SHAHDOKHT
سطح
10
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
- Jun
- 12,818
- 39,051
- مدالها
- 25
رمان آقای هنرپیشه زینب ایلخانی
عنوان | رمان آقای هنرپیشه |
نویسنده | زینب ایلخانی |
ژانر | عاشقانه |
تعداد صفحه | 674 |
ملیت | ایرانی |
ویراستار | تیم رمان بوک |
این داستان که خلاصه جالبی برای ان ارائه نشده است رمان عاشقانه و غم انگیزی است که از زوایای مختلف و از زبان چند راوی به رشته تحریر درآمده : هنرپیشه ای تنها و سردرگم در این سرزمین، شوق زندگی مییابد و ناجی الهه ای از جنس حیات میشود، سرنوشت دو درمانده، دو زخمی، دو بجای مانده از زندگی را در جزیرهای ناشناخته و آرام را به هم گره میزند و این روایت تنها با گره کور علاقه آغاز میشود …
خلاصه رمان آقای هنرپیشه
هر دو دستم را باز میکنم و تا جلوی صورتم بالا می اورم، اول به خط و خطوط کف دست هایم و بعد به بند بند انگشت هایم خیره میشوم، احساس لرزش که به سراغم می آید ناخودآگاه با آخرین قدرت دست هایم را مشت میکنم، باید جلوی این دست ها بایستم! نمیگذارم نابودم کنند …(عفت) … هر بار که سر میچرخونم دور تا دور این ویلا، فقط با خودم میگم: قربون حمکتت خدا که نمیدونم چرا به یک عده اینقدر بی حساب و کتاب میدی و واسه قرون قرون زندگی امثال من هزار تا چرتکه واسطه میکنی، اما وقتای چشمم می افته به دخترم که این طور سرگشته و پژمرده دست زده زیر چونه اش و نگاهش مرده روی پارکت های کف ویلا، باز به خودم میگم:
از مال دنیا که همیشه در حد بخور و نمیر قسمتمون شد، با نون کارمندی دوتا بچه رو با آبرو بزرگ کردیم، حداقل کاش این نمیشد بخت و اقبال بچه من … چشماش باز خون مرده شده، دیشب زد به سرش که برگردیم تهران، برگردیم که چی؟ … بره بیفته به پای اون ناصر بی همه چیز!
مگه خودش نخواست که تموم بشه؟ … مگه خودش نگفت که از همه دنیا فقط از همین ناصر متنفره؟ … خودش خواست بگذره، خودش گفت اگه بمونه دیگه عمری نمیکنه …
خرید و دانلود فوری رمان آقای هنرپیشه از رمان بوک