- Aug
- 3,253
- 8,648
- مدالها
- 6
نمادشناسی
در نمادشناسی و باور ایرانی و استورههای ایران مار نشانه آشکاری از اهریمن است و نشان تباهی و مرگ شناخته میشود.[۵۷] در واژهشناسی نیز مار ریشه گرفته از «مرگ» و «مُردن» است و «زیانکار» و «تباهکننده» معنا میدهد.[۵۸] مار «خَرفستر» یا «زیانکار» است و ایرانیان این خزنده را بیماریزا میدانستند. اما این هم هست که مار در نمادشناسی ایرانی، همپیوند با «درخت زندگی» دانسته شدهاست.[۵۹] از سویی، مار در استورهها نگهبان گنجهای نهانی و زیرزمینی است.[۶۰]
دو طرف معبد توتعنخآمون، فرعون مصری با چهار مار کبرای ساخته شده از طلا و لاجورد. دره پادشاهان، تبای، (۱۳۴۷ تا ۳۷ پیش از میلاد).
مدوسا، کار هنرمند ایتالیایی، کاراواجو، در سدهٔ ۱۶ میلادی.
در تاریخ مصر، مار نقش مهمی بر دوش دارد؛ به ویژه کبرای نیل که شیفتهٔ تاج فرعونها در دوران باستان است. این مار به عنوان یکی از خدایان پرستش میشد. همچنین ابزار مهمی در کشتن یک فرد دیگر یا اجرای آیین خودکشی (مانند خودکشی کلئوپاترا) بودهاست.
در اساطیر یونان مارها معمولاً به صورت دشمنی مرگبار و خطرناک نشان داده میشوند. البته در افسانههای یونان، مار نماد شیطان نیست. بلکه نمادی از عنصرهای زیرزمین است، برگردان تقریبی آن «در پیوند با زمین» است. برای نمونه هیدرای نُه سر که هرکول او را شکست داد و خواهران گورگون از فرزندان گایای زمین بودند.[۶۱] مدوسا یکی از سه خواهر گورگون بود که پرسئوس شکستش داد.[۶۱] گفته میشود مدوسا موجوی فناپذیر و دیو سیرت بوده که در سرش به جای مو، مار درآمده بودهاست و میتوانسته انسانها را به سنگ تبدیل کند.[۶۱] پس از کشته شدن مدوسا، پرسئوس سر او را به آتنا میدهد تا از آن در سپرش، ایجس استفاده کند.[۶۱] تصویر تایتان از افسانههای یونان هم به جای دست و پا با مار به نمایش درآمده، چون آنها هم از فرزندان گایا و اورانوس بودند و پیوندخورده به زمین.
سه نماد پزشکی که در آنها از نقش مار استفاده شده و هنوز هم بهکار برده میشوند عبارتند از: جام هایجیا به عنوان نماد داروسازی و عصای چاووش هرمس و چوبدست اسقلبیوس هر دو به عنوان نماد عمومی پزشکی.[۲۱]
هندوستان با نام سرزمین مارها شناخته میشود و سرشار از افسانهها و سنتهای مربوط به مار است.[۶۲] در این سرزمین مار پرستیده میشود و حتی امروزه زنان هندی بر روی سر مار، شیر میریزند (با وجود بیزاری مار از شیر)[۶۲] در نقاشیها، کبرا بر روی گردن شیوا نشان داده میشود و ویشنو هم به صورت خوابیده بر روی یک مار هفت-سر یا در میان حلقهٔ یک مار کشیده میشود.[۶۳] همچنین چندین معبد ویژهٔ مار کبرا در هند وجود دارد که گاهی به آنها ناگراژ (شاه ماران) میگویند. به باور این مردم مارها نماد باروری و زایشاند. یک جشنوارهٔ هندو به نام ناگ هم سالانه برگزار میشود که در آن مارها مورد احترام و پرستش قرار میگیرند.
در هند یک پیشینهٔ افسانهای دیگر برای مارها وجود دارد که در زبان هندی به آن ایچاداری میگویند. در افسانه باور افراد بر این است که مارها میتوانند به شکل هر جانوری درآیند. اما ترجیح میدهند به شکل انسان درآیند. این مارهای جادویی یک سنگ ارزشمند به نام «مانی» با خود دارند که از الماس باارزش تر است. داستانهای بسیاری در هند پیرامون انسانهای طمعکار و حریص وجود دارد که تلاش کردهاند این سنگ ارزشمند را بهدست آورند. اما در نهایت تلاش آنها منجر به مرگ آنها شدهاست.
اوروبروس نمادی است که در آیینهای گوناگون دیده میشود که به کیمیاگری مربوط است. این نماد یک مار است که دم خود را میخورد (یک حلقه تشکیل میشود) که نشان دهندهٔ چرخهٔ زندگی-مرگ-زندگی دوباره است و به جاودانگی میرسد.
مار یکی از ۱۲ جانور گردآسمان چینی در گاهشماری چینی است.
بسیاری از آیینهای باستانی پرو طبیعت را پرستیدهاند[۶۴] که بر حیوانات به ویژه مار تأکید داشتهاند.
در نمادشناسی و باور ایرانی و استورههای ایران مار نشانه آشکاری از اهریمن است و نشان تباهی و مرگ شناخته میشود.[۵۷] در واژهشناسی نیز مار ریشه گرفته از «مرگ» و «مُردن» است و «زیانکار» و «تباهکننده» معنا میدهد.[۵۸] مار «خَرفستر» یا «زیانکار» است و ایرانیان این خزنده را بیماریزا میدانستند. اما این هم هست که مار در نمادشناسی ایرانی، همپیوند با «درخت زندگی» دانسته شدهاست.[۵۹] از سویی، مار در استورهها نگهبان گنجهای نهانی و زیرزمینی است.[۶۰]
دو طرف معبد توتعنخآمون، فرعون مصری با چهار مار کبرای ساخته شده از طلا و لاجورد. دره پادشاهان، تبای، (۱۳۴۷ تا ۳۷ پیش از میلاد).
مدوسا، کار هنرمند ایتالیایی، کاراواجو، در سدهٔ ۱۶ میلادی.
در تاریخ مصر، مار نقش مهمی بر دوش دارد؛ به ویژه کبرای نیل که شیفتهٔ تاج فرعونها در دوران باستان است. این مار به عنوان یکی از خدایان پرستش میشد. همچنین ابزار مهمی در کشتن یک فرد دیگر یا اجرای آیین خودکشی (مانند خودکشی کلئوپاترا) بودهاست.
در اساطیر یونان مارها معمولاً به صورت دشمنی مرگبار و خطرناک نشان داده میشوند. البته در افسانههای یونان، مار نماد شیطان نیست. بلکه نمادی از عنصرهای زیرزمین است، برگردان تقریبی آن «در پیوند با زمین» است. برای نمونه هیدرای نُه سر که هرکول او را شکست داد و خواهران گورگون از فرزندان گایای زمین بودند.[۶۱] مدوسا یکی از سه خواهر گورگون بود که پرسئوس شکستش داد.[۶۱] گفته میشود مدوسا موجوی فناپذیر و دیو سیرت بوده که در سرش به جای مو، مار درآمده بودهاست و میتوانسته انسانها را به سنگ تبدیل کند.[۶۱] پس از کشته شدن مدوسا، پرسئوس سر او را به آتنا میدهد تا از آن در سپرش، ایجس استفاده کند.[۶۱] تصویر تایتان از افسانههای یونان هم به جای دست و پا با مار به نمایش درآمده، چون آنها هم از فرزندان گایا و اورانوس بودند و پیوندخورده به زمین.
سه نماد پزشکی که در آنها از نقش مار استفاده شده و هنوز هم بهکار برده میشوند عبارتند از: جام هایجیا به عنوان نماد داروسازی و عصای چاووش هرمس و چوبدست اسقلبیوس هر دو به عنوان نماد عمومی پزشکی.[۲۱]
هندوستان با نام سرزمین مارها شناخته میشود و سرشار از افسانهها و سنتهای مربوط به مار است.[۶۲] در این سرزمین مار پرستیده میشود و حتی امروزه زنان هندی بر روی سر مار، شیر میریزند (با وجود بیزاری مار از شیر)[۶۲] در نقاشیها، کبرا بر روی گردن شیوا نشان داده میشود و ویشنو هم به صورت خوابیده بر روی یک مار هفت-سر یا در میان حلقهٔ یک مار کشیده میشود.[۶۳] همچنین چندین معبد ویژهٔ مار کبرا در هند وجود دارد که گاهی به آنها ناگراژ (شاه ماران) میگویند. به باور این مردم مارها نماد باروری و زایشاند. یک جشنوارهٔ هندو به نام ناگ هم سالانه برگزار میشود که در آن مارها مورد احترام و پرستش قرار میگیرند.
در هند یک پیشینهٔ افسانهای دیگر برای مارها وجود دارد که در زبان هندی به آن ایچاداری میگویند. در افسانه باور افراد بر این است که مارها میتوانند به شکل هر جانوری درآیند. اما ترجیح میدهند به شکل انسان درآیند. این مارهای جادویی یک سنگ ارزشمند به نام «مانی» با خود دارند که از الماس باارزش تر است. داستانهای بسیاری در هند پیرامون انسانهای طمعکار و حریص وجود دارد که تلاش کردهاند این سنگ ارزشمند را بهدست آورند. اما در نهایت تلاش آنها منجر به مرگ آنها شدهاست.
اوروبروس نمادی است که در آیینهای گوناگون دیده میشود که به کیمیاگری مربوط است. این نماد یک مار است که دم خود را میخورد (یک حلقه تشکیل میشود) که نشان دهندهٔ چرخهٔ زندگی-مرگ-زندگی دوباره است و به جاودانگی میرسد.
مار یکی از ۱۲ جانور گردآسمان چینی در گاهشماری چینی است.
بسیاری از آیینهای باستانی پرو طبیعت را پرستیدهاند[۶۴] که بر حیوانات به ویژه مار تأکید داشتهاند.