جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا عشق شهادت

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط شاهدخت با نام نقد شورا عشق شهادت ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 299 بازدید, 3 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا عشق شهادت
نویسنده موضوع شاهدخت
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط MARYM.F
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

شاهدخت

سطح
10
 
ناظر کیفی کتاب
ناظر کیفی کتاب
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
نویسنده انجمن
Jun
12,225
40,087
مدال‌ها
25
به نام خدا

نام رمان:عشق شهادت

نام نویسنده:مریم فواضلی

ژانررمان:مذهبی،عاشقانه

عضو گپ نظارتS.O.W(1)

خلاصه رمان:"نمی‌توانم فراموشت کنم!
آری نمی‌توانم عشق دلیرانه تو را که همه اهل شیعه را به معشوق تبدیل کرد را از بین ببرم"
"با جان دل آمدم به درگاه معشوقه‌ام
غروبی که در آغوشت جان خواهم داد
برای رسیدن به تو می‌جنگم."
 
موضوع نویسنده

شاهدخت

سطح
10
 
ناظر کیفی کتاب
ناظر کیفی کتاب
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
نویسنده انجمن
Jun
12,225
40,087
مدال‌ها
25
Negar_۲۰۲۳۰۱۰۴_۱۲۲۱۵۸.png
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @SATIAR
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تاپیک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تاپیک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
|کادر مدیریت تالار نقد|
 

SATIAR

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
509
686
مدال‌ها
2
نقد رمان عشق شهادت

عنوان رمان:
عنوان ساختار رمان را نشان می‌دهد و ساختار رمان، نشانگر محتواست.
عنوان رمان از دو واژه‌ی عشق+شهادت تشکیل شده بود.
عنوان اندازه‌ای استاندارد داشت و خیلی طولانی نبود.
هر دو کلمه، تمام اجزای رمان را در بر می‌گرفتند و از کلماتی ساده تشکیل شده بود.
عنوان رمان، با ژانرها، ارتباط محسوس و آشکاری داشت؛ در عنوان هر دو ژانر مذهبی و عاشقانه، دیده می‌شدند.
همچنین، عنوان رمان با خلاصه مرتبط بود و ارتباط میان‌شان مشهود بود.
عنوان با مقدمه، ارتباط محسوس و آشکاری داشت و باهم در ارتباط بودند.
جلد و مقدمه، باهم مرتبط بودند و ارتباط آنها از هر لحاظ در جلد رمان، دیده می‌شد و مشهود بود.
همچنین، عنوان با محتوای رمان؛ شروع، میانه و جمله، مرتبط شده بود و این ارتباط در متن رمان، مشهود بود.
عنوان انتخابی، کمی تکراری و کلیشه‌ای بود؛ با این‌حال، نام رمان متعلق به اثر دیگری نبود و اثر دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود.
کلمه عشق، در عنوان رمان بیشترین بخش کلیشه را به خود اختصاص داده بود.
عنوان انتخابی با ژانرها مرتبط و هماهنگ بود.
عنوان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم برای خواننده، بر خوردار بود.
همچنین، عنوان کل داستان را لو نمی‌داد.

ژانرها:
نویسنده در داستان، از دو ژانر استفاده کرده بود.
ژانری که بیشتر به چشم می‌خورد و در شروع و میانه‌ی داستان، بخش عمده را تشکیل می‌داد؛ ژانر عاشقانه بود.
با این‌حال ژانر دیگر رمان، هم در متن رمان وجود داشت و مشهود بود.
ژانرهای دیگری در متن رمان دیده می‌شدند؛ اما آنقدر مشهود نبودند که نیاز به افزودن ژانر دیگری در ژانرهای انتخابی باشد.
در ژانر عاشقانه، که یکی از ژانرهای انتخابی بود، به عبارتی لذت‌ها، شادی‌ها، دنیای آرمانی و ناامیدی‌ها و عواطف تمام چیزی هستند که محتوای نوشته را تشکیل می‌دهند.
در متن رمان، بیشتر به عشق بی‌حد و مرز به خداوند و اسلام و... اشاره شده بود و در متن رمان مشهود بود؛ که باتوجه به ژانر دیگر رمان، که ژانر مذهبی بود، باهم مرتبط بودند و این ارتباط در متن رمان، مشهود بود.
ژانر دیگر رمان، ژانر مذهبی بود، ژانری به نام ژانر مذهبی، وجود ندارد؛ لذا نویسنده می‌بایست این ژانر را تغییر دهد.
باتوجه به محتوای کلی رمان، از دید من، ژانر اجتماعی بیش از ژانرهای دیگر به چشم می‌خورد.
زیرا اتفاقاتی که در رمان گفته شده بودند، به نوعی ممکن است در اجتماع رخ دهند؛ از این‌رو با توجه به اینکه ژانر مذهبی باید حذف شود، نویسنده می‌توانند ژانر دیگری جایگزین کنند.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان، باید بیشتر از سه خط و کمتر از نه خط باشد.
خلاصه‌ رمان، اندازه‌ی مناسبی داشت.
خلاصه رمان، مبهم و به دور از کلیشه بود و کل داشتان و رمان را لو نمی‌داد و برای خواننده کنجکاوکننده بود.
خلاصه سرنخ‌های کوچکی مرتبط با ژانر رمان به خواننده می‌داد و خواننده را برای ادامه خواندن ترغیب می‌کرد.
در خلاصه‌، از ضرب‌المثل خاصی استفاده نشده بود و بیشتر از آرایه‌های ادبی همچون کنایه استفاده شده بود، همچنین بازی با کلمات و دارای ابهامات و مجهولات بود که تمام‌شان موجب جذب خواننده می‌شدند.
همچنین، خلاصه با بدنه، ژانرها و عنوان انتخابی، مرتبط بود.

جلد رمان:
جلد رمان، تصویر زن و مردی، ایستاده روبه‌روی یک حرم است؛ رنگ‌هایی همچون سبز و مشکی در جلد رمان بیشتر به چشم می‌خوردند.
جلد انتخابی نویسنده، با ژانرها مرتبط بود و این ارتباط میان جلد و ژانرها مشهود بود.
همچنین تصویر جلد، با بدنه و خلاصه مرتبط بود و ارتباطی محسوس داشت.
انتخاب رنگ‌های همچون سبز و مشکی در جلد رمان، به ژانرها نزدیک بودند؛ باتوجه به محتوای رمان، با بدنه هم در ارتباط بودند.
فونت، شکل و چینش نوشته‌های روی جلد نیز مناسب با بدنه و ژانرها بود.
تکست انتخابی نیز با تمام ژانرها و بدنه مرتبط بود و در ارتباط بود.

مقدمه:
مقدمه رمان، باید اندازه‌ی مناسبی داشته باشد، بین سه تا نه خط باشد؛ که مقدمه‌ی رمان اندازه‌ی مناسبی داشت و خیلی طولانی نبود.
همچنین، مقدمه با ژانرها و بدنه نیز در ارتباط بود.
مقدمه به دور از کلیشه و برای خواننده کنجکاوکننده بود.

آغاز:
در آغاز، رمان روایتگر یکی از کابوس‌های شخصیت محمد بود.
آغاز کنجکاوکننده بود و همچنین به دور از کلیشه بود.
آغاز، تاحدودی مبهم بود که باعث جذب بیشتر خواننده می‌شد.
آغاز، اطلاعات زیادی را به‌طور ناگهانی به خواننده نمی‌داد و باعث گیج شدن خواننده نمی‌شد.
توصیفاتی از مکان و صداها و آواها، در متن آغاز رمان، دیده می‌شدند و باعث درک بیشتر خواننده از فضای رمان می‌شدند.
در صخنه آغاز، توصیفاتی از مکان وجود داشتند که باعث درک خواننده می‌شدند.

میانه:
میانه‌ی رمان، به دور از کلیشه بود، همچنین اطلاعات در میانه، آرام‌آرام گفته شده بودند و شخصیت‌ها و اطلاعات به طور ناگهانی به خواننده داده نشده بودند.
باتوجه به محتوای داستان و اتفاقات درون رمان، می‌توان گفت نقطه اوج در رمان، دیدار محمد و شیدا در بازار و سپس عشقی که در دل محمد ریشه زد؛ به عبارتی پارت 32، روایتگر تنش‌زاترین لحظه داستان، تا آنجاست؛ زیرا شخصیت محمد نگران بود که آیا شیدا قبول می‌کند و... .
همچنین، پرش‌ها به گذشته و آینده در میانه در جا و موقعیت مناسب بودند و خواننده را گیج نمی‌کردند.

لحن و بافت:
در نوشتار داستان، لخن در سه حالت می‌تواند قرار داشته باشد.
در متن رمان، دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند.
با این‌حال، این شکل نوشتار در تمام طول داستان رعایت نشده بود و گاهی اوقات، دیالوگ‌ها ادبی بودند و بافت یک‌دست نبود.

سیر رمان:
سیر رمان تاحدودی متعادل بود.
نه آنقدر سریع بود و اتفاقات و شخصیت ها آنقدر تندتند وارد داشتان شدند که باعث گیج شدن خواننده شود و نه آنقدر آرام و آهسته بود که خواننده از ادامه خواندن، خسته شود.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
تناسب بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها رعایت شده بود.
همچنین، پارتی نبود که دیالوگ محور باشد و پارت دیگر مونولوگ محور.
برای درک و فهم بهتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها، از علائم نگارشی مناسب با حالت و نوع بیان جمله استفاده شده بود.
دیالوگ هر شخصیت باهم متفاوت بود و دیالوگ و مونولوگ اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی، به دور از کلیشه و غیرمستقیم بود و از باورپذیری بر خوردار بود.
با این‌حال، در آغاز داستان، توصیف آدم ترسناکی که محمد در خواب دیده بود، کمی مستقیم بود و می‌شد توصیفات را غیرمستقیم گفت.
با این‌وجود، باقی توصیفات در طول رمان، غیرمستقیم گفته شده بودند.
صفات اخلاقی شخصیت‌ها با یکدیگر تناسب داشتند.
توصیفات، به اندازه‌ی کافی بودند و باعث درک بهتر خواننده از شخصیت‌ها می‌شدند.

توصیف مکان:
توصیف مکان، غیرمستقیم بودند.
توصیف مکان، به درک بهتر خواننده از موقعیت و حالت شخصیت‌ها کمک می‌کند و کم بودن آن، باعث کمتر شدن درک و تصور خواننده از شخصیت می‌شود؛ که توصیف مکان، در رمان به اندازه‌ی مناسب بود.

توصیف صداها و آواها:
توصیف صداها و آواها در فهم و تصور بهتر خواننده تاثیر دارند.
توصیف صداها و آواها، در متن رمان به اندازه‌ی کافی بودند.
توصیفاتی مثل؛
تن صدا و جهت صدا، بیشتر در متن رمان دیده می‌شدند.
توصیفاتی همچون؛ آواهای موجود و جالت صدا، در متن رمان کمتر دیده می‌شدند.

توصیف احساسات:
توصیف احساسات، در درک موقعیت شخصیت‌ها نقش دارد.
توصیف احساسات، در متن رمان دیده می‌شد و به اندازه‌ای بود که خواننده، بتواند احساس و موقعیت شخصیت را درک کند.

زاویه دید:
در طول داستان، نویسنده از دو زاویه دید استفاده کرده بود.
با این‌حال، در بعضی پارت‌ها، لزومی به عوض کردن زاویه دید نبود.
زاویه دید، در بعضی جاها بی‌دلیل و تندتند عوض شده بود.
در نوشتن زاویه دید، دقت کافی به کار برده شده بود، که دیگر زاویه دید قبلی ننویسد.

کشمکش و تعلیق:
در متن رمان، باتوجه به ژانرها و... تعلیق‌هایی دیده می‌شد.
سوال‌هایی که در ذهن خواننده ایجاد می‌شدند؛ شاید بیشتر مربوط به شخصیت‌های محمد و شیدا باشند و... .
تعلیق‌های درون رمان، مناسب با محتوای داستان بودند.
تعلیق‌ها باعث کنجکاو شدن خواننده می‌شدند و خواننده را برای خواندن ادامه داستان، ترغیب می‌کردند.
کشمکش‌های درون داستان، بیشتر میان یک شخصیت با خودش بودند.
کشمکش‌ها از نوع درونی بودند و درون ذهن شخصیت ایجاد می‌شدند و حالت فیزیکی نداشتند؛ از پارت‌هایی که این نوع کشمکش را داشتند می‌توان به پارت اول و 32 اشاره کرد.
از کشمکش‌های بیرونی یا فرافرادی می‌توان به پارت 10 اشاره
کرد.

ایده و پیرنگ:
به‌طور کلی، ایده و پردازش داستان؛ هردو خوب بودند.
که در این‌صورت، نویسنده، ایده و پردازش را به خوبی انجام داده و داستان به درستی ادامه پیدا کرده.
با اینکه به‌طور کلی؛ ایده‌ی داستان کمی کلیشه‌ای و تکراری بود، پردازش داستان تاحدودی خوب بود و از کلیشه‌ای شدن رمان، چلوگیری می‌کرد.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی خاصی در متن رمان دیده نمی‌شد؛ تنها استفاده از علائم مناسب نگارشی و نیم‌فاصله‌ها، در متن رمان رعایت نشده بودند، از این‌رو ویرایش داستان، بهتر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت:
از ضعف‌های داستان، می‌توان به انتخاب ژانر اشاره کرد؛ از آنجایی که ژانری به نام مذهبی نداریم، ژانرهای انتخابی می‌بایست ویرایش شوند.
همچنین، یک‌دست نبودن بافت رمان و عوض شدن لحن دیالوگ‌ها از ضعف‌های رمان بودند.
از عنوان مناسب با اجزای رمان، سیر متعادل، پردازش قوی و... می‌توان به عنوان نقاط قوت رمان، اشاره کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
نویسنده‌ی عزیز؛ در هر صورت، ایده‌ی رمان کمی کلیشه‌ای بود و هر چه‌قدر پردازش قوی باشد، به‌دلیل کلیشه بودن ایده، خنثی می‌شود؛ بنابراین با بهبود ایده و پردازش، از کلیشه‌ای شدن رمان جلوگیری کنید.
موفق باشید؛
@مریم فواضلی
 

MARYM.F

سطح
0
 
مترجم انجمن
کاربر ممتاز
Sep
2,642
7,354
مدال‌ها
2
نقد رمان عشق شهادت

عنوان رمان:
عنوان ساختار رمان را نشان می‌دهد و ساختار رمان، نشانگر محتواست.
عنوان رمان از دو واژه‌ی عشق+شهادت تشکیل شده بود.
عنوان اندازه‌ای استاندارد داشت و خیلی طولانی نبود.
هر دو کلمه، تمام اجزای رمان را در بر می‌گرفتند و از کلماتی ساده تشکیل شده بود.
عنوان رمان، با ژانرها، ارتباط محسوس و آشکاری داشت؛ در عنوان هر دو ژانر مذهبی و عاشقانه، دیده می‌شدند.
همچنین، عنوان رمان با خلاصه مرتبط بود و ارتباط میان‌شان مشهود بود.
عنوان با مقدمه، ارتباط محسوس و آشکاری داشت و باهم در ارتباط بودند.
جلد و مقدمه، باهم مرتبط بودند و ارتباط آنها از هر لحاظ در جلد رمان، دیده می‌شد و مشهود بود.
همچنین، عنوان با محتوای رمان؛ شروع، میانه و جمله، مرتبط شده بود و این ارتباط در متن رمان، مشهود بود.
عنوان انتخابی، کمی تکراری و کلیشه‌ای بود؛ با این‌حال، نام رمان متعلق به اثر دیگری نبود و اثر دیگری با این عنوان نگاشته نشده بود.
کلمه عشق، در عنوان رمان بیشترین بخش کلیشه را به خود اختصاص داده بود.
عنوان انتخابی با ژانرها مرتبط و هماهنگ بود.
عنوان از جذابیت و کنجکاوکنندگی لازم برای خواننده، بر خوردار بود.
همچنین، عنوان کل داستان را لو نمی‌داد.

ژانرها:
نویسنده در داستان، از دو ژانر استفاده کرده بود.
ژانری که بیشتر به چشم می‌خورد و در شروع و میانه‌ی داستان، بخش عمده را تشکیل می‌داد؛ ژانر عاشقانه بود.
با این‌حال ژانر دیگر رمان، هم در متن رمان وجود داشت و مشهود بود.
ژانرهای دیگری در متن رمان دیده می‌شدند؛ اما آنقدر مشهود نبودند که نیاز به افزودن ژانر دیگری در ژانرهای انتخابی باشد.
در ژانر عاشقانه، که یکی از ژانرهای انتخابی بود، به عبارتی لذت‌ها، شادی‌ها، دنیای آرمانی و ناامیدی‌ها و عواطف تمام چیزی هستند که محتوای نوشته را تشکیل می‌دهند.
در متن رمان، بیشتر به عشق بی‌حد و مرز به خداوند و اسلام و... اشاره شده بود و در متن رمان مشهود بود؛ که باتوجه به ژانر دیگر رمان، که ژانر مذهبی بود، باهم مرتبط بودند و این ارتباط در متن رمان، مشهود بود.
ژانر دیگر رمان، ژانر مذهبی بود، ژانری به نام ژانر مذهبی، وجود ندارد؛ لذا نویسنده می‌بایست این ژانر را تغییر دهد.
باتوجه به محتوای کلی رمان، از دید من، ژانر اجتماعی بیش از ژانرهای دیگر به چشم می‌خورد.
زیرا اتفاقاتی که در رمان گفته شده بودند، به نوعی ممکن است در اجتماع رخ دهند؛ از این‌رو با توجه به اینکه ژانر مذهبی باید حذف شود، نویسنده می‌توانند ژانر دیگری جایگزین کنند.

خلاصه رمان:
خلاصه رمان، باید بیشتر از سه خط و کمتر از نه خط باشد.
خلاصه‌ رمان، اندازه‌ی مناسبی داشت.
خلاصه رمان، مبهم و به دور از کلیشه بود و کل داشتان و رمان را لو نمی‌داد و برای خواننده کنجکاوکننده بود.
خلاصه سرنخ‌های کوچکی مرتبط با ژانر رمان به خواننده می‌داد و خواننده را برای ادامه خواندن ترغیب می‌کرد.
در خلاصه‌، از ضرب‌المثل خاصی استفاده نشده بود و بیشتر از آرایه‌های ادبی همچون کنایه استفاده شده بود، همچنین بازی با کلمات و دارای ابهامات و مجهولات بود که تمام‌شان موجب جذب خواننده می‌شدند.
همچنین، خلاصه با بدنه، ژانرها و عنوان انتخابی، مرتبط بود.

جلد رمان:
جلد رمان، تصویر زن و مردی، ایستاده روبه‌روی یک حرم است؛ رنگ‌هایی همچون سبز و مشکی در جلد رمان بیشتر به چشم می‌خوردند.
جلد انتخابی نویسنده، با ژانرها مرتبط بود و این ارتباط میان جلد و ژانرها مشهود بود.
همچنین تصویر جلد، با بدنه و خلاصه مرتبط بود و ارتباطی محسوس داشت.
انتخاب رنگ‌های همچون سبز و مشکی در جلد رمان، به ژانرها نزدیک بودند؛ باتوجه به محتوای رمان، با بدنه هم در ارتباط بودند.
فونت، شکل و چینش نوشته‌های روی جلد نیز مناسب با بدنه و ژانرها بود.
تکست انتخابی نیز با تمام ژانرها و بدنه مرتبط بود و در ارتباط بود.

مقدمه:
مقدمه رمان، باید اندازه‌ی مناسبی داشته باشد، بین سه تا نه خط باشد؛ که مقدمه‌ی رمان اندازه‌ی مناسبی داشت و خیلی طولانی نبود.
همچنین، مقدمه با ژانرها و بدنه نیز در ارتباط بود.
مقدمه به دور از کلیشه و برای خواننده کنجکاوکننده بود.

آغاز:
در آغاز، رمان روایتگر یکی از کابوس‌های شخصیت محمد بود.
آغاز کنجکاوکننده بود و همچنین به دور از کلیشه بود.
آغاز، تاحدودی مبهم بود که باعث جذب بیشتر خواننده می‌شد.
آغاز، اطلاعات زیادی را به‌طور ناگهانی به خواننده نمی‌داد و باعث گیج شدن خواننده نمی‌شد.
توصیفاتی از مکان و صداها و آواها، در متن آغاز رمان، دیده می‌شدند و باعث درک بیشتر خواننده از فضای رمان می‌شدند.
در صخنه آغاز، توصیفاتی از مکان وجود داشتند که باعث درک خواننده می‌شدند.

میانه:
میانه‌ی رمان، به دور از کلیشه بود، همچنین اطلاعات در میانه، آرام‌آرام گفته شده بودند و شخصیت‌ها و اطلاعات به طور ناگهانی به خواننده داده نشده بودند.
باتوجه به محتوای داستان و اتفاقات درون رمان، می‌توان گفت نقطه اوج در رمان، دیدار محمد و شیدا در بازار و سپس عشقی که در دل محمد ریشه زد؛ به عبارتی پارت 32، روایتگر تنش‌زاترین لحظه داستان، تا آنجاست؛ زیرا شخصیت محمد نگران بود که آیا شیدا قبول می‌کند و... .
همچنین، پرش‌ها به گذشته و آینده در میانه در جا و موقعیت مناسب بودند و خواننده را گیج نمی‌کردند.

لحن و بافت:
در نوشتار داستان، لخن در سه حالت می‌تواند قرار داشته باشد.
در متن رمان، دیالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی بودند.
با این‌حال، این شکل نوشتار در تمام طول داستان رعایت نشده بود و گاهی اوقات، دیالوگ‌ها ادبی بودند و بافت یک‌دست نبود.

سیر رمان:
سیر رمان تاحدودی متعادل بود.
نه آنقدر سریع بود و اتفاقات و شخصیت ها آنقدر تندتند وارد داشتان شدند که باعث گیج شدن خواننده شود و نه آنقدر آرام و آهسته بود که خواننده از ادامه خواندن، خسته شود.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
تناسب بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها رعایت شده بود.
همچنین، پارتی نبود که دیالوگ محور باشد و پارت دیگر مونولوگ محور.
برای درک و فهم بهتر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها، از علائم نگارشی مناسب با حالت و نوع بیان جمله استفاده شده بود.
دیالوگ هر شخصیت باهم متفاوت بود و دیالوگ و مونولوگ اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی، به دور از کلیشه و غیرمستقیم بود و از باورپذیری بر خوردار بود.
با این‌حال، در آغاز داستان، توصیف آدم ترسناکی که محمد در خواب دیده بود، کمی مستقیم بود و می‌شد توصیفات را غیرمستقیم گفت.
با این‌وجود، باقی توصیفات در طول رمان، غیرمستقیم گفته شده بودند.
صفات اخلاقی شخصیت‌ها با یکدیگر تناسب داشتند.
توصیفات، به اندازه‌ی کافی بودند و باعث درک بهتر خواننده از شخصیت‌ها می‌شدند.

توصیف مکان:
توصیف مکان، غیرمستقیم بودند.
توصیف مکان، به درک بهتر خواننده از موقعیت و حالت شخصیت‌ها کمک می‌کند و کم بودن آن، باعث کمتر شدن درک و تصور خواننده از شخصیت می‌شود؛ که توصیف مکان، در رمان به اندازه‌ی مناسب بود.

توصیف صداها و آواها:
توصیف صداها و آواها در فهم و تصور بهتر خواننده تاثیر دارند.
توصیف صداها و آواها، در متن رمان به اندازه‌ی کافی بودند.
توصیفاتی مثل؛
تن صدا و جهت صدا، بیشتر در متن رمان دیده می‌شدند.
توصیفاتی همچون؛ آواهای موجود و جالت صدا، در متن رمان کمتر دیده می‌شدند.

توصیف احساسات:
توصیف احساسات، در درک موقعیت شخصیت‌ها نقش دارد.
توصیف احساسات، در متن رمان دیده می‌شد و به اندازه‌ای بود که خواننده، بتواند احساس و موقعیت شخصیت را درک کند.

زاویه دید:
در طول داستان، نویسنده از دو زاویه دید استفاده کرده بود.
با این‌حال، در بعضی پارت‌ها، لزومی به عوض کردن زاویه دید نبود.
زاویه دید، در بعضی جاها بی‌دلیل و تندتند عوض شده بود.
در نوشتن زاویه دید، دقت کافی به کار برده شده بود، که دیگر زاویه دید قبلی ننویسد.

کشمکش و تعلیق:
در متن رمان، باتوجه به ژانرها و... تعلیق‌هایی دیده می‌شد.
سوال‌هایی که در ذهن خواننده ایجاد می‌شدند؛ شاید بیشتر مربوط به شخصیت‌های محمد و شیدا باشند و... .
تعلیق‌های درون رمان، مناسب با محتوای داستان بودند.
تعلیق‌ها باعث کنجکاو شدن خواننده می‌شدند و خواننده را برای خواندن ادامه داستان، ترغیب می‌کردند.
کشمکش‌های درون داستان، بیشتر میان یک شخصیت با خودش بودند.
کشمکش‌ها از نوع درونی بودند و درون ذهن شخصیت ایجاد می‌شدند و حالت فیزیکی نداشتند؛ از پارت‌هایی که این نوع کشمکش را داشتند می‌توان به پارت اول و 32 اشاره کرد.
از کشمکش‌های بیرونی یا فرافرادی می‌توان به پارت 10 اشاره
کرد.

ایده و پیرنگ:
به‌طور کلی، ایده و پردازش داستان؛ هردو خوب بودند.
که در این‌صورت، نویسنده، ایده و پردازش را به خوبی انجام داده و داستان به درستی ادامه پیدا کرده.
با اینکه به‌طور کلی؛ ایده‌ی داستان کمی کلیشه‌ای و تکراری بود، پردازش داستان تاحدودی خوب بود و از کلیشه‌ای شدن رمان، چلوگیری می‌کرد.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی خاصی در متن رمان دیده نمی‌شد؛ تنها استفاده از علائم مناسب نگارشی و نیم‌فاصله‌ها، در متن رمان رعایت نشده بودند، از این‌رو ویرایش داستان، بهتر است.

ضعف‌ها و نقطه قوت:
از ضعف‌های داستان، می‌توان به انتخاب ژانر اشاره کرد؛ از آنجایی که ژانری به نام مذهبی نداریم، ژانرهای انتخابی می‌بایست ویرایش شوند.
همچنین، یک‌دست نبودن بافت رمان و عوض شدن لحن دیالوگ‌ها از ضعف‌های رمان بودند.
از عنوان مناسب با اجزای رمان، سیر متعادل، پردازش قوی و... می‌توان به عنوان نقاط قوت رمان، اشاره کرد.

سخن آخر منتقد و دیدگاه کلی از نظر یک خواننده:
نویسنده‌ی عزیز؛ در هر صورت، ایده‌ی رمان کمی کلیشه‌ای بود و هر چه‌قدر پردازش قوی باشد، به‌دلیل کلیشه بودن ایده، خنثی می‌شود؛ بنابراین با بهبود ایده و پردازش، از کلیشه‌ای شدن رمان جلوگیری کنید.
موفق باشید؛
@مریم فواضلی
من سوال پرسیدم گفتن‌ژانرش مذهبی بنویس!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین