هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایلهایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کردهاند حذف کنند.
بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود.
https://t.me/iromanbook
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly. You should upgrade or use an alternative browser.
نویسنده عزیز، رنک شاعر انجمن شما به علت «سرقت ادبی» سلب خواهد شد.
رمان بوک یک سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی و فرهنگ ارشاد میباشد، بدیهیست هیچ گونه سرقت ادبی در انجمن جا ندارد.
این تصمیم مبنی بر:
1
اثر شما:
من در ره غم گرفتار شدم، در سد عش تو مدهوش شدم ، به حال بد من بنگر ، چو لیلی ز عشقت دیوانه شدم.
اثر وحشی بافقی:
تا در ره عشق آشنای تو شدم، با صد غم و درد مبتلای تو شدم، لیلی وش من، به حل زارم بنگر ، مجنون زمانه از برای تو شدم. 2
اثر شما:
چه غمگین است این عشق، که در سی*ن*ه داری
غم عشقت را هرگز ندهم به خنده و یک شادی،
ز تو دارم غمی بزرگ در سی*ن*ه، دیگر چه از این بهتر؟
تو چه به من دادی جز غم؟ دیگر چه غمی داری؟
اثر هوشنگ ابتهاج:
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غمِ خوش به جهان ازا ین چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن بهاَم ندادی 3
اثر شما:
چشمانم کور است. دلم ویران و شوریده است
صدای خندههایش میان صدای گریههایم میآید
میان ساز دلبرم صدای زیبا و زنانهای میآید
قلبم از فکر اینکه او برای من نباشد میلرزد
نمیدانم چرا دلم برایش تنگ است و دارد میمیرد
با قدمهای نامنظمی به سوی خانهاش میآیم
دندانهایم را از عصبانیت بر روی هم میفشارم
ترس من از کیست؟
امشب دلبر او کیست؟
صدای تکاپو و همهمهی مردم میشود خاموش
پشت درب خانه با قلب داغون میشوم مدهوش
صدای آشنایی آن زن را صدا میزند
از خانه خارج میشود و سر من فریاد میزند
خدای من، خود اوست
صدای آشنا، صدای اوست
دلم هُری میریزد
قلبم همان لحظه میمیرد
صدای هقهقم در کوچه میپیچد
نه، خدای من این تقدیر من نیست
نه، این کار، امری طبیعی نیست
حرفهایی که شنیدم، بگویم دروغ است؟
حقیقتها را که دیدم، بگویم دروغ است؟
دلبر من، داماد این شب پر از غم نیست
دل بیقرارم، جز او غمخوار هیچ غم دیگری نیست
صدای گریههایم با صدای ساز آمیخته میشود
نکند که من لیلی او و او مجنون من نمیشود؟
دلبرم، شاد و خندان از کنارم بیرحمانه میگذرد
این شب تمام میشود، اما هرگز برای من نمیگذرد
دنیا کور است تقدیر برای من بیمعنی است
اما خدای من صدایم را میشنود
خدای من، ساکت ننشین، بگو صدایم را میشنود؟
اگر مردم و او نمیداند، تو خوب میدانی
هر که نداند بیاو میمیرم، تو خوب میدانی
عهد و پیمان مرد من کجا رفت؟
نگاه و شانهای که تکیه گاهم بود، کجا رفت؟
قسمهایش که به جان من بود کجا رفت؟
وفا و عهد و ایمانش کجا رفت؟
من و قلبم هیچ، غرورم هیچ، عشقش کجا رفت؟
او کَر است، خدای من تو چرا خاموشی؟
این همه خاطره غمانگیز کجا رفت؟
ای مردم شما نمیدانید
مردی را از من ربودید که او جانم بود
او همین چند شب پیش قول داد، کنارم بود
او جان و جهانم و مرهم زخمهایم بود
آغوشش تکیه گاه و خانهی ابدی من بود
چرا پرندگان بر روی بام خانهام آواز نمیخوانند؟
چرا او دیگر مرا به طرف عشقش فرا نمیخواند؟
هر شب آسمان آبی بارانی بود
پس چرا امشب به حال زارم نمیبارد؟
خانهام را ویران کرد
حال او کنارش شاد و خندان است؟
درب و دیوار خانهاش، امشب کنار او چراغان است؟
روی گونهی سرد و گلگونش بوسه باران است؟
خدایا، این زن، جز مرگ چیز دیگری نمیخواهد
اگر این زندگی و سرنوشت غمبارش است
این زندگی پر از غم و بیاو را نمیخواهد
اثر داوود داغستانی:
فلک کور است ، دلم شوریده در شور است
صدای خنده و آواز می آید . زکوی دلبرم امشب صدای ساز می آید
دلم بی وقفه می لرزد. نمی دانم چرا تنگ است و می ترسد؟
قدم لرزان به سوی کوچه می آیم
دو دستم را به روی یکدیگر با حرص می سایم
خدایا ترس من از چیست؟
عروس جشن امشب کیست؟
صدای همهمه با ورود شیخ عاقد میشود خاموش…
صدای شیخ می آید :
عروس خانم وکیلم من؟
جواب ده وکیلم من؟
صدای آشنایی بله می گوید و مردم یکصدا با هم مبارک باد می گویند
خدای من صدای اوست!!!
صدای آشنا از اوست!!!
دلم در سی*ن*ه می افتد برای مدتی ساکت برای مدتی خاموش…………………
صدای نعره ام در کوچه می پیچید
خدای من مبارک نیست.مبارک نیست
بگوئیدم دروغ است آنچه بشنیدم
بگوییدم دروغ است آنچه فهمیدم
نگار من عروس جشن امشب نیست
ولی ناگه صدای نعره ام در ساز می میرد و
داماد شاد و خندان از نگارم بوسه میگیرد
فلک کور است زمین و آسمان کور است
خدای من! خدای مهربان من؟
چه ک.س گوید این سان، ساکت و آرام بنشینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر مردم نمی دانند، تو که نادیده می دانی
همین دختر که امشب بله می گوید
عروسی را که امشب عاشقانه ره به سوی حجله می پوید
قسم می خورد عروس ماست
عروس حجله گاه ماست
کجا رفت عهد و پیمانش؟؟؟
کجا رفت آن قسم هایش؟؟
یعنی عهد و پیمان هیچ؟؟
وفا و عشق و ایمان هیچ؟
قسم ها اشکها، سوگندها، حتی خدا هم هیچ…؟؟؟
عجب دارم چرا یارب تو خاموشی؟
چرا بر خاطر این دل نمی جوشی؟
وگرنه کی خدا این صحنه را بیند و خاموش بنشیند؟
آهای مردم!
شما هرگز نمی دانید
عروسی را به سوی حجله می رانید
که تا دیروز نگارم بود، همین دیشب کنارم بود
جهانم بود،تمام کشت و کارم بود
در آغوشش قرارم بود بهارم بود
نمی دانم چرا جغدان به روی بام من امشب نمی خوانند
مگر شومی تر از امشب چه می خواهند؟
پس چرا این آسمان امشب نمی بارد؟
پس چه می خواهد؟!؟
دلم رنجور و ویران است
نگارم شاد و خندان است
در و دیوارشان امشب چراغان است
درون حجله گاهش بوسه باران است
خدایا دگر جز مرگ هیچ نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم……
من امشب از خودم از عشق از این دنیا که هیچش اعتباری نیست بیزارم
من امشب سخت بیمارم
رفیقان باده بازآرید مرا تنهای تنها با غم و اندوه بگذارید 4
اثر شما:
چهار دیوار دلم
آن خیناگرِ سرشار از غمیست
که همانند پرندهای در قفس
آواز شب به خاطرات پیوسته است
ای کاش غم از دل ما پر بکشد
آن که میگوید حالش خوب است
دلنگران شبهایی است
که ماهش را ستارهها میجوید
هنوز آفتاب خندان است
اما هزاران ستاره گریان
در تمنای دلم، ای کاش غم نبود!
اثر شاملو:
آنکه میگوید دوستت می دارم
خُـنـیـاگر غمگینیست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه میگوید دوستت می دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بودپ
هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود.
تفاوت الهام گرفتن و کپی از اثر: پروسهای که از نظر ذهنی شبیه یک چیزی را در نظر میگیرید اما در نهایت از خلاقیت خودتان در طراحی آن استفاده میکنید و هیچ شباهت سازمانی با منبع الهامی ندارد. کپی کردن شامل حفظ ساختار اثر اصلی و تغییر یک سری کلمات و عبارات است. توصیف سرقت ادبی: کاری که بهطور جزئی یا بهطور کامل از کار دیگران بدون تأیید صحیح ناشی میشود. سرقت ادبی غیرمستقیم: سرقت ادبی غیرمستقیم زمانی رخ میدهد که فردی با اصلاح یا تغییراتی کوچک از اثری ادبی متعلق به دیگری استفاده میکند. مثلاً زمانی که فرد سارق ادبی، از یک پاراگراف یا جملهای از یک اثر دیگر در اثر خود استفاده میکند و تنها تغییرات کوچکی به آن اضافه میکند. قانون های وابسته:
_ تبصره ۲ ماده ۶ قانون مطبوعات
_ ماده ۲۳ قانون حمایت مؤلفان، مصنفان و هنرمندان قانون های وابسته در انجمن ادبی:
_ محرومیت از رنک مورد نظر
_محرومیت از نوشتن شعر تا دو ماه در انجمن "رمان بوک"
«اینجانب هیچ مسئولیتی در قبال سرقت ادبی صورت گرفته نداشته و مسئولیت نشر اثر را در دیگر انجمن ها و فضای ادبی را به عهده ندارد.»
پیشنهاد به نویسنده مذکور:
نویسنده عزیز، "زری" پیشنهاد میشود هر نوع سرقت ادبی در آثارتان به صورت مستقیم و غیر مستقیم صورت گرفته پاک کنید، در صورتی که این موضوع در ابعاد گسترده تر اعم از مجازات اسلامی مطرح شود، درگیریهای جبران ناپذیری خواهید داشت.
ما طبق قوانین و اصول مولفین به شما هشدار داده و از این نوع سرقت ادبی غیر مستقیم شما را منع میکنیم.
قابل توجه شما نویسنده گرامی در صورتی که هنوز معتقد هستید کپی ادبی صورت نگرفته کاری از دست ما ساخته نیست، 60 درصد هماهنگی را حتی اگر اتفاقی رخ داده باشد باز هم با توجه به اینکه شما نویسنده دوم محسوب میشوید پس سرقت به شمار میرود.
به هر حال ما احترام شما را نگه داشته و بهتر است تصور کنیم شما ناآگاهانه دچار شباهت اتفاقی شدید تا تنها از رنک و فعالیت محروم شده و منجر به محرومیت دائم شما برای دومین بار در انجمن نشود.
«اینجانب طبق قوانین و اصول انجمن عمل کرده و با توجه به شواهد هشدار را مطرح کردم و در ابعاد گسترده تر هیچ مسئولیتی را قبول نخواهم کرد»