- Jul
- 1,522
- 3,677
- مدالها
- 7
پدر و مادر چاپلین هر دو هنرمندانی (بازیگر و آوازه خوان) در سالن موسیقی در لندن بودند. وی در زندگینامه خود شرح داده که چگونه در ۵ سالگی، در یکی از اجراهای زنده تئاتر برای سربازان، جسمی به سر مادرش برخورد کرد و آسیب دید.
سپس مدیر صحنه یا احتمالا پدرش یا یکی از دوستداران مادرش - چاپلین را به عنوان جایگزین روی صحنه برد. چاپلین ابتدا ترانهای معروف به نام "جک جونز" را خواند و تماشاگران را بر آن داشت تا او را غرق در سکه کنند. او گویا با اعلام این که پول را قبل از ادامه کار برمیدارد، باعث خنده بیشتر تماشاگران شد. وقتی او شروع به تقلید از حنجره مادرش کرد، خندههای بیشتری به دنبال داشت.
چند سال بعد، چاپلین اولین حضور حرفهای خود را به عنوان عضوی از یک گروه رقص نوجوانان انجام داد. او این کار را با دو نقش تئاتر ادامه داد. با وودویل (نمایشهای سرگرم کننده) روی صحنه رفت و در یک شب هم استندآپ کمدی فاجعه باری را انجام داد که او را از صحنه بیرون کشیدند.
با بدتر شدن سلامتی مادر چاپلین، امور اقتصادی خانواده آنقدر وخیم شد که در سال ۱۸۹۶ چاپلین و برادر ناتنی بزرگترش را به یک مدرسه شبانه روزی دولتی برای "کودکان یتیم و بی بضاعت" فرستادند. چاپلین حدود ۱۸ ماه را در آنجا گذراند، طولانیترین دوره تحصیلاتی که به صورت مداوم تاکنون میدید. او خواندن و نوشتن را آموخت. اندکی پس از آن، مادرش به یک موسسه روانی سپرده شد. در همین حال، پدرش که نقش بسیار کمی در تربیت وی داشت، سرانجام در ۳۷ سالگی به دلیل اعتیاد به الکل درگذشت.
در جریان دومین سفر وودویل چاپلین به ایالات متحده در سال ۱۹۱۳، استودیوی کیستون او را با پرداخت ۱۵۰ دلار در هفته استخدام کرد. او اولین حضور خود را در اوایل سال بعد در نقش یک کلاهبردار از کار افتاده در "ساختن زندگی" بازی انجام داد. او با استفاده از سبیل دسته دار، کلاه بالایی و مونوکل (عینک یک چشم)، چند شوخی خنده دار هنگام جنگ با قهرمان داستان انجام داد، روزنامه نگاری که در یک زمان به جای کمک به او با مردی که در زیر ماشین گیر کرده بود مصاحبه کرد. به طور کلی، چاپلین از عملکرد خود وحشت زده شد. بعدا گفت: " من همه افراد خارج از صحنه را با پیش بینی حرکت بعدی غافلگیر کردم."
سپس مدیر صحنه یا احتمالا پدرش یا یکی از دوستداران مادرش - چاپلین را به عنوان جایگزین روی صحنه برد. چاپلین ابتدا ترانهای معروف به نام "جک جونز" را خواند و تماشاگران را بر آن داشت تا او را غرق در سکه کنند. او گویا با اعلام این که پول را قبل از ادامه کار برمیدارد، باعث خنده بیشتر تماشاگران شد. وقتی او شروع به تقلید از حنجره مادرش کرد، خندههای بیشتری به دنبال داشت.
چند سال بعد، چاپلین اولین حضور حرفهای خود را به عنوان عضوی از یک گروه رقص نوجوانان انجام داد. او این کار را با دو نقش تئاتر ادامه داد. با وودویل (نمایشهای سرگرم کننده) روی صحنه رفت و در یک شب هم استندآپ کمدی فاجعه باری را انجام داد که او را از صحنه بیرون کشیدند.
بزرگ شدن در یک یتیم خانه
با بدتر شدن سلامتی مادر چاپلین، امور اقتصادی خانواده آنقدر وخیم شد که در سال ۱۸۹۶ چاپلین و برادر ناتنی بزرگترش را به یک مدرسه شبانه روزی دولتی برای "کودکان یتیم و بی بضاعت" فرستادند. چاپلین حدود ۱۸ ماه را در آنجا گذراند، طولانیترین دوره تحصیلاتی که به صورت مداوم تاکنون میدید. او خواندن و نوشتن را آموخت. اندکی پس از آن، مادرش به یک موسسه روانی سپرده شد. در همین حال، پدرش که نقش بسیار کمی در تربیت وی داشت، سرانجام در ۳۷ سالگی به دلیل اعتیاد به الکل درگذشت.
چاپلین از اولین فیلمش متنفر بود
در جریان دومین سفر وودویل چاپلین به ایالات متحده در سال ۱۹۱۳، استودیوی کیستون او را با پرداخت ۱۵۰ دلار در هفته استخدام کرد. او اولین حضور خود را در اوایل سال بعد در نقش یک کلاهبردار از کار افتاده در "ساختن زندگی" بازی انجام داد. او با استفاده از سبیل دسته دار، کلاه بالایی و مونوکل (عینک یک چشم)، چند شوخی خنده دار هنگام جنگ با قهرمان داستان انجام داد، روزنامه نگاری که در یک زمان به جای کمک به او با مردی که در زیر ماشین گیر کرده بود مصاحبه کرد. به طور کلی، چاپلین از عملکرد خود وحشت زده شد. بعدا گفت: " من همه افراد خارج از صحنه را با پیش بینی حرکت بعدی غافلگیر کردم."