- Jun
- 104
- 845
- مدالها
- 2
نام اثر: سهاوار
نویسنده: ملی ملکی
ژانر: عاشقانه، تراژدی
عضو دفتر نظارت ادبی دوم
مقدمه:
عشق تو همچون خنجرِ آبدیدهای بود که در آتشِ تردید سرخ شد و در زمهریرِ فاصله صیقل خورد. آمدی، مثل طوفانی که از دلِ کویر برخاست؛ نویدی از باران، اما با رگباری که شنها را بیشتر در گلویم فرو برد. چشمانت سرابِ هزارچهرهای بود که مرا به دنبالِ خود کشاند. آنقدر دویدم که پاهایم به ریشههای خاطرات پیچید و افتادم، بیآنکه حتی جرعهای از بودنت نصیبم شود.
اینک نیستی، اما حضورت مانند بویِ دود بر لباسِ کهنه، هنوز به بافتهای خاطره چسبیده.
تو سُها بودی؛ کمسو، دستنیافتنی و من کسی که برای دیدنت چشمهایش را تا نابینایی سوزاند.
نویسنده: ملی ملکی
ژانر: عاشقانه، تراژدی
عضو دفتر نظارت ادبی دوم
مقدمه:
عشق تو همچون خنجرِ آبدیدهای بود که در آتشِ تردید سرخ شد و در زمهریرِ فاصله صیقل خورد. آمدی، مثل طوفانی که از دلِ کویر برخاست؛ نویدی از باران، اما با رگباری که شنها را بیشتر در گلویم فرو برد. چشمانت سرابِ هزارچهرهای بود که مرا به دنبالِ خود کشاند. آنقدر دویدم که پاهایم به ریشههای خاطرات پیچید و افتادم، بیآنکه حتی جرعهای از بودنت نصیبم شود.
اینک نیستی، اما حضورت مانند بویِ دود بر لباسِ کهنه، هنوز به بافتهای خاطره چسبیده.
تو سُها بودی؛ کمسو، دستنیافتنی و من کسی که برای دیدنت چشمهایش را تا نابینایی سوزاند.