رمان ققنوسی در آتش
عنوان: عنوان از سه بخش تشکیل شده است ققنوسی+ در+ آتش اندازه عنوان استاندارد است.
ققنوسی در آتش کلیشهای نیست و عنوان با بدنه مرتبط است و با ژانر هم میشه گفت ارتباط دارد.
ژانر: ژانر های معمایی+ درام+ پلیسی+ جنایی که همهی ژانر با بدنهی رمان و عنوان رمان ارتباط دارد ولی در رابطه با مقدمه ژانر پلیسی و معمایی در مقدمه رمان دیده نمیشود لطفا نویسنده آن را ویرایش کند.
خلاصهی رمان: اندازه خلاصهی رمان کم بود و یک یا دو خط به خلاصه اضافه کند در خلاصه رمان کلمات کلیشهای دیده نمیشود و خلاصه با ژانر ارتباط دارد و میتوان ژانر معمایی را به اتفاقات ناگهانی ربط داد خلاصه رمان ادامه رمان کامل لو نمیدهد و خلاصه ساده و روان نوشته شدهاست
جلد رمان: جلد رمان با عنوان ارتباط دارد ولی هیچ ارتباطی با بدنه دیده نمیشود و شکل چینش و تکست جلد را نویسنده درست کند لطفا نویسنده جلد رمان را تعویض کند.
مقدمه رمان: مقدمه رمان دارای کلیشه نیست ولی خط های مقدمه رمان کم است و نویسنده چند خط دیگر باید اضافه کند و درمورد روان بودن مقدمه از کلمات گنگ استفاده شده است و روان آن کلمات را جمله بندی کرده است توصیفات به صورت غیر مستقیم گفته شدهاست و مقدمه با خلاصه و میانه و بدنه ارتباط دارد
آغاز رمان: آغاز رمان کلیشهای است یعنی وفا در دادگاه است و میخواد از پروندهی قتل صمیمی ترین دوستش دفاع کند و آرتا با پول و رشوه اجازه اینکار را نمیدهد و قاضی وفا را تهدید میکند توصیف مکان به خوبی در رمان درج نشده است صداها و آواها تناسب خوبی دارند و احساس خواننده یکم در خواندن آغاز گیج و مبهم میشود آغاز با ژانر ارتباط دارد.
میانه رمان: میانه کلیشهای شروع شدهاست و پرش موضوعی کوچکی در رمان اتفاق افتاده است مثل اینکه ادوین سر قبر همسرش رفته و سریع نویسنده پرش موضوعی کردهاست به اینکه الان وفا ساک لباسش را جمع میکند و اتفاقات و حوادث سریع به خواننده انقال میشود که بین میانه گیج میشود اینکه سریع وفا با ادوین آشنا شده بود بعد در خلاصه نوشته است که با سختی بزرگ شدهاست اما هیچ پیش زمینهای درمورد سختی های وفا در رمان ننوشته است و همچنان سریع نقش ها را نام برده است مثل یلدا سپهر و مهرداد و نویسنده گیج میشود که اصلا نقش مهرداد در رمان چیست و نقطه اوج داستان تعجب ادوین درمورد استعداد وفا در تیراندازی و رزم ژانر با میانه رمان ارتباط دارد.
لحن یا بافت: نویسنده در رمان از دیالوگ و مونولوگ های محاورهای استفاده کرده است که بعضی جاها خیلی کوچیک به مونولوگ و دیالوگهای ادبی تبدیل میشود ولی لحن محاورهای را در بیشتر پارتها رعایت کردهاست.
سیر رمان: رمان پشت سر هم و سریعسریع نوشته شدهاست که نویسنده میتواند کمتر اتفاقات را پشت سر هم بنویسد.
مثل اینکه یک وقفهای بین آشنایی ادوین و وفا اتفاق بیافتد نه اینکه همینکه وفا او را در کافه دید بهش اعتماد کند یا درمورد کاراکتر مهرداد کم گفته شده است و اینکه در سیر رمان نویسنده تعادل را ایجاد نکردهاست.
دیالوگ و مونولوگ: در دیالوگ و مونولوگها توصیفات هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم توصیف شدهاست و تناسب بین آنها در تمام پارت ها رعایت شدهاست.
شخصیت پردازی: در شخصیت پردازی از آرایه های ادبی و دور از کلیشه استفاده کرده است.
از توصیفات صداها و احساس خوبی در رمان استفاده کرده است به کاراکتر ها مستقیم اشاره کرده است.
توصیف مکان: نویسنده در توصیف مکان و جابه جایی کارکتر ها خوب عمل نکرده است مثل اینکه اولین بار کجا ادوین وفا رو دید.
توصیف صداها و آواها: در صداها و آواها درد دوری وفا از سپهر و ناراحتی ادوین از تابان.
توصیف احساسات: توصیف احساسات در رمان به خوبی ذکر شدهاست.
زاویه دید: زاویه دید از نوع سوم شخص است و در تمام پارت ها رعایت کردهاست.
کشمکش و تعلیق: نویسنده از کشمکش و تعلیق های بهجا و مناسبی استفاده کردهاست.
مثل عصبانیت ادوین از لجبازی وفا و درد دوری ادوین از تابان و خسته شدن وفا از آرتا و آیا آخر قاتل تمنا پیدا میشه؟
ایده و پیرینگ: در مورد دختری به نام وفا است که بهترین وکیل است و الان دنبال پروندهی قتل بهترین دوستش تمنا است که در این راه با سرگرد ادوین آشنا میشود که او هم همسرش را از دست دادهاست الان هر دو در این راه قرار گرفتند.
رمان ایده خوب و پردازش بد است
ایرادات نگارشی: در رمان ایراد نگارشی زیاد قابل دیدن نیست.
نقاط ضعف: جلد رمان، آغاز رمان، میانه رمان، سیر رمان، توصیف مکان، ایده پیرینگ
نقاط قوت: عنوان، خلاصه رمان، مقدمه رمان، لحن یا بافت، دیالوگ و مونولوگ، شخصیت پردازی، توصیف صداها و آواها، توصیف احساسات، زاویه دید، کشمکش و تعلیق، ایرادات نگارشی
سخن منتقد:قلمت را بردار و از نوشتن دست نکش چون زیباترین کلمات هم که با زبان عامیانه نوشته شده باشند
با احساس تو زیبا میشوند با رنگ و بو دادن تو به این جملات جان میگیرند تو لایق بهترین ها هستی بنویس که هیچ چیز بالاتر از نوشتن نیست قلمت ماندگار و جاودان باشد گلی🌹💞
سلام بانو جان، سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید❤️
برای جلد، در ادامهی داستان و مهمانی که در دبی برگذار میشه، این صحنه که وفا پشت پیانو میشینه رو قراره توصیف بکنم.
و خوب یجورایی چون تمام احساسات وفا رو به نمایش میگذاره من این عکس رو انتخاب کردم و با عکس ققنوس هم ادیت زدم و برای طراح فرستادم.
تکستش هم یه موضوع کلی دربارهی سختیهاییه که وفا توی زندگیش کشید.
حس میکنم جلد با ادامهی داستان خیلی مطابقت داشته باشه.
نیازه که حتماً عوضش کنم؟