به نام خدایی که جان آفرید.
که جان را بهر جانان آفرید.
عنوان:
عنوان شما در سه شب بود که به بدنه داستان شما میخورد و با ژانر داستان ارتباط میگرفت و کمی کلیشه در عنوان شما وجود
داشت اما برای یک داستان ترسناک با محتوایی که سه شب را بیان کرده است مناسب بود و هم ابهامی و هم آشکار بود و زمانی که این دو در هم آمیخته شده بودند بسیار خوب داستان را به تصویر میکشید. با ژانر و بدنه ارتباط داشت.
خلاصه:
خلاصه شما از حد استاندارد کوتاهتر بود اما بی کلیشه و ابهامی بود و داستان را لو نمیداد و پایان بازی داشت که میتوانست به جذب مخاطب کمک کند تا ببیند در آینده چه اتفاق میافتد سوالاتی در ذهن مخاطب ایجاد میکند و خواننده تلاش میکند که پاسخ سوالات را بگیرد. خلاصه شما خوب و مناسب بود. به ژانر، بدنه و عنوان داستان میخورد.
جلد:
جلد شما ترکیبی از رنگ مشکی و سفید است که با ژانر انتخابی ارتباط میگیرد و به بدنه داستان هم مربوط است و کودکی در آن وجود دارد که میتوان گفت همان دخترکِ روح سرگردان است. فونت هم با تمامی قسمتها ارتباط میگیرد و تکست شما هم به بدنه میخورد هم همان ابهام که برای ژانر ترسناک بود را داشت.
مقدمه:
اندازه مقدمه شما استاندارد بود و محتوای آن مخاطب را جذب میکرد بی کلیشه بود و با ژانر و بدنه ارتباط میگرفت نسبتاً ابهامی بود و ژانر ترسناک را به تصویر میکشید و از این نظر مقدمه شما خوب و مناسب بود و برای جذب مخاطب کارساز بود و هر چه جلوتر میرفتیم بیشتر به این درک میرسیدیم که بدنه را توصیف میکرد.
ژانر:
ژانر شما ترسناک بود و به بدنه، عنوان و خلاصه میخورد و در طول داستان بسیار ژانر ترسناک دیده میشد ژانر شما در این داستان قالب شده و کاملا قابل مشاهده بود اما شما میتوانستید از ژانر اجتماعی هم استفاده کنید چون این ژانر در داستان قابل مشاهده بود و اتفاقات درون روستا و سرنوشت آن زن جز ژانر اجتماعی محسوب میشد!
در کل ژانر انتخابی شما خوب بود ولی اگر ژانر اجتماعی هم قالب میکردید بهتر میشد.
آغاز:
آغاز شما کنجکاو کننده بود و توصیفات خیلی خوب در آن به نمایش گذاشته شده بود و اطلاعات زیادی را لو نمیداد، توصیفات آوا مکان و... را به نمایش گذاشته بودید اتفاقات آرام آرام میافتاد و گیج کننده نبود و این که از همان اول شروع به توصیف موقعیتها کردید خیلی خوب بود. کلیشه نداشت و تقریباً مبهم بود
میانه:
میانه شما کلیشهای نداشت اطلاعات و شخصیتها آرام آرام وارد شدند و مخاطب را گیج نمیکرد، اتفاقاتی مثلا دیدن زنی کنار چاه یا چشمانی درون چاه که پریا آن را مشاهده میکرد تا شبهای طولانی و اتفاقات ناگوار! اما نقطه اوج زمانی بود که به کنار چاه رفتند ارواح به هم رسیدند و ژاله و پریا تمام اتفاقات را فهمیدند و میانه شما خوب بود و اتفاقات خیلی به جا و به موقع میافتاد تا دچار گیج شدگی خواننده نشود.
لحن و بافت:
لحن و بافت شما یکسان نبود! مونولوگها ادبی بودند اما دیالوگها گاهی تغییر میکردند، گاهی ادبی و گاهی محاوره میشدند و این باعث میشد تناسب بهم بخورد و بافت کلی و ساختاری یکسان نباشد! برای مثال:
ژاله:چرا ایستادی؟ یا باباجی: بیدار شد،ماه کامل شد.وقتبیدار شدنش بود تو را می خواد،تو را!
در این قسمت ادبی بیان شده اما در قسمتهای دیگر مثل:
ژاله: نه بابا تو که باهوشی باید متوجه می شدی،ولی فکر کنم مامان بزرگ شد چون ترسیده.
در این قسمت دیالوگ محاورهست و برای همیشه مشکل ایجاد میکند.
سیر رمان:
سیر رمان شما تند بود و هر چه جلوتر میرفتیم شخصیتها بیشتر میشدند و اتفاقات تند و تندتر اتفاق میافتادند به طوری که در بعضی قسمتها مخاطب گیج میشد و باید دوباره میخواند تا به درک کامل از آن برسد برای مثال زمانی که شبها شروع شدند در هر شب اتفاقات تند و تند میافتاد و بقیه اتفاقات به شب بعد واگذار میشد!
دیالوگ و مونولوگ:
دیالوگها و مونولوگها متناسب نبودند در بعضی قسمتها دیالوگها زیاد و مونولوگ کم و در بعضی قسمتها مونولوگ زیاد و دیالوگ کم میشدند. علامتهاینگارشی رعایت شده بودند و در قسمتهای مناسب علامتها تغییر میکردند و از این لحاظ خوب بود. دیالوگها متناسب بودند و اطلاعات کافی را میدادند.
شخصیت پردازی:
به دور از کلیشه بود اما باور پذیری را پایین میآورد و باعث میشد آدم نتواند قیافه شخص را تصور کند برای مثال شاید موی قرمز رنگ شده باشد اما موی قرمز مادرزاد شاید یک در هزار!
اخلاقیات و خصوصیات به خوبی بیان شده بود و فرد را به درک کافی میرساند
از شخصیت اصلی درک کامل از چهره را نگرفتم و نمیتوانستم تصور کنم که پریا، مادر بزرگ یا باباجی چه شکلی هستند برای همین کیفیت شخصیت پردازی را پایین میبرد!
توصیف مکان:
توصیفات مکان به خوبی توصیف شده بودند و فرد را به درک کلی از مکان میرساند و مخاطب میتوانست آن مکان را به خوبی تصور
کند.
توصیفات مناسب بودند، کم و زیاد نبودند و شخص رایج نمیکردند.
در کل توصیفات مکان شما خوب بود.
توصیفات صدا و آواها:
تن صدا: تن صدا توصیف نشده بود و زیر، بم بودن را متوجه نمی شدیم و در کل همه چیز از حالات و دیالوگها دریافت میشد.
آواهای موجود در محیط: در این قسمت همه چیز به خوبی تشخیص داده میشد و تقریباً همه را توصیف کرده بودید و مخاطب به درک کامل از محیط میرسید.
جهت صدا: در این قسمت هم مثل آواهای موجود در محیط عمل کردید و خوب همه چیز دریافت میشد صدا در پشت جلو و تمامی جهات میشد فهمید که صدا از کجا میآید.
حالات صدا: این جا هم خوب عمل کردید و حالتهای ترسیده جیغ زدن و... دریافت میشد و به خوبی می فهمیدیم که در شرایط مختلف چه آوایی دارند.
توصیف احساسات:
توصیف احساسات شما مطلوب بود و مخاطب میتوانست درک کلی احساسات بگیرد و در بیشتر مکانها یا قسمتهای ترسناک حس شخص را درک کند و خورد را جای او بگذارد و خود نیز بفهمد که آن شخص در آن موقعیت چه احساسی داشته است.
زاویه دید:
زاویه دید شما اول شخص و از زبان شخص بود که یک دست بود و لحنی ادبی داشت در هر موقعیت این را عوض نمیکرد و تمام روال داستان همان طور که بود ادامه داشت و از این نظر خیلی خوب توانستید زاویه دید را نگه دارید.
کشمکش و تعلیق:
داستان شما هم کشمکش داشت و هم تعلیق! در تعلیق سوالاتی در ذهن فرد ایجاد میشد که تا آخر داستان این سوالات بر طرف میشد. سوالاتی مانند:
این زن کیست؟! چگونه بیدار شده و چرا پریا را خواسته است.
در کشمکش شما بیرونی بود و تمام اتفاقات افتاده بیرون از ذهن فرد و در اجتماع صورت گرفته مثل تسخیر بدن ژاله که یکی از این موارد بود یا کشته شدن یک فرد داخل داستان که نشان از کشمکش بیرونی یا فرا فردی میداد.
ایده و پیرنگ:
ایده و پیرنگ شما خوب بود و هم ایدهای نو و بی کلیشه داشتید که بال پر دادن به آن سخت نبود و شما به خوبی از پسش بر آمدید و ادامه
داستان خیلی خوب بود و توانستید که ایده را اجرا کنید و پیرنگ را به اندازه کافی و درست به اجرا بگذارید.
داستان شما ترسناک بود و به همین دلیل بال و پر دادن به آن یکی از نکات خیلی مهم بود که حتما باید رعایت میشد که آن حس ترس را القا کند و توانستید که به خوبی انجامش دهید!
ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی زیادی دیده میشد و بهتر است که تاپیک درست نویسی را مطالعه و داستان را ویرایش کنید!
یا باید از اسم فرد برای گفتن دیالوگ استفاده کنید یا با گذاشتن یک (-) دیالوگ را ادامه دهید.
و مشکلاتی مثل نیم فاصله و... رعایت نشده بود.
نقاط ضعف و قوت:
نقاط قوت:
ایده نو
توصیفات خوب
مقدمه خوب
میانه خوب و...
نقاط ضعف
:
ایرادات نگارشی زیاد.
شخصیت پردازی نسبتاً نا مناسب
سیر تند
از خواندن داستان لذت بردم
قلمتان مانا 🌹
@مریم فواضلی