بسم رب قلم
نقد داستانک شکرین اما ناخوشایند
@F.A
~عنوان: عنوان داستان از کلماتی ساده تشکیل شده، اندازهی عنوان استاندارد و مناسب بود، اجزای عنوان کلیشهای بودند.
عنوان با خلاصه و مقدمه مرتبط نبود.
~ژانرها: ژانر رمان عاشقانه و طنز تلخ نوشته شده بود. ژانر عاشقانه بر اساس احساسات میان امید و کیمیا، شکوفه و رضا ژانری مناسب بود؛ ولی ژانر طنز تلخ مرتبط نبود. بهتر است جایگزین طنز تلخ ژانرهای طنز، تراژدی قرار دهید.
ژانر عاشقانه با مقدمه و بدنه و جلد مرتبط بود؛ ولی طنز تلخ مرتبط نبود، و یا حتی اثری از آن در داستان دیده نشد.
~جلد: تصویر دختر و پسری بود که دختر سرش را به شانهی پسر تکیه داده و به غروب خورشید خیره شدهاند.
جلد و تکست با ژانر عاشقانه و میانه و مقدمه مرتبط است؛ ولی با ژانر طنز تاخ ارتباطی ندارد. چینش و فونت و رنگ مناسب و خوب هستند.
~خلاصه: خلاصه به قدر کافی مبهم و جذب کننده نبود و داستان را لو میداد. خلاصه کلیشهای محسوب میشد و این مورد خواننده را برای خواندن داستان باز میدارد.
خلاصه از نظر اندازه طولانی بود و با ژانرها مرتبط نبود. بهتر است معماهایی در خلاصه قرار دهید و در خلاصه از ژانرها استفاده شود.
مقدمه: مقدمه از لحاظ اندازه، استندارد بود و با ژانر عاشقانه ارتباطی محسوس داشت.
مقدمه با بدنه ارتباطی محسوس داشت.
~آغاز: آغاز داستان کلیشهای و به دور از باور بود. آغاز با ژانرها و خلاصه و مقدمه مرتبط نبود. اطلاعات ناگهانی به خواننده منتقل نشد و این خوب بود؛
اغاز داستان توصیفاتی دیده نمیشد. بهتر است توصیفات را به کار ببرید.
~میانه: میانهی داستان با لجبازی های کیمیا و امید، احساس عشقشان و دور شدن امید از کیمیا گذشت. اتفاقات به طور کلی کلیشه بودند و این خواننده را خسته و ازرده میکرد. در میانه از ژانر عاشقانه کار رفته بود؛ ولی باز هم خبری از طنز تلخ نبود.
نقطهی اوج در داستان به دزدیده شدن کیمیا میتوان اشاره کرد که آن هم تقذیبا کلیشهای بود.
~بافت: دیالوگها و مونولوگها محاوره بودند و این روال تا آخر داستان ادامه دشات. زاویه دید هم تنها اول شخص بوپ و تنها یک بار از کیمیا به امید انتقال داده شد و در آخر سوم شخص شد.
~سیر داستان: سیر داستان نامتعادل و تند بود به طوری که خواننده گیج میشد و اینکه اطلاعات به خوبی داده نمیشد.
~دیالوگها و مونولوگها: تناسب میان دیالوگها و مونولوگها رعایت شده یود و این یک پوئن مثبت است.
~شخصیت پردازی: شخصیت پردازی انجام نشده بود و خواننده نمیتواند شخصیت را تصور کن.
~توصیفات:
-چهره: بهتر است در میانهی داستان به طور غیر مستقیم از چهره گفته شود.
-احساسات: احساسات به طور کمرنگی توصیف شده اند؛ بهتر است توصیفات را بیشتر کنید.
-مکان: توصیفات مکان به طور مستقیم انجام شده و این خوب نیست... .
-آوا: توصیف صدا انجام نشده بود. بهتر است در داستان، برای زیبا شدن نوشتهتان از توصیف آواها استفاده کنید.
~کشمکش و تعلیق: در داستان کشمکشهای درونی و بیرونی خاصی دیده نشد و اینکه تعلیقی برای جذب خواننده در داستان به کار نرفته بود.
~ایده و پرینگ: ایده چه بود؟ داستان درمورد دو دختر با شخصیتهای تضاد به هم که با هم رفیق بودند. ایده تکراری بود و میشد با پرینگی مناسب به آن رسیدگی کرد؛ ولی متاسفانع شما پرینگتان هم کلیشهای و خسته کننده بود.
~ایرادات نگارشی: ایرادات نگارشی زیادی از جمله غلط املایی، اشتباه تایپی، علامت نگارشی، نبود فعل در آخر جملات نام برد.
☆نقاط قوت:
بافت یکدست
دیالوگ و مونولوگ
مقدمهی خوب
جلد و عنوان نسبتا مناسب
☆نقاط ضعف:
ژانر نامناسب
خلاصهی کلیشهای
ایرادات نگارشی
آغاز تکراری
و...
سخن آخر: از موقعیتها موفقیت بساز؛ نوشتن موقعیتی برای موفقیت روز افزون شماست. خسته نباشید 🌹