جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بزرگان تاریخ خشایار شاه

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بزرگان تاریخ توسط اولدوز با نام خشایار شاه ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 269 بازدید, 20 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته بزرگان تاریخ
نام موضوع خشایار شاه
نویسنده موضوع اولدوز
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط اولدوز
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
خَشایارشای یکم (به پارسی باستان:𐎧𐏁𐎹𐎠𐎼𐏁𐎠) یا خَشایارشای بزرگ، پسر داریوش بزرگ و آتوسا دختر کوروش بزرگ، پنجمین شاهنشاه هخامنشی در میانه سال‌های ۴۸۵ تا ۴۶۵ پیش از میلاد است.

خشایارشا
𐎧𐏁𐎹𐎠𐎼𐏁𐎠
شاه بزرگ
شاه شاهان
شاه پارس
شاه بابل
فرعون مصر
شاه کشورها
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
پنجمین شاهنشاه هخامنشی
سلطنت
اکتبر ۴۸۶ – اوت ۴۶۵ پ. م (۲۰ سال)
تاج‌گذاری
۴۸۶ پ. م
پیشین
داریوش بزرگ
جانشین
اردشیر یکم
فرعون مصر
سلطنت
اکتبر ۴۸۶ – اوت ۴۶۵ پ. م (۲۰ سال)
پیشین
داریوش بزرگ
جانشین
اردشیر یکم
زاده
۵۱۹ پ. م
درگذشته
۴۶۶ پ. م
آرامگاه
کوه رحمت، نقش رستم
شهبانو
آمستریس
فرزندان
داریوش
ویشتاسپ
امیتیس
اردشیر
روزگونه
آرشام
رته‌شه
نام کامل
خشایارشا
𐎧𐏁𐎹𐎠𐎼𐏁𐎠
خاندان
هخامنشیان
پدر
داریوش بزرگ
مادر
آتوسا
دین و مذهب
مزدیسنا
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
داریوش بزرگ پسران بسیاری داشت که بزرگ‌ترین آنها ارته‌برزن بود، ولی داریوش خشایارشا را که بزرگ‌ترین فرزند از آتوسا دختر کوروش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در سال ۴۸۶ پیش از میلاد در سن سی و چهار سالگی پس از مرگ پدر به پادشاهی رسید. خشایارشا بر کشوری فرمان می‌راند که بزرگترین شاهنشاهی تاریخ جهان از نگر درصد مردمانی که در آن می‌زیسته‌اند، است. ۴۴ درصد مردمان جهان در این گستره زندگی می‌کرده‌اند.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
نام‌شناسی
نام خشایارشا از دو بخش «خشای» به معنای «فرمان‌روا» و «آرشا» به‌معنای «قهرمان، مرد» پدید آمده‌است. معنای این نام می‌تواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است» یا فرمانروای قهرمانان باشد. خشایار (اگزرسس) یعنی آنکه در راستی سلطنت می‌کند و وقتی که به سمت ولایتعهدی منصوب شد این لقب را بر او نهادند.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
نوشته‌های هرودوت از بن‌مایه‌های زندگانی خشایارشا است. نوشته‌های هرودوت ۹ پوشینه (جلد) است و هر پوشینه را ویژهٔ یکی از خدایان تاریخ، (خنیاگری، خندانندگی (طنز)، سوگ، پایکوبی، چکامه، ستارگان و گفتار) ساخته‌است. بن‌مایه‌های هرودت برای نگارش کتاب‌هایش نوشته‌های گاه‌نگاران و گزارش‌های گفتاری و رویدادهایی را که خود به چشم دیده هستند. از گاه‌نگارانی که از نوشته‌هایشان وام گرفته می‌توان هکاته را نام برد؛ ولی مهم‌ترین بن‌مایه‌هایش، خودش و بازگفت‌هایی هستند که راسته یا ناراسته از دیگران شنیده‌است. به‌راستی هر جا که هرودوت بازگوی گزارش‌های آگاهانه و درست بوده، نوشته‌هایش نیز با یافته‌های تازه و دپه‌های (سندهای) باستان‌شناسی هماهنگ است. با این همه، گرچه هرودوت امانت داشته و دادمند بوده، داده‌هایش از غرض‌ورزی تاریخ‌گزارانی که او بازگوکننده‌شان است تهی نیست. هم‌چنین گرچه هرودوت به بن‌مایه‌های پرشماری دسترسی داشته، تنها بن‌مایه‌هایی را که از نگر او راست‌تر می‌نموده یاد کرده‌است؛ بنابراین باور کورکورانه به برداشت‌های تاریخی هرودت شایسته نیست.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
گاه‌نگاران امروزی بر این باورند که هرودوت همواره پرسمان‌های برجسته تاریخی را با افسانه‌پردازی آمیخته‌است. هرودوت زمان کودکی و بالندگی کوروش بزرگ را بر پایهٔ افسانه‌های تودگانه (عامیانه) و ناراستینه بازمی‌گوید. دربارهٔ زندگی کوروش او سه بازگفت دارد: از آگاهان پارسی، ژوستین و نیکلای دمشقی برگرفته از کتزیاس. ولی همهٔ این بازگفت‌ها بی‌گمان زاییده خواسته‌های سیاسی و تبلیغی است. در جای دیگر، هرودوت به نخستین آشنایی پارسیان با یونان، از راه پزشک دربار داریوش، دموکدس، می‌پردازد؛ ولی این بازگفت نیز با افسانه‌هایی ناهمساز با نگاه تاریخ‌نگاران امروزین درآمیخته است. افزون بر این هرودوت بارها گاهدادها (تاریخ روی‌دادها) و زمان‌بندی‌ها را درست یاد نکرده‌است.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
رویدادگزاران تاریخ هخامنشیان نیز گاه چنین غرض‌ورزی‌هایی را برای هرودت برشمرده‌اند. برای نمونه، برداشت‌ها و اندریافت‌های هرودوت از سرآغاز هخامنشیان درست نیست. او بر پایهٔ رویدادها و شنیده‌هایش، کشورگشایی‌های کوروش بزرگ را شبیخون‌های چادرنشینانی برای چپاول و دستبرد به سرزمین‌های دیگر یاد می‌کند. هم‌چنین پیروزی بر مادها را از سر بخت‌یاری و برآمده از دشمن‌یاری‌های (خ*یانت) پیرامونیان آستیاگ دانسته‌است. گواه‌های تاریخی بسیاری نشان از نادرستی برخی از گزارش‌های هرودت دارد. برای نمونه، دپه‌های بابلی و گزارش‌های گزنفون. گزنفون به‌سازی‌های جنگی و لشکری گسترده‌ای را برای پارس‌ها برمی‌شمرد: ساماندهی فرماندهی سپاه بر پایه سازمان ده‌هزار تنی، سازوبرگ دادن به نیروی سواره و ارابه‌سواران. با چنین سازمان‌دهی جنگی نمی‌توان دیدگاه هرودوت را در زمینهٔ پیروزی کوروش بر مادها و چادرنشین بودن پارس‌ها پذیرفت. با این همه شگفتا که بسیاری بر هرودوت به انگ هوادارای از خاوریان و از آسیایی‌ها (بربرها) بر وی تاخته‌اند، چه در روزگار باستان و چه در روزگار نوین. گروهی وی را افسانه‌پرداز و داستان‌ساز خوانده‌اند، از این میان پلوتارک، گاه‌نگار سدهٔ نخست میلادی، کتابی با نام غرض‌ورزی هرودوت نوشته‌است.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
پس از مرگ داریوش، فرزندش خشایارشای یکم بر تخت شاهی نشست.
خشایارشا شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش هخامنش را بر استان‌داری (ساتراپی) مصر گمارد.
خشایارشا در سرکوب شورش بابل، سنگربندی‌های پدافندی آنجا و تندیس خدای مردوخ را ویران کرد.
ارتش هخامنشی به یونان یورش برد و در شهر آتن رژه رفت ولی ناوگان دریایی هخامنشی در نبرد سالامیس شکست خورد و سرانجام یورش‌های ایران در این سال پایان پذیرفت.
در جنگ پلاته ایران از یونان شکست خورد.
فرمانده محافظان شاهی (گارد جاویدان) خشایارشا به نام اردوان، خشایارشا را کشت.
اردشیر یکم پس از کشته شدن پدرش خشایارشا و برادرش داریوش، که جانشین بودنش روا بود، بر تخت شاهی نشست.
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
خشایارشا در عهد عتیق
همچنین ببینید: وشتی، اخشورش، و استر
عهد عتیق از کتاب‌های مقدس یهودیان است. کتاب استر پنجمین بخش از تخش یا همان عهد عتیق است. کتاب استر به شهبانو شدن دختری یهودی به نام استر می‌پردازد. همانا استر همسر یهودی اخشورش، پادشاه پارس است و بسیاری اخشورش را همان خشایارشا می‌دانند. استر جایگزین شهبانوی وَشتی شده‌است تا یهودیان در ایران را از برنامه‌های‌هامان برهاند. هامان وزیر اخشورش فرمان کشتار یهودیان را داده‌است و استر می‌کوشد تا از کشتار یهودیان پیشگیری کند. تلاش او با شکستن فرمان کشتار یهودیان به بار می‌نشیند. هم‌چنین‌هامان به دار آویخته می‌شود (هر ساله جشن پوریم به یادآوری این رهایی برگزار می‌شود).
 
موضوع نویسنده

اولدوز

سطح
4
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
کاربر ممتاز
Nov
7,202
9,221
مدال‌ها
7
بسیاری از پژوهندگان داستان استر را یک داستان افسانه‌آمیز که از افسانه‌های آشوری برگرفته شده‌است، می‌دانند. این داستان تنها در بن‌مایه‌های یهودی آمده‌است و نشانی از آن در گفته تاریخ‌نگاران یونانی و نشانه‌های به جا مانده از هخامنشیان نیست. هم‌چنین برخی از تاریخ‌نویسان یونانی اصرار دارند که خشایارشا تنها یک شهبانو به نام آمستریس داشته‌است. آمستریس به سال پیری رسیده‌است و از این رو جایگزینی شهبانو در زمان خشایارشا رخ نداده‌است.[۱۸] افزون بر این، نام همسر خشایارشا به گواه هرودوت، آمستریس دختر اتانس بوده ولی هیچ نشانی از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست. هم‌چنین، در کتاب استر اخشورش (خشایارشا) بر بیش از ۱۲۷ استان از هند تا حبشه فرمان می‌راند و باج بر زمین و کرانهٔ دریا می‌نهد؛ اما هیچ سخنی از یورش ناکام به یونان و گسترش پارسه نشده‌است. پافشاری نویسنده کتاب استر بر ۱۲۷ استان شاهنشاهی ایران با حقیقت تاریخی بیست شهربانی ناسازگار است. هم‌چنین، بیش‌تر نام‌هایی که در این کتاب آمده، نام‌های سامی و عبری (مانندهامان) و نه نام‌های ایرانی‌اند. این ناسازگاری‌ها گویا از روی ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده‌است. به گفته مک‌کولوگ شاید اندکی راستی در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در شکل کنونی‌اش دارای اشتباهات و دوگانگی‌هایی است. از این روی باید کتاب را افسانه‌ای تاریخی و نه گزارشی تاریخی برشمرد. مهم‌ترین دلیلی که پژوهشگران بر بی‌پشتوانگی گزارش کتاب استر دربارهٔ همسری خشایارشا به آن استناد می‌کنند، این گفتهٔ هرودوت (۷٫۶۱) است که شهبانوی خشایارشا آمستریس بود نه وَشتیِ کتاب استر (استر، ۹:۱). آمستریس زنی بی‌اندازه نیرومند و کینه‌توز و با نفوذ بود. داستان واکنشش به دل باختن خشایارشا به دختری دیگر این کینه‌جویی‌اش را به خوبی نشان می‌دهد. دل‌باختگی خشایارشا در زمان اقامت او در سارد هنگام لشکرکشی به یونان روی داد. خشایارشا نخست دلدادهٔ زن برادر خود ماسیست شد (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است)؛ اما چون از او پاسخ نه شنید با دختر او آرتائونته نرد دل باخت (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است). پادشاه به این زن جامه‌ای را بخشید که آمستریس بافته بود. آمستریس از این دلباختگی آگاه و سخت خشمگین شد. رسوم باستانی این بود که شاه هر درخواستی را که در یک مهمانی پادشاهی از او می‌شد برآورده می‌کرد؛ از این رو آمستریس تا جشن زادروز شاه دست نگه داشت تا کینه‌اش را در این مهمانی بروز دهد. آمستریس نیز درخواست کشتن مادر آرتائونته را کرد. خشایارشا نیز ناگزیر به خواستهٔ همسرش گردن نهاد. آمستریس دستور داد تا مادر آرتائونته را تکه‌تکه کنند (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است).

با این همه، برخی از پژوهندگان هماهنگی‌هایی را میان اشونسک استر و گزارش‌های تاریخی می‌یابند. از این میان استافورد رایت و ویلیام شِی می‌گویند که با پذیرفتن برخی ویرایش‌ها می‌توان وَشتی را با آمستریس یکی دانست. شِی می‌کوشد تا نشان دهد که هماهنگی‌هایی میان کتاب استر و گزارش‌های تاریخی هست و آن را با رد دیدگاه‌های دیگران در نادرستی کتاب فوق همراه می‌سازد. از این میان، از دلیل‌هایی که برای نادرست بودن کتاب استر می‌آورند آن است که چون که آمستریس / وَشتی پس از دست یافتن پسرش اردشیر یکم به تاج‌وتخت در سال ۴۶۴ پ. م، فرمان و خواست خود را می‌رانده، استر نمی‌توانسته شهبانو شود. شِی در این باره یک گاه‌نگاری ساخته تا نشان دهد می‌توان این دلیل را رد کرد. در گاه‌نامه او شکافی در رویدادهای کتاب استر میان سال سوم (استر، ۳:۱) و سال هفتم (استر، ۱۶:۲) هست. این شکاف درست هماهنگ است با نبود خشایارشا به دلیل لشکرکشی‌اش به یونان از سال ۴۸۰ تا ۴۷۹ پ.م. او می‌گوید: «در اصل هرودوت روایت خود دربارهٔ سلطنت خشایارشا در این برهه را (سال ۴۷۹ پ. م) پس از شرح آن رویدادهایی به پایان می‌رساند که در سال هفتم سلطنت متعاقب بازگشت شاه از لشکرکشی یونان اتفاق افتادند؛ بنابراین، این گفته که آمستریس بین سال‌های هفتم تا دوازدهم سلطنت ملکهٔ خشایارشا بوده، اغراق‌آمیز است، چرا که ما تا زمانی که پسرش اردشیر یکم بر تخت پادشاهی ایران نشست هیچ آگاهی دیگری از او نداریم. با توجه به سکوت منابع، هیچ مدرک مشخصی وجود ندارد که نشان دهد آیا آمستریس از سال هفتم سلطنت خشایارشا تا پایان سلطنت او همسر اصلی اش به‌شمار می‌رفته یا نه.». از سوی دیگر، کتاب تنها کاسته‌شدن جایگاه وَشتی را در پرده‌سرا می‌گزارد و نه کشته شدن یا جدایی‌اش از پادشاه. شِی می‌گوید که اگر کنش سنگ‌دلانهٔ آمستریس / وَشتی درست باشد و پس از بازگشت خشایارشا از باختر در شوش رخ داده باشد، شاه انگیزهٔ بیشتری در انتخاب همسری دیگر داشته‌است.

از دیگر گواه‌هایی که به درستی استر می‌آورند، سخن کلاینز دربارهٔ زمان پیری آمستریس است. او برداشت رایت از سرنگونی و همراهی (آمستریس/ وشتی) را نادرست می‌انگارد. رایت می‌گوید: «دشواری دیدگاه رایت این است که (آمستریس/ وشتی) که در استر در سال سوم پادشاهی خشایارشا (۴۸۳/۴) سرنگون شد، بر اساس گفتهٔ هرودوت دست کم در بخشی از مبارزهٔ خشایارشا علیه یونان (۴۸۱–۴۷۹ پ. م) همراه اوست.»[۲۵] او گوید که نباید وَشتی و آمستریس را یکی شمرد. هم‌چنین در رد همراهی آمستریس با خشایارشا به گفتهٔ هرودت دست می‌یازد. هرودت می‌گوید که آمستریس یک بار به اندازه شمار پسران و دخترانی که در کنار رود اسرومون در تراس به خاک سپرده شده بودند، پارسی به خاک سپرد. برخی چنین برداشت کرده‌اند که این خاک‌سپاری نشان از هم‌راهی آمستریس با خشایارشا در لشکرکشی‌ها بوده‌است؛ ولی شِی می‌گوید که این برداشت درست نیست. هرودوت نمی‌گوید که آمستریس همراه خشایارشا بود؛ او به روشنی می‌گوید که این روی‌داد هنگامی که آمستریس «رو به پیری» بود رخ داده‌است.

افزون بر آنچه گفته شد، پژوهندگان هماهنگی‌هایی دیگری نیز میان اشونسک استر و گزارش‌های هرودت می‌یابند. برای نمونه، بر پایهٔ نوشتهٔ آندره باروک و مور اَخشورُش در استر را با آن‌که هرودوت گزارش می‌دهد یکسان می‌دانند. باروک می‌گوید آخشورش که در استر آمده‌است «به‌طور کامل با خشایارشایی که از طریق هرودوت می‌شناسیم مطابقت دارد.» مور در این باره می‌گوید: «بیشتر آنچه نویسندهٔ استر دربارهٔ خشایارشا می‌گوید به گونه‌ای نسبتاً دقیق بر آنچه این نویسندهٔ یونان باستان می‌بایست دربارهٔ چنین چیزهایی می‌گفته‌است، مطابقت دارد.» از دیگر نمونه‌هایی که اخشورش گزارده شده در کتاب استر یکسان می‌داند نگارهٔ شناخته‌شدهٔ استر در کنیسهٔ دورااروپوس است. این نگاره اخشورش را با شلوار پارتی نشسته بر تخت پادشاهی نشان می‌دهد. دالیا لویت-تاویل می‌گوید: «در نتیجه، نظر ما این است که صحنهٔ نشستن اَخشورُش بر تاج‌وتخت نماد حق‌الهی و مشروع شاه ایران برای پادشاهی است، چنان‌که نقش او به عنوان حامی قانون و عدالت مروج چنین حقی است.»
 
بالا پایین