جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا رمان عشق دیوونه من

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط *SHAKIBAgh* با نام نقد شورا رمان عشق دیوونه من ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 312 بازدید, 3 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا رمان عشق دیوونه من
نویسنده موضوع *SHAKIBAgh*
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Sanai_paiiz
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
عنوان: عشق دیوونه من
اثر: فاطمه ثنا
ژانر:عاشقانه.مافیایی
عضو گپ نظارت: S.O.W 8
خلاصه: هانا!دختری از تبار تنهایی ها.
متوجه میشه که مادرش، مادر واقعیش نیست!
در پی حل این مشکل به تیمارستان فرستاده میشه و با بردیا‌ی مغرور و از خود راضی روبه رو میشه! بردیا یک مافیاست و عجیب شیفته این دختر جسور میشه.
 
موضوع نویسنده

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
jpg-1.jpg



بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @SATIAR
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @
ஜdelavaஜ​
 

SATIAR

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
509
686
مدال‌ها
2
نقد رمان عشق دیوونه من

عنوان:
عنوان با ساختار رمان مرتبط بود و این ارتباط بین محتوا و عنوان مشهود بود.
«عشق دیوونه‌ من» عنوان رمان، با ژانر عاشقانه که یکی از ژانرهای رمان است؛ ارتباط نزدیک و مشهودی دارد، اما با ژانر دیگر رمان، مافیایی، ارتباط چندانی ندارد. همچنین با خلاصه رمان هم، ارتباط مستقیمی دارد. جلد رمان ارتباط چندانی با عنوان رمان نداشت. عنوان رمان، با محتوای کلی رمان، ارتباط داشت.
عنوان رمان بخاطر استفاده از کلمه‌ی «عشق» کلیشه‌ای شده بود.
عنوان «عشق دیوونه‌ من»، از سه‌واژه‌ی ساده‌ی؛ عشق، دیوونه و من تشکیل شده است که اجزای رمان را در بر می‌گرفت. عنوان رمان، عنوانی آشکار بود، از کلمات ثقیل استفاده نشده بود. عنوان رمان بازگوکننده‌ی انتهای رمان نبود و طولانی‌تر از حد استاندارد نبود.
عنوان رمان، عنوانی کلیشه‌ای بود؛ اما رمان دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود. عنوان «عشق دیوونه‌ من» با ژانر عاشقانه ارتباط محسوسی دارد؛ اما چندان با ژانر مافیایی ارتباطی ندارد.
عنوان رمان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم برخوردار نبود؛ عنوان علاقه‌ی بین یک عاشق و معشوقی را در داستان، نشان می‌داد.

ژانرها:
نویسنده در رمان، از دو ژانر عاشقانه و مافیایی استفاده کرده بود؛ که ژانر مافیایی، خیلی در محتوای رمان مشاهده نمی‌شد.
در ابتدای رمان و... ژانر تراژدی مشاهده می‌شد که در مشخصات رمان، ذکر نشده بود. (رو به رو شدن هانا با رامین و به یاد اوردن خاطرات گذشته‌اش و سپس صحبت‌های پدرش با هانا و...)
ژانر عاشقانه که یکی از ژانرهای رمان بود، شادی‌ها، یاس‌ها و ناامیدی‌های شخصیت هانا و بردیا را در بر می‌گرفت.
همچنین ژانرها با عنوان رمان، خلاصه‌ی رمان و مقدمه مرتبط بودند.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان، اندازه مناسبی داشت. خلاصه، تقریبا کلیشه‌ای و واضح بود و تقریبا داستان را لو می‌داد.
خلاصه با ژانر و بدنه رمان مرتبط بود.
در خلاصه رمان، از ارایه‌های خاصی استفاده نشده بود و کلمات استفاده شده در خلاصه رمان، ثغیل و سنگین نبودند.
خلاصه رمان تا حدودی، برای خواننده کنجکاوکننده و جذاب نبود.

جلد رمان:
جلد رمان تصویر دختری با پس‌زمینه‌ی طبیعت را نشان می‌داد؛ رنگ‌های سبز، قهوه‌ای و نارنجی در جلد رمان، بیشتر از همه دیده می‌شد که با ژانرهای رمان ارتباطی نداشت.
جلد انتخابی نویسنده، با ژانرها ارتباطی نداشت. رنگ‌بندی جلد، تاحدودی با ژانرهای رمان ارتباط داشت.
فونت، شکل چینش نوشته‌ها، با بدنه مناسب بودند و به ژانرها نزدیک بودند.
تکست انتخابی، غیر مستقیم با ژانرها مرتبط بود.
همچنین، جلد رمان با محتوای رمان، ارتباط چندانی ندشت.

مقدمه:
مقدمه‌ی به خصوصی در رمان دیده نمی‌شد؛ بنابر اهمیت وجود مقدمه در رمان، از نویسنده درخواست می‌شود مقدمه‌ای برای رمان در نظر بگیرند.

اغاز:
رمان با برگشتن شخصیت هانا از مدرسه به خانه‌اش و سپس شنیدن خبر برگشتن رامین و... آغاز می‌شود؛ که به دور از کلیشه و تاحدی برای خواننده مبهم بود.
ارایه‌های خاصی در آغاز دیده نمی‌شد.
به دلیل مبهم بودن آغاز، خواننده بیشتر، جذب خواندن رمان می‌شد.
توصیفاتی همچون: توصیفات مکانی، توصیف صداها و آواها و... بسیار کم بود و به همین خاطر؛ درک خواننده را از فضای رمان کم می‌کرد.
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها در آغاز، تناسب داشتند.
همچنین فضای رمان، تاحدودی کنجکاوکننده و مبهم بود.

میانه:
میانه درباره‌ی رفتن هانا به خانه‌ی عمو و زنعمویش و گویی دیدن دوباره‌ی رامین بود... و سپس شرکت هانا در المپیاد... اگر قسمت‌های کوچک و کمی در رمان وجود نداشت، بیشتر میانه رمان کلیشه‌ای بود و رغبت به خواندن ادامه رمان کم می‌کرد. مثل رفتار پدر و مادر هانا با او و... که در پارت‌های رمان دیده می‌شدند.
اطلاعات در میانه، در پارت‌ها آرام‌آرام گفته شده بود و اطلاعات به طور ناگهانی به خواننده داده نشده بود.
از نقاط اوج رمان، می‌توان به فهمیدن اینکه هانا دختر مهتاب نیست، در پارت 15 اشاره کرد.
پرش‌های زمانی در رمان، در جا و در موقعیت مناسب بودند و خواننده را گیج نمی‌کردند.

لحن و بافت:
دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند.
تناسب بین مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های در رمان، برقرار بود. لحن رمان در پارت‌ها عوض نشده بود و در تمام پارت‌ها دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند و اجزای جمله‌ها هماهنگ بود.

سیر رمان:
از نظر من، سیر رمان متعادل نبود و اتفاقات به سرعت اتفاق می‌افتادند؛ که باعث گیج شدن خواننده می‌شد.
مانند پارت 14 و 15 که فهمیدن ‌این‌که هانا دختر واقعی مهتاب نیست، بسیار سریع اتفاق افتاد و خواننده را گیج می‌کرد و باعث کم شدن جذب خواننده می‌شد.
در کل اگر سیر رمان کمی متعادل‌تر شود، تمام اتفاق‌ها و... که در رمان دیده می‌شدند؛ باورپذیر و برای خواننده جالب‌تر می‌شوند.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
رمان نه دیالوگ محور بود و نه مونولوگ محور.
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌‌ها تناسب داستند و این تناسب باعث جذاب‌تر شدن سیر رمان می‌شد.
علائم نگارشی در دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها مناسب و باعث فهمیدن حالت و نوع بیان جمله می‌شد؛ که باعث درک و فهم بهتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها می‌شد.
دیالوگ‌های هر شخصیت با دیگری متفاوت بود و دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
توصیفات ظاهری شخصیت‌ها، به دور از کلیشه و غیر مستقیم بودند و همچنین باورپذیر و خواننده را گیج نمی‌کردند.
صفات اخلاقی شخصیت‌ها، تناسب داشتند ولی با این حال این توصیفات کمی کلیشه‌ای بودند و خسته کننده بودند.
توصیفات در حد لازم بودند و درک خواننده را از شخصیت‌ها زیاد می‌کردند.
هرچند بیشتر کردن این توصیفات موجب درک بیشتر خواننده می‌شود؛ بنابراین از نویسنده می‌توانند توصیفات بیشتری را در متن رمان اضافه کنند.

توصیف مکان:
توصیفات مکان کم بود و سبب درک کمتر خواننده از فضای رمان می‌شد.
لذا بیشتر کردن این توصیفات در متن رمان و پارت‌ها؛ هم باعث بیشتر شدن تصور خواننده از فضا و سیر رمان می‌شود، هم باعث جذاب‌تر شدن سیر رمان و پارت‌ها می‌شود و خواننده را جذب به خواندن رمان می‌کند.

توصیف صداها و آواها:
توصیفاتی مثل:
تن صدا و حالت صدا و... در متن رمان دیده می‌شد و باعث فهم و تصور بهتر خواننده از رمان و فضای رمان می‌شد.
درعین حال، توصیفاتی مثل توصیف آواهای موجود در محیط و... در متن رمان محدود و کم بودند و باعث کم شدن جذابیت و تصور فضای رمان و... می‌شد.

توصیف احساسات:
توصیف احساسات، در درک موقعیت شخصیت‌ها و... نقش به خصوصی داشتند.
از نظر من؛ توصیفات احساسات در پارت‌هایی مثل:
پارت19، 18، 1، 4 و...
که توصیفات احساسات در این پارت ها کاملا مشهود بود.
اما در همین حال، در بعضی از پارت‌ها، نیاز به توصیفات احساسات بیشتری داشت؛ تا موجب درک و تصور بیشتر خواننده شود.
مانند پارت‌های:
2،3 و...
که نیاز به توصیفات بیشتری نظیر احساسات هانا و مادرش و...

زاویه دید:
نویسنده در طول داستان از دو زاویه دید استفاده کرده بود که بعضی‌شان بی‌دلیل و بعضی دیگر بادقت و موجب جالب‌تر شدن سیر رمان می‌شدند.
مانند پارت 4 که عوض کردن زاویه دید، در جای مناسب و به موقع انجام شده بود.
با این حال تندتند عوض کردن زاویه دید در رمان، خیلی جالب نبود؛ زیرا در بعضی پارت‌ها نیاز به عوض کردن زاویه دید نبود و این کار خواننده را خسته می‌کرد.

کشمکش و تعلیق:
از تعلیق‌های کوچک داستان، می‌توان به پارت‌های 1 و 2 اشاره کرد که درباره برگشتن رامین و سپس مغشوش شدن هانا از شنیدن این خبر بود. این تعلیق باعث کنجکاو شدن خواننده می‌شد و خواننده را برای خواندن ادامه داستان ترغیب می‌کرد.
بیشتر کشمکش‌های داخل داستان، کشمکش درونی بودند هرچند که کشمکش بیرونی یا فرافرادی هم میان خطوط دیده می‌شد.
از کشمکش‌های درونی می‌توان به پارت 2 و14 و... اشاره کرد.
از کشمکش‌ها فرافرادی می‌توان به پارت‌های:
3 و 2 اشاره کرد.

ایده و پیرنگ:
اولین ایده‌ی کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود؛ متوجه شدن هانا به این‌که مادرش مادر واقعیش نیست و طی این داستان به تیمارستان فرستاده می‌شود و سپس رو به رو شدنش با بردیا و... بود.
نویسنده رمان به دلیل کلیشه‌ای بودن ایده داستان باید تلاش کنند تا داستانش را بهتر سازد و ایده و پردازش داستان را درست کنند.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی از جمله نیم‌فاصله‌ها و علائم نگارشی در متن رمان دیده می‌شد.
یکی از ایراداتی که در پارت 1 و 16 مشاهده می‌شد؛ فاصله بعد از علائم نگارشی بود.
و اینکه از تکرار کردن یک حرف در جملات، پرهیز کنید.
اگر داستان را ویرایش کنند، بهتر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت‌ها:
از ضعف‌های داستان می‌شود به:
کلیشه‌ای بودن داستان، پردازش ضعیف و ... اشاره کرد. برای جالب‌تر کردن و ترغیب بیشتر خواننده به خواندن داستان، می‌توانستند با درست کردن موقعیت‌های هیجان‌انگیز، با توجه به ژانرهای رمان، برای شخصیت‌ها و یا بیشتر کردن توصیفات در رمان و... به پردازش بهتر داستان کمک کنند.
و همچنین نقظه قوت‌های داستان:
می‌توانیم به سیر رمان اشاره کنیم که، به نسبت ایده و ... سیر جالبی داشت، با این حال باز هم می‌توان داستان را برای خواننده جالب تر کرد.
همچنین، آرایه‌هایی که در پارت‌ها به کار رفته شده بود به زیباتر کردن رمان کمک می‌کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
نویسنده عزیز، عنوان رمان با هر دو ژانر انتخابی مرتبط نبود و فقط با ژانر عاشقانه ارتباط داشت، خلاصه‌ی رمان کلیشه‌ای بود، رمان مقدمه نداشت، بیشتر ژانر عاشقانه در پارت‌ها دیده می‌شد و با ژانر مافیایی ارتباطی نداشت، توصیفات در رمان کم بود و سیر رمان متعادل نبود.
موفق باشید.
@فاطمه ثنا کریمی
 

Sanai_paiiz

سطح
5
 
<|ارشد بخش کتاب|>
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
ویراستار انجمن
ناظر کتاب
ناظر تایید
مولف تیم روزنامه
کاربر ویژه انجمن
فعال انجمن
Jul
1,874
11,555
مدال‌ها
9
نقد رمان عشق دیوونه من

عنوان:
عنوان با ساختار رمان مرتبط بود و این ارتباط بین محتوا و عنوان مشهود بود.
«عشق دیوونه‌ من» عنوان رمان، با ژانر عاشقانه که یکی از ژانرهای رمان است؛ ارتباط نزدیک و مشهودی دارد، اما با ژانر دیگر رمان، مافیایی، ارتباط چندانی ندارد. همچنین با خلاصه رمان هم، ارتباط مستقیمی دارد. جلد رمان ارتباط چندانی با عنوان رمان نداشت. عنوان رمان، با محتوای کلی رمان، ارتباط داشت.
عنوان رمان بخاطر استفاده از کلمه‌ی «عشق» کلیشه‌ای شده بود.
عنوان «عشق دیوونه‌ من»، از سه‌واژه‌ی ساده‌ی؛ عشق، دیوونه و من تشکیل شده است که اجزای رمان را در بر می‌گرفت. عنوان رمان، عنوانی آشکار بود، از کلمات ثقیل استفاده نشده بود. عنوان رمان بازگوکننده‌ی انتهای رمان نبود و طولانی‌تر از حد استاندارد نبود.
عنوان رمان، عنوانی کلیشه‌ای بود؛ اما رمان دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود. عنوان «عشق دیوونه‌ من» با ژانر عاشقانه ارتباط محسوسی دارد؛ اما چندان با ژانر مافیایی ارتباطی ندارد.
عنوان رمان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم برخوردار نبود؛ عنوان علاقه‌ی بین یک عاشق و معشوقی را در داستان، نشان می‌داد.

ژانرها:
نویسنده در رمان، از دو ژانر عاشقانه و مافیایی استفاده کرده بود؛ که ژانر مافیایی، خیلی در محتوای رمان مشاهده نمی‌شد.
در ابتدای رمان و... ژانر تراژدی مشاهده می‌شد که در مشخصات رمان، ذکر نشده بود. (رو به رو شدن هانا با رامین و به یاد اوردن خاطرات گذشته‌اش و سپس صحبت‌های پدرش با هانا و...)
ژانر عاشقانه که یکی از ژانرهای رمان بود، شادی‌ها، یاس‌ها و ناامیدی‌های شخصیت هانا و بردیا را در بر می‌گرفت.
همچنین ژانرها با عنوان رمان، خلاصه‌ی رمان و مقدمه مرتبط بودند.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان، اندازه مناسبی داشت. خلاصه، تقریبا کلیشه‌ای و واضح بود و تقریبا داستان را لو می‌داد.
خلاصه با ژانر و بدنه رمان مرتبط بود.
در خلاصه رمان، از ارایه‌های خاصی استفاده نشده بود و کلمات استفاده شده در خلاصه رمان، ثغیل و سنگین نبودند.
خلاصه رمان تا حدودی، برای خواننده کنجکاوکننده و جذاب نبود.

جلد رمان:
جلد رمان تصویر دختری با پس‌زمینه‌ی طبیعت را نشان می‌داد؛ رنگ‌های سبز، قهوه‌ای و نارنجی در جلد رمان، بیشتر از همه دیده می‌شد که با ژانرهای رمان ارتباطی نداشت.
جلد انتخابی نویسنده، با ژانرها ارتباطی نداشت. رنگ‌بندی جلد، تاحدودی با ژانرهای رمان ارتباط داشت.
فونت، شکل چینش نوشته‌ها، با بدنه مناسب بودند و به ژانرها نزدیک بودند.
تکست انتخابی، غیر مستقیم با ژانرها مرتبط بود.
همچنین، جلد رمان با محتوای رمان، ارتباط چندانی ندشت.

مقدمه:
مقدمه‌ی به خصوصی در رمان دیده نمی‌شد؛ بنابر اهمیت وجود مقدمه در رمان، از نویسنده درخواست می‌شود مقدمه‌ای برای رمان در نظر بگیرند.

اغاز:
رمان با برگشتن شخصیت هانا از مدرسه به خانه‌اش و سپس شنیدن خبر برگشتن رامین و... آغاز می‌شود؛ که به دور از کلیشه و تاحدی برای خواننده مبهم بود.
ارایه‌های خاصی در آغاز دیده نمی‌شد.
به دلیل مبهم بودن آغاز، خواننده بیشتر، جذب خواندن رمان می‌شد.
توصیفاتی همچون: توصیفات مکانی، توصیف صداها و آواها و... بسیار کم بود و به همین خاطر؛ درک خواننده را از فضای رمان کم می‌کرد.
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها در آغاز، تناسب داشتند.
همچنین فضای رمان، تاحدودی کنجکاوکننده و مبهم بود.

میانه:
میانه درباره‌ی رفتن هانا به خانه‌ی عمو و زنعمویش و گویی دیدن دوباره‌ی رامین بود... و سپس شرکت هانا در المپیاد... اگر قسمت‌های کوچک و کمی در رمان وجود نداشت، بیشتر میانه رمان کلیشه‌ای بود و رغبت به خواندن ادامه رمان کم می‌کرد. مثل رفتار پدر و مادر هانا با او و... که در پارت‌های رمان دیده می‌شدند.
اطلاعات در میانه، در پارت‌ها آرام‌آرام گفته شده بود و اطلاعات به طور ناگهانی به خواننده داده نشده بود.
از نقاط اوج رمان، می‌توان به فهمیدن اینکه هانا دختر مهتاب نیست، در پارت 15 اشاره کرد.
پرش‌های زمانی در رمان، در جا و در موقعیت مناسب بودند و خواننده را گیج نمی‌کردند.

لحن و بافت:
دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند.
تناسب بین مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های در رمان، برقرار بود. لحن رمان در پارت‌ها عوض نشده بود و در تمام پارت‌ها دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند و اجزای جمله‌ها هماهنگ بود.

سیر رمان:
از نظر من، سیر رمان متعادل نبود و اتفاقات به سرعت اتفاق می‌افتادند؛ که باعث گیج شدن خواننده می‌شد.
مانند پارت 14 و 15 که فهمیدن ‌این‌که هانا دختر واقعی مهتاب نیست، بسیار سریع اتفاق افتاد و خواننده را گیج می‌کرد و باعث کم شدن جذب خواننده می‌شد.
در کل اگر سیر رمان کمی متعادل‌تر شود، تمام اتفاق‌ها و... که در رمان دیده می‌شدند؛ باورپذیر و برای خواننده جالب‌تر می‌شوند.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
رمان نه دیالوگ محور بود و نه مونولوگ محور.
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌‌ها تناسب داستند و این تناسب باعث جذاب‌تر شدن سیر رمان می‌شد.
علائم نگارشی در دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها مناسب و باعث فهمیدن حالت و نوع بیان جمله می‌شد؛ که باعث درک و فهم بهتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها می‌شد.
دیالوگ‌های هر شخصیت با دیگری متفاوت بود و دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
توصیفات ظاهری شخصیت‌ها، به دور از کلیشه و غیر مستقیم بودند و همچنین باورپذیر و خواننده را گیج نمی‌کردند.
صفات اخلاقی شخصیت‌ها، تناسب داشتند ولی با این حال این توصیفات کمی کلیشه‌ای بودند و خسته کننده بودند.
توصیفات در حد لازم بودند و درک خواننده را از شخصیت‌ها زیاد می‌کردند.
هرچند بیشتر کردن این توصیفات موجب درک بیشتر خواننده می‌شود؛ بنابراین از نویسنده می‌توانند توصیفات بیشتری را در متن رمان اضافه کنند.

توصیف مکان:
توصیفات مکان کم بود و سبب درک کمتر خواننده از فضای رمان می‌شد.
لذا بیشتر کردن این توصیفات در متن رمان و پارت‌ها؛ هم باعث بیشتر شدن تصور خواننده از فضا و سیر رمان می‌شود، هم باعث جذاب‌تر شدن سیر رمان و پارت‌ها می‌شود و خواننده را جذب به خواندن رمان می‌کند.

توصیف صداها و آواها:
توصیفاتی مثل:
تن صدا و حالت صدا و... در متن رمان دیده می‌شد و باعث فهم و تصور بهتر خواننده از رمان و فضای رمان می‌شد.
درعین حال، توصیفاتی مثل توصیف آواهای موجود در محیط و... در متن رمان محدود و کم بودند و باعث کم شدن جذابیت و تصور فضای رمان و... می‌شد.

توصیف احساسات:
توصیف احساسات، در درک موقعیت شخصیت‌ها و... نقش به خصوصی داشتند.
از نظر من؛ توصیفات احساسات در پارت‌هایی مثل:
پارت19، 18، 1، 4 و...
که توصیفات احساسات در این پارت ها کاملا مشهود بود.
اما در همین حال، در بعضی از پارت‌ها، نیاز به توصیفات احساسات بیشتری داشت؛ تا موجب درک و تصور بیشتر خواننده شود.
مانند پارت‌های:
2،3 و...
که نیاز به توصیفات بیشتری نظیر احساسات هانا و مادرش و...

زاویه دید:
نویسنده در طول داستان از دو زاویه دید استفاده کرده بود که بعضی‌شان بی‌دلیل و بعضی دیگر بادقت و موجب جالب‌تر شدن سیر رمان می‌شدند.
مانند پارت 4 که عوض کردن زاویه دید، در جای مناسب و به موقع انجام شده بود.
با این حال تندتند عوض کردن زاویه دید در رمان، خیلی جالب نبود؛ زیرا در بعضی پارت‌ها نیاز به عوض کردن زاویه دید نبود و این کار خواننده را خسته می‌کرد.

کشمکش و تعلیق:
از تعلیق‌های کوچک داستان، می‌توان به پارت‌های 1 و 2 اشاره کرد که درباره برگشتن رامین و سپس مغشوش شدن هانا از شنیدن این خبر بود. این تعلیق باعث کنجکاو شدن خواننده می‌شد و خواننده را برای خواندن ادامه داستان ترغیب می‌کرد.
بیشتر کشمکش‌های داخل داستان، کشمکش درونی بودند هرچند که کشمکش بیرونی یا فرافرادی هم میان خطوط دیده می‌شد.
از کشمکش‌های درونی می‌توان به پارت 2 و14 و... اشاره کرد.
از کشمکش‌ها فرافرادی می‌توان به پارت‌های:
3 و 2 اشاره کرد.

ایده و پیرنگ:
اولین ایده‌ی کلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود؛ متوجه شدن هانا به این‌که مادرش مادر واقعیش نیست و طی این داستان به تیمارستان فرستاده می‌شود و سپس رو به رو شدنش با بردیا و... بود.
نویسنده رمان به دلیل کلیشه‌ای بودن ایده داستان باید تلاش کنند تا داستانش را بهتر سازد و ایده و پردازش داستان را درست کنند.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی از جمله نیم‌فاصله‌ها و علائم نگارشی در متن رمان دیده می‌شد.
یکی از ایراداتی که در پارت 1 و 16 مشاهده می‌شد؛ فاصله بعد از علائم نگارشی بود.
و اینکه از تکرار کردن یک حرف در جملات، پرهیز کنید.
اگر داستان را ویرایش کنند، بهتر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت‌ها:
از ضعف‌های داستان می‌شود به:
کلیشه‌ای بودن داستان، پردازش ضعیف و ... اشاره کرد. برای جالب‌تر کردن و ترغیب بیشتر خواننده به خواندن داستان، می‌توانستند با درست کردن موقعیت‌های هیجان‌انگیز، با توجه به ژانرهای رمان، برای شخصیت‌ها و یا بیشتر کردن توصیفات در رمان و... به پردازش بهتر داستان کمک کنند.
و همچنین نقظه قوت‌های داستان:
می‌توانیم به سیر رمان اشاره کنیم که، به نسبت ایده و ... سیر جالبی داشت، با این حال باز هم می‌توان داستان را برای خواننده جالب تر کرد.
همچنین، آرایه‌هایی که در پارت‌ها به کار رفته شده بود به زیباتر کردن رمان کمک می‌کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
نویسنده عزیز، عنوان رمان با هر دو ژانر انتخابی مرتبط نبود و فقط با ژانر عاشقانه ارتباط داشت، خلاصه‌ی رمان کلیشه‌ای بود، رمان مقدمه نداشت، بیشتر ژانر عاشقانه در پارت‌ها دیده می‌شد و با ژانر مافیایی ارتباطی نداشت، توصیفات در رمان کم بود و سیر رمان متعادل نبود.
موفق باشید.
@فاطمه ثنا کریمی
سلام شبتون بخیر خیلی خیلی ممنونم.
من میخواستم در پارت ۳۰ به بعد هانا متوجه مافیا بودن بردیا بشه مشکلی نداره؟
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین