عنوان رمان
عنوان رمان شما خاطرات وارونه است از دو بخش تشکیل شده خاطرات+ وارونه.
از کلمات سادهای انتخاب کردی و اسمت خوبه به ژانرها جزء عاشقانه و به محتوا و مقدمه همخوانی داره اما با جلد نه.
خاطرات سی درصد کلیشه و وارونه بیست درصد کلیشهای است که در کل اسم رمانت پنجاه درصد کلیشهای است.
ژانرهای رمان
ژانرهای رمان شما عبارتاند از: اجتماعی و عاشقانه
ژانرها با خلاصه مقدمه تا حدودی ژانرها و محتوا همخوانی داشت
ژانر عاشقانه در رمان دیده نمیشد غیر عاشق شدن سوسن.
ژانر اجتماعی در رمانت به خوبی دیده میشه مرگ مادر، اختلاف خانوادگی، تعصب سفت و سخت پدر و... .
خلاصه
خلاصهی فوقالعاده زیبایی داری که به مقدمه عنوان محتوا و ژانرها مرتبط است و با وجود اینکه خلاصهات تا حدودی کلیشهای است اما کلمات و قلم جذابی که استفاده کردی اون رو رفع کرده.
جلد
جلد زیبایی داری که حال و هوای معنوی داره اما متاسفانه به ژانرها و خلاصه و مقدمه و عنوان مرتبط نیست اما با محتوا همخوانی دارد.
مقدمه
مقدمهای که انتخاب کردی متعلق به فرد دیگری هست که خودتم بهش اشاره کردی. مقدمهی جذاب و زیبایی داری که ژانرها رو به رخ میکشه. به خلاصه و محتوا و تا حدودی به عنوان مرتبط است اما با جلد همخوانی نداره
آغاز رمان
آغار رمان در مورد دختری به نام فروغ هست که در ماشین پدرش بوده و رانند اون رو به خونه میبره، فروغ به دلیل نامعلومی بغض داره و بعد در مورد شهر و در نهایت اختلاف خانوادگی مجهولی که بین پدر و خالهاش است صحبت میکنه، آغاز تا حدودی جدیده توصیفات عالی بود اما انگار کمی خواننده رو دلزده میکرد چون بیش از حد توصیف شد. حس آمیزی تا حدودی خوب بود آغاز رمان جذاب بود اما در اون حدی که خواننده قصد ادامهش رو داشته باشه متاسفانه نه.
میانهی رمان
میانه جذاب و زیبا بود اصرار فروغ و فروزان برای رفتن به خانهی خالهشون، حکومت شاهی که تعریفش کردی شیطنتهای حمید همه و همه میانه رو زیبا کرده بود کلیشهای در میانه نبود اما هنوز ژانر عاشقانه در رمان دیده نمیشد. میانه با جلد همخوانی داشت اما خلاصه و مقدمه نه. اوج داستان از نظر من زمانی بود که حمید در مراسم نامزدی شروع به نواختن ویولن کرد.
لحن و بافت
در نوشتار داستان، لحن در سه حالت میتوانند قرار داشته باشد.
حالت اول: دیالوگها محاورهای، مونولگها محاورهای.
حالت دوم: دیالوگها محاورهای، مونولوگها ادبی.
حالت سوم: دیالوگها ادبی، مونولوگها ادبی.
لحن و بافت شما از نوع دوم بوده که در داستان رعایت شده اما در دیالوگها کمی اشکال دیده میشد مثل: خانه خاله🔴 خونهی خاله🟢
سیر رمان
سیر رمان کنده و شما بعد از حدود سی پارت هنوز موضوعی مربوط به ژانر عاشقانه رو وارد رمان نکردید. این باعث دلزدگی میشه زیرا شما ژانر عاشقانه رو انتخاب کردید اما رمان فقط ژانر اجتماعی و اندکی طنز رو به رخ میکشه. این سیر کند باعث دلزدگی خواننده میشه.
دیالوگها و مونولوگها
چهل درصد رمان شما رو دیالوگها و شصت درصد اون رو مونولگها تشکیل دادن که مناسب و خوبه.
شخصیت پردازی
شخصیت پردازی در رمانت به خوبی وجود داره. هم شخصیت پردازی درونی مثل تعصبی و خود کامه بودن پدر فروغ و تنفر آن نسبت به خالهی فروغ و توصیف بیرونی مثل چاق بودن پدرشون تاس بودن سرش و مولای جو گندمیش سبز بودن چشماش و... .
توصیفات
توصیفات عالی و بعضی جاها بیش از حده که این باعث دل زدگی میشه.
توصیف مکان در رمانت دیده میشه مثل ابتدای رمان که در مسیر عبور برای رفتن به خانه شهر رو تا حدودی برای خواننده به نمایش گذاشتی.
توصیف ظاهر هم در رمانت هست مثل هیکل فربهی فروزان و همینطور چاق بودن پدرش... .
توصیف صدا در رمان بود مثل صدای جلز جلز گوشتهای روی منقل و... .
زاویهی دید
اول شخصه و ور طول داستان به خوبی رعایت شده.
تعلیق و کشمکش
کشمکش و تعلیق جذاب رمانت نفرت و اختلاف بین پدر و خالهی فروزان سر دلیلی مجهول است و دوم رفتارهای گستاخانهی حمید با فروزان اما جالبترینشون تعصب و سختگیریهای پدر به دختراش است و... کشمکش و تعلیقهای داستانت جذاب اما همونطور که توی خلاصه گفتی درمورد عشق هست که زیر خاکستر دفن شده و دوباره شعلهور میشه اما این موضوع در رمانت نبود
ایده و پیرنگ
پیرنگ در واقع به اسکلت داستان گفته میشود. یعنی اولین ایدهی کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده میشود. پیرنگ دو نوع باز و بسته دارد که نمیتوان آن را قبل از به پایان رساندن داستان تشخیص داد. ایده و پیرنگ، در چهار دسته قرار میگیرند.
ایده خوب، پردازش خوب
ایده بد، پردازش بد
ایده خوب، پردازش بد
ایده بد، پردازش خوب
ایدهی اولیه که در خلاصه دیده میشه از شعلهور شدن عشقی دفع شده زیر خاکستر اما در رمانتون انگار هنوز به این موضوع نرسیدم و ایدهی اصلی قابل مشاهده نیست. در اینجا فقط درمورد دختری مال دوران شاه گفته شده که با فردی به اسم حمید مشکل داره.
ایرادات نگارشی
پاسبان ادا رهی عبو ر و مرو ر🔴پاسبان ادارهی عبور و مرور🟢
مردا ن کروا ت زد ه و کت و شلوار ی 🔴مردان کروات زده و کت و شلواری🟢
عزیزم مدل نوشتنت اشتباه وقتی فاصلهی کامل میذاری یعنی کلمهی بعدی.
ضعفها
جلد
آغار رمان
و...
نقات قوت
خلاصه
مقدمه
و...
سخنی از نویسنده
عزیزم قلم خوب و زیبایی داری که به مرور زمان پخته و زیباتر هم میشه امیدوارم نقدم تند نباشه و شما ناراحت نشده باشید
موفق باشی💝
سلام
سپاس از نقد زیبا و کاملی که ارائه دادید و اینکه با دقت مسائل رو از دید خواننده بررسی کردید.جایی برای دلخوری نیست و قطعا از شما بابت نقد سپاسگذار هستم و مسائلی که گفتید حتما رعایت خواهد شد.
اما در ارتباط با موضوع داستان، هنوز ما در مقدمه هستیم و داستان هنوز شروع نشده و پس طبیعی است در روند شروع یک عشق اتفاقاتی در جریان باشد. پیرنگ داستان همون طور که در داستان بیان شده مربوط عشقی که در گذشته و آینده در جریانه. چیزی که در گذشتهی مادر فروغ اتفاق افتاده و تاثیر بسیار مهمی در آینده فروغ میگذارد پس به جای سیر تند و عجولانه ترجیح دادم با صحنه پردازی ارام آرام میانه حمید و فروغ رو شکل بدم و به گذشته مادر فروغ برسم پس در آغاز رمان رسیدن به اصل مطلب کار نسنجیده است و چون ژانر ابتدایی و اصلی عاشقانه است پس هسته اصلی داستان رو محوریت عشق تشکیل میده که به مروز به آن خواهیم رسید.
سیر داستان کند هست کشش و جذابیت به حدی نیست همون طور که اشاره کردید کاملا موافقم اون شوقی که خواننده رو وادار کنه ادامه بده توش حس نمیشه اما در پارتهای اینده درست خواهد شد.
ایرادات نگارشی که نوشتید به علت فاصله افتادن در حروف به خاطر جاستیفایر کردن متن هست و ایراد از من نیست. ایراد از خود سیستم شماست که هنگام جاستی فایر کردن و منظم شدن خطوط فاصله برخی حروف را زیاد میکند. پس ایراد نگارشی محسوب نمیشود.
با باقی ضعفهایی که شمردید چون: جلد رمان و مقدمه نیز با شما موافق هستم جلد رمان چیز دیگری بود که طراح نتونست عکس خوب و دلخواه از جلد ایجاد کنه و انتخاب جلد دوباره بسیار عجلهای و خلاف میل بنده بود. برای مقدمه هم در آینده به آنچه شما اشاره نمودید عمل میکنم.
در پایان از لطف شما و نقد شما کمال سپاسگذاری رو دارم.❤🌹پیروز باشید.