- Jul
- 1,522
- 3,677
- مدالها
- 7
شاه هر کاری بخواهد میتواند انجام دهد، سخنش قانون است، وزیران را منصوب میکند و میتواند وزرا، صاحبمنصبان، مأموران و قاضی ها را برکنار کند، زندگی و مرگ همه افراد خانواده شاه در دست اوست و هیچ کدام از معاونان لشکری و کشوری که در خدمت شاه هستند از این قانون مستثنی نیستند، افرادی که مورد بیمهری واقع شدهاند، معدوم میشوند و اموالشان به سلطان می رسد و حق سلب حیات در هر حال فقط در اختیار اوست اما وی میتواند این حق را به کارگزاران یا نواب خود واگذار کند. این اختیارها در طول تاریخ ایران همواره ذاتی پادشاه بوده و بر هر چیز مسلط بود که مختص این یا آن شاه هم نمی شد. در دوره قاجار اگرچه انقلاب مشروطه به وقوع پیوست و ایران صاحب مجلس شد تا برخی از وظایف شاه را محدود کند یا بر اعمال او نظارت داشته باشد اما با شروع پادشاهی محمدعلی شاه بار دیگر استبداد شاهانه خود را نمایان کرد.
تکیه بر تخت سلطنت
محمدعلی میرزا قاجار متولد در تبریز و مادرش تاجالملوک، دختر میرزا تقیخان امیرکبیر و عزتالدوله بود. به دلیل اینکه در کودکی تحت تعلیم آموزگار روسی بود به روس ها و فرهنگ روسی تمایل زیادی داشت. در دوره مشروطه به دلیل ترس از احتمال نزدیکی مشروطهخواهان به ظلالسلطان و نصب وی به سلطنت از مشروطهخواهان حمایت میکرد اما پس از مرگ پدرش و هنگامی که در ۲۸ دی ۱۲۸۵ خورشیدی بر تخت سلطنت تکیه زد از همان روز نخست بنا را بر مخالفت با مشروطه گذاشت و در نخستین اقدام نمایندگان مجلس شورای ملی را به مراسم تاجگذاری دعوت نکرد و بعد از آن هم این نهاد را به توپ بست.
به توپ بستن مجلس
انقلاب مشروطه به پیروزی رسیده بود، مجلس شورای ملی تشکیل شد و نمایندگان به آن راه یافتند اما در این میان بحران های کشور روز به روز بیشتر می شد؛ یعنی انجمن های مختلف تشکیل شدند و به مخالفت با یکدیگر پرداختند، جناح های مختلف دست به تندروی به خصوص در مجلس زدند و وضعیت به گونه ای دیگر شده بود و عده ای داشتن آزادی و مشروطه را دفع دیگری می دانستند. در چنین شرایطی محمدعلی شاه در برابر این رویه از مجلس تقاضا کرد، سیدجمال الدین واعظ، سید حسن تقی زاده، ملک المتکلمین و میرزا ابراهیم منشی سفارت فرانسه و شماری دیگر که از نظر او مایه اغتشاش و فساد امور بودند از تهران تبعید شوند. البته در این مرحله او نمی خواست، مجلس تعطیل شود و تقاضای او تنها همین موضوع بود. سرانجام تشتت به جایی رسید که سیدمحمد طباطبایی رهبر طراز اول مشروطه از نحوه اقدام های انجمن ها ابراز نگرانی کرد. او اظهار داشت از مشروطه، حکومت شورایی و سلطنت مشروطه فوائدی «شنیده بود» اما اگر نتیجه این است که مشاهده می شود، نقض غرض است و از مشروطه چیزی عاید ایران نخواهد شد. با این وصف طباطبایی نوک تیز حمله را متوجه محمدعلی شاه کرد و گفت وظیفه مقام سلطنت است که مانع از بی نظمی شود زیرا مردم بر جان خود ایمن نیستند.
تکیه بر تخت سلطنت
محمدعلی میرزا قاجار متولد در تبریز و مادرش تاجالملوک، دختر میرزا تقیخان امیرکبیر و عزتالدوله بود. به دلیل اینکه در کودکی تحت تعلیم آموزگار روسی بود به روس ها و فرهنگ روسی تمایل زیادی داشت. در دوره مشروطه به دلیل ترس از احتمال نزدیکی مشروطهخواهان به ظلالسلطان و نصب وی به سلطنت از مشروطهخواهان حمایت میکرد اما پس از مرگ پدرش و هنگامی که در ۲۸ دی ۱۲۸۵ خورشیدی بر تخت سلطنت تکیه زد از همان روز نخست بنا را بر مخالفت با مشروطه گذاشت و در نخستین اقدام نمایندگان مجلس شورای ملی را به مراسم تاجگذاری دعوت نکرد و بعد از آن هم این نهاد را به توپ بست.
به توپ بستن مجلس
انقلاب مشروطه به پیروزی رسیده بود، مجلس شورای ملی تشکیل شد و نمایندگان به آن راه یافتند اما در این میان بحران های کشور روز به روز بیشتر می شد؛ یعنی انجمن های مختلف تشکیل شدند و به مخالفت با یکدیگر پرداختند، جناح های مختلف دست به تندروی به خصوص در مجلس زدند و وضعیت به گونه ای دیگر شده بود و عده ای داشتن آزادی و مشروطه را دفع دیگری می دانستند. در چنین شرایطی محمدعلی شاه در برابر این رویه از مجلس تقاضا کرد، سیدجمال الدین واعظ، سید حسن تقی زاده، ملک المتکلمین و میرزا ابراهیم منشی سفارت فرانسه و شماری دیگر که از نظر او مایه اغتشاش و فساد امور بودند از تهران تبعید شوند. البته در این مرحله او نمی خواست، مجلس تعطیل شود و تقاضای او تنها همین موضوع بود. سرانجام تشتت به جایی رسید که سیدمحمد طباطبایی رهبر طراز اول مشروطه از نحوه اقدام های انجمن ها ابراز نگرانی کرد. او اظهار داشت از مشروطه، حکومت شورایی و سلطنت مشروطه فوائدی «شنیده بود» اما اگر نتیجه این است که مشاهده می شود، نقض غرض است و از مشروطه چیزی عاید ایران نخواهد شد. با این وصف طباطبایی نوک تیز حمله را متوجه محمدعلی شاه کرد و گفت وظیفه مقام سلطنت است که مانع از بی نظمی شود زیرا مردم بر جان خود ایمن نیستند.