جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

معرفی کتاب پاییز فصل آخر سال است

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته قفسه کتاب توسط SETAREH_M با نام پاییز فصل آخر سال است ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 234 بازدید, 7 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته قفسه کتاب
نام موضوع پاییز فصل آخر سال است
نویسنده موضوع SETAREH_M
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SETAREH_M
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
1623836670780.png
معرفی کتاب ‫پاییز فصل آخر سال است‬‌‫
‫کتاب پاییز فصل آخر سال است‬‌‫ اثر نویسنده‌ی جوان نسیم مرعشی است. این کتاب زندگی سه زن را که باهم دوستند اما تفاوت‌های فکری بسیاری دارند، روایت می‌کند، پاییز فصل آخر سال است به عنوان رمان برتر جایزه جلال آل احمد سال ۹۴ شناخته شده است.
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
درباره‌ی ‫کتاب پاییز فصل آخر سال است
‫کتاب پاییز فصل آخر سال است از زبان سه زن به نام‌های شبانه، روجا و لیلا روایت می‌شود. هر کدام از این سه زن که شخصیت‌هایی خاکستری دارند و از دل همین جامعه بیرون آمده‌اند، درگیری‌های فکری خاص خود را دارند. شبانه نمی‌داند از زندگی چه می‌خواهد و حجمی از دلتنگی را هر روز همراه خود به این طرف و آن طرف می‌برد. لیلا که هنوز به ازدواج قبلی اش چسبیده است و حاضر نیست از آن دل بکند. لیلا با اینکه خودش همیشه دوست داشته در ایران بماند، همسرش را که می‌خواست مهاجرت کند، راهی کرده است و روجا، دختری که انگار مامور شده است تا آرزوهای افراد خانواده‌اش را برآورده کند و انگار در زندگی‌اش نمی‌تواند نفس راحتی برای خودش بکشد.

‫کتاب پاییز فصل آخر سال است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم
‫کتاب پاییز فصل آخر سال است یک روایت جذاب از زندگی است. اگر دوست دارید داستان‌هایی از زندگی واقعی مردم بخوانید. این کتاب را انتخاب کنید. اگر به موضوعاتی که زنان در جامعه‌ی ایران با آن درگیرند نیز علاقه دارید، ‫کتاب پاییز فصل آخر سال است را جذاب می‌یابید.

درباره‌ی نسیم مرعشی
نسیم مرعشی در سال ۱۳۶۲ متولد شد. در دانشگاه علم و صنعت، از رشته‌ی مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۸۵ شروع به روزنامه‌نگاری در هفته‌نامه‌ی همشهری جوان کرد. او با کتاب پاییز فصل آخر سال است مشهور شد. کتاب دیگر مرعشی، هرس نام دارد که به سال‌ها و تاثیرات جنگ بر زندگی افراد معمولی می‌پردازد.
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
جملاتی از ‫کتاب پاییز فصل آخر سال است
آب‌جوش را که می‌ریزم توی لیوان، رگه‌های قهوه‌ای دود می‌شوند توی آب و پیچ‌و‌تاب می‌خورند. نخ کیسه‌ی چای را می‌کشم. رگه‌ها با‌هم قاطی می‌شوند و برایم چای فوری درست می‌کنند. نیستی و با خیال راحت قوری را در بالاترین کابینت قایم کرده‌ام و فقط چای فوری می‌خورم. باید چای بخورم تا سرحال شوم. باید سرحال بروم سر کار. دارم می‌روم سر کاری که همیشه دوست داشته‌ام. کاری که خوشحالم می‌کرد. باید باز هم دوست‌اش داشته باشم. چرا ندارم؟ چرا هیچ‌چیزِ این روزها دیگر مرا نمی‌خنداند؟ به خاطر بی‌کاری است حتماً. باید چیزی داشته باشم که مرا فرو ببرد توی خودش و نگذارد بفهمم کجا هستم. باید روزهایم را بگذراند. باید حواسم را پرت کند از همه‌چیز. حواسم که به چیزی پرت نمی‌شود، فکرها پیدای‌شان می‌شود. خودم را ول می‌کنم روی مبل قرمز و هزار ساعت هم که بنشینم حوصله‌ام سر نمی‌رود بس که فکر می‌دود توی سرم. فکر خودم، تو، سمیرا، زندگی شبانه و ماهان. فکر این‌که چرا به این‌جا رسیدیم. کجا را اشتباه کردیم. کجای خلقت و با کدام فشار شالوده‌مان ترک خورد که بدون این‌که بدانیم برای چه، با یک باد، طوری آوار شدیم روی خودمان که دیگر نمی‌توانیم از جای‌مان بلند شویم. نمی‌توانیم خودمان را بتکانیم و دوباره بایستیم و اگر بتوانیم، آنی نیستیم که قبل از آوار بوده‌ایم. اشتباهِ کدام طراح بود که فشارها را درست محاسبه نکرد و سازه‌مان را طوری غیر‌مقاوم ساخت که هر روز می‌تواند برای شکستن‌مان چیزی داشته باشد؟ فکر زندگی بی‌خنده و بی‌آرزو تکه‌تکه‌ام می‌کند.
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
خوبیِ چت همین است. هر وقت بخواهی، چیزی می‌گویی و هر وقت نمی‌خواهی، نمی‌گویی و بدون خداحافظی گم می‌شوی. می‌توانی با بغض بخندی و هیچ‌ک.س نفهمد داری گریه می‌کنی. می‌توانی جواب حرفی را که دوست نداری ندهی، دست‌هایت را زیر چانه بزنی، خیره شوی به مانیتور و بگویی سرم شلوغ است
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
نمی‌فهمم چی را در من دوست دارد و از همین می‌ترسم. از این نفهمیدن بی‌‌در‌و‌پیکر که مرا پرت می‌کند توی فضای تاریکی که نمی‌شناسم
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
دارم خودم را گول می‌زنم، مثل عاشقی که به‌جای بوسه، سیلی خورده و با خود‌ می‌گوید ‌اگر با من نبودش هیچ میلی...‌
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
خوبیِ چت همین است. هر وقت بخواهی، چیزی می‌گویی و هر وقت نمی‌خواهی، نمی‌گویی و بدون خداحافظی گم می‌شوی. می‌توانی با بغض بخندی و هیچ‌ک.س نفهمد داری گریه می‌کنی
 
موضوع نویسنده

SETAREH_M

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jun
419
1,200
مدال‌ها
1
خیلی وقت است داریم ادا درمی‌آوریم. ادای خوشبختی ساده‌ای که در این بدبختی محتوم ابدی گمش کرده‌ایم.
 
بالا پایین