جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

اثر منتشر شده فروشی رمان کلبه اثر زهرا اسماعیل زاده

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آثار منتشر شده فروشی توسط SHAHDOKHT با نام رمان کلبه اثر زهرا اسماعیل زاده ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 272 بازدید, 0 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته آثار منتشر شده فروشی
نام موضوع رمان کلبه اثر زهرا اسماعیل زاده
نویسنده موضوع SHAHDOKHT
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SHAHDOKHT
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,087
مدال‌ها
25
kolbe-600x338.jpg

رمان کلبه​


عنوانرمان کلبه
نویسندهزهرا اسماعیل زاده
ژانرعاشقانه
تعداد صفحه976
ملیتایرانی
ویراستارسایت رمان بوک

خلاصه رمان کلبه​

از عمق جانش داد کشید. ولی فقط آوای خفه ای از واژه «بابا» به گوش رسید. دستش روی خاک مشت شد! مجا بود؟ خواب بود یا بیدار؟ باب که مرده بود…بوی گلاب زیر دماغش می زد. خواب ها مگر بو داشتند؟ کابوس بود یا بیداری؟ نور خورشید وسط تاریکی خواب توی چشمش خورد. کسی کنار گشش جیغ می کشید «هادی»! صدای مامان طاووس بود. لبش خشک بود. مثل خاک…دهنش مزه ی خاک می داد. دست هایش مشت شد و خاکی بر سرش ریخت و باز جیغ زد: «بابا»

سیاهی چادر زن ها احاطه اش کرده بود. نفس نداشت دیگر. دهانش را باز کرد…دستانش را پیش برد. باید از میان این سیاهی ها راه پیدا می کرد. عرق کرده بود….میان تلاشش دستی آمد و کشید. دستی مردانه..با انگشتانی کشیده و استخوانی، این دست را کجا دیده بود؟ کجا دیده بود که با جزئیات یادش بود؟ دست دور مچش حلقه شد و صدای توی سرش پیچید: برید کنار…برید کنار هاله؟ هاله جان؟

خرید و دانلود فوری رمان کلبه از رمان بوک
 
بالا پایین