بسمِ هو.
عنوان:
عنوان انتخابی شما (رخ پوش قسری) به معنای کسی که نقاب اجباری بر چهره زده است، بود. از لحاظ اندازه مناسب بود و بخاطر استفاده از کلمه (رخ) ۳۰درصد کلیشه حساب میشد. اگر در گوگل سرچ کرده باشید، کتابی با موضوع •رخ• وجود دارد. عنوان رمان شما با ژانر جنایی ارتباط محسوسی داشت. ولی هیچ تناسبی میان ژانرهای عاشقانه و پلیسی نداشت. عنوان انتخابی با بدنه رمان ارتباط داشت ولی موضوع کلی رمان را قالب نمیکرد. اسم رمان خواننده را جذب میکرد و از طرف دیگر قسمتی از رمان را لو میداد. عنوان رمان با جلد همخوانی زیادی نداشت اما با تکست جلد، یکرنگ بود و ارتباط میگرفت.
خلاصه:
خلاصه اندازهی مناسبی داشت. ولی با ژانر عاشقانه و جنایی و پلیسی ارتباطی نداشت و تقریبا تراژدی محسوب میشد. خلاصه جذابیت و کشش کافی برای جذب مخاطب را نداشح و بازی با کلمات را که باعث جذابیت خلاصه میشوند را دارا نبود. خلاصه با محتوای رمان مرتبط بود اما خلاصه مقداری از محتویات رمان را لو داده بود. ولی در کل خلاصه با بدنه رمان ارتباط میگرفت ولی با ژانرها ارتباطی نداشت. در این قسمت پیشنهاد میکنم خلاصه را مبهمتر بنویسید و میان ژانرها و خلاصه تناسب ایجاد کنید
جلد:
جلد رمان شما ترکیبی از رنگ آبی و زرد بود. عکس جلد با ژانر جنایی و پلیسی ارتباطی نمیگرفت اما با ژانر عاشقانه ارتباط محسوسی داشت. تکست جلد با بدنهی رمان و اسم ارتباط میگرفت. پیشنهاد میشد که برای جلد از رنگ تیره نیز استفاده میکردید تا ارتباط بیشتری با ژانر جنایی و پلیسی بگیرد. در کل جلد با بدنه رمان و ژانر عاشقانه ارتباط میگرفت.
مقدمه:
مقدمهی شما اندازهی مناسبی داشت و با نام رمان ارتباط میگرفت. ولی ارتباطی با ژانر عاشقانه و پلیسی و جنایی نداشت. در مقدمه خلاقیت کافی به خرج برده بودید و این باعث جذب خواننده میشد. در کل در نوشتن مقدمه خلاقیت و تلاش کافی به کار برده بودید ولی پیشنهاد میشود با ژانرها نیز مرتبطش کنید.
ژانر:
ژانرهای انتخابی شما؛ عاشقانه و پلیسی و جنایی بودند. ژانر عاشقانه بهطور واضح دیده میشد، احساس آنیسا نسبت به مهرداد و احساسِ ترنم به استادش ژانر عاشقانه را در رمان نشان میداد اما بهتر بود این ژانر را در رمان با توصیف احساسات بیشتری پر رنگتر میکردید. ژانر جنایی و پلیسی نیز در رمان شما وجود داشت. در کل در انتخاب ژانرها خوب عمل کرده بودید.
آغاز:
آغاز شما به اینگونه بود که انیسا بخاطر کابوس از خواب میپرد و افسرده میشود و اشک میریزد. آغاز کلیشهدار بود و خواننده را جذب نمیکرد چرا که از این ایده در رمانهای بسیاری دیده شده است. همچنین در آغاز توصیف مکان دیده میشد اما آوا و صدا را توصیف نکرده بودید. آغاز رمان مبهم حساب میشد و سوال در ذهن خواننده ایجاد میکرد. پیشنهاد میشود که آغاز رمان را جذابتر و آوا و صداها را در آغاز رمان بیشتر کنید.
میانه:
میانه به این گونه بود که آنیسا در ۸سالگی، همراه با پدر و مادر راهی سفر میشوند ولی در راه پدر و مادرش توسط دشمن خونی پدر آنیسا کشته میشوند، آنیسا و برادرش آرش کنار مادربزرگش زندگی میکنند و آنیسا توسط همان دشمن خونی دزدیده میشود تا بتواند با استفاده از ان، برادر پلیسش آرش را گیر بیاندازد و آنیسا درهمان جا عاشق مامورمخفی میشود که به دشمن خدمت میکرد تا بتواند او را دستگیر کند. میانه شما مقداری کلیشه داشت و ایدهای نو به حساب نمیآمد. ولی اطلاعات در رمان به آرامی گفته میشد و از این نظر خوب بود. نقطهی اوج رمان شما عاشق شدن آنیسا به مردی بود که به عنوان مامورمخفی، به دشمن پدر انیسا خدمت میکرد. یکبار در رمان پرش ناگهانی داشتهاید و این موضوع اشاره به (فلشبک) است. پیشنهاد میشود میانه را جذابتر کنید.
لحن و بافت:
در بافت رمان، مونوگها و دیالوگها محاورهای بودند. از این لحاظ خوب عمل کرده بودید اما اشکالات جزئی در مونولوگهای محاوره نیز داشتید. مثال:
(بعد رفتن عزیز از جام بلند شدم، کنار پنجره وایستادم. نگاهی به بیرون انداختم، حال و هوا بیرون همانند قلب بیچارهام بود، هوا ابری بود اما آفتاب سعی بر این داشت که خود را از میان آن مانع های بزرگ بیرون کشد، همانند تو که هر چه سعی میکنم بهت فکر نکنم قلبم پا برهنه به سمتت به پرواز در میآید. )
همچنین فعلها را در آخر جمله گذاشته بودید و از این لحاظ نیز خوب عمل کرده بودید. در کل تلاش کافی را کرده بودید و پیشنهاد میشود ایرادات جزئی را ویرایش کنید.
سیر اثر:
سیر رمان متعادل بود. شخصیتها به سرعت وارد رمان نمیشدند و اتفاقات تند یا خیلی کند رخ نمیدادند. در این مورد خوب عمل کرده بودید.
دیالوگ و مونولوگ:
دیالوگها و مونولوگها اندازه متناسبی داشتند اما ایرادات نگارشی در انها وجود داشت. در بیشتر دیالوگها، واضح بود که دیالوگ از طرف چه کسی است. در این قسمت خوب عمل کرده بودید.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی شما به دور از کلیشه و غیرمستقیم بود. صفات اخلاقی شخصیتها باهم تناسب داشتند. توصیفات در مورد چهرهی شخصیتها به اندازه کافی رعایت شده بودند اما پیشنهاد میشود صفات اخلاقی شخصیتها را بیشتر توصیف کنید.
توصیف مکان:
در توصیف مکانها خلاقیت کافی به خرج برده بودید و خواننده میتوانست تصویر آن مکان را در ذهن خود تجسم کند. در کل در این قسمت خوب عمل کردهاید.
توصیف صداها و آواها:
در این مورد تقریبا رعایت کرده بودید اما اشکالاتی نیز وجود داشت.
تن صدا: در این مورد رعایت کرده بودید و بم بودن یا... صداها مشخص بود.
آواهای موجود در محیط: در این مورد خوب عمل نکرده بودید، پیشنهاد میشود آواها را اضافه کنید
جهت صدا: در این یک مورد کمکاری کردید و خواننده نمیتوانست بفهمد جهت صدا از کدام طرف میآید. از پشت یا جلو؟ از دور یا نزدیک؟
حالت صدا: در این مورد تقریبا خوب عمل کرده بودید، مثلا صدای جیغمانند یا غمگین... .
پیشنهاد میکنم آواها و جهت صدا را در رمان واضحتر کنید.
زاویه دید:
زاویه دید از زبان راوی بود و اول شخص بود. از زاویه اول شخص گاهی گوینده راوی میشد و از این لحاظ ضعف حساب میشد پیشنهاد میشود که فقط از زاویه اول شخص یا راوی استفاده کنید.
کشمکش و تعلیق:
تعلیق در رمان شما ضعیف بود و سوال بسیار کمی برای خواننده ایجاد میشد. مثلا تنها سوالی که برای من ایجاد شد: چرا مهرداد به انیسا نگفت که او یک مامور مخفی است؟ ولی تعلیق در رمان شما به گونهای بود که خواننده برای خواندن ادامهی داستان کنجکاو میشد. و اما در کشمکشها:
در کشمکشهای بیرونی باتوجه به بحثهای میان شخصیتها و سایر اتفاقات دیده میشد. در کشمکشهای داخلی نیز در رمان دیده میشد. مثلا دغدغههای آنیسا و ناراحتیاش بخاطر نبود پدر و مادر سایر موارد.
در کل در این باره خوب عمل کرده بودید اما پیشنهاد میشود تعلیقها را افزایش دهید تا برای خواننده، سوالات بیشتری به وجود آید.
ایده و پیرنگ:
ایدهی شما کهنه و کلیشه بود. چرا که از این ایده در بیشتر رمانها دیده میشد. پیشنهاد میشود اتفاقهای هیجانی بیشتری به رمان بیافزایید. ایده شما کلیشهای اما از نظر پیرنگ خوب عمل کردید.
ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی را رعایت کرده بودید اما اشکالاتی نیز به چشم میخورد. از قبیل نیم فاصلهها و دیالوگ و مونولوگ در اثر به چشم میخورد مثلا:
روبرو
چشمهام و بستم
قدم های کش دار
بی حوصلگی
شوخی های
گونه هاشون و...
پیشنهاد میشود در این یک مورد بیشتر دقت کنید.
نقاط قوت و ضعفها:
نقاط قوت:
کشمکش و تعلیق
اواها و صداها
توصیف مکان
شخصیت پردازی
ضعفها:
ایده کهنه و کلیشهای
ایرادات نگارشی
زاویه دید
آغاز رمان
@barann