جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بیوگرافی هنرمند | بهمن محصص

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بیوگرافی هنرمندان توسط BALLERINA با نام هنرمند | بهمن محصص ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 74 بازدید, 4 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته بیوگرافی هنرمندان
نام موضوع هنرمند | بهمن محصص
نویسنده موضوع BALLERINA
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط BALLERINA
موضوع نویسنده

BALLERINA

سطح
6
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Dec
6,904
15,671
مدال‌ها
11
موضوع نویسنده

BALLERINA

سطح
6
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Dec
6,904
15,671
مدال‌ها
11
زاده: ۹ اسفند ۱۳۰۹ رشت
درگذشت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ (۷۹ سال) رم
ملیت: ایرانی / ایتالیایی
پیشه: نقاشی، مجسمه‌سازی، ترجمه، نمایش
 
موضوع نویسنده

BALLERINA

سطح
6
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Dec
6,904
15,671
مدال‌ها
11
بهمن محصص (۱۰ اسفند ۱۳۰۹ در رشت – ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمه‌ساز، هنرمند چاپگر و مترجم پیشرو و جریان‌ساز ایرانی بود. او جزو نخستین نقاشان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموخت و آن را با نگاهی شرقی آمیخت. بسیاری او را تحت تاثیر پیکاسو می‌دانند و برخی حتی او را پیکاسوی ایرانی می‌نامند؛ هنرمندی که با وجود استفاده از تکنیک‌ها و نگاه‌های غربی در آثارش، وجود روح ایرانی در کارهایش انکارناپذیر است. نقاشی‌های آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب می‌شود.
محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامهٔ حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دههٔ بیست تا به امروز قرار گرفت.


زندگی:
بهمن محصص در سال ۱۳۰۹ در خانواده‌ای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکان لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفته حسین محجوبی «همهٔ محصص‌ها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیده‌تر و خاص‌تر به نظر می‌رسید.». اردشیر محصص پسر عموی او نیز به عنوان کارتونیست جایگاهی ویژه در جریان نوگرای ایران دارد. خودش در فیلم مستند «فی‌فی از خوشحالی زوزه می‌کشد» که درباره زندگی اوست، می‌گوید نسبش از طرف پدر به مغول‌ها و از طرف مادر به قاجارها می‌رسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد. در بهار ۱۳۳۰ در رشت و با حمایت از حبیب محمدی، نمایشی از کارهای محصص برگزار شد. بهمن محصص تحصیلات خود را در دبیرستان «شاهپور» رشت (شهید بهشتی فعلی) به پایان رساند. پدر او کارمند اداره تلگراف و تلفن بود و به تهران منتقل شد. بهمن محصص در کنکور دانشگاه تهران قبول نمی‌شود اما گویا با وساطت و گفت‌گوی خانواده، را می‌پذیرند؛ لیکن رهاتر از آن است که دانشگاه را تاب آورد و در کمتر از چند ماه آن را ترک می‌کند. به گفته محجوبی «خیلی با کسی نمی‌جوشید و فکر می‌کنم بهمن‌خان این بدعنقی را از او به ارث برده باشد.» محصص هنرمندی بود که انزوا و تنهایی را ترجیح می‌داد و این نگاه تلخ نیز در بسیاری از آثارش خودنمایی می‌کرد. مجسمه‌های پرنده‌ای که پر پرواز نداشتند یا چهره‌های بدون احساس او در مجموعه فی فی همگی به نوعی انعکاسی تلخ از نگاه این هنرمند بودند. وی شاگردی نداشت و پروانه اعتمادی تنها کسی بود که به‌طور جدی نقاشی را از او آموخت.
در زمان اقامت خانوادگی در تهران، محصص چند ماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت. در همین زمان بود که او به انجمن خروس جنگی که توسط جلیل ضیاپور تأسیس شده بود پیوست و برای مدتی ویراستار هفته نامه ادبی هنری «پنجه خروس» بود. از طریق همین انجمن او به جریان نوگرای ایران وارد شد که از اعضای آن نیما یوشیج، پدر شعر نوی فارسی، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب بودند. او با بزرگان زمان خود نظیر نیما یوشیج، فروغ فرخزاد و جلال آل احمد معاشرت داشت. محصص آثار بسیاری را متأثر از اشعار نیما یوشیج خلق کرد که از آن جمله می‌توان به تابلوی “عقاب کور” اشاره کرد که اشارتی به شعر “عقاب نیل” داشت که نیما آن را در سال 1308 سروده بود. بهمن محصص آثار اولیه‌ی خود را با نام «بهمن محصصی» امضاء می‌کرد؛ بعدها در اواخر دهه‌ی ۱۳۲۰ از نام «محصص» برای خود بهره برد.
در اردیبهشت سال ۱۳۳۳، آثاری از او و تعدادی از هنرمندان مدرنیست ایرانی در حاشیه‌ی نمایشگاهی به مناسبت «هزاره‌ی بوعلی‌سینا» در اداره‌ی کل هنرهای زیبای کشور به تماشا درآمد. بهمن محصص در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرده و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی محصص، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاه‌هایی چون بینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.
بهمن محصص با دختر پسرعموی پدرش به نام «نزهت‌الملوک» که در بندر انزلی دبیر و بعداً در تهران رئیس دانشسرای عالی دختران بود در سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد. قرار بود خیلی قبل‌تر این دو با هم ازدواج کنند ولی به علت رفت‌وآمد محصص به ایتالیا در این امر تأخیر افتاد. ارتباط آنان بیشتر تلفنی بود زیرا محصص در ایتالیا و همسرش در تهران زندگی می‌کردند. نزهت‌الملوک که به‌طور مستقل برای خود زندگی می‌کرد در حدود ۱۳۷۵ یا ۱۳۷۶ به علت تومور مغزی درگذشت.
Out که در حوزه سبک زندگی و سرگرمی همجنس‌گرایان منتشر می‌شود، در مرور فیلم فی‌فی از خوشحالی زوزه می‌کشد ساخته میترا فراهانی دربارهٔ بهمن محصص، از او به عنوان یکی از هنرمندان همجنس‌گرای ایرانی نام برده‌است.
 
موضوع نویسنده

BALLERINA

سطح
6
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Dec
6,904
15,671
مدال‌ها
11
بازگشت به ایران:
در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشی نو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌ها و برنامه‌های متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.
محصص از پیشگامان طراحی صحنهٔ تئاتر در ایران بود؛ او نمایش صندلی‌ها اثر اوژن یونسکو را به روی صحنه برد. او برای این نمایش تعدادی صندلی دکوراتیو و اکسپرسیو طراحی کرد که وقتی کنار هم قرار داده می‌شدند جنگلی آبستره را به ذهن متبادر می‌کردند. طراحی دیگر او برای تولید هنری چهارم از لوییجی پیراندلو به مناسبت صد سالگی آن بود که در آن فرم‌های فلزی تندیسی در تضاد با پرده‌های ساده کیسه‌ای قرار گرفته بود.
در سال ۱۳۴۸ از ادامه فعالیت در ایران صرف نظر کرد و به رم بازگشت و در همان‌جا به ادامه زندگی و کار پرداخت. او در این دوران سفارش ساخت مجسمه‌هایی را برای برپایی در تهران دریافت کرد، اما بسیاری از آثار عمومی او پس از انقلاب اسلامی نابود شده یا آسیب دیدند و خود هنرمند نیز باقی کارهای خود در ایران را از بین برد. او گاهی به ایران سفر می‌کرد و سرانجام در ۱۳۸۹ در انزوای خودخواسته در رم رخت از جهان بربست. در بخشی از مستند فی فی از خوشحالی زوزه می‌کشد، درباره خودش گفته بود «مرگ هیچ وقت من را نمی‌ترساند و فکر می‌کنم شاید به موقع تمام کردن مهمترین کار زندگی باشد. یک آرتیست باید بداند همان اندازه که وارد شدن به صحنه مهم است، لحظه خارج شدن هم مهم است». به واسطه‌ی برخی مسائل، امکان اجرای وصیتش در رم فراهم نیامد و به ناچار جنازه‌اش به آمریکا رفت و در آن‌جا خاکسترش به آب و به باد سپرده شد؛ تا بعد از مرگ نیز هم‌چون زندگی‌اش، بی‌آرام و قرار بر آب‌وباد به این سو و آن سو برود.
کارهای محصص را می توان به دو بخش تقسیم کرد، قبل از مهاجرت و بعد از آن. در کارهای اولیه ظرافت و دقت در طراحی ها و انتخاب دقیق رنگ ها که عموما شامل رنگ های کدر و تیره استفاده می شد، دیده می شود. اما در کارهای پس از مهاجرتش او یک روحیه آنارشیستی دیده می شود؛ با قلم هایی که گویی از سر خشم بر روی بوم کوبیده شده اند و رنگ های تند و متعددی که بر روی بوم منفجر شده اند و نشانی از کارهای اولیه اش ندارند.
در کارنامه هنری محصص، افزون بر نقاشی و مجسمه‌سازی، می‌توان طراحی برای کتاب‌ها را نیز دید، که برای نمونه، طراحی‌های کتاب «اورازان» نوشته جلال آل احمد کار اوست.

ستایش دیگران:
آیدین آغداشلو، نقاش ایرانی درباره محصّص می‌گوید: «به گمانِ من او یکی از پنج هنرمند بزرگ هنر معاصر ماست.» شهروز نظری در مقدمهٔ بزرگداشت بهمن محصص در شمارهٔ ۱۲۶ دوهفته‌نامه تندیس می‌نویسد: «چهره پروتاگونیست او به عنوان روشنفکر به مثابه الگویی برای تیپ هنرمند نخبه مورد تقلید بسیار قرار گرفت.» رویین پاکباز دربارهٔ ویژگی آثار محصص می‌نویسد: او با تعمق در سنت پیکره‌سازی مدرن و در عین پیروی از هنرمندان بزرگ دورهٔ مدرن همچون به گفتهٔ خود محصص بروگل و گویا، به سبک بدیع و متمایز خود دست یافته‌است و از همین روی او هنرمندی تک‌رو و متکی به خود است.

حراج:
اولین حضور بهمن محصص در حراج‌ها به سال 1386 در حراج کریستیز بازمی‌گردد. آثار او تا مهرماه 1400، 82 مرتبه در حراج‌های داخلی و خارجی حضور مستمر داشته و 86 درصد از آثارش در حراج‌های بین‌المللی به فروش رسیده است. گرانترین اثر او (مینوتور در ساحل دریا) تا سال 2021 در حراج ساتیز با مبلغ یک میلیون و 405 هزار دلار در فروردین سال 1400 چکش خورده است و میانگین قیمت فروش آثار او صد و چهل هزار دلار میباشد.
 
موضوع نویسنده

BALLERINA

سطح
6
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Dec
6,904
15,671
مدال‌ها
11
چشمی که می‌شنود:
در سال ۱۳۴۶، احمد فاروقی با همکاری بیژن صفاری مستندی در خصوص بهمن محصص به تهیه‌کنندگی تلویزیون ملی ایران و با عنوان چشمی که می‌شنود (هنر امروزی ایران) ساخت. فیلمی کوتاه از یک شب زندگی هنرمند میان ساعات ۹ شب تا ۳ صبح که در آن نقاش از خود و عقایدش صحبت کرده، به کافه می‌رود. و در انتهای شب به نقاشی می پردازد. محصص در این فیلم خود را پرسوناژی تاریخی برای این آب و خاک عنوان می‌کند. درون‌مایه‌ی آثارش را محکومیت وجود دانسته که از طریق نقص فیزیکی و وقاحت برهنگی به نمایش درمی‌آیند.

برگزاری نمایشگاه و تبدیل خانۀ محصص به موزه:
بهمن محصص بیش از ۵۰ تابلو از محمدحبیب محمدی استاد خود را برای نمایش در موزۀ رشت از طریق فرامرز طالبی و عنایت سمیعی به این موزه اهدا کرده‌بود. این آثار که پس از ۲۵ سال دچار صدماتی شده‌بودند، پس از مرمت سرانجام از ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ به مدت یک ماه در این موزه در معرض تماشا قرار گرفتند. در افتتاحیۀ نمایشگاه سه تابلوی قدیمی محصص که به دورۀ شاگردی او نزد حبیب محمدی مربوط است از نمایشگاه برداشته‌شد و این سه تابلو تنها از روز دوم اجازۀ نمایش یافتند. در ایام برگزاری این نمایشگاه و در روز ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گیلان از خریداری خانۀ بهمن محصص در لاهیجان و تبدیل آن به موزه هنرهای معاصر گیلان خبر داد و گفت ۶۰ اثر نقاشی مربوط به حبیب محمدی و بهمن محصص به این خانه منتقل خواهد شد. به دنبال این مسئله، یک روحانی به نام مرتضی عبداللهی با انتشار پستی در اینستاگرام با تبدیل خانۀ بهمن محصص به موزه مخالفت کرد و ضمن محکوم کردن مدیران دولتی از دستگاه قضایی خواست به مسئله ورود کند. به دنبال انتشار این پُست اینستاگرامی مراسم اختتامیۀ نمایشگاه که قرار بود در روز چهارشنبه ۲۸ فروردین با سخنرانی چند تن از پژوهشگران و هنرمندان گیلان برگزار شود لغو شد. سپس گفته‌شد که «مدیر تحقیقات انقلاب اسلامی گیلان» با تبدیل خانۀ بهمن محصص به موزه مخالفت کرده‌است. به دنبال این وقایع، جمعی از هنرمندان، فرهنگ‌دوستان و کُنشگران فرهنگی گیلان با انتشار بیانیه‌ای ضمن اعلام حمایت خود از برگزاری نمایشگاه و نیز تبدیل خانۀ بهمن محصص به موزه، نسبت به مخالفت با این اقدامات اعتراض کردند و خواهان شنیده شدن صداهای متکثر و احترام به دیدگاه‌های متفاوت شدند.
 
بالا پایین