SHAHDOKHT
سطح
10
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
- Jun
- 12,822
- 39,087
- مدالها
- 25

رمان کلبه
عنوان | رمان کلبه |
نویسنده | زهرا اسماعیل زاده |
ژانر | عاشقانه |
تعداد صفحه | 976 |
ملیت | ایرانی |
ویراستار | سایت رمان بوک |
خلاصه رمان کلبه
از عمق جانش داد کشید. ولی فقط آوای خفه ای از واژه «بابا» به گوش رسید. دستش روی خاک مشت شد! مجا بود؟ خواب بود یا بیدار؟ باب که مرده بود…بوی گلاب زیر دماغش می زد. خواب ها مگر بو داشتند؟ کابوس بود یا بیداری؟ نور خورشید وسط تاریکی خواب توی چشمش خورد. کسی کنار گشش جیغ می کشید «هادی»! صدای مامان طاووس بود. لبش خشک بود. مثل خاک…دهنش مزه ی خاک می داد. دست هایش مشت شد و خاکی بر سرش ریخت و باز جیغ زد: «بابا»سیاهی چادر زن ها احاطه اش کرده بود. نفس نداشت دیگر. دهانش را باز کرد…دستانش را پیش برد. باید از میان این سیاهی ها راه پیدا می کرد. عرق کرده بود….میان تلاشش دستی آمد و کشید. دستی مردانه..با انگشتانی کشیده و استخوانی، این دست را کجا دیده بود؟ کجا دیده بود که با جزئیات یادش بود؟ دست دور مچش حلقه شد و صدای توی سرش پیچید: برید کنار…برید کنار هاله؟ هاله جان؟
خرید و دانلود فوری رمان کلبه از رمان بوک