جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا آرامش بامداد

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط DELVAN. با نام نقد شورا آرامش بامداد ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 253 بازدید, 4 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا آرامش بامداد
نویسنده موضوع DELVAN.
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Kabous
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
نام رمان : آرامش بامداد

نام نویسنده : نازنین دالوند

ژانر:درام،عاشقانه

عضو گپ نظارت (۲)S.O.W

خلاصه: راجب دختری به نام آرامش هست که بی صبرانه منتظر روز عروسیش با همبازی بچگیاشه، اما درست روز عروسی متوجه میشه که نامزدش به اون خ*یانت کرده و با همسر بامداد آریامنش به خارج از کشور مهاجرت میکنه. این وسط آرامش میمونه و بامدادی که در صدد تلافی و انتقام متوجه حضور آرامش میشه و.....
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: SATIAR
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
jpg-1 (1).jpg


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @SATIAR
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @جانان؛
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: SATIAR

SATIAR

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
509
686
مدال‌ها
2
نقد رمان آرامش بامداد

عنوان رمان:
عنوان با ساختار رمان مرتبط بود و این ارتباط بین محتوا و عنوان، مشهود بود.
عنوان انتخابی نویسنده «آرامش بامداد» بود که ساختار رمان را به نوعی معکوس می‌کرد.
عنوان رمان، با خلاصه‌ی رمان ارتباط غیرمستقیم و دوری داشت؛ هرچند که ارتباط میان عنوان و خلاصه، ارتباطی مشهود بود. همچنین عنوان رمان با مقدمه‌ی رمان، ارتباطی نداشت و با هم مرتبط نبودند. عنوان رمان، به‌نوعی با ژانر رمان مرتبط بود؛ از نظر رنگ‌بندی جلد و تصویر جلد، که هر کدام‌شان با عنوان مرتبط بودند. عنوان رمان، در محتوای رمان بسیار دیده می‌شد و به همین‌خاطر می‌توان گفت عنوان رمان با محتوا مرتبط بود و این در محتوای رمان مشهود بود.
عنوان رمان از دو واژه‌ی ساده آرامش و بامداد تشکیل شده بود که هر دو واژه‌ی آن جزو کلمات ساده‌ای بودند که برای عموم قابل درک بود.
هر دو کلمه، تمام اجزای رمان را در بر می‌گرفتند و با اجزای رمان مرتبط بودند.
عنوان رمان، عنوانی آشکار بود؛ صریح و واضح بود و در عین حال نمی‌شد گفت مبهم نیست، همچنین میانه و انتهای داستان را بر رخ خواننده نمی‌کوباند.
عنوان رمان، تصویری از فضای رمان را در ذهن خواننده ایجاد می‌کرد.
عنوان انتخابی‌ تاحدی دور از کلیشه و تکراری نبود. استفاده از کلمه آرامش، بخش زیادی از کلیشه را در رمان به خود اختصاص داده بود. همچنین اثر دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود.
عنوان انتخابی، با توجه به ژانرها بیشتر با ژانر عاشقانه ارتباط محسوس و مشخصی داشت؛ هرچند که رد پاهایی از ژانر درام هم در عنوان رمان، دیده می‌شد. با این حال، عنوان رمان بیشتر با بخش عاشقانه بدنه ارتباط داشت و کمتر با بخش درام بدنه ارتباط داشت. البته اگر عنوان انتخابی رمان، نام شحصیت یا شخصیت‌های اصلی نباشد... که در این صورت با بدنه ارتباط دارد؛ زیرا عنوان نام شخصیت اصلی رمان است.
عنوان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم بر خوردار بود و به خاطر کلیشه‌ای بودن؛ کمتر خواننده را جذب و کنجکاو نمی‌کرد، همچنین عنوان،کل داستان را لو نمی‌داد و مشخص نمی‌کرد داستان حول محور چه چیزی است.

ژانر‌ها:
نویسنده در داستان، از دو ژانر عاشقانه و درام استفاده کرده بودند، که هرکدام جزو ژانرهای قابل استفاده بودند.
در شروع داستان، بخش عمده را ژانر عاشقانه در بر می‌گرفت؛ اما بعد از آن بیشتر ژانر درام در متن رمان دیده می‌شد. بنابراین؛ از نظر من ژانر قالب و ژانری که بخش عمده‌ی داستان در ارتباط با آن بود؛ ژانر درام بود. با مطالعه‌ی کامل بدنه می‌توان دید که هر دو ژانر عاشقانه و درام کاملا در متن رمان دیده می‌شدند و این در تمام پارت‌ها مشهود بود. اما از نظر من؛ ژانر تراژدی و اجتماعی هم در متن رمان دیده می‌شدند که جزو ژانرهای رمان ذکر نشده بودند. ( خ*یانت نامزد آرامش و سپس اتفاقات بعد از آن)
لذت‌ها، شادی‌ها، یاس‌ها و... که در ژانر عاشقانه، محتوای نوشته را تشکیل می‌دهند؛ که در متن رمان می‌توان به ناامیدی‌ها و یاس‌های آرامش و سامان در پارت‌های اول و دوم رمان اشاره کرد که ژانر عاشقانه درشان مشهود بود. ژانر عاشقانه‌ای که در رمان به کار رفته بود، بیشتر از عواطف و روابط عاشقانه بود.
و ژانر دیگر به کار رفته در رمان؛ ژانر درام بود که چهارچوبی واقعی و رو به رو شدن کاراکترهای داستان با مشکلات احساسی، در پارت‌های رمان مشهود بود و وجود داشت.
همچنین ژانرها، با عنوان رمان، خلاصه‌ی رمان و مقدمه مرتبط بودند.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان اندازه مناسبی داشت. خلاصه کلیشه‌ای نبود؛ اما خ*یانت نامزد آرامش که در خلاصه ذکر شده بود، کلیشه‌ای بود و تکراری. همچنین خلاصه رمان به اندازه کافی مبهم نبود و این از جذابیت و کنجاوکنندگی خلاصه رمان، کم می‌کرد.
خلاصه رمان، با ژانر و بدنه در ارتباط بود.
خلاصه، خلاصه‌ای ساده بود که می‌شد با استفاده از بازی با کلمات، استفاده از ضرب‌المثل‌ها و اضافه کردن ابهامات مجهولات، که هیچ‌یک در متن خلاصه دیده نمی‌شدند، خلاصه را به خلاصه‌ای جذاب تبدیل کرد.
خلاصه کل داستان را لو نمی‌داد؛ اما بخش عمده و اصلی داستان را بازگو می‌کرد که خودش رغبت خواننده را به خواندن کم می‌کرد.
در واقع سرنخ‌هایی که در خلاصه داده شده بودند، بیشتر از حد لازم بود و نیازی به این مقدار سرنخ نبود. همچنین در خلاصه، از آرایه‌های ادبی خاصی استفاده نشده بود.
خلاصه با بدنه، ژانرها و... در ارتباط بود؛ اما با عنوان، ارتباط نزدیکی نداشت.
جذاب‌تر کردن خلاصه‌ی رمان، باعث جذب بیشتر خواننده به رمان می‌شود که در این خلاصه، لازم است.

جلد رمان:
جلد رمان، تصویری از دو زن و مرد، رو به روی قلبی سیاه رنگ، میان گردی آتشگون بود.
رنگ‌بندی‌ای که در جلد رمان استفاده شده بود، ترکیب رنگ‌های مشکی و نارنجی بود که با عنوان رمان، مرتبط بود؛ از آن‌جایی که رنگ سیاه، بازگو کننده‌ی آرامش است، می‌توان گفت با عنوان رمان، مرتبط است.
جلد انتخابی نویسنده، با ژانر عاشقانه ارتباط محسوسی داشت و با ژانر درام، ارتباط نامحسوسی داشت. از آن‌جایی که رنگ‌های سرخگون، به ژانر عاشقانه نزدیک هستند؛ می‌توان گفت جلد رمان با ژانرها مرتبط است.
همچنین تصویر جلد رمان با خلاصه رمان، مرتبط بود. همچنین، فونت، شکل چینش نوشته‌ها و... روی جلد مناسب با بدنه و ژانرها بود. تکست انتخابی نیز، با همه‌ی ژانرها و بدنه مرتبط بود.

مقدمه:
مقدمه‌ی رمان، اندازه مناسبی نداشت و بیشتر از نه خط می‌شد. مقدمه با بدنه و ژانرها در ارتباط بود و این ارتباط در رمان، مشهود بود.
از نظر من، به دلیل زیاد از حد بودن مقدمه رمان، موجب جذب و تشویق خواننده برای ادامه رمان نمی‌شد و بالعکس؛ سبب خسته شدن خواننده از خواندن می‌شد.
مقدمه کلیشه‌ای و کنجکاوکننده نبود.
همچنین بخش بیشتر مقدمه را ژانر درام تشکیل می‌داد و ژانر عاشقانه در مقدمه بسیار کم بود.
ارایه‌های خاصی برای مزین کردن مقدمه به کار نرفته بود و لحن مقدمه ادبی نبود.

آغاز:
رمان با مکالمه‌ی سامان و آرامش شروع شده بود که جزو آغازهای کلیشه‌ای نبود. همچنین اغاز تاحدی مبهم بود که از جذابیت بر خوردار باشد. همچنین آغاز اطلاعات زیادی را به طور ناگهانی به خواننده نمی‌داد و اطلاعات آرام‌آرام گفته شده بودند که سبب درک بیشتر خواننده می‌شد.
توصیفاتی از مکان و صداها و آواها، بسیار کم بودند و سبب درک و تصور کمتر خواننده از فضای سیر رمان می‌شد.
استفاده از آرایه‌های ادبی، بازی با کلمات و... در متن آغاز بسیار کم و ناچیز بودند؛ وجود این‌جور چیزها برای زیباتر ساختن و مزین کردن متن رمان، لازم‌اند.
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها در آغاز تناسب داشتند.
همچنین فضای رمان تاحدودی کنجکاوکننده و مبهم بود.

میانه:
میانه رمان، با آشنایی آرامش با بامداد، که هر دوی آن‌ها از خ*یانت زخم خورده‌ بودند و...
میانه رمان تاحدی کلیشه‌ای و تکراری بود و همین سبب کاهش جذابیت میانه شود. همچنین اطلاعات در میانه آرام‌آرام گفته شده بودند و خواننده را گیج نمی‌کرد. همین‌طور شخصیت‌ها به طور ناگهانی به خواننده داده نشده بودند و اطلاعات، فضای رمان را جالب‌تر و هیجان‌انگیز‌تر می‌کردند.
از نقطه اوج رمان می‌توان به روبه رو شده آرامش با بامداد، در پارت 14 اشاره کرد.
هرچند که این صحنه در رمان، می‌توانست بهتر، با پردازش قوی‌تر و با توضیخات و توصیفات بیشتر همراه باشد تا سبب جالب شدن سیر رمان و جذاب‌تر شدن پارت، برای خواننده شود.
پرش‌های زمانی در متن رمان بسیار من دیده می‌شد یا اصلا وجود نداشت.
در کل می‌توان گفت: میانه نیاز به توصیفات بیشتر دارد و پردازش دقیق و بهتر تا خواننده را به خواندن جذب کند.
همچنین توصیفات در میانه بسیار کم بود و همچنین آرایه‌های ادبی خاصی در متن رمان دیده نمی‌شد.

لحن و بافت:
دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها هم محاوره‌ای بودند.
این شکل از نوشته، تا آخر طول داستان رعایت شده بود و بافت متن یک‌دست بود.
تناسب بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها در رمان، بر قرار بود.
اجزای جمله‌ها باهم هماهنگ بودند و از هماهنگی بر خوردار بودند.

سیر رمان:
از نظر من، سیر رمان متعادل بود و اتفاقات به سرعت اتفاق نمی‌افتادند؛ که باعث گیج شدن خواننده نمی‌شد.
اما پارت‌هایی که با اتفاقات جدید و هیجان‌انگیز در رمان بودند؛ می‌توانستند کمی با سرعت کمتر و متعادل‌تر وارد سیر رمان شوند. مانند پارت‌های؛ 13،14 و...
همچنین سیر رمان آن‌قدر آهسته و آرام نبود که خواننده را خسته کند و... .
در هر حال از نظر من، بعضی پارت‌ها احتیاج به متعادل‌تر شدن دارند و کم کردن سرعت بعضی پارت‌ها سبب جذاب‌تر شدن و درک بیشتر خواننده از رمان شود.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
تناسب بین مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها در رمان رعایت شده بود. پارت‌ها نه دیالوگ‌ محور بودند و نه مونولوگ محور.
همچنین برای درک و فهم بهتر و بیشتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها، از علائم نگارشی مناسب با حالت جمله و نوع جمله استفاده شده بود.
همچنین دیالوگ هر شخصیت با یکدیگر متفاوت بود و دیالوگ مونولوگ اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی، به دور از کلیشه و غیر مستقیم بود و همچنین قابل باور و باورپذیر بود. و خواننده را گیج نمی‌کرد.
تمام توصیفات در طول رمان، به طور غیرمستقیم داده شده بودند. صفات اخلاقی شخصیت‌ها با هم تناسب داشتند و متضاد هم نبودند. همچنین صفات اخلاقی شخصیت‌ها باورپذیر بود و قابل درک.
همین‌طور توصیفات ظاهری شخصیت‌ها هم با هم تناسب داشتند و از باورپذیری برخوردار بودند؛ اما کمی کلیشه‌ای بودند، همین‌طور غیرمستقیم گفته شده بودند.
توصیفات به اندازه کافی نبودند و این موضوع سبب درک کمتر خواننده از شخصیت و صفاتش می‌شد؛ لذا نویسنده می‌توانند، توصیفات شخصیت‌ها را در رمان، افزایش دهد تا سبب درک بیشتر خواننده از شخصیت‌ها شود.

توصیف مکان:
توصیف مکان کم بود و سبب درک کمتر خواننده از فضای رمان می‌شد.
لذا بیشتر کردن این توصیفات در متن رمان و پارت‌ها؛ هم باعث بیشتر شدن تصور خواننده از فضا و سیر رمان می‌شود، هم باقث جذاب‌تر شدن سیر رمان و پارت‌ها می‌شود و جذب به خواندن رمان می‌کند.

توصیف صداها و آواها:
توصیف صداها و آواها در درک و فهم بهتر خواننده تاثیر دارد..
توصیفاتی مثل:
تن صدا، حالت صدا... در متن رمان دیده می‌شد.
اما توصیفاتی مثل:
آواهای موجود در محیط، جهت صدا و... در متن رمان دیده نمی‌شدند و همین عامل سبب فهم و تصور کمتر خواننده از فضای سیر رمان می‌شد... .
لذا اضافه کردن همچین توصیفاتی در متن رمان، سبب جالب‌تر شدن پارت‌ها می‌شود و... .

توصیف احساسات:
توصیف احساسات در درک موقعیت شخصیت‌ها نقش بخصوصی داشت.
همچنین توصیف احساسات به اندازه کافی در متن رمان دیده می‌شد و باعث درک بیشتر خواننده از متن رمان می‌شد.
در برخی صحنه‌ها که خواننده نمی‌توانست احساس و موقعیت شخصیت‌ها را درک کند؛ توصیف احساسات به خوبی باعث درک بیشتر خواننده می‌شد.
از توصیف اخساسات در رمان، می‌توان به پارت‌ها 3 و 15 اشاره کرد...

زاویه دید:
در طول داستان، نویسنده از دید اول شخص استفاده کرده بود که زاویه دید به ندرت عوض شده بود؛ هرچند از نظری می‌توان گفت که عوض نکردن یا عوض کردن زاویه دید به ندرت سبب مبهم و کنجکاوکننده شدن رمان می‌شود، که از چند نظر باعث جذابیت سیر رمان نمی‌شود:
بیش از اندازه مبهم کردن فضای رمان، سبب درک کمتر خواننده از رمان می‌شود که خواننده را برای خواندن ادامه رمان خسته می‌کند.
و نکته حائز اهمیت دیگر این است که؛ بعضی اتفاقات در رمان، لازم بود که از دید چند شخصیت رمان بازگو شوند تا خواننده احساسات و عواطف شخصیت‌ها را درک کند.
اگرچه زاویه دید در رمان، عوض شده بود و از جذابیت لازم بر خوردار بودند و به اندازه کافی موجب جالب‌تر شدن سیر رمان می‌شدند.
در نوشتن زاویه دید دقت شده بود که دیگر زاویه دید قبلی ننویسد. و زاویه دید در جای مناسب عوض شده بودند و تند و بی‌دلیل عوض نشده بودند.

کشمکش و تعلیق:
تعلیق‌های کمی در متن رمان مشاهده می‌شدند، که سبب کاهش جذابیت و رغبت به خواندن ادامه رمان می‌شدند. تعلیق‌های مشاهده شده در رمان، مناسب با داستان رمان و محتوا بودند. هرچند که تعلیق‌ها، به‌طوری نبودند که سوالی را در ذهن خواننده ایجاد کنند یا... همین‌طور بیشتر تعلیق‌ها، درباره‌ی این بود که شخصیت آرامش، چه‌طور می‌تواند جوابی برای اتفاق پیش رویش، پیدا کند و...
تعلیق‌ها باعث کنجکاو شدن خواننده می‌شدند و خواننده را برای خواندن ادامه مطلب، ترغیب می‌کردند و... هرچند که باتوجه به ژانرهای رمان و چیزهایی که محتوای رمان، حول محورش می‌چرخد؛ می‌شد تعلیق‌های بیشتر سبب بهتر شدن رمان، در نظر گرفته شود.
از تعلیق‌های مهم رمان می‌شود به پارت‌های 3 و 2 اشاره کرد که گویی سوالی را که در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد؛ شخصیت آرامش چه‌طور می‌تواند برای این اتفاقات چاره یا جوابی پیدا کند، بود. و خواننده را کنجکاو و باعث ترغیب او به خواندن ادامه داستان می‌شد. که این تعلیق‌ها کلیشه‌ای نبودند.
اغلب کشمکش‌هایی که در پارت‌های آغازین رمان دیده می‌شدند، از نوع کشمکش‌های شخصیت درون ذهن‌اش بود یا کشمکش درونی. در میانه رمان، کشمکش‌ها بیشتر، کشمکش بیرونی یا فرافرادی شدند.
از کشمکش‌های درونی در رمان، می‌توان به پارت‌های 3 و 13و 14 و... اشاره کرد، که این نوع کشمکش‌ها به خوبی در این پارت‌ها دیده می‌شدند. اکثر کشمکش‌های درونی داستان، افکار ضد و نقیض شخصیت آرامش بودند و... .
از کشمکش‌های بیرونی می‌توان به پارت‌ 7، بحث‌های لفظی آرامش و سپیده اشاره کرد که این بحث‌ها در طول رمان زیاد دیده می‌شدند، که کمی رمان را کلیشه‌ای می‌کرد.
تمام کشمکش‌های درون رمان، باعث شروع حوادث جدید در رمان می‌شدند که به نوعی باعث جذابیت رمان می‌شد.

ایده و پیرنگ:
ایده‌ی کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود؛ خ*یانت نامزدهای آرامش و بامداد و سپس روبه رو شدن این دو شخصیت با هم بود و... .
ایده داستان، کمی کلیشه و تکراری بود؛ اما پردازش داستان خوب بود و باعث کمتر دیده شدن کلیشه‌ای بودن ایده داستان می‌شد. از این رو می‌توان گفت ایده و پردازش هردو قابل قبول بودند و داستان به درستی ادامه پیدا کرده است.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی از جمله نیم‌فاصله‌ها و ختی بعضی موارد غلط‌های نگارشی هم دیده می‌شدند که باعث کاهش سطح قلم نویسنده می‌شدند.
یکی از ایرادات نگارشی‌ای که در متن رمان دیده می‌شد کلمه «بغل» بود که «بقل» نوشته شده بود؛ این کلمه معنای متفاوتی با کلمه‌ی اصلی داشته و به کل معنای جمله را عوض می‌کند.
در کل اگر داستان ویرایش شود، معقول‌تر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت‌ها:
از ضعف‌ها داستان، می‌توان به کلیشه‌ای بودن ایده‌ی داستان اشاره کرد و نبودن توصیفات به اندازه‌ی مناسب، که باعث کم شدن تصور خواننده از فضای رمان می‌شدند و...
برای جالب‌تر کردن و ترغیب بیشتر خواننده به خواندن داستان، می‌توانستند با درست کردن موقعیت‌های هیجان‌انگیز، با توجه به ژانرهای رمان، برای شخصیت‌ها و یا بیشتر کردن توصیفات در رمان و... به پردازش بهتر داستان کمک کنند.
سیر رمان روند متعادلی داشت؛ اما بعضی اتفاقات می‌بایست کمی آهسته و آرام‌تر گفته می‌شدند تا سبب گیج شدن خواننده نشود.
از نقاط قوت داستان، می‌توان به پردازش قوی و خوب داستان، آغاز و میانه متعادل و به دور از کلیشه و... اشاره کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
نویسنده عزیز؛ مقدمه رمان بیشتر از اندازه استاندارد بود، خلاصه رمان به حد کافی مبهم و کنجکاوکننده نبود، توصیفات در رمان بسیار کم بودند و سبب درک کمتر خواننده می‌شد، سعی کنید سیر رمان را از کلیشه‌ای شدن دور کنید و...
موفق باشید!
@Kabous
 

Kabous

سطح
0
 
بازرس انجمن
بازرس انجمن
Nov
1,176
1,703
مدال‌ها
2
خیلی ممنون از نقد به جا و حرفه ایتون
فقط یه سوال
من اگه بخوام محتوای رمانم رو
یعنی اتفاقاتش رو با همون ایده پیش ببرم ولی اتفاقات رو تغییر بدم مشکلی هست؟
یا میتونم رمانم رو کاملا ویرایش کنم یک جاهایی ازش رو؟
و دیگه اینکه بعداز ویرایش کلی نیاز به نقد دوباره هست یا نه؟
 

Kabous

سطح
0
 
بازرس انجمن
بازرس انجمن
Nov
1,176
1,703
مدال‌ها
2
و اینکه ژانر تراژدی هم اضافه کنم؟
یا همون عاشقانه و درام بمونه؟
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین