پیشینه:
زرتشت پسر بهرام پسر پژدو است که در قرن هفتم هجری میزیستهاست و خاندان وی از مردم روستای بیژنآباد خواف خراسان اما مقیم ری بودهاند، همچنانکه کیخسرو بن دارا که زرتشت بهرام او را (باب) خود میخواند و ظاهراً سمت استادی و ارشادی او را داشته از افراد خاندانی از خاندانهای مهم ری بودهاست و نیز کیکاوس بن کیخسرو که موضوع زراتشتنامه را به زرتشت پسر بهرام القاء کردهاست از همین شهر بودهاست. بهرام پژدو (پدر زرتشت) نیز شاعر و پزشک و ادیب و اخترشناس و هیربد و دریدان و پهلویخوان بودهاست و آثاری از وی بر جای مانده است.
زرتشت، در کرمان دیندبیری و علوم شرعی زرتشتی و نجوم و حساب را فراگرفت و به شاعری پرداخت. زرتشت کتاب ارداویرافنامه را از پهلوی به فارسی منظوم برگرداند و پس از آن مجموعهای از اشعار پدرش را در کتابی به نام بهاریات گرد آورد. دیگر منظومهای که زرتشت بهرام پژدو سروده است، مثنوی چنگرنگهاچه است که در آن سراینده مباحثهٔ زرتشت با چنگرنگهاچه هندو و پیروزی زرتشت را روایت میکند.
ری میانههای سدهٔ هشتم میلادی یک شهر بیاهمیت ولایتی بیش نبود و عظمت پیشین را از دست داده بود. از آغاز این قرن ری صحنهٔ اغتشاشات و اختلافات مذهبی گشته بود و دچار کلیهٔ مصائبی بود که تعصب پیروان فرق و مذاهب مختلف بهبار میآورد. در کوی و برزن آن حنفیان، شافعیان و شیعیان درگیر بودند، تا در سال ۱۲۲۰ میلادی در عهد سلطنت غازان خان یغماگران فاتح مغول این شهر را ویران کردند. در میان این درگیریها جماعت قلیلی زردشتی بهسختی روزگار میگذراندند و در حفظ بقایای روایات و سنتهای دینی خود میکوشیدند. آنچه که زرتشت بهرام از اغتشاشات سیاسی شهر خود مشاهده کرده در بعضی ابیات او بهخوبی بازتاب یافته است.