جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا رمان شکارچی زمستان

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط *SHAKIBAgh* با نام نقد شورا رمان شکارچی زمستان ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 350 بازدید, 4 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا رمان شکارچی زمستان
نویسنده موضوع *SHAKIBAgh*
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط جغد سپید
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
نام رمان: شکارچی زمستان
نام نویسنده :جغد سپید

ژانر: علمی تخیلی - جنایی - عاشقانه
خلاصه رمان : انسان ها با رنج و زحمت متولد می شوند و در طی زندگی هم هر شخص به نوبه خودش با زحمت و رنج به زندگی ادامه میدهد . تنها راه نجات برای تحمل این سختی ها و ادامه دادن به زندگی دو کلمه است . مقاومت و امید . مقاومت برای تحمل مشکلات و امید برای گذر روزهای سخت و تاریک و ساختن روز های بهتر . انسان یعنی مقاومت .
 
موضوع نویسنده

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
jpg-1.jpg



بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @*SHAKIBAgh*
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @
ஜdelavaஜ
 
موضوع نویسنده

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
به نام خداوند دریای نور

عنوان رمان:

شکارچی زمستان، عنوان منتخب نویسنده متشکل از دو جزء شکارچی + زمستان است و از لحاظ اندازه از حجم مناسبی برخوردار بوده و کوتاه یا طولانی نیست؛ جزء اول آن یعنی واژه شکارچی، در رمان‌هایی با ژانر اصلی عاشقانه بسیار مورد توجه قرار گرفته و به قولی کلیشه‌ای محسوب می‌شود؛ اما در این رمان که ژانر عاشقانه آخرین عنصر موجود در آن است و پیش از این ژانر، علمی_تخیلی و جناییِ داستان حضور پر قدرت خود را نشان می‌دهند، تکراری بودن واژه شکارچی کمتر نمود می‌کند و کمتر به چشم می‌آید‌.
شکارچی زمستان، ناخودآگاه زهن مخاطب را به سمت و سوی ژانر جنایی می‌کشاند و حس حضور در وسط یک جدال نفس‌گیر را به او القا می‌کند.
اشاره‌ای به ژانر علمی_تخیلی و عاشقانه ندارد و تنها بعد جنایی داستان را به رخ می‌کشد.
این مسئله چندان رضایت بخش نیست و اگر تمامی این ژانرها در رمان حضور موثر و فعال دارند، عنوان رمان باید دست کم با آنها اشاره غیر مستقیم داشته باشد؛ با این حال، محوریت کلی این رمان فضای علمی‌_تخیلی و جنایی را به وجود می‌آورد که عنوان شکارچی زمستان به خوبی با آن پیوند برقرار کرده و به قالب آن در آمده است.
عنوان از واژگان ساده‌ و ثقیلی تشکیل شده که داستان را فاش نکرده و حتی چیزی از محوریت کلی داستان را هم مشخص نمی‌کنند.
عنوان جذابیست‌ و با توجه به گستره ژانر‌های موجود در آن، در نوع خود می‌تواند مخاطب را برای شروع رمان مشتاق کرده و او را وادار به مطالعه کند؛
تا به اینجا که عنوان با بدنه ارتباطی نداشته و تنها وجه اشتراکشان فصل زمستان بوده است.

ژانرها:

ژانرهای علمی_تخیلی، جنایی و عاشقانه با اولویت علمی_تخیلی در مشخصات رمان ذکر شده‌اند.
در طی توصیفات ابتدایی و تاریخی که نویسنده برای زمان زمان خود انتخاب کرده است (شروع از بیست و چهار دسامبر ۲۰۵۰ میلادی) مشخص می‌شود که رمان در قالب فضایی تخیلی به پیش می‌رود و با توجه به محیط تحقیقاتی پایگاه B، بخش علمی رمان هم حضور پر قدرت خود را نشان می‌دهد.
با مرگ دکتر مکس ویلز، ژانر جنایی نیز با تاثی نچندان زیادی به جریان می‌افتد و با ورود ستوان ایتن ملارک، به نظر می‌آید ژانر عاشقانه نیز فعالیت خود را آغاز کرده و قرار است شاهد عشقی میان سارا و ایتن باشیم.
ژانرها به نوبت و یکی پس از دیگری، با تاثیری ملایم و آرام آرام به بدنه تزریق می‌شوند و هر رویداد را درست سر وقت معین، رقم می‌زنند.

خلاصه:

خلاصه‌ی رمان از لحاظ اندازه مناسب است و طولانی نیست؛ اما هیچ اطلاعاتی در مورد محوریت رمان به مخاطب نمی‌دهد و بیشتر حالت مقدمه به خود دارد و مخاطب را گیج و سردرگم می‌کند.
تنها پرسشی که در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود آن است که، قضیه از چه قرار است و من با چه چیزی رو‌به رو هستم؟
این حجم از گُنگ بودن خلاصه جذابیت کار را به حداقل می‌رساند؛ و این اصلاً اوضاع مطلوبی برای خلاصه یک رمان نبوده و جذابیت لازم را برای تحریک و جذب مخاطب را ندارد.
همچنین هیچ کدام از ژانر‌های منتخب در آن مشهود نیستند و شاید اشاره‌ی بسیار نامحسوسی به ژانر عاشقانه‌ داشته باشد؛ شاید!
ضمناً خلاصه این کار تکراری و کلیشه‌ای نبوده و با بدنه نیز تا به این لحظه ارتباط چندانی نداشته است.

جلد رمان:

ترکیب رنگ‌های سفید، مشکی و قرمز ژانر جنایی را به بهترین نحو به نمایش می‌گذارند و فونت به کار برده شده نیز موکد این امر است‌. از رنگ سرخ جلد می‌توان نتیجه گرفت که با عاشقانه‌ای کم اهمیت نسبت به فضای اصلی داستان نیز طرفیم و متاسفانه هیچ اشاره‌ای به ژانر اصلی علمی‌_تخیلی در جلد نشده است.
زمینه جلد، تصویر دختری با لباس نظامی‌ست که زیر بارش برف ایستاده و با نگاهی گنگ، به پیشِ رو نگاه و گویی آینده را می‌خواند.
تکست پایین جلد کوتاه و مرتبط با ژانر جنایی و اندکی هم ژانر عاشقانه است اما در کل اثری از ژانر علمی تخیلی در آن دیده نمی‌شود.

مقدمه:

مقدمه رمان بیشتر شباهت به خلاصه دارد و اطلاعات خوب و به اندازه‌ای در مورد روند و پیرنگ داستان به مخاطب می‌دهد؛ چنان که گمان می‌کنم نویسنده عزیز مقدمه و خلاصه‌ی خود را جا‌به‌جا قرار داده است.
با این حال، از لحاظ اندازه مناسب است و ژانر علمی‌_تخیلی را به خوبی نمود می‌کند و دارای جذابیت خاصی است. همچنین به دور از کلیشه بوده و حس کنجکاوی لازم را در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد.
با بدنه رمان نیز کاملاً در ارتباط است.

آغاز:

رمان با مونولوگ‌های توصیفی از جانب سوم شخص، درباره‌ی آب و هوای زمستانی شروع می‌شود و نمایانگر فضایی از زمان استراحت سارا، یکی از محققان ارتش اوراسیا است پس از آن به مکالمه‌ی سارا و لونا( ساعت هوشمند سارا) و سارا و ریتا می‌پردازد.
آغاز شکارچی زمستان فضایی کاملا معمولی در آینده‌ای نچندان دور را رقم می‌زند که مردم برای بقا با ویروسی مرموز و ناشناخته دست و پنجه نرم می‌کنند و در این بین محققین بیش از همه برای رفع این مشکل تلاش می‌کنند.۰
در ابتدا آن گونه که باید و شاید جذاب نیست؛ اما رفته‌رفته با تزریق ژانرها به داستان اوضاع بهتر شده و جذابیت خاصی در رمان به وجود می‌آید.
تماشای محیط بیرون از پنجره اتاق شروعی نسبتاً کلیشه‌ایست که در رمان‌های زیادی این سبک آغاز به چشم می‌خورد.
توصیفات زیادی از مکان و محیط اطراف در آغاز رمان صورت گرفته و از سوی دیگر توصیف آوا و صوت در این بخش از سطح بهتری برخوردار است.

میانه:

میانه با کشف دکتر ویلز، آغاز تعطیلات کریسمس، مرگ مشکوک دکتر ویلز و بازگشت محققین به پایگاه، تحقیقات پلیس در مورد این مرگ مشکوک و دخالت دولت در این موضوع، ورود ایتن به داستان و شروع نامحسوس ژانر عاشقانه همراه است.
موضع کدیشه‌ای در رمان به چشم نمی‌خورد و تا به اینجا تمامی مسائل حساب شده و با برنامه ریزی پیش رفته‌اند.
کشش مناسبی برای مسائل و پرسش‌های مخاطب لحاظ شده و پاسخ‌ها سریعاً مطرح نمی‌شوند. اتفاقات نیز پی‌درپی و تهاجمی نیستند و با فاصله مناسب از یکدیگر رخ می‌دهند.
داستان هنوز در بخش‌ابتدایی کار بوده و تصمیم گیری برای انتخاب نقطه اوج کار درستی نیست؛ با این حال تا به اینجای کار اکتشاف دکتر ویلز موثرترین قسمت رمان بود.

لحن و بافت:
لحن حاکم بر رمان، دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های محاوره‌ای است که به طور کامل در سراسر آن حفظ شده و بافت یک‌دستی در رمان به وجود آورده‌ است.
زمان افعال کاربردی، مضارع است و حالت نمایشنامه‌ یا فیلمنامه را به رمان می‌دهد. فعل‌های وستفاده شدا همگی در زمان مناسب و بدون اشتباه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
همچنین جملات ساده و روان هستند و ساختار جمله‌ها حفظ شده است.
پرش‌های زمانی زیادی در طی رمان انجام می‌شود که خوشبختانه آزار دهنده‌ نیستند و زمان آن‌ها نیز با برنامه دقیق ذکر شده‌است.

سیر داستان:
سرعت پیشروی رمان از ابتدای کار، مناسب و بدون شتاب‌زدگی بوده و به اتفاقات بی‌اهمیت و بحث‌های عامیانه چندان پرداخته نمی‌شود و به قولی، نویسنده موضوع اصلی را به حاشیه نمی‌برد.
نویسنده می‌داند که نوشتن چه می‌خواهد و هدف غایی رمان و داستانش را در ذهن دارد؛ پس با کنترل خط مشی داستان خود اثری درخشان بر جای خواهد گذاشت.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
از ابتدا میان مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها توازن خوبی بر قرار است و هر دو از میزان مناسبی برخوردارند.
بار اطلاعاتی میان دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها تقسیم شده و مونولوگ‌ها سهم بیشتری از این بار اطلاعاتی می‌برند بیشتر ایفای نقش می‌کنند.
هیچ یک از دیالوگ یا مونولوگ‌ها پیوسته و مسلسل‌وار نیستند و با توازن مطلوبی توزیع شده‌اند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی‌ داستان در سطح قوی است. شخصیت‌ها کاملاً سفید‌ یا کاملاً سیاه نیستند؛ اما شخصیت دکتر والت به عنوان مردی طماع و سنگدل که تنها به دنبال پول است بیش از حد سیاه و کمی غیر قابل باور است.
سارا دختر دور رگه‌ایست که بر روی تز دکترای خود کار می‌کند و اکنون در یکی از پایگاه‌های ارتش اوراسیا، در حال تحقیق بر روی بیماری‌است که پنج سال از همگیری آن گذشته و هنوز درمانی برای آن پیدا نشده.
سارا دختری معمولی‌ست و همچون ریتا پر شور نیست‌. از اتفاقات کوچک مثل بارش برف یا نوشیدن یک فنجان نسکافه در عید کریسمس لذت می‌برد از گربه‌اش لیلی مادرانه مراقبت می‌کند. دلتنگ‌ خانواده‌اش است و در وجودش طالب محبتی بی‌کران است.
ریتا دختر پر شور و حرارتی است و رابطه صمیمانه‌ای با سارا دارد؛ شوخ طبع است و به سمت مردان سفید پوست کششی ندارد.
نیک هم دوست دیگر ساراست که همسر و دختری دارد و با وجود دوستی صمیمانه‌اش با سارا و ریتا، در بحث کار و تحقیقاتش شخصیتی جدی دارد.
سرپرست فیلدز نیز مردی مسئولیت پذیر و حامی محققان پایگاه است.
ایتن ملارک هم که به تازگی وارد داستان شده‌ است و فرصت زیادی برای پردازش شخصیت او به وجود نیامده است، با این حال او مردی خوش سیما و خوش اندام و با جنبه توصیف شده‌است.
نویسنده حتی برای لیلی، گربه‌ی سارا نیز شخصیت قائل شده و او را لوس ناز پرورده توصیف کرده است.
تعداد شخصیت‌های تاثیر گذار زیاد نیست و
اما شخصیت پردازی آنها به خوبی صورت گرفته و همگی در ذهن مخاطب ماندگار هستند.

توصیف مکان:
نویسنده در توصیف مکان عملکرد چشم‌گیری داشته. برای مثال توصیف کامل و دقیق از فضای پایگاه و منطقه آبی، محیط کار محققین، خانه‌ی سارا، فضای شهر در عید کریسمس و غیره داشته است. تمامی توصیفات صورت گرفته، چه مکان و چه ظاهر، همگی مستقیم و بی‌پرده هستند. همگی به صراحت و بدون لفافه بیان شدند و کاملاً مستقیم هستند.
بهتر است نویسنده عزیز توصیفات خود را در ساسر فضای رمان پراکنده، و کمی هم از تشریح جزء به جزء محیط بکاهد.

توصیف آوا:
نویسنده در این مورد نسبت به توصیف مکان عملکرد نسبتاً قوی‌تری داشته و توصیفات خود را نامحسوس‌تر و پراکنده‌تر بیان کرده است. در مورد لحن افراد هنگام سخن گفتن و تن صداها توصیفات زیادی صورت گفته و جهات صدا نیز ذکر شده‌اند. با این وجود نویسنده می‌تواند برای درک بهتر فضا برای مخاطب، توصیفی درباره‌ی صدا‌ها و آوا‌های محیط را نیز انجام دهد. برای مثال آواهای موجود در محیط مانند خش‌خش برگ‌ها، صدای پرندگان و... .

توصیف حالات و احساسات:
در سطح خوبی قرار دارند و اما هنوز جای پیشرفت هست. سردرگمی و خستگی روحی در سارا کاملا مشهود است و مشخص است که او به دنبال انگیزه‌ای تازه مشوقی قوی برای ادامه‌ی مسیر سخت خود می‌گردد.
اما از احساس او نسبت به شرایط موجود آن گونه که باید چیزی مطرح نشده. او به دنبال چیست؟ آیا قصدی برای تحییقات بیشتر دارد یا تنها برای گذران وقت در پایگاه است؟

توصیف ظاهر:
در سطح خوبی قرار دارد و تنها ایراد وارد بر آن مستقیم و بقچه‌ای بودنش است. یعنی نویسنده شخصیت مورد نظر را هدف قرار داده و یک دفعه توصیف کاملی از ظاهر و اندام و پوشش آن انجام داده و پس از اندکی نقد و بررسی او، به ادامه داستان می‌پردازد. همه‌ی شخصیت‌ها به واسطه کار در ارتش نیرو‌های نظامی، اندام درشت و توانایی رزمی بالایی دارند. برخی شخصیت‌ها رنگین پوست هستند و خوشحالم از این که نویسنده فارغ از نژاد پرستی به توصیف آنها و شرح زیباییشان پرداخته است.
توصیفات ظاهر کلیشه‌ای نیستند و شخصیت‌ها جز در مورد اندام، در سایر موارد از یک‌دیگر متمایز هستند.

زاویه دید:
داستان از زبان دانای کل بیان شده و تغییری هم صورت نگرفته که یکی از نقات قوت کار است.

کشمکش و تعلیق:
جدال‌ها و کشمکش‌های درونی را به خوبی می‌توان در ذهن کاراکتر اصلی یعنی سارا احساس کرد. مانند تنهایی و دلتنگی‌او برای خانواده‌اش، یا آن‌که نیاز به یک انگیزه و یا موتوری برای حرکت مجدد دارد. حال آن که شاید ایتن بتواند منبع انگیزه او بشود.
و کشمکش‌های بیرونی مانند خوش و بش‌های دوستانه سارا و ریتا و تلاش‌های سارا برای کاهش استرسش و سخنرانی در مجمع بزرگان اوراسیا و... .
کشمکش‌ها همگی به اندازه و رضایت‌بخش بودند و مخاطب را خسته نمی‌کردند.
از نظر من به عنوان یک خواننده، چیستی این بیماری و علت به وجود آمدن آن و عیضاً آیندا‌ی عشقی سارا و ایتن که امید است در زمان مناسب به هر دو پرداخته شود، تعلیق مناسب و جذابی برای ادامه‌ی داستان به وجود آورده است.

ایده و پیرنگ:
پیرنگ اصلی داستان در مورد جهان آینده‌ است. آنچه در آینده‌ای نچندان دور بر سر اهالی زمین می‌آید و آن‌ها را گرفتار بیماری ناشناخته و مرموزی می‌کند که آثار بسیار مخربی به سیاره زمین و نسل بشر وارد می‌کند. در این بین سر خط زندگی دختر جوان و محققی به دست گرفته می‌شود که به دور از خانواده‌اش و به تنهایی در واحد خود به همراه گربه‌اش لیلی زندگی می‌کند و به دنبال روز‌های خوب است. و حال آن که چگونه راه رهایی از این مخمصه را می‌یابند موضوعی‌ست که کشش زیادی برای رمان ایجاد می‌کند.
پیرنگ جدیدی‌یست و پردازش بسیار قوی و حساب شده‌ای هم دارد.همچنین به طور کلی با توجه به این که علاقه‌ی زیادی به خلق این گونه آثار در میان اهل فیلم و سریال به وجود آمده است، ایده نسبتاً کلیشه‌ای نمود می‌کند اما از آنجایی که کتابی با این سبک کار مشاهده نکرده‌ام پس می‌توان آن را را ایده‌ای نو بر شمرد.
این داستان و رازهای مخفی در آن پتانسیل بالایی برای جذابیت زیاد و به چالش کشیدن مخاطب را دارد و با پردازش مناسب خود،مقدار زیادی از انتظارت مخاطب را برآورده کرده است. در کل می‌توان گفت این رمان ایده‌ و پردازش خیلی خوبی دارد.

باور پذیری:
بنا به حضور ژانر علمی_تخیلی به عنوان عنصر اصلی رمان، نمی‌توان انتظار باورپذیری زیادی از این رمان داشت. شکارچی زمستان نیر فضایی از آینده‌ای محیر العقول را روایت می‌کند. اتحاد اروپا و آسیا پس از جنگ جهانی سوم و شیوع بیماری عجیب و کشنده میان نسل بشر، ارکانی‌ست که این کمبود باور پذیری را قوت می‌بخشند. با این حال و با توجه ایه وضع موجود، این اتفاقات دور از ذهن نیستند و حتی مخاطب می‌تواند از آنها به عنوان پیشگویی آینده یاد کند.
شایان ذکر است که این رمان میل عجیبی هم به واقع‌گرایی در اوج تخیل‌پردازی خود دارد.

ایرادات نگارشی:
ایراد تایپی انگشت شماری در سراسر رمان به چشم می‌خورد اما هیچ نیم فاصله‌ای رعایت نشده‌اند. غلط املایی به چشم نمی‌خورد و اعداد نیز همه به حروف نوشته شده‌اند که کاملاً صحیح است. همچنین علائم نگارشی نیز به درستی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

نقاط قوت و ضعف:
از نقاط قوت داستان می‌توان به ایده و پردازش خیلی خوب، جلد مرتبط و زیبا، باورپذیری مناسب، کشمکش و تعلیق قوی، و انتخاب درست ژانر‌ها و از نقاط ضعف می‌توان به خلاصه‌ی گُنگ و توصیفات مستقیم اشاره کرد.

در پایان نه از دیدگاه منتقد، بلکه از نظر یک مخاطب می‌گویم:
« از مطالعه این رمان بسیار لذت بردم. امیدوارم نویسنده‌ی عزیز با برطرف کردن عواملی که ذکر شد، شاهکار خود را به اوج برساند. سپاس از نویسنده که فرصت مطالعه این رمان زیبا را برای من به ارمغان آورد؛ قلمتان مانا»
SHAKIBA.gh
@جغد سپید
 

جغد سپید

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
181
299
مدال‌ها
2
سلام.خیلی از نقدتون ممنونم .
خیلی خوشحال شدم که متوجه شدم تونستم سوالاتی رو درباره داستان در ذهن مخاطب ایجاد کنم .
داستان در قسمت های اولیه هست و نخواستم خیلی شوک اور وارد قسمت هیجانی داستان بشم . در واقع تا اینجا یک سوم کل داستان گفته شده و بخش شکارچی قرار در قسمت های اینده مخاطب رو سوپرایز کنه .
خیلی ممنون از تحلیلتون . سعی بر این میشه که ایرادات رفع بشه .
 

جغد سپید

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
181
299
مدال‌ها
2
به نام خداوند دریای نور

عنوان رمان:

شکارچی زمستان، عنوان منتخب نویسنده متشکل از دو جزء شکارچی + زمستان است و از لحاظ اندازه از حجم مناسبی برخوردار بوده و کوتاه یا طولانی نیست؛ جزء اول آن یعنی واژه شکارچی، در رمان‌هایی با ژانر اصلی عاشقانه بسیار مورد توجه قرار گرفته و به قولی کلیشه‌ای محسوب می‌شود؛ اما در این رمان که ژانر عاشقانه آخرین عنصر موجود در آن است و پیش از این ژانر، علمی_تخیلی و جناییِ داستان حضور پر قدرت خود را نشان می‌دهند، تکراری بودن واژه شکارچی کمتر نمود می‌کند و کمتر به چشم می‌آید‌.
شکارچی زمستان، ناخودآگاه زهن مخاطب را به سمت و سوی ژانر جنایی می‌کشاند و حس حضور در وسط یک جدال نفس‌گیر را به او القا می‌کند.
اشاره‌ای به ژانر علمی_تخیلی و عاشقانه ندارد و تنها بعد جنایی داستان را به رخ می‌کشد.
این مسئله چندان رضایت بخش نیست و اگر تمامی این ژانرها در رمان حضور موثر و فعال دارند، عنوان رمان باید دست کم با آنها اشاره غیر مستقیم داشته باشد؛ با این حال، محوریت کلی این رمان فضای علمی‌_تخیلی و جنایی را به وجود می‌آورد که عنوان شکارچی زمستان به خوبی با آن پیوند برقرار کرده و به قالب آن در آمده است.
عنوان از واژگان ساده‌ و ثقیلی تشکیل شده که داستان را فاش نکرده و حتی چیزی از محوریت کلی داستان را هم مشخص نمی‌کنند.
عنوان جذابیست‌ و با توجه به گستره ژانر‌های موجود در آن، در نوع خود می‌تواند مخاطب را برای شروع رمان مشتاق کرده و او را وادار به مطالعه کند؛
تا به اینجا که عنوان با بدنه ارتباطی نداشته و تنها وجه اشتراکشان فصل زمستان بوده است.

ژانرها:

ژانرهای علمی_تخیلی، جنایی و عاشقانه با اولویت علمی_تخیلی در مشخصات رمان ذکر شده‌اند.
در طی توصیفات ابتدایی و تاریخی که نویسنده برای زمان زمان خود انتخاب کرده است (شروع از بیست و چهار دسامبر ۲۰۵۰ میلادی) مشخص می‌شود که رمان در قالب فضایی تخیلی به پیش می‌رود و با توجه به محیط تحقیقاتی پایگاه B، بخش علمی رمان هم حضور پر قدرت خود را نشان می‌دهد.
با مرگ دکتر مکس ویلز، ژانر جنایی نیز با تاثی نچندان زیادی به جریان می‌افتد و با ورود ستوان ایتن ملارک، به نظر می‌آید ژانر عاشقانه نیز فعالیت خود را آغاز کرده و قرار است شاهد عشقی میان سارا و ایتن باشیم.
ژانرها به نوبت و یکی پس از دیگری، با تاثیری ملایم و آرام آرام به بدنه تزریق می‌شوند و هر رویداد را درست سر وقت معین، رقم می‌زنند.

خلاصه:

خلاصه‌ی رمان از لحاظ اندازه مناسب است و طولانی نیست؛ اما هیچ اطلاعاتی در مورد محوریت رمان به مخاطب نمی‌دهد و بیشتر حالت مقدمه به خود دارد و مخاطب را گیج و سردرگم می‌کند.
تنها پرسشی که در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود آن است که، قضیه از چه قرار است و من با چه چیزی رو‌به رو هستم؟
این حجم از گُنگ بودن خلاصه جذابیت کار را به حداقل می‌رساند؛ و این اصلاً اوضاع مطلوبی برای خلاصه یک رمان نبوده و جذابیت لازم را برای تحریک و جذب مخاطب را ندارد.
همچنین هیچ کدام از ژانر‌های منتخب در آن مشهود نیستند و شاید اشاره‌ی بسیار نامحسوسی به ژانر عاشقانه‌ داشته باشد؛ شاید!
ضمناً خلاصه این کار تکراری و کلیشه‌ای نبوده و با بدنه نیز تا به این لحظه ارتباط چندانی نداشته است.

جلد رمان:

ترکیب رنگ‌های سفید، مشکی و قرمز ژانر جنایی را به بهترین نحو به نمایش می‌گذارند و فونت به کار برده شده نیز موکد این امر است‌. از رنگ سرخ جلد می‌توان نتیجه گرفت که با عاشقانه‌ای کم اهمیت نسبت به فضای اصلی داستان نیز طرفیم و متاسفانه هیچ اشاره‌ای به ژانر اصلی علمی‌_تخیلی در جلد نشده است.
زمینه جلد، تصویر دختری با لباس نظامی‌ست که زیر بارش برف ایستاده و با نگاهی گنگ، به پیشِ رو نگاه و گویی آینده را می‌خواند.
تکست پایین جلد کوتاه و مرتبط با ژانر جنایی و اندکی هم ژانر عاشقانه است اما در کل اثری از ژانر علمی تخیلی در آن دیده نمی‌شود.

مقدمه:

مقدمه رمان بیشتر شباهت به خلاصه دارد و اطلاعات خوب و به اندازه‌ای در مورد روند و پیرنگ داستان به مخاطب می‌دهد؛ چنان که گمان می‌کنم نویسنده عزیز مقدمه و خلاصه‌ی خود را جا‌به‌جا قرار داده است.
با این حال، از لحاظ اندازه مناسب است و ژانر علمی‌_تخیلی را به خوبی نمود می‌کند و دارای جذابیت خاصی است. همچنین به دور از کلیشه بوده و حس کنجکاوی لازم را در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد.
با بدنه رمان نیز کاملاً در ارتباط است.

آغاز:

رمان با مونولوگ‌های توصیفی از جانب سوم شخص، درباره‌ی آب و هوای زمستانی شروع می‌شود و نمایانگر فضایی از زمان استراحت سارا، یکی از محققان ارتش اوراسیا است پس از آن به مکالمه‌ی سارا و لونا( ساعت هوشمند سارا) و سارا و ریتا می‌پردازد.
آغاز شکارچی زمستان فضایی کاملا معمولی در آینده‌ای نچندان دور را رقم می‌زند که مردم برای بقا با ویروسی مرموز و ناشناخته دست و پنجه نرم می‌کنند و در این بین محققین بیش از همه برای رفع این مشکل تلاش می‌کنند.۰
در ابتدا آن گونه که باید و شاید جذاب نیست؛ اما رفته‌رفته با تزریق ژانرها به داستان اوضاع بهتر شده و جذابیت خاصی در رمان به وجود می‌آید.
تماشای محیط بیرون از پنجره اتاق شروعی نسبتاً کلیشه‌ایست که در رمان‌های زیادی این سبک آغاز به چشم می‌خورد.
توصیفات زیادی از مکان و محیط اطراف در آغاز رمان صورت گرفته و از سوی دیگر توصیف آوا و صوت در این بخش از سطح بهتری برخوردار است.

میانه:

میانه با کشف دکتر ویلز، آغاز تعطیلات کریسمس، مرگ مشکوک دکتر ویلز و بازگشت محققین به پایگاه، تحقیقات پلیس در مورد این مرگ مشکوک و دخالت دولت در این موضوع، ورود ایتن به داستان و شروع نامحسوس ژانر عاشقانه همراه است.
موضع کدیشه‌ای در رمان به چشم نمی‌خورد و تا به اینجا تمامی مسائل حساب شده و با برنامه ریزی پیش رفته‌اند.
کشش مناسبی برای مسائل و پرسش‌های مخاطب لحاظ شده و پاسخ‌ها سریعاً مطرح نمی‌شوند. اتفاقات نیز پی‌درپی و تهاجمی نیستند و با فاصله مناسب از یکدیگر رخ می‌دهند.
داستان هنوز در بخش‌ابتدایی کار بوده و تصمیم گیری برای انتخاب نقطه اوج کار درستی نیست؛ با این حال تا به اینجای کار اکتشاف دکتر ویلز موثرترین قسمت رمان بود.

لحن و بافت:
لحن حاکم بر رمان، دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های محاوره‌ای است که به طور کامل در سراسر آن حفظ شده و بافت یک‌دستی در رمان به وجود آورده‌ است.
زمان افعال کاربردی، مضارع است و حالت نمایشنامه‌ یا فیلمنامه را به رمان می‌دهد. فعل‌های وستفاده شدا همگی در زمان مناسب و بدون اشتباه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
همچنین جملات ساده و روان هستند و ساختار جمله‌ها حفظ شده است.
پرش‌های زمانی زیادی در طی رمان انجام می‌شود که خوشبختانه آزار دهنده‌ نیستند و زمان آن‌ها نیز با برنامه دقیق ذکر شده‌است.

سیر داستان:
سرعت پیشروی رمان از ابتدای کار، مناسب و بدون شتاب‌زدگی بوده و به اتفاقات بی‌اهمیت و بحث‌های عامیانه چندان پرداخته نمی‌شود و به قولی، نویسنده موضوع اصلی را به حاشیه نمی‌برد.
نویسنده می‌داند که نوشتن چه می‌خواهد و هدف غایی رمان و داستانش را در ذهن دارد؛ پس با کنترل خط مشی داستان خود اثری درخشان بر جای خواهد گذاشت.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
از ابتدا میان مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها توازن خوبی بر قرار است و هر دو از میزان مناسبی برخوردارند.
بار اطلاعاتی میان دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها تقسیم شده و مونولوگ‌ها سهم بیشتری از این بار اطلاعاتی می‌برند بیشتر ایفای نقش می‌کنند.
هیچ یک از دیالوگ یا مونولوگ‌ها پیوسته و مسلسل‌وار نیستند و با توازن مطلوبی توزیع شده‌اند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی‌ داستان در سطح قوی است. شخصیت‌ها کاملاً سفید‌ یا کاملاً سیاه نیستند؛ اما شخصیت دکتر والت به عنوان مردی طماع و سنگدل که تنها به دنبال پول است بیش از حد سیاه و کمی غیر قابل باور است.
سارا دختر دور رگه‌ایست که بر روی تز دکترای خود کار می‌کند و اکنون در یکی از پایگاه‌های ارتش اوراسیا، در حال تحقیق بر روی بیماری‌است که پنج سال از همگیری آن گذشته و هنوز درمانی برای آن پیدا نشده.
سارا دختری معمولی‌ست و همچون ریتا پر شور نیست‌. از اتفاقات کوچک مثل بارش برف یا نوشیدن یک فنجان نسکافه در عید کریسمس لذت می‌برد از گربه‌اش لیلی مادرانه مراقبت می‌کند. دلتنگ‌ خانواده‌اش است و در وجودش طالب محبتی بی‌کران است.
ریتا دختر پر شور و حرارتی است و رابطه صمیمانه‌ای با سارا دارد؛ شوخ طبع است و به سمت مردان سفید پوست کششی ندارد.
نیک هم دوست دیگر ساراست که همسر و دختری دارد و با وجود دوستی صمیمانه‌اش با سارا و ریتا، در بحث کار و تحقیقاتش شخصیتی جدی دارد.
سرپرست فیلدز نیز مردی مسئولیت پذیر و حامی محققان پایگاه است.
ایتن ملارک هم که به تازگی وارد داستان شده‌ است و فرصت زیادی برای پردازش شخصیت او به وجود نیامده است، با این حال او مردی خوش سیما و خوش اندام و با جنبه توصیف شده‌است.
نویسنده حتی برای لیلی، گربه‌ی سارا نیز شخصیت قائل شده و او را لوس ناز پرورده توصیف کرده است.
تعداد شخصیت‌های تاثیر گذار زیاد نیست و
اما شخصیت پردازی آنها به خوبی صورت گرفته و همگی در ذهن مخاطب ماندگار هستند.

توصیف مکان:
نویسنده در توصیف مکان عملکرد چشم‌گیری داشته. برای مثال توصیف کامل و دقیق از فضای پایگاه و منطقه آبی، محیط کار محققین، خانه‌ی سارا، فضای شهر در عید کریسمس و غیره داشته است. تمامی توصیفات صورت گرفته، چه مکان و چه ظاهر، همگی مستقیم و بی‌پرده هستند. همگی به صراحت و بدون لفافه بیان شدند و کاملاً مستقیم هستند.
بهتر است نویسنده عزیز توصیفات خود را در ساسر فضای رمان پراکنده، و کمی هم از تشریح جزء به جزء محیط بکاهد.

توصیف آوا:
نویسنده در این مورد نسبت به توصیف مکان عملکرد نسبتاً قوی‌تری داشته و توصیفات خود را نامحسوس‌تر و پراکنده‌تر بیان کرده است. در مورد لحن افراد هنگام سخن گفتن و تن صداها توصیفات زیادی صورت گفته و جهات صدا نیز ذکر شده‌اند. با این وجود نویسنده می‌تواند برای درک بهتر فضا برای مخاطب، توصیفی درباره‌ی صدا‌ها و آوا‌های محیط را نیز انجام دهد. برای مثال آواهای موجود در محیط مانند خش‌خش برگ‌ها، صدای پرندگان و... .

توصیف حالات و احساسات:
در سطح خوبی قرار دارند و اما هنوز جای پیشرفت هست. سردرگمی و خستگی روحی در سارا کاملا مشهود است و مشخص است که او به دنبال انگیزه‌ای تازه مشوقی قوی برای ادامه‌ی مسیر سخت خود می‌گردد.
اما از احساس او نسبت به شرایط موجود آن گونه که باید چیزی مطرح نشده. او به دنبال چیست؟ آیا قصدی برای تحییقات بیشتر دارد یا تنها برای گذران وقت در پایگاه است؟

توصیف ظاهر:
در سطح خوبی قرار دارد و تنها ایراد وارد بر آن مستقیم و بقچه‌ای بودنش است. یعنی نویسنده شخصیت مورد نظر را هدف قرار داده و یک دفعه توصیف کاملی از ظاهر و اندام و پوشش آن انجام داده و پس از اندکی نقد و بررسی او، به ادامه داستان می‌پردازد. همه‌ی شخصیت‌ها به واسطه کار در ارتش نیرو‌های نظامی، اندام درشت و توانایی رزمی بالایی دارند. برخی شخصیت‌ها رنگین پوست هستند و خوشحالم از این که نویسنده فارغ از نژاد پرستی به توصیف آنها و شرح زیباییشان پرداخته است.
توصیفات ظاهر کلیشه‌ای نیستند و شخصیت‌ها جز در مورد اندام، در سایر موارد از یک‌دیگر متمایز هستند.

زاویه دید:
داستان از زبان دانای کل بیان شده و تغییری هم صورت نگرفته که یکی از نقات قوت کار است.

کشمکش و تعلیق:
جدال‌ها و کشمکش‌های درونی را به خوبی می‌توان در ذهن کاراکتر اصلی یعنی سارا احساس کرد. مانند تنهایی و دلتنگی‌او برای خانواده‌اش، یا آن‌که نیاز به یک انگیزه و یا موتوری برای حرکت مجدد دارد. حال آن که شاید ایتن بتواند منبع انگیزه او بشود.
و کشمکش‌های بیرونی مانند خوش و بش‌های دوستانه سارا و ریتا و تلاش‌های سارا برای کاهش استرسش و سخنرانی در مجمع بزرگان اوراسیا و... .
کشمکش‌ها همگی به اندازه و رضایت‌بخش بودند و مخاطب را خسته نمی‌کردند.
از نظر من به عنوان یک خواننده، چیستی این بیماری و علت به وجود آمدن آن و عیضاً آیندا‌ی عشقی سارا و ایتن که امید است در زمان مناسب به هر دو پرداخته شود، تعلیق مناسب و جذابی برای ادامه‌ی داستان به وجود آورده است.

ایده و پیرنگ:
پیرنگ اصلی داستان در مورد جهان آینده‌ است. آنچه در آینده‌ای نچندان دور بر سر اهالی زمین می‌آید و آن‌ها را گرفتار بیماری ناشناخته و مرموزی می‌کند که آثار بسیار مخربی به سیاره زمین و نسل بشر وارد می‌کند. در این بین سر خط زندگی دختر جوان و محققی به دست گرفته می‌شود که به دور از خانواده‌اش و به تنهایی در واحد خود به همراه گربه‌اش لیلی زندگی می‌کند و به دنبال روز‌های خوب است. و حال آن که چگونه راه رهایی از این مخمصه را می‌یابند موضوعی‌ست که کشش زیادی برای رمان ایجاد می‌کند.
پیرنگ جدیدی‌یست و پردازش بسیار قوی و حساب شده‌ای هم دارد.همچنین به طور کلی با توجه به این که علاقه‌ی زیادی به خلق این گونه آثار در میان اهل فیلم و سریال به وجود آمده است، ایده نسبتاً کلیشه‌ای نمود می‌کند اما از آنجایی که کتابی با این سبک کار مشاهده نکرده‌ام پس می‌توان آن را را ایده‌ای نو بر شمرد.
این داستان و رازهای مخفی در آن پتانسیل بالایی برای جذابیت زیاد و به چالش کشیدن مخاطب را دارد و با پردازش مناسب خود،مقدار زیادی از انتظارت مخاطب را برآورده کرده است. در کل می‌توان گفت این رمان ایده‌ و پردازش خیلی خوبی دارد.

باور پذیری:
بنا به حضور ژانر علمی_تخیلی به عنوان عنصر اصلی رمان، نمی‌توان انتظار باورپذیری زیادی از این رمان داشت. شکارچی زمستان نیر فضایی از آینده‌ای محیر العقول را روایت می‌کند. اتحاد اروپا و آسیا پس از جنگ جهانی سوم و شیوع بیماری عجیب و کشنده میان نسل بشر، ارکانی‌ست که این کمبود باور پذیری را قوت می‌بخشند. با این حال و با توجه ایه وضع موجود، این اتفاقات دور از ذهن نیستند و حتی مخاطب می‌تواند از آنها به عنوان پیشگویی آینده یاد کند.
شایان ذکر است که این رمان میل عجیبی هم به واقع‌گرایی در اوج تخیل‌پردازی خود دارد.

ایرادات نگارشی:
ایراد تایپی انگشت شماری در سراسر رمان به چشم می‌خورد اما هیچ نیم فاصله‌ای رعایت نشده‌اند. غلط املایی به چشم نمی‌خورد و اعداد نیز همه به حروف نوشته شده‌اند که کاملاً صحیح است. همچنین علائم نگارشی نیز به درستی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

نقاط قوت و ضعف:
از نقاط قوت داستان می‌توان به ایده و پردازش خیلی خوب، جلد مرتبط و زیبا، باورپذیری مناسب، کشمکش و تعلیق قوی، و انتخاب درست ژانر‌ها و از نقاط ضعف می‌توان به خلاصه‌ی گُنگ و توصیفات مستقیم اشاره کرد.

در پایان نه از دیدگاه منتقد، بلکه از نظر یک مخاطب می‌گویم:
« از مطالعه این رمان بسیار لذت بردم. امیدوارم نویسنده‌ی عزیز با برطرف کردن عواملی که ذکر شد، شاهکار خود را به اوج برساند. سپاس از نویسنده که فرصت مطالعه این رمان زیبا را برای من به ارمغان آورد؛ قلمتان مانا»
SHAKIBA.gh
@جغد سپید
فقط رمان باز نمیشه تا من ادیت کنم؟
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین