. اگرچه مدتی بعد، ارد از ترس آنکه مبادا سورنا سودای تاج و تخت اشکانی را داشته باشد، سورنا را اعدام کرد.
احساس قدرت ناشی از شکست دادن کراسوس، اشکانیان را به تصرف قلمروهای غربی رومیان واداشت.[۸۳] پاکور یکم ولیعهد اشکانی با فرمانده خود اوساکس به سوی سوریه روم حمله کرد و در ۵۱ پیش از میلاد تا آنتیوخ پیش رفت اما در آنجا توسط گایوس کاسیوس لونگینوس که در کمین بود شکست خورده و اوساکس نیز کشته شد.
تیگران جوان، فرزند تیگران دوم که از بدست آوردن تاج و تخت پدر ناکام ماندهاست، به پیش فرهاد سوم فرار میکند و وی را متقاعد میکند تا به قصد آرتاشات پایتخت جدید ارمنستان لشکرکشی کند. زمانی که این لشکرکشی شکست میخورد، تیگران جوان بار دیگر فرار میکند و اینبار به پومپه پناه میبرد و به وی قول میدهد تا راهنمای او در ارمنستان باشد، اما در حالی که تیگران به عنوان پادشاه به رم فرستاده میشود، در رم وی را به عنوان گروگان درمیآورند.[۶۹] فرهاد سوم از پومپه درخواست میکند تا او را به وی برگردانند، اما پومپی نمیپذیرد. برای تلافی فرهاد به سمت کردوئنه (جنوبی شرقی ترکیه) حمله میکند، در این رابطه دو روایت متفاوت از رومیان نقل شدهاست که لوسیوس افرانیوس، کنسول روم، اشکانیان را مجبور به عقبنشینی از طریق نظامی و روایت دیگر از طریق گفتگوی دیپلماتیک میکند.[۷۰]
فرهاد سوم توسط فرزندانش ارد دوم و مهرداد سوم به قتل رسید. پس از آن، ارد دوم بر مهرداد سوم فائق آمد و او را مجبور به فرار از ماد به سوریه روم کرد.[۷۱] آولو گابینی فرمانروای سوریه روم در حمایت از مهرداد به فرات رفت، اما در میان راه برای کمک به بطلمیوس دوازدهم در سرکوب شورش مصر مجبور به بازگشت شد.[۷۲] مهرداد علیرغم از دست دادن نیروی کمک رومی، موفق به تسخیر بابل شد و تا قبل از ۵۴ پیش از میلاد ضرب سکه کرد. در همان سال سورنا یکی از فرماندهان ارد که از خاندان اصیلی بود سلوکیه را بازپس گرفته و مهرداد را اعدام کرد.[۷۳]
کراسوس یکی از فرماندهان سهگانه روم و فرماندار سوریه، با تأخیر به حمایت از مهرداد در ۵۳ پیش از میلاد به اشکانیان یورش برد.[۷۴] وقتی با ارتش خود به سمت کاره (حران کنونی، جنوبغربی ترکیه) بهراه افتاد، ارد دوم به ارمنستان حمله کرد و آرتاوازد دوم که هم پیمان روم بود را به هم پیمان خود تبدیل کرد و کمکهای ارمنستان به روم را قطع نمود، همچنین ارد دوم آرتاوازد را متقاعد ساخت تا برای تحکیم بخشیدن به این پیمان خواهر آرتاوازد به عقد پاکور یکم که ولیعهد بود در آید.[۷۵]
سورنا با سپاهی عمدتاً متشکل از سواره نظام برای مقابله با کراسوس به راه افتاد.[۷۶] سپاه سورنا را ۱۰۰۰ سوار زرهپوش و ۹۰۰۰ سوار کماندار تشکیل میداد، در حالی که سپاه کراسوس ۴ برابر سپاه سورنا و متشکل از هفت لژیون شامل گولها و پیادهنظام سبک بود.[۷۷] سپاه اشکانی با تکیه بر حدود ۱۰۰ شتر حامل تیر، منبع ثابتی از تیر برای سواران کماندار خود فراهم کرده بودند.[۷۷] سواران کماندار در جهت استفاده از تاکتیک پرتاب اشکانی بکار گرفته شدند، آنها حالت عقبنشینی را تقلید میکردند و سپس به سمت دشمن بازمیگشتند و تیر پرتاب میکردند. این شیوه مبارزه با کمان سنگین و مبارزه در دشت مسطح سپاه کراسوس را نابود کرد.[۷۸] در نهایت در حدود ۲۰٫۰۰۰ رومی کشته و ۱۰٫۰۰۰ دستگیر و تقریباً ۱۰٫۰۰۰ سرباز دیگر به سمت غرب متواری شدند و خود کراسوس نیز به حومه ارمنستان فرار کرد.[۷۹] سورنا به عنوان فرمانده در راس سپاه خود، به کراسوس پیشنهاد مذاکره برای صلح داد که مورد قبول کراسوس نیز واقع شد. در این بین در حالی که یکی از افسران وی سعی بر مانع شدن از رفتن او برای مذاکره به ظن تله بودن آن را داشت، کراسوس کشته میشود.[۸۰]
شکست کراسوس در حران یکی از سنگینترین شکستهای نظامی تاریخ روم بود.[۸۱] پیروزی اشکانیان شهرت توانمندی آنها را که حتی اگر برابر با قدرت رم نباشند، اثبات کرد.[۸۲] سورنا با هم رزمان، اسیران و غنیمت ارزشمند رومیان چیزی در حدود ۷۰۰ کیلومتر سفر کرد و به سلوکیه بازگشت و در آنجا جشن پیروزی گرفت. اگرچه مدتی بعد، ارد از ترس آنکه مبادا سورنا سودای تاج و تخت اشکانی را داشته باشد، سورنا را اعدام کرد.
احساس قدرت ناشی از شکست دادن کراسوس، اشکانیان را به تصرف قلمروهای غربی رومیان واداشت.[۸۳] پاکور یکم ولیعهد اشکانی با فرمانده خود اوساکس به سوی سوریه روم حمله کرد و در ۵۱ پیش از میلاد تا آنتیوخ پیش رفت اما در آنجا توسط گایوس کاسیوس لونگینوس که در کمین بود شکست خورده و اوساکس نیز کشته شد.