SHAHDOKHT
سطح
10
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
- Jun
- 12,822
- 39,053
- مدالها
- 25

رمان عاشقتم دیوونه حانیا بصیری
عنوان | رمان عاشقتم دیوونه |
نویسنده | حانیا بصیری |
ژانر | عاشقانه , اجتماعی , طنز |
تعداد صفحه | 736 |
ملیت | ایرانی |
ویراستار | سایت رمان بوک |
داستان راجب دختریه که از طبقه حدودا متوسط جامعه است و پیشه مادر پدرش سرایداری است ، دیانای داستان رمان ما دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده هست ، اما با وجود اینکه پدر و مادرش تلاش میکنن تا اون کم و کسری در زندگیش احساس نکنه اما دیانا دوست داره روی پاهای خودش بایسته که عشق و ماجراهایی مابین دیانا و رادین …
خلاصه رمان عاشقتم دیوونه
از در خارج شدم و به سمت آسانسور رفتم، کلید طبقه ی اولو زدم، در باز شد و رفتم داخل، به سقف آهنیه آسانسور نگاه کردم و نفس عمیقی کشیدم، نمیدونم چرا گریه ام گرفته بود، بغضمو قورت دادم و توی آینه ی آسانسور به خودم نگاه کردم و انگشت اشاره مو به سمت تصویرم گرفتم و با صورت جمع شده از بغض گفتم :حیف، حیف، که آرایشم بهم میریزه مثله زامبی میشم وگرنه انقدر گریه می کردم و عر میزدم تا دلم خالی شه … دو دقیقه ای به تصویر خودم خیره بودم و خودم رو دلداری میدادم، نه باس گریه کنم ، هیچ چیز هیچ ک.س ارزش گریه کردن این منو نداره … به در و دیوار آسانسور نگاه کردم و لگدی به در زدم، با پله ها میرفتم زودتر میرسیدم، چقدر دیر حرکت می کنه
یکم دیگه صبر کردم .. وقتی قشنگ دقت کردم دیدم: یا خداااا اینکه اصلاً حرکت نمیکنه .. اگه حرکت نمیکنه و رسیدیم پس چرا در باز نمیشه؟ کلید طبقه ی هم کفو دوباره زدم یهو کلا همه جا تاریک شد … به کنج فلزی آسانسور تکیه کردم و با ترس گفتم :
خدایا من درخواست ویدئو چک دارم، فکر کنم یه اشتباهی پیش اومده من گفتم قسمت سه اونجایی که دختره با اون استغفراله فرد مذکر تو آسانسور گیر کرده نگفتم قسمت سیزده … جایی که دختره تنها تو آسانسور گیر میکنه میخواد بمیره …
دانلود رمان عاشقتم دیوونه از رمان بوک
آخرین ویرایش توسط مدیر: