روژان
سطح
0
همیار سرپرست فرهنگ و هنر
پرسنل مدیریت
همیار فرهنگ و هنر
ناظر آزمایشی
ناظر ادبیات
طراح آزمایشی
گوینده آزمایشی
فعال انجمن
- Aug
- 2,151
- 5,237
- مدالها
- 2
Get in (a taxi)
ترجمه: سوار شدن (به تاکسی)
معنی:
وارد ماشین شدن
مثال:
"She get in the taxi and told the driver her destination."
اون سوار تاکسی شد و مقصدشو به راننده گفت.