جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

معرفی رمان عاشقتم دیوونه از حانیا بصیری

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته کتاب الکترونیک توسط SHAHDOKHT با نام رمان عاشقتم دیوونه از حانیا بصیری ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 263 بازدید, 0 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته کتاب الکترونیک
نام موضوع رمان عاشقتم دیوونه از حانیا بصیری
نویسنده موضوع SHAHDOKHT
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SHAHDOKHT
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,053
مدال‌ها
25
asheghetam_divone-600x400.jpg

رمان عاشقتم دیوونه حانیا بصیری​


عنوانرمان عاشقتم دیوونه
نویسندهحانیا بصیری
ژانرعاشقانه , اجتماعی , طنز
تعداد صفحه736
ملیتایرانی
ویراستارسایت رمان بوک

داستان راجب دختریه که از طبقه حدودا متوسط جامعه است و پیشه مادر پدرش سرایداری است ، دیانای داستان رمان ما دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده هست ، اما با وجود اینکه پدر و مادرش تلاش میکنن تا اون کم و کسری در زندگیش احساس نکنه اما دیانا دوست داره روی پاهای خودش بایسته که عشق و ماجراهایی مابین دیانا و رادین …



خلاصه رمان عاشقتم دیوونه​

از در خارج شدم و به سمت آسانسور رفتم، کلید طبقه ی اولو زدم، در باز شد و رفتم داخل، به سقف آهنیه آسانسور نگاه کردم و نفس عمیقی کشیدم، نمیدونم چرا گریه ام گرفته بود، بغضمو قورت دادم و توی آینه ی آسانسور به خودم نگاه کردم و انگشت اشاره مو به سمت تصویرم گرفتم و با صورت جمع شده از بغض گفتم :

حیف، حیف، که آرایشم بهم میریزه مثله زامبی میشم وگرنه انقدر گریه می کردم و عر میزدم تا دلم خالی شه … دو دقیقه ای به تصویر خودم خیره بودم و خودم رو دلداری میدادم، نه باس گریه کنم ، هیچ چیز هیچ ک.س ارزش گریه کردن این منو نداره … به در و دیوار آسانسور نگاه کردم و لگدی به در زدم، با پله ها میرفتم زودتر میرسیدم، چقدر دیر حرکت می کنه

یکم دیگه صبر کردم .. وقتی قشنگ دقت کردم دیدم: یا خداااا اینکه اصلاً حرکت نمیکنه .. اگه حرکت نمیکنه و رسیدیم پس چرا در باز نمیشه؟ کلید طبقه ی هم کفو دوباره زدم یهو کلا همه جا تاریک شد … به کنج فلزی آسانسور تکیه کردم و با ترس گفتم :

خدایا من درخواست ویدئو چک دارم، فکر کنم یه اشتباهی پیش اومده من گفتم قسمت سه اونجایی که دختره با اون استغفراله فرد مذکر تو آسانسور گیر کرده نگفتم قسمت سیزده … جایی که دختره تنها تو آسانسور گیر میکنه میخواد بمیره …
دانلود رمان عاشقتم دیوونه از رمان بوک
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا پایین