جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا وهم روح

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط DELVAN. با نام نقد شورا وهم روح ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 255 بازدید, 2 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا وهم روح
نویسنده موضوع DELVAN.
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط DELVAN.
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
اسم رمان: وهم روح
نام نویسنده:سودا الف زاده
ژانر: تخیلی/ عاشقانه/اجتماعی/معمایی
عضو گپ نظارت: (2)S.O.W
خلاصه:
افسون دختر صاف و مهربانی است که پدر و مادرش را در بچگی از دست داده و با خانواده خاله اش در شمال کشور زندگی میکند.

در بچگی توی جنگل گم میشه و شاهد اتفاقاتی میشه که کم و بیش زندگیشو تحت تاثیر قرار میده و باعث میشه در آینده رازی سر به مهر هزار ساله آشکار بشه...

داستان از جایی شروع میشود که صحنه هایی را می بیند که حس میکند آنجا بوده است. آیا واقعا آنجا بوده یا داستان چیز دیگری است.
زمان برای هیچ ک.س متوقف نمی شود.‌ فقط می گذرد و می گذرد مثل طبیعتی که روال خود را طی میکند.

این تصادفی نیست که اتفاقای خاص برای افراد خاص می افتد؛ آنها با درون خود با انرژی خود آنها را جذب میکنند آنها چیزی را جذب میکنند که هستند . آن چیزی میشود که باید بشود آن اتفاقی می افتد که نوشته شده است و تو نظاره گری و در سکوت...

در این هنگام چی میشود اگر بزرگ ترین قدرت هستی یعنی عشق مترنم شود؟!
 
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
Negar_۲۰۲۳۰۱۰۴_۱۲۲۱۵۸.png


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @جانان؛
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @جانان؛
 
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
به نام خدایی که جان آفرید.
که جان را بهر جانان آفرید!

عنوان:
عنوان شما وهم روح بود که اگر بخواهیم بررسی‌اش کنیم از دو واژه وهم+ روح تشکیل می‌شد که از نظر کلیشه نامی بدون کلیشه و مطلوب می‌باشد.
عنوان شما به معنی ترس روح بود که به بعضی ژانرهای رمان می‌خورد تخیلی و معمایی می‌توانست به این اسم مربوط باشد اما عاشقانه و اجتماعی به عنوان نمی‌خورد.
نوع عنوان شما ابهامی بود و جذابیت را برای خواندن رمان داشت! با بدنه ارتباط نامحسوسی داشت.

خلاصه:
خلاصه شما از حد استاندارد بیشتر است و کل داستان را لو می‌دهد. در کل خلاصه جذابیت خاص خود را داشت ولی زمانی که خلاصه شما خوانده می‌شود مشکلاتی مثل لو رفتن داستان و طولانی بودن را دارد با بدنه ارتباط بسیار مستقیمی داشت و به ژانر هم می‌خورد.
در کل مشکلاتی در خلاصه دیده می‌شد که حتما باید رفع شود!

مقدمه:
یک مقدمه عاملی برای جذب مخاطب و توصیفی از یک داستان است که اگر با بدنه و ژانر هم ارتباط داشته باشد پوئن مثبتی لحاظ می‌شود. در تمام رمان‌ها و کتاب‌هایی که می‌خوانیم معمولاً اول خلاصه و جلد به چشممان می‌خورد سپس مقدمه آن تا بفهمیم داستان از چه قرار است اما رمان شما از این پوئن مثبت محروم بود و مقدمه‌ای نداشت.

جلد:
جلد شما از هارمونی رنگ سفید و سیاه بود که با ژانر و بدنه ارتباط داشت و برای این نوع داستان‌ها این رنگ برای جلد، انتخاب مناسبی بود، تکست شما مبهم بود و از این نظر نکته خوبی داشت که به ژانر و خلاصه مربوط می‌شد در کل این جلد با این داستان مرتبط بود و مشکلی نداشت.

ژانر:
شما از ۴ ژانر بهره گرفتید که هر کدام از این ژانر ها حداقل باید ۲۵٪ داستان را در بر گیرد. ژانرهای استفاده شده استاندارد بود و به داستان و موضوع داستان میخورد و با بدنه و خلاصه ارتباط داشت و می‌توانست آن را در بر گیرد.
در کل ژانرهای انتخابی مطلوب بود و در داستان ژانرهای انتخابی دیده می‌شد.

آغاز:
آغاز شما جذابیت خاصی داشت و حس کنجکاوی را برای ادامه دادن رمان به مخاطب القا می‌کرد کلیشه‌ای در آغاز وجود نداشت و اطلاعات به اندازه وارد داستان شدند برای همین آغاز هم مبهم بود و هم یک آغاز مطلوب برای یک رمان خوب! توصیفات صحنه را در بر می‌گرفت و آواها و صداها را به خوبی و تقریباً غیر مستقیم توصیف کردید آغاز شما مشکلی نداشت. سوالاتی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد که این خیلی خوب بود. اما با تمامی ژانر های ارتباط نمی‌گرفت

میانه:
میانه رمان شما مطلوب بود و کلیشه‌ای وجود نداشت نقطه‌ اوج به خوبی به نمایش گذاشته شده بود نقطه‌ی اوج شما زمانی که آنا وارد مدرسه شد و ماجرای خواب‌های عجیب گفته شد و بالاخره افسون با یک نفر دوست شد بود شخصیت‌ها به طور
ناگهانی وارد نشدند اما پرش‌ها در این نقطه بسیار زیاد بود و گیج کننده طوری که آدم نمی‌دانست الان در خواب افسون است یا واقعیت! با ژانر ها ارتباط می‌گرفت و از زمانی که شروع شد و خواب‌های پی در پی و آمدن کامران به خانه خاله‌اش و اتفاقات ناگواری بعدش که برای دخترخاله‌اش می‌افتاد و دوستی با پسرخاله‌اش باعث شده بود داستان بهتر از قبل بچرخد.


لحن و بافت:
لحن و بافت شما محاوره بود که در این مورد اشتباهات زیادی دیده می‌شد و در تمامی قسمت‌ها کاملا مشهود بود شما هم از ادبی و هم از محاوره استفاده کردید که این عامیانه بودن در بعضی مواقع زیاد و کم می‌شد برای همین اشکالاتی را مشاهده می‌کردیم که باعث می‌شد در لحن اشکالات زیادی به وجود بیاد. بافت شما یکدست نبود!

سیر رمان:
سیر رمان شما بسیار تند بود و نمی‌شد تشخیص داد که در چه زمانی هستیم و پرش‌های زیادی مشاهده می‌شد که به صورتی متوالی این پرش‌ها تکرار می‌شد و باعث می‌شد اتفاقات در این پرش‌های متوالی مشاهده می‌شد و گیج کننده بود، تشخیص زمان و مکان برای مخاطب سخت می‌شد و نمی‌توانستم که با داستان ارتباط کافی را بگیرم.

دیالوگ و مونولوگ:
در این مورد تناسب رعایت نشده بود و ما بیشتر در حال مشاهده اتفاقات بودیم و شخص داشت آن را توضیح می‌داد اما دیالوگ‌ها بسیار کم بود و نسبت به مونولوگ‌های طولانی دیالوگ‌های کوتاهی مشاهده می‌شد در کل بیشتر روایت می‌شد تا از زبان صحبت کردن در این مورد خوب عمل نکردید برای همین مشکل در این قسمت مشاهده شد.

شخصیت پردازی:
بعضی قسمت‌ها و در چهره بعضی شخصیت‌ها کلیشه بود ولی در بعضی قسمت‌ها به اندازه و غیر مستقیم مخاطب می‌توانست اخلاق و رفتار بیشتر شخصیت‌ها را بفهمد و حالات و احساسات آن را متوجه شود و این شخصیت‌ها دور از کلیشه و معمولی بودند در قسمتی که گفتید خورشید پشت گردن فرد خیلی خوب بود که توانستید همان‌جا را توصیف کنید تا مخاطب گیج نشود و در این مورد مطلوب عمل کردید.

توصیف مکان:
توصیفات مکان هم مانند شخصیت پردازی در بعضی قسمت‌ها مستقیم و در بعضی قسمت‌ها غیر مستقیم بود ولی مخاطب می‌توانست مکان را تشخیص دهد و این یک پوئن مثبت بود توصیفات کم نبود و خوب گفته شده بود.

توصیفات صداها و آواها:

تن صدا: در این قسمت خوب عمل کردید مانند صدای گرفته و خش دار، غمگین و بغض دار که این خیلی خوب بود.
آواهای موجود در محیط: این قسمت هم مطلوب بود و می‌شد تشخیص داد که چه صداهایی در اطراف شخصیت بود حرف زدن زمزمه کرد یا صدای برگ‌ها و باران!
جهت صدا: در این قسمت خوب عمل نکردید و جهات صدا کاملا واضح نبود و فقط صدا می‌آمد.
حالات صدا: در این قسمت هم مانند تن صدا و آواها خوب عمل کردید و توانستید آن حس‌ها را در هم آمیخته کنید و به مخاطب برسانید.

توصیف احساسات:
بسیار خوب بود و مخاطب می‌توانست درک کامل را داشته باشد در مواقعی که حال بد یا خوب داشت یا شخصیت در موقعیت‌های مختلف چه احساسات مختلفی داشته و از حالات شخص هم می‌توان تشخیص داد که آن چه حسی دارد و به درک کامل از این قسمت می‌رسیم
اگر بخواهیم جمع بندی کنیم در کل این بخش بسیار خوب بود.

زاویه دید:
در این داستان هم زاویه دید اول شخص و هم زاویه دید سوم شخص دیده شد ولی نیازی به عوض شدن نبود و داستان می‌توانست روال را به خوبی در یک حالت مشخص ادامه دهد اما در هم آمیختن این زوایای دید کار درستی نبود!

کشمکش و تعلیق:
تعلیق در این داستان خوب بود و سوالاتی در ذهن مخاطب ایجاد می‌شد که در طول داستان جوابی برای آن پیدا می‌شد و این سرنخ‌ها به خوبی عمل می‌کردند و خواب‌های متوالی محرک‌های خوبی برای ادامه و کشش داستان بودند و از جانب تعلیق می‌توان گفت خوب بود و محرک‌ها و سرنخ‌ها برای جذب و ادامه دادن داستان کارساز بود.
کشمکش شما هم بیرونی و هم درونی بود. کشمکش‌های لفظی و دعواهای فیزیک با شخصیت‌ها و احساسات بروز داده شده مثل در آغوش کشیدن آنا می‌توانست جزئی از این مثال‌های کشمکش بیرونی باشد.
کشمکش درونی هم همان‌طور که گفته شد خواب‌ها و درگیری‌های ذهنی افسون بود که به خوبی و واضحی گفته شد و در این موارد مشکلی نبود.

ایده و پیرنگ:
ایده شما نو بود یعنی کلیشه‌ای در ایده وجود نداشت و برای ادامه دادن داستان خوب بود و می‌تواند در آینده بهتر هم ادامه‌اش داد و به همین دلیل و بال و پر دادن به این ایده پردازش شما هم از نوع خوب بود ولی می‌توانست بهتر هم باشد و بال‌ و پر دادن به داستان بیشتر باشد و به ادامه داستان کمک به سزایی کند.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی زیادی دیده می‌شد مانند درست نویسی و نیم فاصله‌ها و رعایت علائم نگارشی مانند سه نقطه و ویرگول یا علامت سوالی که بعدش علامت سه نقطه آمده شما باید در درست نویسی دقت بیشتری به خرج دهید و کاری کنید که این اشکالات بر طرف شود.

نقاط قوت:
عنوان خوب
جلد و آغاز مناسب
توصیفات نسبتاً خوب
کشمکش و تعلیق خوب
ایده و پیرنگ خوب و نو و...
نقاط ضعف:
زاویه دید نامناسب
نداشتن مقدمه
ایرادات نگارشی بسیار زیاد
دیالوگ و مونولوگ‌های نا مناسب
سیر تند و...
از خواندن رمان شما لذت بردم.
قلمتان مانا!
@sevda_
 
آخرین ویرایش:
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: sevda_
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین