- Feb
- 4,147
- 9,086
- مدالها
- 4
نام رمان: ادوارد کلاه به سر
ژانر: اجتماعی/فانتزی
نویسنده: آیناز
سبک: سمبولیسم
زاویه دید: سومشخص
نثر: ادبی
خلاصه: میان بومهای رنگرنگ و شاهکارهای هنری افسانهای، آدمکی بیهویت و ناشی از جنون حبس شده است. او اسیر شده، اسیر تفاوتهایش، اسیر بیهدفی خالقش که او را همچون خندههایش از روی جنون خلق کرده، اسیر شاهکارهای گوناگون پیرامونش، اسیر دیده نشدنهایش. ادوارد نه از سرنوشت خود خبر دارد نه از هدف آفریده شدنش. او بیهویت است مثل رعد و برق تابستانی. ادوارد نمیداند سرانجام کسی او را میپذیرد یا در چالهی بیتوجهیهایی که احاطهاش کردهاند غرق میشود. ادواردی که به افسردگی تن نمیدهد، نمیداند سرانجام میتواند راهش را پیدا کند و از این سردرگمی عذابآور و زجردهنده فرار کند یا باید تا لحظهی مرگ تاوان سلیقهی خالق مردهاش را بدهد. ادوارد نمیداند در میان این دشواریها گم میشود، میمیرد یا زنده میماند.
ژانر: اجتماعی/فانتزی
نویسنده: آیناز
سبک: سمبولیسم
زاویه دید: سومشخص
نثر: ادبی
خلاصه: میان بومهای رنگرنگ و شاهکارهای هنری افسانهای، آدمکی بیهویت و ناشی از جنون حبس شده است. او اسیر شده، اسیر تفاوتهایش، اسیر بیهدفی خالقش که او را همچون خندههایش از روی جنون خلق کرده، اسیر شاهکارهای گوناگون پیرامونش، اسیر دیده نشدنهایش. ادوارد نه از سرنوشت خود خبر دارد نه از هدف آفریده شدنش. او بیهویت است مثل رعد و برق تابستانی. ادوارد نمیداند سرانجام کسی او را میپذیرد یا در چالهی بیتوجهیهایی که احاطهاش کردهاند غرق میشود. ادواردی که به افسردگی تن نمیدهد، نمیداند سرانجام میتواند راهش را پیدا کند و از این سردرگمی عذابآور و زجردهنده فرار کند یا باید تا لحظهی مرگ تاوان سلیقهی خالق مردهاش را بدهد. ادوارد نمیداند در میان این دشواریها گم میشود، میمیرد یا زنده میماند.