جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

دلنوشته {خاموشی وراء} | اثر •ریپر کاربر انجمن رمان بوک•

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط "SONIYA با نام {خاموشی وراء} | اثر •ریپر کاربر انجمن رمان بوک• ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,094 بازدید, 27 پاسخ و 16 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع {خاموشی وراء} | اثر •ریپر کاربر انجمن رمان بوک•
نویسنده موضوع "SONIYA
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط "SONIYA
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
آوایِ ما در نهایت تنها یک زمزمه‌ی مُرده بود که در بسترِ باد گم شد.
هیچ‌ک.س این صدایِ ضعیف را نشنید چون گوش‌هایِ جهان پر از هیاهویِ پوچ بود.
ما شبیه به تَرَک‌هایِ کوچک بر دیواری بودیم که به تدریج تمامِ دیوار را شکاندیم.
این غیبتِ مُطلق یک نوعِ خاص از حضور است؛ حضور در بُعدِ نادیدنیِ عدم.
ما آخرین نفس‌هایِ خود را به مِثابه‌ی یک هدیه‌ی بی‌ارزش به جهان پس دادیم.
هر چه در گذشته بود اکنون فقط یک توهّمِ شیرین و زودگذر محسوب می‌شود.
ما دیگر وظیفه‌ای برایِ ادامه دادنِ این رَقصِ بی‌معنا در زیرِ نورِ آفتاب نداریم.
سکوت را تنها مَظهری از خِرَد می‌دانیم که در برابرِ هیاهویِ بیهوده‌ی جهان قرار می‌گیرد.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
خورشید دیگر برایمان زرد نیست؛ تنها یک گویِ خاموش و بی‌اثر در تاریکی‌ست.
ما مفهومِ رنگ‌ها و گرما را در بسترِ سَردِ ابدیت، به تدریج از یاد می‌بریم.
این چنین خلوتِ ابدی یک پناهگاهِ امن در برابرِ شلوغیِ بَدویِ انسان‌هاست.
ما که از شرِّ قضاوت‌هایِ سنگینِ دیگران با مُردن به کُلّی رَها شده‌ایم.
اینجا دیگر تمامِ بُغض‌هایِ هزاران ساله‌ بالاخره به نقطه‌ی سُقوط می‌رسند.
عقایدِهایمان اکنون تنها مُشت‌هایِ بسته‌ای هستند که در زیرِ خاکِ سرد رها شده‌اند.
ما که در یک تونلِ سیاه و بی‌نهایت گام بر می‌داریم که هیچ نوری در انتهای آن نیست.
و جهان تنها یک اَفسانه‌ی مُضحک بود که ما را تا آخر عمر، سرگرمِ خود کرد.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
سُفره‌ی زندگی اکنون خالی شده‌است و جز پسماندهایِ سَردِ رنج، چیزی بر آن نیست.
ما این ضیافتِ بی‌ثمر را به انتها رساندیم و میزبانِ ما دیگر هیچ دعوتی نخواهد کرد.
پایان مُکافاتِ کسانی است که به دنبالِ معنایی در بطنِ بی‌معنایی بودند.
نامه‌هایِ خودمان را برای ابدیت نوشتیم، اما هرگز هیچ پُستچی‌ای برای بردنِ آن‌ها نیامد.
زمان در یک لحظه مُخاطبِ مُرده‌ی ماست؛ چون دیگر چیزی برای گفتن نمانده است.
اکنون فقط یک امتدادِ بی‌هدف در فضایِ بی‌زمانِ نیستی تلقی می‌شویم.
این مُردن یک نوعِ بازگشتِ سُکوت‌آمیز به ریشه‌ی ابتداییِ خلأ و فقدان خلق است.
روح آخرین پَرده‌ی نمایشِ حیات را پایین کشید و چراغ‌ها را خاموش کرد.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
در فضایِ گُمشدگیِ مطلق به دنبالِ آخرین رَگه‌هایِ هویتِ خود می‌گردیم.
اما این جست‌وجو بیهوده است؛ زیرا هویت تنها یک وَهمِ خوشایند بود که به پایان رسید.
این نیستی سِرمایه‌ای ابدی است که از بَدَوی‌ترین لحظه‌ی تولد به ما اعطا شد.
ما اکنون می‌توانیم طعمِ حقیقیِ رهاییِ کامل از بارِ سنگینِ خاطره را بچشیم.
مرگ یک کاتالیزورِ مُخرب است که تمامِ پیوندهایِ ما با جهان را از بین می‌برد.
ما دیگر در برابرِ این اقیانوسِ آرامِ عدم، با قلبی مُتلاشی، زانو زده‌ایم.
اینجا حتی واژه‌ی «انتظار» نیز دیگر معنایی ندارد، زیرا هیچ آینده‌ای در کار نیست.
ما یک مُشت خاک بودیم که به سرعت به ریشه‌ی خود بازگشتیم و حل شدیم.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
پیمانی نانوشته با تاریکی بستیم تا دیگر هرگز زیرِ نورِ فریبنده‌ی امید قرار نگیریم.
پیمان تنها ضمانتِ آرامشِ ابدی در برابرِ تلاطم‌هایِ زندگیِ گذشته بود.
تمامیِ گناهانِ خود را به گردنِ سادگی و فریب‌خوردگیِ روحِمان انداختیم.
تن‌مان حال یک گنجینه‌ی خالی است که تمامِ جواهراتِ آن (حواس و عواطف) به سرقت رفته‌اند.
ما به یکباره برایِ همیشه از زندانِ سخت و تنگِ آرزوهایِ تحقق نیافته آزاد شده‌ایم.
لحظه‌هات نقطه‌ی صفرِ وجود است؛ جایی که هیچ چیز نه آغاز می‌شود و نه پایان می‌یابد.
ما شاهدان مُرده‌ی این جهانِ بی‌تفاوت بودیم که هیچ‌گاه به ما لبخند نزد.
و اکنون اِحساس تنهایی در خاطره‌ی دور و بی‌صدا در بسترِ نیستی تلقی میکنیم.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
مَرزِ سُکوت سَردترین و تاریک‌ترین نقطه‌ای است که انسان به آن می‌رسد.
در این نقطه دیگر نه نامی وجود دارد و نه نشانه‌ای تا ما را به یاد بیاورند.
به یک معمّایِ حل نشده تبدیل شدیم که تمامِ جهان از پاسخِ آن عاجز است.
مُردن یک اِنتقامِ خاموش از تمامِ آنهایی است که به ما دروغِ زیستن گفتند.
آخرین شمعِ خود را فوت کردیم تا این تاریکی، به تاریکیِ مطلقِ ابدیت بپیوندد.
این یک پذیرشِ کامل است؛ پذیرشِ اینکه تمامِ تلاش‌هایِ ما بیهوده بوده است.
اکنون به مِثابه‌ی یک رَنگِ پاک شده از رویِ بومِ نقاشیِ جهان تلقی می‌شویم.
و در نهایت روحِ‌ها یک سایه‌ی بی‌وزن شد که در پهنه‌ی خَلأ، تا ابد گم شد.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
آرامشِ تنها در دلِ این مُردگیِ عمیق و بی‌بازگشت یافت می‌شود.
دیگر هیچ دلهره‌ای برایِ «شدن» وجود ندارد؛ زیرا ما به نهایتِ «نبودن» رسیده‌ایم.
اکنون به مَثابه‌ی یک مُعادَلِ حل شده در صفحه‌ی ریاضیاتِ کیهان هستیم.
یک خُروجِ باشکوه از تئاتری بود که بازیگرانش از بَدَوِ امر، مُرده بودند.
تمامِ بارهایِ سنگینِ انتظاراتِ دیگران را برایِ همیشه بر زمین نهادیم.
اینجا دیگر زمان و مکان، هر دو از اعتبار افتاده‌اند و مفهومی در این بُعد ندارند.
تنها به این دلیل مُردیم که بتوانیم حقیقتِ عُریانِ زندگی را به چشم ببینیم.
این پوچی نهایتِ اِحترام به ذاتِ انسان است که او را از رنج‌هایِ بَشری آزاد می‌کند.
 
موضوع نویسنده

"SONIYA

سطح
5
 
مدیر تالار ترجمه
پرسنل مدیریت
مدیر تالار موسیقی
مدیر تالار ترجمه
ویراستار ارشد
گوینده انجمن
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Jun
5,039
36,735
مدال‌ها
10
وداعی بی‌زبان با تمامِ دلبستگی‌هایِ پوچ و گذرایِ این جهان صورت گرفته است.
دیگر هیچ رَدی از ما در این دنیایِ خاکی باقی نخواهد ماند و هیچ‌ک.س نخواهد پرسید.
ما، به یک خاطره‌ی کم‌رنگ در ذهنِ باد تبدیل شدیم که به سرعت مُنحل می‌شود.
این یک زُوالِ اَشرافی است؛ زُوالی که با خِرَد و اِدراکِ کامل پذیرفته شده است.
ما، به جایِ اصرار بر زیستن، بر حقِ مُردن و آسودنِ خود پافشاری کردیم.
این بُعدِ تازه، یک سرزمینِ پهناور است که تنها سکوتِ مُطلق، پادشاه آن است.
ما، گُل‌هایی بودیم که پیش از شکفتنِ کامل، در طوفانِ سردِ نیستی، پژمردیم.
و اَبَدیت، تنها یک آغوشِ سَرد و بی‌حس است که ما را برای همیشه در خود فشرده است.
 
بالا پایین