جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

معرفی کتاب پیله سوخته نویسنده: زهرا علیرضائی

  • نویسنده موضوع ♡Nadieh♡
  • تاریخ شروع

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته معرفی کتب نشر توسط ♡Nadieh♡ با نام پیله سوخته نویسنده: زهرا علیرضائی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 285 بازدید, 0 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته معرفی کتب نشر
نام موضوع پیله سوخته نویسنده: زهرا علیرضائی
نویسنده موضوع ♡Nadieh♡
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ♡Nadieh♡
موضوع نویسنده

♡Nadieh♡

مهمان
122835.jpg

انتشارات صدای معاصر منتشر کرد:
چرا حس می کردم هر لحظه به پرتگاه نزدیک می شوم؟ سیروان شیرینی ای برداشت و در پیش دستی اش گذاشت و گفت:
- بله... کام شما شیرین نباشه، کام کی شیرین باشه آخه؟!
عمو با خشم گفت:
- نیومده جنجال به پا نکن پسر! گفتی می آم؛ تبریک می گم و می رم. این بود تبریکت؟!
مگر سیروان حرمت سرش می شد؟! مگر اصلا درک می کرد کجاست؟! انگار عقلش را از دست داده بود. با غیظ گازی به شیرینی اش زد و گفت:
- چیه باباجون، شما دیگه چرا؟! ناراحت نیستی عروس سابقت شده زن یکی دیگه؟! مگه دیروز خودت نبودی که می گفتی حیف شد؛ نازنین برای ما بود؟! هان، تو نبودی مگه؟!
آیدین از جا بلند شد و من هم از آتشفشان بیدار در نگاهش از جا پریدم.


سیروان با بلند شدن آیدین، پوزخند زد و رو به من گفت:
- نازنین جان، به شازده پسر و خونواده ش نگفتی یه روزی دستات تو دستای من بود؟! یه روزی عاشقم بودی؟! ها نگفتی؟!
تیر خلاص زده شد و من مردم. حادثه اتفاق افتاد. آیدین نعره زد:
- خفه شو!
آنچه نباید می شد؛ شد...


Screenshot_۲۰۲۲۰۳۲۵-۰۱۳۱۱۰_Chrome.jpg
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sars.ha
بالا پایین