بسم رب قلم
نقد رمان حکم گناه
@.SELIN
~عنوان: عنوان رمان از دو بخش حکم+گناه تشکیل شده است، کلمات ساده هستتد،
اجزای عنوان سرشار از کلیشه هستند؛ ولی عنوان کلی «حکم گناه» تکراری نمیباشد.
عنوان با ژانر جنایی مرتبط است؛ اما ارتباطی با دو ژانر مربوطه «عاشقانه و تراژدی» ندارد. عنوان با خلاصه، جلد،مقدمه و بدنه مرتبط است.
~ژانرها: ژانر تراژدی طبق ناراحتیهای مارتیک، اتفاقاتی که برای مادرش رقم میخورد، مناسب است.
ژانر جنایی هم به خاطر کشته شدن کوین، و اتفاقات پیش، رو مناسب است.
ژانر عاشقانه هم برای احساسات کوین، کایلی و آبرام مناسب است.
درکل در انتخاب ژانر خوب عمل کردهاید.
~خلاصه: خلاصهی رمان با ژانرها مرتبط بود و اینکه بازی با کلمات به زیبایی انجام شده بود، به طوری که مخاطب از خواندن خلاصه لذت میبرد.
خلاصه با بدنه و عنوان مرتبط است و اینکه در خلاصه معماهایی جای گرفته بود که مخاطب برای خواندن ادامهی داستان، جذب میشود.
~جلد: جلد رمان با ژانر جنایی مرتبط بود و اثری از دو ژانر دیگر در جلد دیده نشد.
چینش، انتخاب رنگ هم مناسب بود؛ ولی عکس و تکست را سعی کنید به طوری انتخاب کنید که با هر سه ژانر ارتباط برقرار کنند.
~مقدمه: مقدمهی رمان زیبا بود و با ژانرها مرتبط، مقدمه اندازهای مناسب داشت و با ژانرها و بدنه نیز در ارتباط بود و به دور از کلیشه بود.
~آغاز: آغاز با کابوس مارتیک و پریدنش از خواب بود. آغاز تقریبا تکراری بود و جذابیت داستان را کم میکرد و تا حدودی مبهم بود.
در آغاز ژانر تراژدی دیده میشد، اطلاعات به طور ناگهانی به خواننده منتقل نشد و این خوب بود؛ ولی آغاز داستان تمامش مونولوگ بود که این مخاطب را خسته میکرد، در ادامه به این مورد اشاره میشود. توصیفاتی از مکان و صداها و آواها، در متن آغاز رمان، دیده میشدند و باعث درک بیشتر خواننده از فضای رمان میشدند.
در صحنه آغاز، توصیفاتی از مکان وجود داشتند که باعث درک خواننده میشدند.
~میانه: میانهی داستان اتفاقی هیجانی را در خود جای داده بود؛ اما برخی اتفاقات تکراری بودند. در میانه هر سه ژانر به خوبی به کار رفته بود.
نقطهی اوج در داستان اتفاقات نوشته شده در دفتر خاطرات کایلی بود که در خود تمام ژانرها را جای داده بود.
بهتر بود با علامتی در متن نشان داده میشد که مثلا اکنون حال است و اکنون اتفاقات گذشتهای که در دفتر نقش بسته... .
~بافت: مونولوگها و دیالوگها ادبی بودند؛ ولی در این میان کلمات یا جملاتی محاوره دیده میشد. بافت داستان بهتر است که یکدستتر شود.
~سیر رمان: سیر متعادل بود یعنی نه کند که خسته کننده باشد و نه تند که گیج کننده باشد.
~دیالوگها و مونولوگها: تناسب میان دیالوگها و مونولوگها رعایت نشده بود، به طور ساده بخواهم بگویم.
در پارتهای اولیهی داستان شاید یک یا نهایت سه دیالوگ دیده میشد و تماش را مونولوگ و توصیفات دربرگرفته بود که این مخاطب را خسته میکند.
~شخصیت پردازی: شخصیت پردازی، به دور از کلیشه و غیرمستقیم بود و از باورپذیری بر خوردار بود؛ اما پیشنهاد میکنم که بیشتر درمورد اخلاقیات شخصیتها گفته شود.
~توصیفات:
-توصیفات چهره: چهره به خوبی توصیف شده بود، غیر مستقیم و بدون کلیشه و این مورد خیلی خوب رعایت شده بود.
-توصیفات آوا: در این مورد هم به خوبی پیش رفته بودید و این خیلی خوب است.
-توصیفات مکان: توصیفات مکان غیر کلیشه، بهجا و مفید بود؛ ولی در برخی موارد مستقیم توصیف میکردید.
-توصیفات احساسات: در توصیف احساس به خوبی عمل کردید و این خیلی خوب است.
~کشمکش و تعلیق: در کشمکشهای درونی و بیرونی، هر دو به خوبی عمل کرده بودید؛ و تعلیق داستان هم میتوان به آمدن سابین به خانه، خوانده شدن دفتر خاطرات و اتفاقات گذشته اشاره کرد. تعلیقها خوب بودند؛ ولی در فیلمها و داستانهایی دیگر هم دیده شدهاند... .
~ایده و پرینگ: ایده چه بود؟ ایده درمورد پسری بود که مادر و پدر خود را در یک روز از دست داده و در خانهای به تنهایی زندگی میکند. ایده خوب بود، با پرینگی که انجام شد خیلی خوب شد ولی این دلیلی نمیشود که بهتر نشود.
~ایرادات نگارشی: ایرادات نگارشی در رمان دیده میشد، همچون؛
غلطهای املایی، نیمفاصلههای نابهجا، نبود فعل در آخر جمله، فعل نامناسب در آخر جمله.
☆نقات قوت:
انتخاب ژانر مناسب
خلاصهی خوب
مقدمهی خوب
سیر متعادل
توصیفات خوب و...
☆نقاط ضعف:
عنوان تقریبا کلیشهای
اغاز کلیشهای
لحن و بافت
ایرادات نگارشی
دیالوگ و مونولوگ و...
~سخن آخر: اجازه ندهید مشکلاتتان شما را هل بدهند، بگذارید رویاهایتان شما را هدایت کنند.
موفق باشید 🌹