جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

معرفی رمان شهد و شرنگ نرگس حسینی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته معرفی کتب نشر توسط ترنج با نام رمان شهد و شرنگ نرگس حسینی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 234 بازدید, 0 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته معرفی کتب نشر
نام موضوع رمان شهد و شرنگ نرگس حسینی
نویسنده موضوع ترنج
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ترنج
موضوع نویسنده

ترنج

سطح
4
 
°•| نَستوه |•°
نویسنده ادبی انجمن
کاربر ویژه انجمن
Apr
2,183
19,431
مدال‌ها
5
معرفی رمان شهد و شرنگ از نرگس حسینی
f252540aff7140b0b7a997463d4c67b3.jpg
اسم رمان: شهد و شرنگ
به قلم: نرگس حسینی
قیمت چاپ اول: ۷۵۰۰۰ تومان
تعدا صفحات: ۵۶۰
خلاصه‌ای از اثر:
بوی کهنه ادوکلن سردی که در ماشین پیچیده است به بینی ام چین می اندازد. چشمان تیزبینش در آینه آن را شکار می کند و می گوید: - یه ادوکلن قدیمی مردونه اس... ویزاری... هدیه از طرف یه دوست عزیزه. تبحری در مورد انواع ادوکلن ندارم که او را در بحث همراهی کنم. لحظه ای به سکوت می گذرد و او بی مقدمه می گوید: - خاطرت خیلی عزیزه هااا!! عموی پیر من کمتر به نفع کسی از خودش می گذره. لبخند روی لب می نشانم و به شوخی با لحنی مغرور می گویم: - چون دختر خوبی ام. سری تکان می دهد و می گوید: - بر منکرش لعنت! خنده ی بی صدایی می کنم. با بلند کردن سرم متوجه می شوم که باز تیر نگاهش از داخل آینه من را مورد هدف قرار داده است. صدای زنگ موبایلم بلند می شود. نگاهی به صفحه ی آن می اندازم. تماس از منزل خاله است. جوابگو می شوم: - سلام خاله زهره. صدای مردانه و خشنی در گوشی می پیچد: - سلام. کجایی تو؟ با شنیدن صدای خشن امیرحسین لب هایم به سمت پایین آویزان می شود و حس و حال خوبم ته می کشد. آب دهانم را قورت می دهم و می گویم: - دارم میام اونجا.
- سوار مینی بوس خطی هستی دیگه؟
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: ILLUSION
بالا پایین