جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بزرگان تاریخ چارلی چاپلین

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بزرگان تاریخ توسط Mina-j با نام چارلی چاپلین ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 151 بازدید, 9 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته بزرگان تاریخ
نام موضوع چارلی چاپلین
نویسنده موضوع Mina-j
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Mina-j
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7
پدر و مادر چاپلین هر دو هنرمندانی (بازیگر و آوازه خوان) در سالن موسیقی در لندن بودند. وی در زندگینامه خود شرح داده که چگونه در ۵ سالگی، در یکی از اجراهای زنده تئاتر برای سربازان، جسمی به سر مادرش برخورد کرد و آسیب دید.


سپس مدیر صحنه یا احتمالا پدرش یا یکی از دوستداران مادرش - چاپلین را به عنوان جایگزین روی صحنه برد. چاپلین ابتدا ترانه‌ای معروف به نام "جک جونز" را خواند و تماشاگران را بر آن داشت تا او را غرق در سکه کنند. او گویا با اعلام این که پول را قبل از ادامه کار برمی‌دارد، باعث خنده بیشتر تماشاگران شد. وقتی او شروع به تقلید از حنجره مادرش کرد، خنده‌های بیشتری به دنبال داشت.


چند سال بعد، چاپلین اولین حضور حرفه‌ای خود را به عنوان عضوی از یک گروه رقص نوجوانان انجام داد. او این کار را با دو نقش تئاتر ادامه داد. با وودویل (نمایش‌های سرگرم کننده) روی صحنه رفت و در یک شب هم استندآپ کمدی فاجعه باری را انجام داد که او را از صحنه بیرون کشیدند.

بزرگ شدن در یک یتیم خانه


با بدتر شدن سلامتی مادر چاپلین، امور اقتصادی خانواده آنقدر وخیم شد که در سال ۱۸۹۶ چاپلین و برادر ناتنی بزرگترش را به یک مدرسه شبانه روزی دولتی برای "کودکان یتیم و بی بضاعت" فرستادند. چاپلین حدود ۱۸ ماه را در آنجا گذراند، طولانی‌ترین دوره تحصیلاتی که به صورت مداوم تاکنون می‌دید. او خواندن و نوشتن را آموخت. اندکی پس از آن، مادرش به یک موسسه روانی سپرده شد. در همین حال، پدرش که نقش بسیار کمی در تربیت وی داشت، سرانجام در ۳۷ سالگی به دلیل اعتیاد به الکل درگذشت.


چاپلین از اولین فیلمش متنفر بود


در جریان دومین سفر وودویل چاپلین به ایالات متحده در سال ۱۹۱۳، استودیوی کیستون او را با پرداخت ۱۵۰ دلار در هفته استخدام کرد. او اولین حضور خود را در اوایل سال بعد در نقش یک کلاهبردار از کار افتاده در "ساختن زندگی" بازی انجام داد. او با استفاده از سبیل دسته دار، کلاه بالایی و مونوکل (عینک یک چشم)، چند شوخی خنده دار هنگام جنگ با قهرمان داستان انجام داد، روزنامه نگاری که در یک زمان به جای کمک به او با مردی که در زیر ماشین گیر کرده بود مصاحبه کرد. به طور کلی، چاپلین از عملکرد خود وحشت زده شد. بعدا گفت: " من همه افراد خارج از صحنه را با پیش بینی حرکت بعدی غافلگیر کردم."
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

بازی یک شخصیت در چند فیلم


چاپلین پیش از فیلم دوم خود، روزی با شلوار گشاد، کت تنگ، کفش‌های بزرگ، کلاه بولر کوچک و عصای بامبو لباس پوشید. او سبیل تقلبی کوچکی را به آن اضافه کرد و گفته می‌شود در حالی که هم بازیانش در حال بازی پینوشل بودند، کسی که شاهد این صحنه بود، ادعا کرده تا وقتی که بدنش شروع به لرزیدن نمی‌کرد، خندید. او گفت: "چاپلین" شما دقیقا همان کاری را انجام می‌دهید که اکنون در تصویر بعدی خود باید انجام دهید.
این شخصیت به اصطلاح Little Tramp (ولگرد کوچک) بلافاصله محبوبیت زیادی پیدا کرد، بسیاری از تقلیدها و طرح‌های بازاریابی را ایجاد کرد که مطبوعات آن را "چاپلینیت" نامیدند و برای دو و نیم دهه آینده به شخصیت روی صفحه چاپلین تبدیل شد. او تنها در سال ۱۹۱۴ در ده‌ها فیلم کوتاه به عنوان ولگرد کوچک ظاهر شد که بیشتر آن‌ها را خودش کارگردانی کرده بود

چاپلین به سرعت میلیونر شد


چاپلین با پرداخت ۱۲۵۰ دلار در هفته، به اضافه ۱۰ هزار دلار جایزه، در دسامبر ۱۹۱۴ به استودیوی Essanay نقل مکان کرد، که از او به عنوان "بزرگترین کمدین جهان" یاد کرد. وی سپس با شرکت میوچال فیلم با ۶۷۰ هزار دلار در سال قرارداد امضا کرد. پس از آن با ساخت ۸ کمدی برای استودیو فیلمسازی فرست نشنال با مبلغ بیش از ۱ میلیون دلار موافقت کرد. سرانجام، در سال ۱۹۱۹، او استودیوی شخصی خود را با همکارهای هالیوود، داگلاس فیربنکس، مری پیکفورد و دی. دبلیو گریفیث، تاسیس کرد.


چاپلین یک بار گفت: من برای پول وارد کار شدم و هنر از آن رشد کرد. اگر مردم از این اظهار نظر ناامید شوند، من نمی‌توانم به آن کمک کنم. این حقیقت است.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

مقاومت بازیگر طناز در برابر ورود «فیلم‌های ناطق»


با تولید اولین فیلم ناطق سینما با عنوان "خواننده جاز" در سال ۱۹۲۷، فیلم‌های با صدا به سرعت جایگزین فیلم‌های صامت شدند. با این وجود چاپلین در مورد استفاده از فناوری جدید مردد بود، زیرا می‌ترسید که این ولگرد کوچک را خراب کند.


چاپلین در دو فیلم دهه ۱۹۳۰ خود، "چراغ‌های شهر" و "زمان مدرن" شامل موسیقی بود، اما گفت‌وگو نداشت، به جز یک صحنه که در آن به ایتالیایی ساختگی آواز می‌خواند. سرانجام، در سال ۱۹۴۰، او یک فیلم کاملا با صدا، "دیکتاتور بزرگ"، طنز ضد هیتلری را منتشر کرد که برای اولین بار بعد از تقریبا ۲۰ سال، شخصیت او شخصیتی غیر از "ولگرد کوچک" بود.

تجربه دو ازدواج ناموفق


در سال ۱۹۱۸ چاپلین عجولانه با میلدرد هریس بازیگر ۱۷ ساله ازدواج کرد، تصمیمی که به زودی پشیمان می‌شود و می‌گوید "غیرقابل مصالحه" بودند. پس از طلاق، او با لیتا گری ۱۶ ساله، بازیگر دیگری که از او جدا شد، ازدواج کرد.


در سال ۱۹۴۳، چاپلین ۵۴ ساله با اوونا اونیل ۱۸ ساله، که توسط یک نماینده هالیوود معرفی شده بود، ازدواج کرد. پدر اونیل، یوجین اونیل، نمایشنامه نویس، از این ازدواج آنقدر ناراحت بود که او را از ارث محروم کرد، اما برخلاف سایر روابط چاپلین، این رابطه دوام داشت. این دو تا زمان مرگ چاپلین در ۸۸ سالگی با هم زندگی کردند و صاحب هشت فرزند شدند.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

تبعید چاپلین از ایالات متحده!


چاپلین با وجود تقریبا ۴۰ سال زندگی در ایالات متحده، هرگز شهروند آمریکا نشد. در همین حال، او با فیلم "مدرن تایمز"، به عنوان یک هوادار کمونیست شهرت یافت.


در دوران مک کارتی، FBI وی را تحت نظر قرار داد و یکی از نمایندگان کنگره می‌سی سی پی خواستار اخراج وی شد. دولت ایالات متحده سپس در سال ۱۹۵۲ هنگام سفر به انگلیس برای تعطیلات، اجازه ورود مجدد وی را لغو کرد. چاپلین به جای بازگشت برای پاسخگویی به اتهامات در برابر هیئت مدیره مهاجرت، تصمیم گرفت همراه خانواده خود به سوئیس برود. وی فقط یک بار دیگر در سال ۱۹۷۲ به ایالات متحده سفر می‌کند تا جایزه افتخاری اسکار را بپذیرد.


سارقین، تابوت چاپلین را به سرقت بردند


چارلی چاپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ پس از چند سال بیماری درگذشت و در دهکده‌ای در سوئیس نزدیک محل زندگی‌اش به خاک سپرده شد.

تنها چند ماه پس از مرگ چاپلین، دو سارق تابوت او را از گورستان سوئیس به سرقت بردند و تقاضای ۶۰۰ هزار دلار باج از همسرش کردند. هنگامی که او از پرداخت پول خودداری کرد، آن‌ها بچه‌های او را تهدید کردند. سرانجام دزدان دستگیر شدند و تابوت برگردانده شد. سپس در یک طاق بتونی ضد سرقت دفن شد.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7
چند واقعیت جالب درباره‌ی چارلی چاپلین افسانه‌ای، کمدینی که با فیلم‌های صامت و درخشانش شناخته شده را نام بردیم که احتمالا تا حالا نمی‌دانستید.
میراث چارلی چاپلین و تأثیر آن بر سینما بر هیچ‌ک.س پوشیده نیست. سهم او در این رسانه فراتر از خنداندن ساده‌ی مردم است. بسیاری از آثار او غالبا در میان برترین فیلم‌های تمام دوران قرار می‌گیرند. امروزه آثار کلاسیک چاپلین مانند «پسربچه» (The Kid) و «روشنایی‌های شهر» (City Lights) هنوز اشک و لبخند را هم‌زمان به چهره‌ی مخاطبان می‌آورد.
به‌عنوان ادای احترام به این افسانه، ده حقیقت کمتر شناخته شده‌ای را درباره‌ی چاپلین از کودکی تا بزرگسالی آورده‌ایم. خیلی‌ها ممکن است از جنجال‌های پیرامون او در دوره‌های خاصی از زندگی غافل باشند، اما همین که مردم فیلم‌هایش را بیشتر از خودش می‌شناسند و به یاد می‌آورند کافی است.

او كمال‌گرا بود​

این شاید شناخته شده‌ترین ویژگی چاپلین به‌عنوان یک فیلم‌ساز انگلیسی باشد. فیلم‌های او به طور تصادفی به شاهکار تبدیل نشدند. چاپلین با دقت هرچه تمام‌تر جزئیات را برنامه‌ریزی می‌کرد و وقتی مطمئن می‌شد همه چیز کامل است، برداشت‌های بی‌شماری انجام می‌داد. او انتظار داشت که فداکاری و اخلاق حرفه‌ای که در وجود خودش بود را بقیه‌ی عوامل هم در صحنه داشته باشند.


اگر بازیگری همه‌ی تلاشش را نمی‌کرد، چاپلین او را بازخواست می‌کرد. حتی این داستان هم از او نقل شده که وقتی فیلم‌برداری «روشنایی‌های شهر» تقریبا تمام شده بود، چاپلین به دلیل نارضایتی از عملکرد بازیگر زن نقش اصلی، او را اخراج کرد. اما بعد وقتی هیچ بازیگر دیگری را نتوانست جایگزین کند، مجبور شد با مبلغ بیشتری او را دوباره استخدام کند.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

چاپلین و مارلون براندو​

مارلون براندو، هنرپیشه‌ی معروف در فیلم «کنتسی از هنگ‌کنگ» (in Countess From Hong Kong) به کارگردانی چاپلین و محصول ۱۹۶۷ بازی کرد. براندو به‌عنوان یکی از طرفداران دو آتیشه‌ی چاپلین، از فرصت بازی در فیلم او بسیار هیجان‌زده بود. متأسفانه، کنتسی از هنگ‌کنگ که اولین فیلم رنگی چاپلین بود، ناموفق از آب در آمد و علاوه بر خراب کردن چهره‌ی او به‌عنوان کارگردان، باعث تیره و تار شدن رابطه‌ی بین او و براندو شد.


بعدها براندو چاپلین را «سادیست» خواند و چاپلین هم با کلمات تندتری از خجالتش درآمد. این فیلم با استقبال ضعیفی از سوی منتقدان مواجه شد و نتوانست در گیشه موفق عمل کند.

کودکی او​

چاپلین دوران کودکی سختی داشت. پدرش که در یکی از سالن‌های لندن به‌عنوان یک خواننده و شومن مردم را سرگرم می‌کرد ارتباط نزدیکی با او نداشت و از لحاظ مالی هم چارلی را حمایت نمی‌کرد، در نتیجه می‌توان گفت که در فقر بزرگ شد. چارلی چندین بار به اردوی کار اجباری فرستاده شد. زمانی که هنوز جوان بود، مادرش در بیمارستان روانی بستری شد و سال‌ها بعد درگذشت. زندگی سخت و پر فراز و نشیب چارلی در اکثر فیلم‌هایش نمود پیدا کرد که شاید این یکی از دلایل تأثیرگذاری آثارش باشد.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

او در برابر صدا مقاومت کرد​

صدا برای سینما مانند یه معجزه بود. اما مانند همه‌ی فناوری‌های جدید، خیلی‌ها آن را نمی‌پذیرفتند و قبول نداشتند. چاپلین یکی از فیلم‌سازانی بود که به‌شدت با استفاده از صدا و دیالوگ در فیلم‌هایش مخالفت می‌کرد. از آنجا که بیشتر کمدی‌هایش با پانتومیم اجرا می‌شد، او احساس کرد صدا واقعا غیرضروری است. فیلم روشنایی‌های شهر زمانی تولید شد که صدا در سینما کاملا به یک قاعده تبدیل شده بود و گرچه این یک فیلم صامت بود، اما همچنان شامل جلوه‌های صوتی هم می‌شد. با وجود مقاومت او در برابر افزایش موج گفت‌وگوها درباره‌ی اینکه چرا همچنان اصرار به صامت بودن فیلمش دارد، روشنایی‌های شهر موفقیت چشمگیری داشت و به‌عنوان یکی از مشهورترین آثار وی مطرح شد.

او یک موزیسین ماهر بود​

چاپلین علاوه بر فیلم‌سازی ماهر، یک نوازنده‌ی خودآموخته هم بود. به همین دلیل، وقتی به موسیقی فیلم‌هایش می‌رسید برای بهترین بودنشان تمام تلاشش را می‌کرد. او بیشتر موزیک‌های فیلمش را خودش می‌ساخت. اگرچه نمی‌توانست نت بخواند، اما برای تبدیل ایده‌های خود به فرم نوشتاری، از آهنگسازان دیگر کمک می‌گرفت. به همین دلیل، بسیاری فکر می‌کردند این آهنگسازان هستند که باید تحسین شوند، اما اکثر کسانی که با او کار می‌کردند اصرار داشتند که محصول نهایی نتیجه‌ی ایده‌های خود چاپلین است.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

دیکتاتور بزرگ​

فیلم «دیکتاتور بزرگ» (The Great Dictator) یکی دیگر از پروژه‌های تحسین‌برانگیز چاپلین است که البته حواشی زیادی داشت. در حالی که این فیلم چندین نامزدی اسکار، از جمله بهترین فیلم را دریافت کرد، برخی دوست نداشتند که این کارگردان هنر خود را با سیاست مخلوط کند. به ویژه، فیلم با یک سخنرانی پنج دقیقه‌ای به پایان می‌رسد که در آن چاپلین بیننده را به صورت مستقیم مخاطب قرار می‌دهد و ملتمسانه از آن‌ها می‌خواهد که علیه فاشیسم و ناسیونالیسم بایستند. بخشی از تشابهاتی که مردم بین او و هیتلر می‌دیدند، به ویژه فرم سبیل‌هایشان، منبع الهام او برای این نقش بود. حزب نازی هم که چاپلین را به اشتباه یهودی خوانده بود، تا حدی منبع الهام او برای کاراکتر آرایشگر یهودی شد.

عاشقانه‌های او​

هر کسی که فیلم‌های چارلی چاپلین را دنبال کند و درباره‌ی ازدواجش کمی کنجکاوی به خرج دهد، متوجه یک موضوع مشترک خواهد شد. چارلی چندبار و همیشه هم با زنانی که به طور قابل توجهی کوچکتر از خودش بودند ازدواج کرد. حتی امروز هم این مسأله نگاه‌های قضاوت‌گر را به خود معطوف می‌کند، چه رسد به آن دوران که حسابی جنجال به پا کرده بود.


همسر آخر او، اونا اونیل که در سال ۱۹۴۳ با هم ازدواج کردند، هنگام عروسی هجده ساله بود و چاپلین بیش از پنجاه سال سن داشت. با وجود اختلاف سنی، این زوج تا زمان مرگ چاپلین با هم ماندند و حاصل زندگی مشترک آن‌ها در مجموع هشت فرزند بود.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

اتهاماتی مبنی بر علاقه به کمونیست‌ها​

«موسیو وردو» (Monsieur Verdoux)، کمدی سیاه محصول ۱۹۴۷، با موضوعی درباره‌ی یک قاتل زنجیره‌ای، نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار شد، اما همچنین اولین پروژه‌ی وی بود که در ایالات متحده شکست خورد. انتقادات این فیلم از سرمایه‌داری و حمایت جامعه‌ی مدرن از جنگ و سلاح‌های کشتار جمعی جنجال بسیاری به پا کرد. این فقط یکی از دلایلی بود که نیروهای ایالات متحده او را به همدلی با کمونیست‌ها متهم می‌کردند. چاپلین منکر این ادعاها شد، اما همچنین از آزار و اذیت ایالت متحده درباره‌ی افراد وابسته به این حزب انتقاد كرد. در آن زمان، کمونیست خوانده شدن به معنای خ*یانت بود و چنین برچسبی زندگی شخصی و به طور بالقوه کل زندگی هنری او را تحت تأثیر قرار داد.

او به مدت بیست سال آمریکا را ترک کرد​

در سال ۱۹۵۲، هنگامی که برای اولین نمایش درام نیمه‌ زندگینامه‌ای خود به لندن می‌رفت، جیمز پی مک‌گرانری، دادستان کل، مجوز ورود مجدد چارلی چاپلین به آمریکا را باطل کرد. وی ادعا کرد که درباره‌ی فعالیت‌های ضدآمریکایی چارلی چاپلین اسناد مهمی دارد، اما بعد ثابت شد که این‌چنین نیست. چاپلین برای ورود مجدد تلاش نکرد و از اینکه بقیه‌ی روزهای خود را در اروپا سپری می‌کرد بسیار خوشحال بود. وی سرانجام بیست سال بعد بازگشت و جایزه‌ی افتخاری آکادمی علوم و هنرهای سینمایی را دریافت کرد. چاپلین نسبت به بعضی از مسائلی که در ایالات متحده مطرح بود انتقاد جدی داشت، اما هرگز به‌شدت ضد آمریکایی نبود.
 
موضوع نویسنده

Mina-j

سطح
5
 
کاربر ویژه
کاربر ویژه انجمن
Jul
1,522
3,677
مدال‌ها
7

تابوت او دزدیده شد​

چاپلین سال ۱۹۷۷ در سن هشتاد و هشت سالگی درگذشت. درست سال بعد، دو نفر قبرش را کندند و تابوت را به قصد اخاذی از بیوه‌ی او به سرقت بردند. سرانجام، عاملان این حادثه دستگیر شدند و تابوت را در حالی که هنوز جسد چاپلین در آن بود پیدا کردند. دوباره او را به محل دفنش برگرداندند، فقط این بار با بتن تابوتش را پوشاندند تا اطمینان حاصل شود که چنین حادثه‌ای هرگز تکرار نخواهد شد.

1631376952890.png
 
بالا پایین