
عنوان: روح |
نویسنده: @کنجِ دلی :) |
ژانر: تخیلی، فانتزی، طنز |
خلاصه: دیگر آخر خط است؛ روحی که فکر میکردی افسانه است، از تو جدا خواهد شد و تو را با تصورات ماوراییات تنها خواهد گذاشت. دیگر آخر خط است… تو در این اجتماع، بدجور گول خوردی و حالا، دیگر وقت جبران نیست. مردم، به فکر تو نبودند. حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ و نه! باید بگویم، انا الله و انا الیه راجعون … |
تکهای از اثر: جناب عزرائیل را تا به حال ندیده بودم. گفته بود که امروز می آید. در را باز کردم مردی با ابهت و با پیراهنی سرمه ای و ریش هایی که کمی بلند بود پشت در ایستاده بود. گفتم: از دیدنت خوشبختم. مرد اخم کرد: من رانندشونم سریع سوار ماشین شید. با ترس چمدانم را در دست گرفتم. راننده داد زد: چمدون واسه چیته؟ سوار شو کار داریم. درحالی که با ترس سوار ماشینش میشدم، گفتم: اگه خودش نیست… من رو کجا میبرید؟ جواب نداد. سریع سوار ماشین شاسی بلند سیاه شدم. دوباره گفتم: |
دانلود |