جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

معرفی نویسنده یاسوناری کاواباتا

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته معرفی کمیک توسط baran-83 با نام یاسوناری کاواباتا ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 51 بازدید, 3 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته معرفی کمیک
نام موضوع یاسوناری کاواباتا
نویسنده موضوع baran-83
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط baran-83
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
نویسندگان اندکی در تاریخ ژاپن وجود دارند که بیشتر از «
کاواباتا
» مورد تحسین و احترام مخاطبین و منتقدین باشند. او که جایزه ی «
نوبل ادبیات
» را در سال 1968 از آن خود کرد، مانند پلی در نظر گرفته می شود که نویسندگان کلاسیک ژاپنی را با نویسندگان معاصر این کشور پیوند می دهد. ظرافت، احساس و جنبه ای شاعرانه در نثر این نویسنده به چشم می خورد که از آن زمان تا کنون در آثار سایر نویسندگان، کمتر دیده شده است.
 
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
یکی از شناخته شده ترین آثار «
کاواباتا
»، کتاب "قلمروی رویای سپید" است. این رمان کوتاه اما متراکم، به داستان مردی می پردازد که از «توکیو» می گریزد و به مناطق وحشی و دورافتاده ی ژاپن پناه می برد. او در آنجا با یک «گیشا» آشنا می شود و پس از آن، عشق، کنترل امور را به دست می گیرد.
 
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
قطار از تونلی طولانی بیرون آمد و وارد سرزمین برف شد. زمین سپید، زیر آسمان شب، به خواب رفته بود. قطار سرعت خود را کم کرد و برای تعویض خط متوقف شد. دختر جوانی که آن طرف کوپه نشسته بود، بلند شد و پنجره ی مقابل شیمامورا را گشود. هوای سرد برفی به داخل روان شد. دختر تا کمر از پنجره خم شد و رئیس ایستگاه را طوری صدا زد که انگار در فاصله ی خیلی دوری است.
 
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
رئیس ایستگاه با قدم هایی آهسته در برف، در حالی که فانوسی در دست داشت، پیش آمد. صورتش تا روی بینی در شالی پشمی فرو رفته بود و لبه های کلاه پوستی اش را تا روی گوش هایش پایین کشیده بود. یعنی واقعا اینقدر سرد است، تا این اندازه؟ شیمامورا پیش خود چنین فکر کرد.
از کتاب «قلمرو رویایی سپید»
 
بالا پایین