جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا سمبل تاریکی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط DELVAN. با نام نقد شورا سمبل تاریکی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 254 بازدید, 2 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا سمبل تاریکی
نویسنده موضوع DELVAN.
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SATIAR
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
نام رمان: سمبل تاریکی(جلد اول)

نام نویسنده: آلباتروس

ژانر: تخیلی، معمایی

عضو گپ نظارت (۲)S.O.W

خلاصه:
اتفاقاتی که آیسان رو در محاصره خودشون قرار داده بودن، اون رو وادار می‌کنن تا بیش‌تر راجع‌به دنیایی که جز گذشت شب و روز، چیز دیگه‌ای از اون ندیده بود، تحقیق کنه. جهانی که متوجه شده بود، هیچ شباهتی به اون تصویری که در ذهن داشت، نداره. این دنیا تاریک‌تر از حد تصورش بود.
آیسان به پیشنهاد یکی از دوست‌هاش تصمیم می‌گیره در کلبه‌های جنگلی مشغول به کار بشه؛ ولی زمان زیادی نمی‌گذره که می‌فهمه توی این جنگل یک چیزی درست نیست و افرادی از کلبه‌ها به طرز عجیبی ناپدید میشن.
مقدمه:
موهام خیسه، نه از وحشتی که سلول به سلولم رو نیش میزد. نه از عرقی که بابت فرار و گریزهای دائمیم بود. موهام خیسه، چون با برکه‌ای از خون غسلم دادن. خون مردم بی‌گناه.
گریزونم از همه‌چیز و همه‌، حتی از آینه‌ها! آره، من از اون شیشه‌ها هم خوف دارم. چرا که اگه غبار بگیرن یا بخار آسمون اون‌ها رو کور کنه، نمی‌دونم چه کسی از پشت چشم‌های بسته‌شون به من خیره‌ست.
 
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
Negar_۲۰۲۳۰۱۰۴_۱۲۲۱۵۸.png


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @SATIAR
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تاپیک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تاپیک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @DELVIN.
 

SATIAR

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
509
686
مدال‌ها
2
نقد رمان سمبل تاریکی (جلد اول)

عنوان رمان:
عنوان، ساختار رمان را نشان می‌داد و ساختار رمان نشانگر محتواست.
عنوان رمان با خلاصه‌ی رمان مرتبط بود و این ارتباط در متن خلاصه دیده می‌شد و مشهود بود.
عنوان؛ همچنین، ارتباط نامحسوسی با مقدمه داشت... هرچند عنوان و مقدمه باهم مرتبط بودند و ارتباط کم و غیرمستقیمی داشتند.
رمان، جلد بخصوصی نداشت؛ از این رو نمی‌توان ارتباط بین عنوان و جلد را مشخص کرد.
عنوان رمان، با ژانرهای رمان که تخیلی و معمایی بودند، مرتبط بود و ارتباط مشهودی داشتند.
همچنین؛ ارتباط نامحسوسی هم بین محتوای رمان و عنوان وجود داشت که میان خطوط رمان مشاهده می‌شد.
عنوان رمان، از دو واژه‌ی سمبل + تاریکی تشکیل شده بود
هر دو کلمه با هم تمام اجزای رمان را تشکیل نمی‌دادند؛ اما نسبتاً تمام اجزای رمان را در بر می‌گرفتند.
عنوان، از کلماتی ساده و قابل درک برای عموم تشکیل شده بود.
همچنین عنوان خیلی طولانی نبود و اندازه‌ای استاندارد داشت.
.عنوان انتخابی نسبتاً کلیشه‌ای و تکراری بود؛ بیشتر میزان کلیشه در عنوان را کلمه‌ی «تاریکی» تشکیل می‌داد، با این‌حال عنوانی تکراری نبود و اثر دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود.
عنوان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم برای خواننده بر خوردار بود.
عنوان کل داستان را لو نمی‌داد.

ژانرها:
نویسنده در داستان، از دو ژانر تخیلی و معمایی استفاده کرده بود.
در داستان، تمام دو ژانر مشاهده می‌شدند؛ اما ژانر معمایی بیشتر در رمان دیده می‌شد و گویی ژانر قالب بود.
همچنین؛ ژانری در متن رمان نبود که در خطوط داستان دیده شود و بین ژانرهای انتخابی نباشد یا ژانری از ژانرهای انتخابی در متن رمان دیده نشده باشند؛ زیرا که تمام ژانرهای رمان، در متن رمان دیده می‌شدند و وجود داشتند.
ژانر تخیلی که یکی از زانرهای انتخابی بود؛ فناوری علمی‌ای را یا علوم امروزی یا مربوط به آینده را تشکیل نمی‌داد و بیشتر جنبه‌ی فانتزی داشت؛ بنابراین قرار دادن ژانر فانتزی، معقول‌تر است؛ زیرا در متن رمان دیده می‌شود.
در ژانر معمایی (کاراگاهی)، آن‌چه مهم است یک راز در داستان است. این راز، در رمان به شکل جنگلی مخوف دیده می‌شود؛ هرچند این راز خیلی هم از خواننده مخفی نبود و در ابتدای داستان گفته شده بود، با این‌حال مهم پرداختن به این راز و به جواب رسیدن معما بود که در رمان سیر متعادلی داشت.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان اندازه‌ی مناسبی داشت؛ بیشتر از سه خط و کمتر از نه خط بود.
خلاصه به دور از کلیشه نبود و کمی کلیشه‌ای و تکراری بود هرچند مقداری هم مبهم بود و کل داستان را لو نمی‌داد.
خلاصه مبهم بود و فقط سرنخ‌های کوچکی از داستان را به خواننده می‌داد و خواننده را برای خواندن تشویق می‌کرد.
در خلاصه از ضرب‌المثل، استفاده نشده بود.
همچنین خلاصه، با عنوان و بدنه و ژانرها مرتبط بود.

جلد رمان:
رمان، جلد بخصوصی نداشت.

مقدمه:
مقدمه‌ی رمان، اندازه‌ی مناسبی داشت بیشتر از سه خط و کمتر از نه خط بود. مقدمه همچنین، با بدنه و ژانرها در ارتباط بود و ارتباط محسوسی داشت.
مقدمه به دور از کلیشه و کنجکاوکننده برای خواننده بود.
در مقدمه از ارایه‌های ادبی، ضرب‌المثل و... استفاده نشده بود و مقدمه از کلمات ساده تشکیل شده بود.

اغاز:
رمان با رفتن شخصیت آیسان به جنگل، به پیشنهاد یکی از دوستان دوران دبیرستانش، برای کار، آغاز شده بود.
آغاز کنجکاوکننده بود.
همچنین، آغاز تاحدی به دور از کلیشه و مبهم بود که باعث جدب بیشتر خواننده به خواندن می‌شد.
آغاز اطلاعات زیادی را به طور ناگهانی به خواننده نمی‌داد و باعث گیج شدن خواننده نمی‌شد.
توصیفات در آغاز وجود داشتند و باعث درک بهتر خواننده از رمان می‌شدند.
در آغاز، هر دو زانر انتخابی دیده می‌شدند.

میانه:
میانه‌ی رمان، تقریبا کلیشه‌ای بود، همچنین اطلاعات داخل میانه آرام‌آرام گفته نشده بودند و شخصیت‌ها و اطلاعات به‌طور ناگهانی به خواننده داده شده‌ بودند.
می‌توان گفت پارت 22 رمان، می‌تواند نقطه اوج داستان باشد.
همچنین پرش‌ها به گذشته و آینده در میانه، در جا و موقعیت مناسب بودند و خواننده را گیج نمی‌کردند.
. ...میانه‌ی رمان، درباره‌ی آشنایی شخصیت آیسان با رها بود و سپس فهمیدن اینکه آیسان واقعا کیست و
اتفاقات داخل میانه، غالبا کلیشه‌ای و تکراری بودند؛ از این‌ رو خواننده را خسته می‌کردند.
در میانه، هر دو ژانر انتخابی دیده می‌شدند.

لحن و بافت:
در متن رمان، دیالوگ‌ها محاورهای و مونولوگ‌ها محاوره‌ای بودند؛ این شکل از نوشتار در طول رمان رعایت شده بود و تغییر نکرده بود.

سیر رمان:
سیر رمان، تقریبا متعادل بود؛ نه آن‌قدر سریع بود و اتفاقات و شخصیت‌ها تند‌تند وارد داستان شده بودند که باعث گیج شدن خواننده شود، و نه آن‌قدر آرام و آهسته بود که خواننده را از خواندن ادامه داستان خسته کند.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
تناسب بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها بر قرار بود.
پارتی نبود که دیالوگ‌ محور و پارت دیگر مونولوگ محور باشد.
برای درک و فهم بهتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها، از علائم نگارشی مناسب استفاده شده بود.
همچنین دیالوگ هر شخصیت با یکدیگر متفاوت بود و دیالوگ و مونولوگ اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی، به دور از کلیشه و غیر مستقیم بود.
همچنین صفات اخلاقی شخصیت‌ها با یکدیگر تناسب داشتند.
همین‌طور توصیفات به اندازه‌ی کافی بودند و باعث درک بیشتر خواننده می‌شدند.

توصیف مکان:
توصیف مکان، غیرمستقیم بود.
توصیف مکان به درک بهتر خواننده از موقعیت و حالت شخصیت کمک می‌کند و چون توصیفات مکان در رمان کم بود، باعث درک کمتر و تصور کمتر خواننده از رمان می‌شد.

توصیف صداها و آواها:
توصیف صداها و آواها در فهم و تصور بهتر خواننده تاثیر دارد.
توصیفاتی مثل؛ تن صدا و جهت صدا در رمان به خوبی دیده می‌شدند.
اما توصیفات دیگری همچون؛ حالت صدا و آواهای موجود در محیط اصلا در رمان دیده نمی‌شدند و سبب درک کمتر خواننده از رمان می‌شدند.

توصیف احساسات:
توصیف احساسات، در متن رمان به اندازه بودند و در درک موقعیت شخصیت‌ها نقش داشتند.
همچنین توصیف احساسات سبب درک خواننده از احساس و موقعیت شخصیت‌ها می‌شد.
این نوع توصیفات در متن رمان محدود بودند و سبب درک کمتر خواننده از رمان می‌شد.

زاویه دید:
زاویه دید در داستان، اول شخص بود.
زاویه دید در طول داستان عوض نشده بود و به ندرت عوض شده بود؛ با این‌حال به موقع و در جای مناسب عوض شده بود و تندتند و بی‌دلیل عوض نشده بود.
نویسنده در نوشتن زاویه دیدها دقت لازم را داشتند و در عوض کردن زاویه دید، جملات دقیق نوشته شده بود.

کشمکش و تعلیق:
در طول داستان، محرک‌هایی همچون دفاع کردن شخصیت‌ها، نوع احساس شخصیت‌ها و نوع پیدا کردن جواب، از سوال‌هایی بودند که خواننده در طول داستان از خودش می‌پرسید و باتوجه به راز درون رمان این سوال‌ها بیشتر در ذهن خواننده نقش می‌بستند.
تعلیق‌های درون داستان، مناسب با داستان بودند و باتوجه به محتوای داستان بودند.
تعلیق‌ها باعث کنجکاوشدن خواننده و ترغیب خواننده به خواندن ادامه رمان می‌شدند.
اکثر کشمکش‌های درون داستان، یک شخصیت با خودش بودند.
از کشمکش‌های بیرونی یا فرافرادی؛ می‌توان به پارت‌های 29 و 28 اشاره کرد.
کشمکش‌های درونی داستان هم در پارت‌های 27 و 26 بیشتر دیده می‌شدند.

ایده و پیرنگ:
به‌طور کلی؛ ایده اصلی داستان که به آن شاخ و برگ داده شده بود؛ رفتن شخصیت آیسان به جنگل و سپس فهمیدن اینکه او واقعا کیست، بود.
ایده‌ی داستان، ایده‌ای تکراری و کلیشه‌ای بود و نویسنده می‌بایست ایده‌ی خود را تغییر دهد.
چون پردازش هر چقدر که خوب باشد، به خاطر ایده‌ی کلیشه‌ای داستان خنثی می‌شود.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی در متن رمان کم بودند و تقریبا دیده نمی‌شدند؛ با این‌حال استفاده از نیم‌فاصله در متن رمان رعایت نشده بود و غالبا علائم نگارشی در متن داستان رعایت نشده بودند... از این‌رو اگر داستان را ویرایش کنید بهتر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت‌:
از ضعف‌های رمان، می‌توان به میانه‌ی کلیشه‌ای، نبود توصیفات، ایده‌ی تکراری و... اشاره کرد.
نقطه قوت رمان هم می‌تواند عنوان مناسب، آغاز نسبتا به دور از کلیشه و شخصیت پردازی اشاره کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
.نویسنده‌ی عزیز؛ ایده‌ی کلی رمان، ایده‌ای کلیشه‌ای و تکراری بود
.بنابراین از کلیشه‌ای شدن سیر رمان در پارت‌ها جلوگیری کنید؛ هرچند تغییر دادن ایده‌ی رمان، شاید معقول‌تر باشد
موفق باشید؛
@Razieh. S
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین