جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

دلنوشته {راهروهای سفید} | اثر •Starscream کاربر انجمن رمان بوک•

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط Starscream با نام {راهروهای سفید} | اثر •Starscream کاربر انجمن رمان بوک• ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 29 بازدید, 4 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع {راهروهای سفید} | اثر •Starscream کاربر انجمن رمان بوک•
نویسنده موضوع Starscream
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Starscream
موضوع نویسنده

Starscream

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Feb
597
506
مدال‌ها
2
عنوان: راهروهای سفید
نویسنده: سینا
ژانر: اجتماعی، روان‌شناختی، درام
╎رصدخانه‌ی ادبی یکم╎
دیباچه:

من همیشه گمان می‌کردم دانشگاه سهم آدم از چند سال زندگی‌اش است؛ چند واحد، چند امتحان و در نهایت تکه‌ای کاغذ که نامش را «مدرک» گذاشته‌اند.
اما روزگار معنای دیگری از دانشگاه را به من آموخت. فهمیدم بعضی درس‌ها هرگز روی تخته نوشته نمی‌شوند و بعضی امتحان‌ها، هیچ برگه‌ای برای پاسخ دادن ندارند.
راهروهای سفید شاهد قدم‌هایی شدند که با امید آغاز شدند و با خاطره ادامه یافتند؛ و من میان همین راهروها، بیش از آنکه درس بخوانم، زندگی را آموختم.
 
آخرین ویرایش:

آریانا

سطح
5
 
{سرپرست بخش ادبیات}
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار رمان
Mar
3,640
13,997
مدال‌ها
7
1000183836.png
بسمه تعالی

عرض ادب و احترام خدمت دلنویس عزیز و ضمن تشکر بابت انتخاب "رمان بوک" برای انتشار آثار ارزشمندتان.
حتما پیش از آغاز نوشتن، تاپیک زیر را مطالعه کنید تا دچار مشکل نشوید:
[
قوانین تایپ دلنوشته کاربران]

پس از بیست پست، در تاپیک زیر درخواست نقد شورا دهید:
[
تاپیک جامع درخواست نقد دلنوشته]

بعد از ایجاد تاپیک نقدر شورا برای دلنوشته‌تان، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست تگ بدهید:
[
درخواست تگ دلنوشته | انجمن رمان‌بوک]

پس از گذاشتن بیست پست از دلنوشته، می‌توانید در تاپیک زیر برای آن درخواست جلد دهید:
[
تاپیک جامع درخواست جلد دلنوشته و اشعار]

و انشاءالله پس از به پایان رسیدن دلنوشته‌تان، در تاپیک زیر اعلام کنید:
[
اعلام پایان - دلنوشته کاربران]

دلنویسان عزیز، هرگونه سوالی دارید؛ می‌توانید در اینجا مطرح کنید:
[سوالات و مشکلات دلنویسان]

با آرزوی موفقیت برای شما،
[تیم مدیریت تالار ادبیات]
 
موضوع نویسنده

Starscream

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Feb
597
506
مدال‌ها
2
اولین روز، دانشگاه مرا نمی‌شناخت و من غریبه‌ترین آدم راهروهایش بودم. قدم‌هایم بوی تردید می‌داد و قلبم، پیش از من وارد هر کلاس می‌شد. چهره‌های ناآشنا از کنارم عبور می‌کردند و هرکدام، انگار مقصدی روشن‌تر از من داشتند.
من اما هنوز نمی‌دانستم قرار است میان این دیوارهای سفید، چه چیزی را از خودم جا بگذارم. آن روز، دانشگاه را فقط ساختمانی از جنس آجر و سکوت می‌دیدم.
امروز می‌دانم همان لحظه بی‌آنکه بفهمم، فصل تازه‌ای از زندگی‌ام آغاز شد؛ و من آرام‌آرام، به یکی از خاطره‌های همین راهروهای سفید تبدیل شدم.
 
موضوع نویسنده

Starscream

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Feb
597
506
مدال‌ها
2
راهروهای سفید، فقط فاصله‌ی میان دو کلاس نیستند؛ آن‌ها حافظه‌ی قدم‌هایی‌اند که هر روز با هزار امید از کنارشان گذشته‌اند. گاهی شتاب‌زده از آغوششان عبور می‌کنم و گاهی، دلم به بهانه‌ای کوچک، قدم‌هایم را آهسته‌تر می‌کند.
دیوارهایشان خاموش‌اند، اما سکوت‌شان از هزاران واژه پُرحرف‌تر است. خنده‌هایم را دیده‌اند، دلتنگی‌هایم را نیز بی‌صدا در خود پنهان کرده‌اند. هر بار که از میان‌شان می‌گذرم، انگار تکه‌ای از دیروز را جا می‌گذارم؛ و هر بار آدم دیگری از انتهای همین راهروهای سفید بیرون می‌آید.
 
موضوع نویسنده

Starscream

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Feb
597
506
مدال‌ها
2
کلاس درس، برای من هرگز به چهار دیوار و چند نیمکت خلاصه نشد. هر صندلی رویایی را در آغوش گرفته بود که برای رسیدن، نفس می‌کشید.
نگاهم گاهی از تخته‌ی درس جدا می‌شد و میان چهره‌هایی گم می‌شد که هرکدام قصه‌ای نانوشته داشتند. شاید عمیق‌ترین درس‌ها را نه از صدای استاد، که از سکوت همین آدم‌ها آموختم.
من نیز یکی از همان قصه‌های ناتمامم که هر روز، سطری تازه به آن افزوده می‌شود. و کلاس بی‌آنکه بدانم، مرا به خواندن زندگی عادت داد.
 
بالا پایین