جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا جایی در یک رویا

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط DELVIN با نام نقد شورا جایی در یک رویا ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 352 بازدید, 6 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا جایی در یک رویا
نویسنده موضوع DELVIN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط م.غزل
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

DELVIN

سطح
6
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
نویسنده انجمن
Jun
13,755
32,248
مدال‌ها
10
نام اثر: جایی در یک رویا
نام نویسنده: غزل معظمی
ژانر: تخیلی،عاشقانه
عضو گپ نظارت (۵)S.O.W
خلاصه: داستانه دو همزاد که برای رسیدن یا شاید هم نرسیدن به هم تمام تلاش شان را میکنند اما هرکدام درجای اشتباهی قرار دارند
 
موضوع نویسنده

DELVIN

سطح
6
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
نویسنده انجمن
Jun
13,755
32,248
مدال‌ها
10
jpg-1 (1).jpg
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @Kabous
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @جانان؛
 

Kabous

سطح
0
 
بازرس انجمن
بازرس انجمن
Nov
1,176
1,703
مدال‌ها
2
نقد داستان جایی در یک رویا


عنوان:عنوان با ساختار و مفهوم کلی داستان مرتبط بود؛اما این ارتباط بین محتوای داستان به خوبی نمایش داده نشده بود
«جایی در یک رویا»عنوان داستان، به خواننده احساس رویایی و عاشقانه را القا می سازد، رویا واژه ای است که در ذهن مخاطبان عنوان تخیل و قدرت ذهن را یاد آوری می کند،پس ارتباط کلمه رویا نیز، هم ارتباط با ژانر ذکر شده «تخیلی» دارد؛ اما قابل ذکر است که ژانر های منتخب نویسنده با خلاصه داستان همخوانی چندانی نداشت.
عنوان داستان به خاطر استفاده از کلمه «رویا» کلیشه ای شده بود
عنوان «جایی در یک رویا» از چهار اجزای ساده؛ جایی+در+یک+رویا تشکیل شده است که اجزای داستان را دربر می گرفت . عنوان داستان، عنوانی اسرار آمیز و مبهم بود. از کلمات ثقیل استفاده نشده بود.
عنوان داستان، یک عنوان کلیشه ای به شمار می رود؛ اما داستان دیگری با این عنوان نگاشته نشده است.

ژانر ها:
نویسنده در بخش توضیحات داستان، از دو ژانر عاشقانه و تخیلی نام برده است، درحالی که از ژانر عاشقانه محسوس؛ و از ژانر تخیلی در محتوای داستان استفاده نشده است.
ژانر عاشقانه، که یکی از ژانر های رمان بود، ناسازگاری های شینا و شارو، و لحظات عاشقانه ای که صرفا, در چهارچوب یک رؤیا در خواب شبانه شخصیت های اصلی داستان بود را در بر می گیرد و در لحظات واقعی زندگی شخصیت ها اشاره چندانی به عشق و علاقه به میان نیامده است.
ژانر تخیلی ذکر شده توسط نویسنده، در هیچ کجای محتوای داستان به چشم نمی آید و با توجه به سیر و پارت پایانی داستان، ژانر های تخیلی متناسب با محتوای داستان نمی باشد و تنها با عنوان داستان همخوانی لازم را دارد.
(تخیلی گونه‌ای داستانی است که در ادبیات، هنر، تلویزیون، بازی ویدیویی، سینما، تئاتر و دیگر رسانه‌ها یافت می‌شود. در گونه ژانر تخیلی فناوری یا علوم امروزی یا مربوط به آینده دست‌مایه نویسنده قرار می‌گیرد.)

خلاصه داستان:

میزان خلاصه نوشته شده،کمتر از حد نصاب تعیین شده در قوانین نوشتاری است. خلاصه تقریبا کلیشه ای و واضح بود و تا حدودی ماجراهای داستان را بازگو میکرد
خلاصه به دلیل به کار بردن کلمه «همزاد» که یک موجود ماورائی به شمار میرود، با ژانر تخیلی؛ و با اشاره تلاش کردن به یکدیگر رسیدنشان، با ژانر عاشقانه مرتبط می باشد، اما با نشان دادن ناسازگاری های شخصیت رمان، کاملا جمله «داستانه دو همزاد که برای رسیدن یا شاید هم نرسیدن به هم تمام تلاش شان را میکنند» را که در بخش خلاصه نگاشته شده است را نقض می کند، چراکه مدام درحال دوری کردن از یکدیگرند
در خلاصه رمان از آرایه های خاصی استفاده نشده بود و از کلمات به کار گرفته شده بود .
خلاصه رمان تا حدودی برای خواننده، جذابیت لازم را جهت کنجکاوی نداشت


جلد داستان:

جلد داستان تصویر تیره و کدری از یک زوج را نشان می دهد که به مخاطب،احساس یک رابطه عاشقانه توأم با چالش و غم را القا می سازد. با توجه به کدر بودن تصویر میتوان به این نتیجه رسید که همراهی این زوج در یک رویا پدید آمده است و از این رو با عنوان تناسب دارد. تنها ایراد انتخاب این تصویر به عنوان جلد این است که هیچ تطابقی به ژانر تخیلی ندارد.
تکست انتخابی غیر مستقیم به ژانر عاشقانه مطابقت دارد و ناگفته‌ نماند که بازهم متناسب با ژانر تخیلی نمیباشد.


مقدمه:
مقدمه به خصوصی در داستان دیده نمی شد؛ بنابراین اهمیت وجود مقدمه در رمان، از نویسنده درخواست می شود. لطفا مقدمه متناسبی با محتوا، ژانر و عنوان رمان خود، برای داستان در نظر بگیرید.



آغاز:


رمان با درگیری شینا و شارو در مدرسه آغاز میشود و توضیحات شارو به آران(دوست مدرسه اش) در رابطه با نشان شدنشان توسط پدربزرگ و... سپس کلنجار های پیاپی و دیدن خواب های عجیبی که شخصیت های داستان به چشم می دیدند و... که با مشخص شدن اتفاقات مربوط به کلنجار ها و مشکلات شارو و شینا با یک دیگر ؛ در آغاز داستان، که از زبان شارو تعریف شده بود؛ تقریبا بیشتر محتوا آشکار شده بود و به همین سبب، از ابهام کافی برای خواننده جهت کنجکاوی برای خواندن ادامه داستان برخوردار نبوده و کلیشه به شمار می رود.
به دلیل یکنواخت بودن اتفاقات که حول و هوش درگیری میان شخصیت ها بود، فضای کسل کننده ای که به وجود آمده بود خواننده را از خواندن ادامه وا میداشت.
توصیفاتی همچون توصیفات مکانی، توصیفات صداها و آوا و... بسیار کم بود و به همین خاطر؛ درک خواننده از فضای داستان کم بود.
دیالوگ ها و مونولوگ ها تا حدودی تناسب مناسبی داشتند، اما با این حال در جاهای به خصوصی این تناسب دچار اختلال میشد.
فضای داستان به حد نثاب کنجکاوی خواننده را بر نمی انگیخت.


میانه:

میانه همچنان درباره خواب های شخصیت ها و کلکل های این دو نفر بود،از گیج شدن ها و احساسات متناقضی که بعد از دیدن خواب ها به سراغشان می آمد؛ و همینطور اشاره کوچکی به محفل خانوادگی آنها و حضورشان در خانواده،و... میانه رمان کلیشه ای بود و از ماجراهای ساده و پیش پا افتاده ای استفاده شده بود، برای همین رغبت خواننده به خواندن رمان را کم میکرد. اطلاعات در میانه به طور ناگهانی در اختیار مخاطب قرار داده شده بود. مانند حساسیت شینا به موی حیواناتی از قبیل گربه و.... درواقع، قالب بندی شرح اطلاعاتی که نویسنده از آن استفاده کرده بود پیش پا افتاده بود و میتوانست با ایده بهتری آن را شرح دهد.
از نقطه اوج در داستان استفاده نشده بود و یکنواختی در آن به خوبی مشهود بود.
پرش های زمانی ، گیج کننده، بی موقع و زیاد بود و خواننده را گیج میکرد.


لحن و بافت:

دیالوگ ها محاوره ای و مونولوگ ها ادبی بودند، اگرچه در جاهای مشخصی از رمان ، استفاده از کلمات محاوره ای که در مونولوگ ادبی به کار برده شده بود؛ چهارچوب مونولوگ ادبی را برهم زده بود. تناسب مونولوگ ها و دیالوگ ها تناسب نسبتا خوبی داشت؛ لحن رمان در پارت ها عوض شده بود و این تغییر لحن به درستی به کارگیری نشده بود . برای مثال، در قسمت سوم داستان. یک پرش زمانی را شاهد هستیم که با تغییر لحن همراه است و داستان از زبان اول شخص «شارو » بیان میشود و.... بعد از بیدار شدن شارو.. شینا با الکا درباره خواب دیده شده توسط شارو سخن میگوید.. در اینجا سوال پیش می آید که آیا این دوفرد، هر دو همزمان یک رویا را می بینند؟... پس چرا نویسنده به این موضوع اشاره نکرده است... گرچه در قسمت های پایانی شاهد این هستیم که همه رویاها توسط شینا مشاهده میشده ، نه شارو.
در حالت کلی، این موضوع باعث گیجی خواننده می شود.

سیر داستان:

سیر داستان متعادل نبود و پرش های زمانی متعدد و نابجا، باعث بروز سریع اتفاقات میشدند و پرو بال ندادن کافی به جزئیات اتفاقات ،محتوای رمان را کسل کننده و گیج کننده میکرد
در کل اگر سیر داستان کمی متعادل تر و اتفاقات پیش آمد،با جزئیات تر ؛ تمام اتفاقات و ماجراهای پیش آمده برای خواننده جالب تر و باورپذیر تر میشد.

دیالوگ و مونولوگ ها:

دیالوگ ها و مونولوگ ها تناسب قابل قبولی داشتند و در حدی که قسمت های رمان را دیالوگ محور و مونولوگ محور بخوانیم نبود.
علائم نگارشی کم؛ و علائم به کار برده شده ای که در جایگاه درستی قرار نداشتند، باعث متوجه نشدن خواننده از حالت و نوع بیان جمله و احساسات شخصیت در بیان دیالوگ شده بود.
دیالوگ های هر شخصیت با یکدیگر متفاوت بود و دیالوگ ها و مونولوگ ها اطلاعات کافی را تا حدودی به خواننده می رساندند، گرچه میتوان بر روی آنها بیشتر کار کرد برای جذابیت بیشتر

شخصیت پردازی :

توصیفات ظاهری شخصیت ها، اگرچه غیر مستقیم و کلی بودند. در توصیف قد بلند شارو یا زیبایی چشم گیر شینا و کوتاهی قد دوست صمیمی شینا و........ اما به دور از کلیشه بود.
توضیحات در حد لازم نبود ، اما با این حال گیج شدن خواننده را در برنمی گرفت . صفات اخلاقی شخصیت ها، نزدیک به هم بود؛ و تخس بودن، جنگ ستیز بودن و لجباز بودن از صفات آشکار آنها در تجزیه و تحلیل اتفاقات بود و توصیفات چندانی راجب شخصیت اخلاقیشان نشده بود. برای همین درک خواننده از شخصیت ها کامل نبود.

توصیفات مکان :

توصیفات مکان کم؛ و تا حدودی میتوان گفت از آن استفاده نشده بود. از این جهت درک کم خواننده از فضا و سیر رمان و پارت ها می شود و خواننده را جذب خواندن داستان نمی کند؛ و اضافه کردن این توصیفات در متن رمان و پارت ها؛ هم باعث بیشتر شدن تصور خواننده از فضا و سیر رمان و پارت ها می شود و همینطور خواننده را ترغیب به ادامه دادن و رسیدن به انتهای داستان میکند

توصیف صداها و آواها؛

توصیفاتی من باب حالت صدا و تن صدا در رمان به شدت کم رویت شد. و خواننده را از فهم و تصور بهتر از فضای رمان محروم می ساخت . همچنین توصیف خاصی در باره صدای محیط اطراف و ازین قبیل آوا ها به کار برده نشده بود

توصف احساسات:

از بیان توصیف احساسات و نوع بیان احساسی دیالوگ ها به ندرت استفاده شده بود، از همین رو درک موقعیت شخصیت ها و.... دشوار شده بود.


زاویه دید:

نویسنده در طول داستان از دو زاویه دید استفاده کرده بود باعث کلیشه ای شدن داستان می شد
چرا که با یکدیگر تناسب ندارند
برای مثال
توصیف اتفاقات داستان از زبان سوم شخص بود، درحالی که بیان رویا و خواب های شخصیت ها از اول شخص مفرد به کارگیری شده بود.
تغییر زاویه دید در قسمت دوم داستان که با یک پرش زمانی ؛ که با سوم شخص مفرد تعریف شده بود، به اول شخص مفرد تغییر یافت و شینا درحال تعریف رویای خود بود، پس از اندکی، دومرتبه بعد از شنیدن صدای زنگ ساعت، زاویه دید داستان به سوم شخص تغییر یافت.


کشمکش و تعلیق:
در محتوای داستان تعلیق به خصوصی دیده نمی شد که موجب ترغیب خواننده به خواندن ادامه داستان شود
بیشتر کشمکش های داخل داستان کشمکش بیرونی بود، هرچند کشمکش درونی هم میان خطوط به چشم میخورد.

از کشمکش درونی میتوان به قسمت ۲,۴,۳,۶ و۹ اشاره کرد که از کشمکش درونی هرچند کم استفاده شده بود.

ایده و پیرنگ:

داستان شما دارای ایده نسبتا خوب و پردازش بد می باشد، با ایجاد تغییرات متناسب و اصلاح اتفاقات و سیر داستان ،میتوانید ایده جذاب تری را برای خوانندگان به وجود بیاورید و فضای هیجان انگیز تری را به ارمغان آورید.تنها ایده کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود، خواب هایی با موضوع رابطه عاشقانه ؛ که میان شینا و شارو به وجود آمده بود است که درکل؛ محتوای کلیشه ای و ضعیفی را پدید آورده بود.
نویسنده به دلیل کلیشه ای بودن ایده داستان باید تلاش کنند تا داستان را بهتر سازد و ایده و پردازش داستان را درست کند

ایرادات نگارشی :

از علائم نگارشی به ندرت استفاده شده بود که اکثرا در جایگاه اشتباهی قرار داشتند
اکثر دیالوگ ها ویا مونولوگ ها فاقد علائم نگارشی بودند
به دلیل وجود نداشتن علائم نگارشی در متن داستان، نوع خوانش محتوا بسیار یکنواخت و بدون درک از احساسات و موقعیت شخصیت ها بود. اگر از علائم نگارشی بیشتری استفاده کنند، بیان احساسات بهتر درک خواهد شد. دریک متن نوشتاری، فقط استفاده از علائم« : » و« ، » و « . » به تنهایی نمیتوان بیانگر موقعیت های مختلف جهت جذابیت نوشته شما باشد.در پایان، استفاده نکردن از آرایه های خاص و جذاب، باعث سادگی نوع قلم نویسنده شده بود.


نقاط قوت و ضعف:


نویسنده عزیز، در داستان شما هیچ اتفاقی که به ژانر تخیلی مرتبط باشد موجود نبود، پس لطفا در عنوان کردن ژانر تخیلی تجدید نظر کنید.
خلاصه رمان را ویرایش کرده و از جملات بیشتر و جذاب تری که موجب کنجکاوی خواننده میشود استفاده کنید.
از علائم نگارشی بیشتر بهره بگیرید؛ و به جزئیات داستان پروبال بیشتری دهید
توصیفات در داستان کم بود و مرتبط سازی اتفاقات با پرش های زمانی، و یا نصف و نیمه قرار دادن یک سری از آنها موجب گیج کردن خواننده و ترغیب نشدن آن به خواندن ادامه داستان میشد.
برای مثال:
در قسمت شیش، خط های پایانی، زمانی که شینا درحال استراق سمع بود، میتوان اشاره کوچکی از احساساتش در رابطه با شنیده هایش کرد، اما آن را نصفه و نیمه رها کرده و با یک پرش زمانی نامربوط مواجهه میشویم و این موضوع برای خواننده خوشایند نیست.
داستان از مقدمه برخوردار نبود، پس از یک مقدمه مرتبط با موضوع و ژانر داستان استفاده کنید. و سیر داستان را از حالت یکنواختی خارج سازید و با یک سری اتفاقات هیجان انگیز و یا کشمکش جذاب در داستان، خواننده را به ادامه خواندن ترغیب سازید. و در پایان داستان اشاره به این شده بود که شینا از رویاهای خود سخن میگوید، درحالی که چند بار، شاهد این بودیم که خواب های درحال توصیف از زبان شارو تعریف می شود. لطفا در این بابت یک تغییر مقبول ایجاد سازید



سخن آخر:نویسنده گرامی به یاد داشته باشید که هیچ قلمی بی عیب نیست؛ از مطالعه این رمان بسیار لذت بردم. امیدوارم با برطرف کردن عواملی که ذکر شد، شاهکار خود را به اوج برسانید. سپاس از نویسنده که فرصت مطالعه این رمان زیبا را برای من به ارمغان آورد.

موفق باشید✨🧸❄
 

م.غزل

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Nov
83
283
مدال‌ها
2
سلام خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتین❤️و نکته هایی که گفتین😍🫂حتما اصلاح میکنم

پس چیزایی که باید اصلاح کنم: ژانر،توصیفات فضا و صدا،اعلائم نگارشی،صفات شخصیتا. درسته؟؟
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: Kabous

م.غزل

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Nov
83
283
مدال‌ها
2
نقد داستان جایی در یک رویا


عنوان:عنوان با ساختار و مفهوم کلی داستان مرتبط بود؛اما این ارتباط بین محتوای داستان به خوبی نمایش داده نشده بود
«جایی در یک رویا»عنوان داستان، به خواننده احساس رویایی و عاشقانه را القا می سازد، رویا واژه ای است که در ذهن مخاطبان عنوان تخیل و قدرت ذهن را یاد آوری می کند،پس ارتباط کلمه رویا نیز، هم ارتباط با ژانر ذکر شده «تخیلی» دارد؛ اما قابل ذکر است که ژانر های منتخب نویسنده با خلاصه داستان همخوانی چندانی نداشت.
عنوان داستان به خاطر استفاده از کلمه «رویا» کلیشه ای شده بود
عنوان «جایی در یک رویا» از چهار اجزای ساده؛ جایی+در+یک+رویا تشکیل شده است که اجزای داستان را دربر می گرفت . عنوان داستان، عنوانی اسرار آمیز و مبهم بود. از کلمات ثقیل استفاده نشده بود.
عنوان داستان، یک عنوان کلیشه ای به شمار می رود؛ اما داستان دیگری با این عنوان نگاشته نشده است.

ژانر ها:
نویسنده در بخش توضیحات داستان، از دو ژانر عاشقانه و تخیلی نام برده است، درحالی که از ژانر عاشقانه محسوس؛ و از ژانر تخیلی در محتوای داستان استفاده نشده است.
ژانر عاشقانه، که یکی از ژانر های رمان بود، ناسازگاری های شینا و شارو، و لحظات عاشقانه ای که صرفا, در چهارچوب یک رؤیا در خواب شبانه شخصیت های اصلی داستان بود را در بر می گیرد و در لحظات واقعی زندگی شخصیت ها اشاره چندانی به عشق و علاقه به میان نیامده است.
ژانر تخیلی ذکر شده توسط نویسنده، در هیچ کجای محتوای داستان به چشم نمی آید و با توجه به سیر و پارت پایانی داستان، ژانر های تخیلی متناسب با محتوای داستان نمی باشد و تنها با عنوان داستان همخوانی لازم را دارد.
(تخیلی گونه‌ای داستانی است که در ادبیات، هنر، تلویزیون، بازی ویدیویی، سینما، تئاتر و دیگر رسانه‌ها یافت می‌شود. در گونه ژانر تخیلی فناوری یا علوم امروزی یا مربوط به آینده دست‌مایه نویسنده قرار می‌گیرد.)

خلاصه داستان:

میزان خلاصه نوشته شده،کمتر از حد نصاب تعیین شده در قوانین نوشتاری است. خلاصه تقریبا کلیشه ای و واضح بود و تا حدودی ماجراهای داستان را بازگو میکرد
خلاصه به دلیل به کار بردن کلمه «همزاد» که یک موجود ماورائی به شمار میرود، با ژانر تخیلی؛ و با اشاره تلاش کردن به یکدیگر رسیدنشان، با ژانر عاشقانه مرتبط می باشد، اما با نشان دادن ناسازگاری های شخصیت رمان، کاملا جمله «داستانه دو همزاد که برای رسیدن یا شاید هم نرسیدن به هم تمام تلاش شان را میکنند» را که در بخش خلاصه نگاشته شده است را نقض می کند، چراکه مدام درحال دوری کردن از یکدیگرند
در خلاصه رمان از آرایه های خاصی استفاده نشده بود و از کلمات به کار گرفته شده بود .
خلاصه رمان تا حدودی برای خواننده، جذابیت لازم را جهت کنجکاوی نداشت


جلد داستان:

جلد داستان تصویر تیره و کدری از یک زوج را نشان می دهد که به مخاطب،احساس یک رابطه عاشقانه توأم با چالش و غم را القا می سازد. با توجه به کدر بودن تصویر میتوان به این نتیجه رسید که همراهی این زوج در یک رویا پدید آمده است و از این رو با عنوان تناسب دارد. تنها ایراد انتخاب این تصویر به عنوان جلد این است که هیچ تطابقی به ژانر تخیلی ندارد.
تکست انتخابی غیر مستقیم به ژانر عاشقانه مطابقت دارد و ناگفته‌ نماند که بازهم متناسب با ژانر تخیلی نمیباشد.


مقدمه:
مقدمه به خصوصی در داستان دیده نمی شد؛ بنابراین اهمیت وجود مقدمه در رمان، از نویسنده درخواست می شود. لطفا مقدمه متناسبی با محتوا، ژانر و عنوان رمان خود، برای داستان در نظر بگیرید.



آغاز:


رمان با درگیری شینا و شارو در مدرسه آغاز میشود و توضیحات شارو به آران(دوست مدرسه اش) در رابطه با نشان شدنشان توسط پدربزرگ و... سپس کلنجار های پیاپی و دیدن خواب های عجیبی که شخصیت های داستان به چشم می دیدند و... که با مشخص شدن اتفاقات مربوط به کلنجار ها و مشکلات شارو و شینا با یک دیگر ؛ در آغاز داستان، که از زبان شارو تعریف شده بود؛ تقریبا بیشتر محتوا آشکار شده بود و به همین سبب، از ابهام کافی برای خواننده جهت کنجکاوی برای خواندن ادامه داستان برخوردار نبوده و کلیشه به شمار می رود.
به دلیل یکنواخت بودن اتفاقات که حول و هوش درگیری میان شخصیت ها بود، فضای کسل کننده ای که به وجود آمده بود خواننده را از خواندن ادامه وا میداشت.
توصیفاتی همچون توصیفات مکانی، توصیفات صداها و آوا و... بسیار کم بود و به همین خاطر؛ درک خواننده از فضای داستان کم بود.
دیالوگ ها و مونولوگ ها تا حدودی تناسب مناسبی داشتند، اما با این حال در جاهای به خصوصی این تناسب دچار اختلال میشد.
فضای داستان به حد نثاب کنجکاوی خواننده را بر نمی انگیخت.


میانه:

میانه همچنان درباره خواب های شخصیت ها و کلکل های این دو نفر بود،از گیج شدن ها و احساسات متناقضی که بعد از دیدن خواب ها به سراغشان می آمد؛ و همینطور اشاره کوچکی به محفل خانوادگی آنها و حضورشان در خانواده،و... میانه رمان کلیشه ای بود و از ماجراهای ساده و پیش پا افتاده ای استفاده شده بود، برای همین رغبت خواننده به خواندن رمان را کم میکرد. اطلاعات در میانه به طور ناگهانی در اختیار مخاطب قرار داده شده بود. مانند حساسیت شینا به موی حیواناتی از قبیل گربه و.... درواقع، قالب بندی شرح اطلاعاتی که نویسنده از آن استفاده کرده بود پیش پا افتاده بود و میتوانست با ایده بهتری آن را شرح دهد.
از نقطه اوج در داستان استفاده نشده بود و یکنواختی در آن به خوبی مشهود بود.
پرش های زمانی ، گیج کننده، بی موقع و زیاد بود و خواننده را گیج میکرد.


لحن و بافت:

دیالوگ ها محاوره ای و مونولوگ ها ادبی بودند، اگرچه در جاهای مشخصی از رمان ، استفاده از کلمات محاوره ای که در مونولوگ ادبی به کار برده شده بود؛ چهارچوب مونولوگ ادبی را برهم زده بود. تناسب مونولوگ ها و دیالوگ ها تناسب نسبتا خوبی داشت؛ لحن رمان در پارت ها عوض شده بود و این تغییر لحن به درستی به کارگیری نشده بود . برای مثال، در قسمت سوم داستان. یک پرش زمانی را شاهد هستیم که با تغییر لحن همراه است و داستان از زبان اول شخص «شارو » بیان میشود و.... بعد از بیدار شدن شارو.. شینا با الکا درباره خواب دیده شده توسط شارو سخن میگوید.. در اینجا سوال پیش می آید که آیا این دوفرد، هر دو همزمان یک رویا را می بینند؟... پس چرا نویسنده به این موضوع اشاره نکرده است... گرچه در قسمت های پایانی شاهد این هستیم که همه رویاها توسط شینا مشاهده میشده ، نه شارو.
در حالت کلی، این موضوع باعث گیجی خواننده می شود.

سیر داستان:

سیر داستان متعادل نبود و پرش های زمانی متعدد و نابجا، باعث بروز سریع اتفاقات میشدند و پرو بال ندادن کافی به جزئیات اتفاقات ،محتوای رمان را کسل کننده و گیج کننده میکرد
در کل اگر سیر داستان کمی متعادل تر و اتفاقات پیش آمد،با جزئیات تر ؛ تمام اتفاقات و ماجراهای پیش آمده برای خواننده جالب تر و باورپذیر تر میشد.

دیالوگ و مونولوگ ها:

دیالوگ ها و مونولوگ ها تناسب قابل قبولی داشتند و در حدی که قسمت های رمان را دیالوگ محور و مونولوگ محور بخوانیم نبود.
علائم نگارشی کم؛ و علائم به کار برده شده ای که در جایگاه درستی قرار نداشتند، باعث متوجه نشدن خواننده از حالت و نوع بیان جمله و احساسات شخصیت در بیان دیالوگ شده بود.
دیالوگ های هر شخصیت با یکدیگر متفاوت بود و دیالوگ ها و مونولوگ ها اطلاعات کافی را تا حدودی به خواننده می رساندند، گرچه میتوان بر روی آنها بیشتر کار کرد برای جذابیت بیشتر

شخصیت پردازی :

توصیفات ظاهری شخصیت ها، اگرچه غیر مستقیم و کلی بودند. در توصیف قد بلند شارو یا زیبایی چشم گیر شینا و کوتاهی قد دوست صمیمی شینا و........ اما به دور از کلیشه بود.
توضیحات در حد لازم نبود ، اما با این حال گیج شدن خواننده را در برنمی گرفت . صفات اخلاقی شخصیت ها، نزدیک به هم بود؛ و تخس بودن، جنگ ستیز بودن و لجباز بودن از صفات آشکار آنها در تجزیه و تحلیل اتفاقات بود و توصیفات چندانی راجب شخصیت اخلاقیشان نشده بود. برای همین درک خواننده از شخصیت ها کامل نبود.

توصیفات مکان :

توصیفات مکان کم؛ و تا حدودی میتوان گفت از آن استفاده نشده بود. از این جهت درک کم خواننده از فضا و سیر رمان و پارت ها می شود و خواننده را جذب خواندن داستان نمی کند؛ و اضافه کردن این توصیفات در متن رمان و پارت ها؛ هم باعث بیشتر شدن تصور خواننده از فضا و سیر رمان و پارت ها می شود و همینطور خواننده را ترغیب به ادامه دادن و رسیدن به انتهای داستان میکند

توصیف صداها و آواها؛

توصیفاتی من باب حالت صدا و تن صدا در رمان به شدت کم رویت شد. و خواننده را از فهم و تصور بهتر از فضای رمان محروم می ساخت . همچنین توصیف خاصی در باره صدای محیط اطراف و ازین قبیل آوا ها به کار برده نشده بود

توصف احساسات:

از بیان توصیف احساسات و نوع بیان احساسی دیالوگ ها به ندرت استفاده شده بود، از همین رو درک موقعیت شخصیت ها و.... دشوار شده بود.


زاویه دید:

نویسنده در طول داستان از دو زاویه دید استفاده کرده بود باعث کلیشه ای شدن داستان می شد
چرا که با یکدیگر تناسب ندارند
برای مثال
توصیف اتفاقات داستان از زبان سوم شخص بود، درحالی که بیان رویا و خواب های شخصیت ها از اول شخص مفرد به کارگیری شده بود.
تغییر زاویه دید در قسمت دوم داستان که با یک پرش زمانی ؛ که با سوم شخص مفرد تعریف شده بود، به اول شخص مفرد تغییر یافت و شینا درحال تعریف رویای خود بود، پس از اندکی، دومرتبه بعد از شنیدن صدای زنگ ساعت، زاویه دید داستان به سوم شخص تغییر یافت.


کشمکش و تعلیق:
در محتوای داستان تعلیق به خصوصی دیده نمی شد که موجب ترغیب خواننده به خواندن ادامه داستان شود
بیشتر کشمکش های داخل داستان کشمکش بیرونی بود، هرچند کشمکش درونی هم میان خطوط به چشم میخورد.

از کشمکش درونی میتوان به قسمت ۲,۴,۳,۶ و۹ اشاره کرد که از کشمکش درونی هرچند کم استفاده شده بود.

ایده و پیرنگ:

داستان شما دارای ایده نسبتا خوب و پردازش بد می باشد، با ایجاد تغییرات متناسب و اصلاح اتفاقات و سیر داستان ،میتوانید ایده جذاب تری را برای خوانندگان به وجود بیاورید و فضای هیجان انگیز تری را به ارمغان آورید.تنها ایده کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود، خواب هایی با موضوع رابطه عاشقانه ؛ که میان شینا و شارو به وجود آمده بود است که درکل؛ محتوای کلیشه ای و ضعیفی را پدید آورده بود.
نویسنده به دلیل کلیشه ای بودن ایده داستان باید تلاش کنند تا داستان را بهتر سازد و ایده و پردازش داستان را درست کند

ایرادات نگارشی :

از علائم نگارشی به ندرت استفاده شده بود که اکثرا در جایگاه اشتباهی قرار داشتند
اکثر دیالوگ ها ویا مونولوگ ها فاقد علائم نگارشی بودند
به دلیل وجود نداشتن علائم نگارشی در متن داستان، نوع خوانش محتوا بسیار یکنواخت و بدون درک از احساسات و موقعیت شخصیت ها بود. اگر از علائم نگارشی بیشتری استفاده کنند، بیان احساسات بهتر درک خواهد شد. دریک متن نوشتاری، فقط استفاده از علائم« : » و« ، » و « . » به تنهایی نمیتوان بیانگر موقعیت های مختلف جهت جذابیت نوشته شما باشد.در پایان، استفاده نکردن از آرایه های خاص و جذاب، باعث سادگی نوع قلم نویسنده شده بود.


نقاط قوت و ضعف:


نویسنده عزیز، در داستان شما هیچ اتفاقی که به ژانر تخیلی مرتبط باشد موجود نبود، پس لطفا در عنوان کردن ژانر تخیلی تجدید نظر کنید.
خلاصه رمان را ویرایش کرده و از جملات بیشتر و جذاب تری که موجب کنجکاوی خواننده میشود استفاده کنید.
از علائم نگارشی بیشتر بهره بگیرید؛ و به جزئیات داستان پروبال بیشتری دهید
توصیفات در داستان کم بود و مرتبط سازی اتفاقات با پرش های زمانی، و یا نصف و نیمه قرار دادن یک سری از آنها موجب گیج کردن خواننده و ترغیب نشدن آن به خواندن ادامه داستان میشد.
برای مثال:
در قسمت شیش، خط های پایانی، زمانی که شینا درحال استراق سمع بود، میتوان اشاره کوچکی از احساساتش در رابطه با شنیده هایش کرد، اما آن را نصفه و نیمه رها کرده و با یک پرش زمانی نامربوط مواجهه میشویم و این موضوع برای خواننده خوشایند نیست.
داستان از مقدمه برخوردار نبود، پس از یک مقدمه مرتبط با موضوع و ژانر داستان استفاده کنید. و سیر داستان را از حالت یکنواختی خارج سازید و با یک سری اتفاقات هیجان انگیز و یا کشمکش جذاب در داستان، خواننده را به ادامه خواندن ترغیب سازید. و در پایان داستان اشاره به این شده بود که شینا از رویاهای خود سخن میگوید، درحالی که چند بار، شاهد این بودیم که خواب های درحال توصیف از زبان شارو تعریف می شود. لطفا در این بابت یک تغییر مقبول ایجاد سازید



سخن آخر:نویسنده گرامی به یاد داشته باشید که هیچ قلمی بی عیب نیست؛ از مطالعه این رمان بسیار لذت بردم. امیدوارم با برطرف کردن عواملی که ذکر شد، شاهکار خود را به اوج برسانید. سپاس از نویسنده که فرصت مطالعه این رمان زیبا را برای من به ارمغان آورد.

موفق باشید✨🧸❄
فقط یچیزی اینکه گفتین ربطی به همزاد و تخیلی نداشت...

توی داستان دوتا شینا و شارو داشتیم که توی دنیا های موازی بودن که در اصل همزاد هم بودن، همزادها دقیقا از نظر ظاهری عین همن و باهم متولد میشن و مسیر زندگی و سرنوشت شون به هم پیوند خورده... دقیقا عین شینا شاروی دنیای خواب و دنیای اصلی. چند جای داستانم اشاره کردم که اونایی که توی خواب میبینن شخصیت خیالی نیستن. حتی شینا و شارو توی خواب هم خوابه شینا و شاروی دنیای اصلی رو میدیدن به عبارتی اینا توی خواب روح شون به دنیای موازی سفر میکرده و همزادای خودشونو توی یه دنیای دیگه میدیدن...

برای همینم ژانر تخیلی رو انتخاب کردم



راجب تغیر زاویه دید هم زاویه اول شخص مفرد فقط برای جدا کردن دنیای خواب(دنیای موازی) و بیداری بود. اگه همه رو سوم شخص میگفتم اصلا معلوم نمیشد کدوم به کدومه
مثلا تو پارت یکی مونده به آخر یجوری بود که در ادامه اتفاقات دنیای اصلیه اما زبان اول شخص بود ینی شارو داشت همه اونارو توی خواب میدید. و توی پارت اخر اولش بازم زبان اول شخص بود که شینا داشت خواب میدید و از خواب بیدار میشه و میره ملاقات شارو اصلی که چهار ساله تو کماس...
 
آخرین ویرایش:

Kabous

سطح
0
 
بازرس انجمن
بازرس انجمن
Nov
1,176
1,703
مدال‌ها
2
فقط یچیزی اینکه گفتین ربطی به همزاد و تخیلی نداشت...

توی داستان دوتا شینا و شارو داشتیم که توی دنیا های موازی بودن که در اصل همزاد هم بودن، همزادها دقیقا از نظر ظاهری عین همن و باهم متولد میشن و مسیر زندگی و سرنوشت شون به هم پیوند خورده... دقیقا عین شینا شاروی دنیای خواب و دنیای اصلی. چند جای داستانم اشاره کردم که اونایی که توی خواب میبینن شخصیت خیالی نیستن. حتی شینا و شارو توی خواب هم خوابه شینا و شاروی دنیای اصلی رو میدیدن به عبارتی اینا توی خواب روح شون به دنیای موازی سفر میکرده و همزادای خودشونو توی یه دنیای دیگه میدیدن...

برای همینم ژانر تخیلی رو انتخاب کردم



راجب تغیر زاویه دید هم زاویه اول شخص مفرد فقط برای جدا کردن دنیای خواب(دنیای موازی) و بیداری بود. اگه همه رو سوم شخص میگفتم اصلا معلوم نمیشد کدوم به کدومه
مثلا تو پارت یکی مونده به آخر یجوری بود که در ادامه اتفاقات دنیای اصلیه اما زبان اول شخص بود ینی شارو داشت همه اونارو توی خواب میدید. و توی پارت اخر اولش بازم زبان اول شخص بود که شینا داشت خواب میدید و از خواب بیدار میشه و میره ملاقات شارو اصلی که چهار ساله تو کماس...
همه این هایی که میگی درست و به جاست عزیزم
اما قبل از اینکه بخوام این نقد رو از نظر یه منتقد انجام بدم
به عنوان یه خواننده داستان قشنگت رو بررسی کردم قشنگم
ایده داستانت واقعا جدید و جذابه
اما برای منی که به عنوان یک خواننده داستانت رو خوندم، این چیز هایی که انقدر قشنگ راجبشون اطلاعات داری رو در محتوای داستان درک نکردم
اگه یه اصلاح ریزی انجام بدی در این بابت خیلی خوب میشه عزیزم
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: م.غزل

م.غزل

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Nov
83
283
مدال‌ها
2
به روی چشم❤️
همه این هایی که میگی درست و به جاست عزیزم
اما قبل از اینکه بخوام این نقد رو از نظر یه منتقد انجام بدم
به عنوان یه خواننده داستان قشنگت رو بررسی کردم قشنگم
ایده داستانت واقعا جدید و جذابه
اما برای منی که به عنوان یک خواننده داستانت رو خوندم، این چیز هایی که انقدر قشنگ راجبشون اطلاعات داری رو در محتوای داستان درک نکردم
اگه یه اصلاح ریزی انجام بدی در این بابت خیلی خوب میشه عزیزم
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین