جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

متفرقه مدرنیته ایرانی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته جامعه شناسی توسط DLVAN با نام مدرنیته ایرانی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 425 بازدید, 8 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته جامعه شناسی
نام موضوع مدرنیته ایرانی
نویسنده موضوع DLVAN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط DLVAN
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
مدرنیته در جامعه ایرانی طی صد سال اخیر مورد توجه جامعه شناسان بوده است که به بررسی آن می‌پردازیم.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: .Ghazal.
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
بررسی دیدگاه جلال آل احمد
چالش سنت و مدرنیته

بسیاری از اندیشمندان به ویژه جامعه شناسان اعتقاد دارند که تضاد سنت و مدرنیته یکی از
مهمترین چالش های روبروی جامه ما است. به عبارت دیگر، در کنار مسائلی مانند بی اعتمادی
اعتیاد، شکاف نسلی و عدم مسئولیت پذیری؛ جدال بین سنت و مدرنیته به معضلی اسامی و
هزینه‌بر تبدیل شده است که در یکصد سال گذشته دامن گیر جامعه بوده است.
در مورد رویارویی سنت و مدرنیته، سه دیدگاه کلی وجود دارد:
۱.مبنا قرار دادن سنت و اعتقاد به بازخوانی آن
۲.مبنا قرار دادن مدرنیته و پذیرش مؤلفه‌های اساسی آن
۳. تلفیق سنت و مدرنیته و ابداع‌ها و نیت مشروط یا همان مدرنیته بومی.
در کشور ما، گروه اول به «مرتجع» و گروه دوم «غربزده» مشهور شده اند. پس افرادی که می خواهند از این دو بر چسب در امان باشند و ثابت کنند دیدگاهی فراتر از آن ها دارند؛ از تلفیق سنت و مدرنیته سخن می گویند. جلال آل احمد یکی از
پیروان این دیدگاه است که باور دارد، با فرهنگ و بومی می توان برخی از جنبه های مدرنیته را از غرب «اقتباس» و برخی مؤلفه‌های دیگر را با تکیه بر پتانسیل داخلی «تأسیس» کرد. به عبارت دیگر او اعتقاد دارد؛ می توان ابعاد مادی و تکنولوژیکی غرب را صاحب شد، بدون این که نیازی به تغییر بنیان های معرفت شناسی شرقی باشد.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: .Ghazal.
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
قطعا برای بررسی اندیشه آل احمد باید دانست چگونه یک اندیشه را نقد کرد!
نقد نظریه در جامعه شناسی

نقد یک نظریه از جنبه های گوناگون و با روش های گوناگون و اهداف متفاوت، امکان پذیر است. برای مثال، اندیشه را می توان از لحاظ «تحلیل ساختاری» مورد کنکاش قرار داد. در این راستا، می توان ساختارها را به بیرونی و درونی تقسیم کرده و نقش هر ساختار را در شکل گیری آن اندیشه نشان داد. ساخت درونی شامل ساختارهای سیاسی - اقتصادی و فکری است و ساخت بیرونی شامل نظام های بین المللی و اندیشه ها و مکاتب فرامرزی است. می توان تمام ساختارهای قبلی را در سطح کلان قرار داده و در سطح خرد به تحلیل پیشینه خانوادگی، خاستگاه طبقاتی، شغل و خصوصیات فردی متفکر پرداخت و نقش تجربیات او را در شکل گیری افکارش بیان کرد
از سوی دیگر می توانیم اندیشه را از لحاظ کارکردی بررسی کنیم. یعنی می خواهیم بدانیم که یک اندیشه در برخورد با واقعیت ها و جهان خارج چه سرنوشتی پیدا کرده و چه نقشی را در جامعه بازی کرده است. در اینجا پرسش جدیدی مطرح می شود که نقد اندیشه ها بر چه مبنایی صورت می گیرد؟ آیا نقد باتوجه به ویژگی های ظاهری متن و بطور «صوری» انجام می پذیرد؟ یا با توجه به هدف‌ها و نیت‌های نویسنده، و یا آن گونه که رولان بارت مطرح کرده، باید نوشته و نویسنده را از دید خواننده نقد کرد، زیرا تفسیر و تعبیر خواننده از یک متن و آفریننده‌اش تنها چیزی است که
واقعیت داشته و قابل بررسی است در تمام تحلیل های یاد شده، تاریخ موضوعی حاشیه ای و کم اهمیت است که می توان با متبلور کردن دیدگاه تاریخی، تغییر و تحولات یک نظریه را در یک دوره زمانی دنبال کرده و فراز و نشیب های آن را به نمایش گذاشت. می توان اندیشمندی را با اندیشمندان دیگر مقایسه کرد
این کار با مقایسه های موضوع محور، شخصیت محور، شرایط محور و غیره قابل انجام. است. برای مثال در روش موضوع محور، برخی مفاهیم و موضوعات مانند: آزادی، دموکراسی، دین،
انقلاب، طبقه، ایدئولوژی، انسان، جامعه، مدرنیته، سنت و غیره اصل قرار داده شده و نظرات و
اندیشه ها در مورد این مفاهیم با هم مقایسه می شوند.
می توان پرسش اساسی اندیشمندان را با هم مقایسه کرد. پرسش اساسی نویسندگان در واقع نشان دهنده دغدغه فکری، عرصه اساسی اندیشه ورزی و به عبارت ساده تر متغیر وابسته بحث آنان است. بسیار اتفاق می افتد که نویسندگان پرسش اساسی مشابهی دارند؛ اما جواب آنها به این پرسش و تحلیل آنها از موضوع با هم تفاوت زیادی دارد.
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
پرسش‌هایی درمورد اندیشه آل احمد

به لحاظ تاریخی شروع رویارویی ایرانیان با غرب را شکست ایران در نبردها با عثمانی و روسیه
عقد قراردادهای سیاسی، نظامی و به ویژه تجاری باغرب و بازدید پادشاهان، روشنفکران و محصلین ایرانی از اروپا می دانند. به هرحال همزمان با این رویارویی سه موضع گیری عمده در سطح جامعه و به ویژه در بین روشنفکران مطرح شد، گروه اول غرب را چه به لحاظ فرهنگی همان مدرنیته و ارزش های مطرح در آن و چه به لحاظ تمدنی همان مدرنیزاسیون و دستاوردهای مادی و تکنولوژیکی آن طرد کردند و هم با ارزش های غربی مانند: دموکراسی و سکولاریزم
وهم با دستاوردهای آن تمدن از سیب زمینی و لامپ الکتریکی گرفته تا عکاسی و طرح های واکسیناسیون اطفال مخالفت کردند. این گروه معتقد بودند سنت و پیروی بی کم و کاست از گذشتگان همچنان باید ادامه یابد و هیچ احتیاجی به اقتباس از بیرون به ویژه غرب فاسد و بی دین نیست. گروه دوم به این نتیجه رسیدند که باید کلیت غرب یعنی هم بعد فرهنگی، فلسفي و ذهنی و هم بعد تمدنی، مادی و عینی را با هم پذیرفت و دستیابی به یکی بدون گردن نهادن
به دیگری ممکن نیست. جلال و پیش از او احمد فردید این گروه را غربزده و بیماری آنان را غربزدگی تشخیص دادند و خود راه حل سومی پیشنهاد کردند که مدعی تلفيق بين سنت و مدرنیته بود، ادعای مهم گروه سوم گزینشگری بود. آنها مدعی بودند می توان عناصر
و ابعاد خوب سفت را با برخی از عناصر خوب مدرنیته ترکیب کرد و به نوعی مدرنیته بومی
دست پیدا کرد. آیا می توان به ترکیب و تلفیق سنت و مدرنیته پرداخت و در نتیجه راه حل هایی مانند مدرنیته بومی و مدرنیته گزینشی ارائه داد.
آیا پیشنهاد جلال مبنی بر تلفيق «سنت» و «نوسازی یا مدرنیزاسیون» ممکن است؟
آیا جلال در پیشنهاد خود تفاوت بین «مدرنیزاسیون و مدرنیته» را در نظر گرفته است؟
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
تعریف مفاهیم
قبـل از هرچيـز ضـروري اسـت تا تعريـف كوتاهي از مفاهيـم ارائه كنيم. مدرنيزاسـيون يـا نوسـازي Modernization را اكنون كسـاني مانند آيزنشـتات و روسـتو بـراي تمام تحوالتي
بـه‌كار ميبرنـد كـه در جوامـع امـروزي بـه دنبـال صنعتي كردن و ماشـيني كـردن ميآيند.در واقـع نوسـازي فراينـدي تاريخي اسـت كه در آن با تفكيـك كاركردي نهادها
و تخصصـي شـدن هرچـه بيشـتر آنهـا روبـرو هسـتيم. ايـن تفكيك نهـادي برپايـه علـم و تجربه و شـناخت قوانيـن طبيعـي، صـورت ميگيـرد و انسـان را قـادر ميسـازد تـا علاوه بـر كنتـرل محيـط
طبيعـي تـوان اجـراي برنامهها در جامعه را نيز داشـته باشـد. ميتوان گفت نوسـازي يا مدرنيزاسـيون، بيشـتر بـه ابعـاد كالن و عينـي مدرنيته مانند: ايجاد نهادها و سـاختارهاي مدرن، صنعتي شـدن، رشـد شهرنشـيني، توسـعه تكنولوژيكـي، گسـترش وسـايل ارتبـاط جمعـي، برنامهريزي و مديريـت علمي و غيـره مربـوط ميشـود. مدرنيزاسـيون فراينـد اجرایـي و عملياتـي كـردن ارزشهـاي مطرح شـده در عصر روشـنگري است.
امـا منظـور از مدرنيتـه يـا تجـدد Modernity مجموعـهاي از اهـداف و ارزشهاسـت كـه در
عصـر روشـنگري مطرح ميشـود؛ ارزشهايـي ماننـد: آزادي بيان و عقيـده، دموكراسـي، حقوق
بشـر، انسـانمحوري و خودبنيـادي Autonomy ، بنابرايـن مدرنيتـه بـه ريشـههاي فكري و فلسـفي عصـر جديـد اشـاره دارد كـه در آن انسـان خـود را در مركـز جهان قـرار داده و با پذيـرش معيار
عقـل خودبنيـاد به هسـتي همچون موضوع شناسـايي و اعمال قـدرت نگاه مي‌كنـد.
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
نوسازی و سنت در اندیشه آل احمد
بـا شـروع بحرانهـاي عظيـم همچـون ركودهـاي اقتصـادي، اسـتثمارگريها، شـورشها و جنگهاي
جهانـي، برخـي متفكـران همچـون اگزيستانسياليسـتها متوجـه پيامدهـاي مدرنيتـه و مدرنيزاسـيون یا نوسازی در جوامـع مـدرن شـدند. خيلـي پيشتـر نيچـه اراده و خواسـت قـدرت را نويد بخـش دوران جديـد دانسـته و فريـاد برآورده بـود. چنين ايده و شـناختي باعث ميشـد اين انسـان
آزاد و مختـار، ناگهـان تمـام بنيانهاي معنا بخش پيشـين خود را از دسـت داده و در مـوردي كه توانايي عمـل نداشـته و يـا در انتخـاب هدف اشـتباه كـرده، با پوچـي و بيهودگي روبـرو گردد.
بياعتقـادي بـه قضـا و قـدر و دادن قـدرت انتخـاب و آزادي عمل به انسـان، راه را براي پيشـرفت و تجدد همـوار كـرد، امـا چنيـن انسـاني ناگزير مسـئول تمام اعمـال خود بـوده و بايد خـودش به زندگـياش معنا مـيداد. بـه هميـن دليـل انسـانها آرامـش و اطمينـان پيشـين خـود را از دسـت داده و با وضعيتـي روبرو شدند. گيدنـز آن را ناامنـي هستي شناسـيInsecurity Ontological مينامـد. ايـن ناامني در نـگاه فلسـفي برخـي را بـه پوچانگاري كشـاند. در نتيجه گروهي تلاش كردند اعتقاد به خدا و سرنوشـت را دوبـاره زنـده كـرده و بيـن سـوژه مـدرن و خـدا، وحدتـي خلـق نماينـد. گروهـي نيـز اين شكسـتها را موقتـي خوانـده و بـا ايمـان به قدرت انسـان آمـاده نبرد ميشـدند.
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
روشنفکران ایرانی
روشنفکران ايرانـي كـه بيشترشـان در غرب تحصيل كـرده و يا با آن عقايد آشـنا بودنـد؛ آماده پذيرش
فريـاد منتقـدان غرب ميشـدند، اما در اين راسـتا بـا دو پارادوكس اساسـي روبرو بودنـد؛ اول این که
متفكـران ايرانـي از يك سـو شـاهد دسـتاوردهاي عظيم تمدن غربـي همچون اختراعات و اكتشـافات و
بهبـود وضـع زندگـي در آنجـا بودند و از سـوي ديگر بـا عوارض چنيـن تمدني به ويژه براي كشـورهاي
جهـان سـوم آشـنايي داشـتند. درضمـن بايـد بـه ايـن نكتـه توجـه كـرد كه اوليـن آشـنايي شـرقيان با غـرب از طريـق هميـن توليـدات و تكنولوژيهـاي وارداتـي بـود. بـه عبارت ديگـر، برخلاف غرب كه
خـود مهـد مدرنيتـه بود؛ شـرق بايد بـا پيامدهـاي اين مدرنيتـه روبرو ميشـد. در نتيجة ايـن پارادوكس، برخـي از روشـنفكران ايرانـي گرفتـار خلـط مبحث شـده و تفـاوت مدرنيته بـا مدرنيزاسـيون را فراموش كردنـد. جلال يكـي از ايـن انديشـمندان اسـت كه به جـاي تمركز بـر ابعاد فكـري و فلسـفي مدرنيته، بُعـد و پيامدهـاي
بـه مدرنيزاسـيون توجـه بيشـتري نشـان ميدهـد و بـه دليـل عـدم شـناخت ايـن دو هر يـك، نميتوانـد مسـائل و موضوعـات را بـه شـكل عميقي بررسـي ‌كند. او بـدون توجه بـه مبادي و زيرسـاختهاي فكـري و فلسـفي مدرنيتـه بـه ابعادي از مدرنيزاسـيون ماننـد تكنولوژي و ماشـين حمله
كـرده و گاه خواسـتار بوميسـازي در ايـن ابعاد ميشـود. دوميـن پارادوكـس ايـن بـود كـه سـاخت روسـتايي ـ عشـايري جامعة ايـران بـا مردمي كه بيشترشـان بيسـوادي يـا كمسـواد بودنـد؛ روشـنفكران ايرانـي را حاشـيهاي كـرده و آنها را بـه انزوا سـوق ميداد؛ امـا از سـوي ديگـر، عاليق ملـي ـ مذهبي و نفوذ انديشـههاي ماركسيسـتي؛ تعهدات انقالبي و انسـاني را بـه آنـان گوشـزد مي‌كـرد. ايـن ويژگـي باعث ميشـد برخي از روشـنفكران به جـاي اسـتفاده از عقل و منطـق، بـراي اثرگـذاري در تـوده، دچـار عوامگرايـي شـده و بـه برانگيختـن عواطـف و احساسـات متوسـل شـوند. جالل آل احمد يكي از انديشـمنداني اسـت كه، بدليل سـبك روزنامهاي و احساسـياش، نميتـوان بـا اسـتناد به يك يـا چند جمله دربـارهاش اظهارنظـر كرد. براي مثـال مفسـري ميتواند ادعا كنـد آلاحمـد نسـبت بـه مذهـب تشـيع ديـدگاه منفـي دارد و براي اثبـات ادعـاي خود به جملات زير اسـتناد كنـد:«مـا در ايـن گوشـه شـرق به پيله حكومـت وحدت ملـي خود برمبناي تشـيع پنـاه برديم و هـر روز تـار خـود بيشـتر تنيديـم.» يا «ز وقتي كه ثروت سـايه خود را از سـر شـهرهاي مـا برداشـت مـا فرامـوش شـديم، از آن وقت كه مـا به پيله تصوف سـبك صفوي فـرو رفتيم»
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
جلال ال احمد در بيشـتر آثارش نوسـازي را به ماشـين و تكنولوژي تقليل داده و چالش آن را با سـنت بررسـي مي‌كنـد. بـه عبـارت ديگـر، چالـش سـنت و مدرنيتـه در نـگاه جلال به چالش سـنت و ماشـين تقليـل يافتـه و هميـن تقليـل باعـث ميشـود تحليلهـاي او عمـق و دقت كافي را نداشـته باشـند. او در كتـاب غربزدگـي ميگويـد:« حـرف اصلـي ايـن دفتـر در ايـن اسـت كـه ما نتوانسـتيم شـخصيت فرهنگـي ـ تاريخـي خودمـان را در قبـال ماشـين و هجـوم جبـرياش حفـظ كنيـم، بلكـه مضمحـل شـدهايم. حـرف در ايـن اسـت كـه مـا نتوانسـتهايم موقعيـت سـنجيده و حسـاب شـدهاي در قبـال اين هيـوالي قـرون جديـد بگيريـم. حـرف در ايـن اسـت كـه ما تـا وقتي ماهيـت، اسـاس و فلسـفه تمدن غـرب را در نيافتهايـم، و تنهـا بـه صـورت و بـه ظاهـر اداي غـرب را در ميآوريـم ـ بـا مصـرف كـردن
ماشـينهايش ـ درسـت همچـون آن خريم كه در پوسـت شـير رفـت و ديديم كه چه بـه روزگارش آمد. اگـر آن كـه ماشـين را ميسـازد، اكنـون خـود فريـادش بلنـد اسـت و خفقان را حـس مي‌كند. بـه هر جهت از ایـن کـه بصـورت خـادم ماشـين درآمدهايـم، ناله كـه نمي‌كنيم هيـچ، مـا دويسـت سـال اسـت كـه همچـون كالغـي، اداي كبـك را در ميآوريم اگر مسـلم باشـد كه كالغ
كيسـت و كبـك كدامسـت؟ و از ايـن همـه كـه برشـمرديم يـك بديهـي بـه دسـت ميآيد ايـن كه ما تـا وقتـي مصـرف كنندهايـم ـ تـا وقتي كـه ماشـين را نسـاختهايم ـ غرب زدهايم و خوشـمزه اينجاسـت كـه تـازه وقتـي هم ماشـين را سـاختيم، ماشـين زده خواهيم شـد! درسـت همچـون غرب كـه فريادش از خودسـري تكنولـوژي و ماشـين بـه هواسـت.»
 
موضوع نویسنده

DLVAN

سطح
3
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Sep
1,080
5,381
مدال‌ها
5
جلال كـه از غربزدگـي نـالان اسـت بـه دليل رهايـي از ايـن بيماري، بـراي علـوم جديـد و تكنولوژي ارزش قائل شـده و اميدوار اسـت با تكيه بر اين مقدمات بتوان ماشـين را سـاخته و از بيماري غربزدگي رهايـي پيـدا كـرد. بـه عبـارت ديگـر از نظـر جالل، ماشـين مشـروط بر ایـن کـه خودمان سـازندة آن باشـيم ميتوانـد ابـزاري براي رهايـي از غربزدگي باشـد.
از سـوي ديگـر، زمانـي كـه جلال ماشـين را مطـرح مي‌كنـد در تكاپـوي مشـروط كـردن آن اسـت.
آل احمـد ماشـين را نفـي نمي‌كنـد زيـرا آن را واقعيتـي گريـز ناپذيـر ميدانـد، امـا بودنـش را دليـل بـر حقانيتـش ندانسـته و ميخواهـد تـا جـاي ممكـن آن را كنتـرل كنـد. او بـراي كنتـرل و مهار ايـن هيوال ميگويـد: بحـث از نفـي ماشـين نيسـت... هرگـز... دنياگيـر شـدن ماشـين جبـر تاريخ اسـت. بحث در طـرز برخوردهاسـت بـا ماشـين و تكنولـوژي. بـه نظـر وي راه حـل نهايي جـان اين ديو ماشـين را در شيشـه كـردن اسـت. آن را بـه اختيـار خويـش در آوردن اسـت... بايـد ماشـين را سـاخت و داشـت، امـا در بنـدش نبايسـت ماند. گرفتارش نبايد شـد. چون ماشـين وسـيله اسـت و هدف نيسـت. البتـه برخـي ديگـر از انديشـمندان ايراني موضوع را بسـيار پيچيدهتر ميدانسـتند و اسـاس غربزدگـي را در نـوع نـگاه و رويكـرد جديد انسـان به جهـان دنبـال مي‌كردند. براي مثـال داوري اردكانـي، بـا تاثيرپذيـري ازهايدگـر، معتقـد اسـت: غربزدگي گرچه ريشـهاش در فلسـفة يوناني اسـت و سـابقة دو هزار و پانصد سـاله دارد، صورت مشـخص و مسـتولي آن از آغاز رنسـانس پيدا شـده اسـت. با ظهـور غربزدگـي، صـورت قديم تاريخ نسـخ ميشـود و بشـر تـازهاي به دنيا ميآيـد. اين بشـر ديگر بندة حـق نيسـت؛ او حـق را فرامـوش مي‌كنـد تا خود جـاي حـق را بگيرد و صاحـب و مالك آسـمان و زمين شـود. البتـه جلال هـم در برخـي موارد به خـوش خيالي خود و به ناتواني انسـان در برابـر ايـن ديـو پيميبـرد و ميگويـد: ابـزار زندگـي بـدوي طرز تفكـر بدوي مـيآورد يـا بالعكس
يعنـي ابـزار زندگـي پيشـرفته ماشـين هم طرز تفكـر ماشـيني را به دنبال خواهد داشـت و از هميـن جـا احتمـال سـقوط در يـك دور جهنمـي« Circle Vicious پديـد ميآيـد؛ »... تـا وقتي ماشـين را نسـاختهايم غـرب زدهايـم و خوشـمزه ايـن جاسـت كـه تـازه وقتـي هـم ماشـين را سـاختيم، ماشـين زده خواهيم شـد»
 
بالا پایین