بسم رب قلم
نقد داستان جادوی گرگینهی نقرهای
@صورتی قاتل°
~عنوان: عنوان از سه بخش کلیشهای ساخته شده بود، عنوان توانایی جذب خواننده را نداشت و دلیل هم اجزای کلیشهای است.
عنوان اندازهاش نسبتا طولانی است، با ژانرهای فانتزی و تخیلی مرتب است. عنوان با خلاصه و مقدمه و بدنه مرتبط است.
~ژانرها: ژانر تخیلی و فانتزی با وجود اتفاقات و موجودات ماورایی، مناسب هستند. با توجه به کشت و کشتارها، ژانر جنایی ژانری مناسب بود؛ ولی اثری از ژانر عاشقانه در داستان نبود، یا اگر هم بود به طوری پنهان بود که خواننده متوجه نشود.
~جلد: جلد داستان تصویر گرگی که بالای صخره در حال زوزه کشیدن است، را نشان میدهد. جلد و تکست با بدنه و مقدمه و خلاصه، ارتباطی محسوس داشتند؛ اما با ژانرها ارتباط خاصی نداشتند.
چینش، رنگ و فونت به خوبی انتخاب شده بودند.
~خلاصه: خلاصهی داستان ساده و نسبتاً کلیشهای بود و با ژانرهای ذکر شده ارتباط خاصی نداشت. خلاصه از اندازهای استاندارد برخوردار بود. خلاصه با بدنهی داستان ارتباطی محسوس داشت. پیشنهاد میکنم از میان داستان معماهایی را به طوری که خواننده را برای خواندن داستان جذب کند، به عنوان خلاصه انتخاب کنید.
~مقدمه: مقدمهی داستان بیشتر مثل خلاصه بود و از لحاظ اندازه، استاندارد بود و مقدمه با ژانرها و بدنه مرتبط بود.
~آغاز: داستان با حضور آلیسون در جنگل متروکه و رفتنش به کلبهی ویلیام و... شروع شد. آغاز داستان مقداری کلیشه بود؛ ولی با معماهای خوبی که در دل داستان جای داده شده، خواننده برای خواندن ادامهی داستان جذب میشود.
در آغاز داستان اثراتی ژانرهای تخیلی، فانتزی و جنایی دیده میشود؛ ولی ژانر عاشقانه دیده نشد.
~میانه: میانهی داستان با وارد شدن شخصیتهای جدید، روبهرو شدن آلیسون با واقعیت، واقعیتهای درمورد جنگل و... گذشت. میانه با همهی ژانرها بغیر از عاشقانه مرتبط بود. میانه معماهایی در خود جای داده بود که خوانده برای فهمیدن جواب سوالهایی که در ذهنش نقش میبستند، وادار به خواندن پارتهای بعد میشد. به دور از کلیشه است و اطلاعات را بهصورت آرامآرام به خواننده منتقل میکند. نقطهی اوج دیدن جنازهی اول توسط آلیسون بود و اینکه در ذهن خواننده سوالاتی نقش میبندد سوالاتی از جمله: جنازهی کیه، توسط چه کسی کشته شده، آلیسون به چه دلیل با دیدن جنازه حالش خراب میشود و... .
~لحن و بافت: لحن حالت مونولوگهای ادبی و دیالوگهای محاورهای دارد. لحن در تمام پستها رعایت شده و بافت یکدست است.
~سیر رمان: سیر رمان متعادل است، بهگونهای که نه باعث گیج شدن خواننده و نه باعث دلسرد شدن خواننده از خواندن ادامهی رمان بشود.
~دیالوگ و مونولوگ: تناسب میان دیالوگها و مونولوگها در اکثر پستها رعایت شده است امّا در بعضی از پستها دیالوگ محور و مونولوگ محور بودن پست احساس میشود. همچنین علائم نگارشی هم به درستی به کار گرفته شده است.
~شخصیتپردازی: شخصیتپردازی به دور از کلیشه و بهصورت غیرمستقیم انجام شده است و همچنین صفات اخلاقی شخصیتها تناسب دارند.
~توصیفات:
-توصیف مکان: توصیف مکان بهصورت غیرمستقیم و همچنین دارای اندازهی مناسب است.
-توصیف صداها و آواها: تن صدا، آواهای موجود در محیط، جهت صدا و حالت صدا به درستی در پستها به کار گرفته شده است.
-توصیف احساسات: توصیف احساسات به اندازهی کافی انجام شده است.
~زاویه دید: زاویه دید حالت سوم شخص دارد و در تمامی پستها به درستی رعایت شده است.
~کشمکش و تعلیق: تعلیق به درستی انجام شده است چرا که خواننده با خواندن پستهای رمان درک میکند که مسئلهای برای حل شدن وجود دارد و علاوه بر این خواننده برای خواندن ادامه رمان ترغیب و کنجکاو میکند. کشمکش میان یک شخصیت که آلیسون باشد با چند شخصیت دیگر که اطرافیان آلیسون هستند صورت گرفته و از نوع بیرونیست که شامل قدرتها، بحثها و... است.
~ایده و پیرنگ: از آنجایی که ایده و پیرنگ نشاندهندهی اسکلت رمان هستند پس باید بهصورت درست پردازش هم شوند که رمان شامل هم ایدهی خوب و هم پردازش خوب است و به نوعی نویسنده، ایده و پردازش را به خوبی انجام داده است.
~ایرادات نگارشی: ایرادات نگارشی بسیار کمی در رمان وجود داشت که با یک ویرایش سطحی دیگر وجود نخواهند داشت.
☆نقاط قوت:
ژانرهای مناسب
آغاز خوب
میانهی جذب کننده
شخصیت پردازی
توصیفات و...
☆نقاط ضعف:
عنوان نسبتاً طولانی و کلیشهای
خلاصهای لودهنده
مقدمهی خلاصهگونه
ایرادات نگارشی نسبتا کم.
♡سخن منتقد: از موقعیتها موفقیت بساز؛ نوشتن موقعیتی برای موفقیت روز افزون شماست. موفق باشید 🌹