- Mar
- 1,005
- 4,146
- مدالها
- 3
هنر گیوه دوزی – صنایع دستی
گیوه نوعی پاپوش تابستانی، سبک، بادوام و مناسب برای راهپیماییهای طولانی، ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و زنجان تولید گیوه رواج دارد همچنین تولید گیوه در شهر سنجان استان مرکزی نیز رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و عموماً از نخ قالی، نخ ابریشم و کف آن از پارچه، چرم یا لاستیک است.
جنس گیوه مواد تشکیل داده گیوه نخ قالی و نخ ابریشم (در شهرستان آباده استان فارس اصطلاحاً تنه نامیده میشود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط انواع سوزنها (به جز سوزن خیاطی) و جوالدوز بافته میشود و قسمت کف گیوه (زیره) نام دارد که از جنس پارچه، چرم یا لاستیک میباشد. کف گیوه (زیره) از نظر جنس سه نوع میباشد:
یکی از انواع آن پارچه است که جنس پارچه باید از پنبه باشد و به غیر از پنبه، نمیتوان آن را درست کرد.(تختی که از پارچه تهیه میشود، هر چه پارچه کهنه باشد تخت آن مرغوبتر است.)تختی که پارچه در ساختمان آن بکار رفته در فرهنگ آباده به آن شیوه میگویند. این نوع تخت از نظر کیفیت در سطح بالایی قرار گرفته. دومین نوع آن چرم است که کیفیت آن کمتر از پارچه است. سوم لاستیک است که از کیفیت خیلی کمی برخوردار است ولی طول عمر آن از بقیه زیادتر است.
اهمیت در منطقه کوهستانی کردستان و کرمانشاه، گذرگاههای صعب العبور آن، کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو، نوع معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائیز (که فصلهای کار هستند) پاافزاری را میطلبد که سبک، راحت، مقاوم، خنک و در عین حال ارزان باشد. خود منطقه عشایری، روستائی و جوامع نیمه شهری با امکانات موجود منطقه قادر به تولید آن باشند، و تا حدی خودکفا بوده و تا حد خود مصرفی بتوانند به تولید آن اقدام کنند. پا افزاری چون گیوه بهترین پاسخگو برای تمامی این نیازها بوده و هنوز هم میتواند باشد زیرا: 1- مواد اولیه کف آن تماماًً در منطقه موجود است. 2- ابزار کار ساده است و به راحتی میتوان آن را تهیه کرد.
3- بخش عظیمی از زنان منطقه را که در زمینه کارهای تولیدی مسلط منطقه قادر به فعالیت نیستند فعال میکند. 4- در صورت تولید بیشتر میتواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نیز کشیده شود و به جای اینکه با خروج مواد اولیه غذائی، نیازهای دیگر تأمین گردد، مواد غذائی برای اهالی باقی بماند، نوع تغذیه کامل گردد، از مقدار بیماریهای ناشی از سوءتغذیه کاسته شود، نیروی بیشتری صرف تولیدهای مسلط منطقه گردد، راه سیاست خودکفائی بازتر شود، و نیازهای مصرفی منطقه از این راه تأمین گردد.

گیوه نوعی پاپوش تابستانی، سبک، بادوام و مناسب برای راهپیماییهای طولانی، ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و زنجان تولید گیوه رواج دارد همچنین تولید گیوه در شهر سنجان استان مرکزی نیز رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و عموماً از نخ قالی، نخ ابریشم و کف آن از پارچه، چرم یا لاستیک است.
جنس گیوه مواد تشکیل داده گیوه نخ قالی و نخ ابریشم (در شهرستان آباده استان فارس اصطلاحاً تنه نامیده میشود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط انواع سوزنها (به جز سوزن خیاطی) و جوالدوز بافته میشود و قسمت کف گیوه (زیره) نام دارد که از جنس پارچه، چرم یا لاستیک میباشد. کف گیوه (زیره) از نظر جنس سه نوع میباشد:
یکی از انواع آن پارچه است که جنس پارچه باید از پنبه باشد و به غیر از پنبه، نمیتوان آن را درست کرد.(تختی که از پارچه تهیه میشود، هر چه پارچه کهنه باشد تخت آن مرغوبتر است.)تختی که پارچه در ساختمان آن بکار رفته در فرهنگ آباده به آن شیوه میگویند. این نوع تخت از نظر کیفیت در سطح بالایی قرار گرفته. دومین نوع آن چرم است که کیفیت آن کمتر از پارچه است. سوم لاستیک است که از کیفیت خیلی کمی برخوردار است ولی طول عمر آن از بقیه زیادتر است.
اهمیت در منطقه کوهستانی کردستان و کرمانشاه، گذرگاههای صعب العبور آن، کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو، نوع معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائیز (که فصلهای کار هستند) پاافزاری را میطلبد که سبک، راحت، مقاوم، خنک و در عین حال ارزان باشد. خود منطقه عشایری، روستائی و جوامع نیمه شهری با امکانات موجود منطقه قادر به تولید آن باشند، و تا حدی خودکفا بوده و تا حد خود مصرفی بتوانند به تولید آن اقدام کنند. پا افزاری چون گیوه بهترین پاسخگو برای تمامی این نیازها بوده و هنوز هم میتواند باشد زیرا: 1- مواد اولیه کف آن تماماًً در منطقه موجود است. 2- ابزار کار ساده است و به راحتی میتوان آن را تهیه کرد.
3- بخش عظیمی از زنان منطقه را که در زمینه کارهای تولیدی مسلط منطقه قادر به فعالیت نیستند فعال میکند. 4- در صورت تولید بیشتر میتواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نیز کشیده شود و به جای اینکه با خروج مواد اولیه غذائی، نیازهای دیگر تأمین گردد، مواد غذائی برای اهالی باقی بماند، نوع تغذیه کامل گردد، از مقدار بیماریهای ناشی از سوءتغذیه کاسته شود، نیروی بیشتری صرف تولیدهای مسلط منطقه گردد، راه سیاست خودکفائی بازتر شود، و نیازهای مصرفی منطقه از این راه تأمین گردد.
آخرین ویرایش: