جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

دلنوشته {ودادِ موهوم} اثر •فاطمه‌سلمانی کاربر انجمن رمان بوک•

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط ;FOROUGH با نام {ودادِ موهوم} اثر •فاطمه‌سلمانی کاربر انجمن رمان بوک• ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,805 بازدید, 20 پاسخ و 19 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع {ودادِ موهوم} اثر •فاطمه‌سلمانی کاربر انجمن رمان بوک•
نویسنده موضوع ;FOROUGH
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ;FOROUGH
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
گویی در لحظاتی شفاف و لبریز از سکوت، در پیِ رسیدن به درکی چنان ژرف از خویشتن که هیچ واژه‌ای از توانِ توصیفش عاجز است، به مرزی نادیدنی رسیده‌ام. چیزی که شاید همان اشتیاقِ نهفته در وجودم باشد که با هر گام، مرا به سوی تو سوق می‌دهد. و در حالی که در این مسیرِ پرپیچ‌وخم و پر از فراز و نشیب گام برمی‌دارم، به این باورِ مِهرآمیز می‌رسم که شاید تمام این سراب‌ها و این جست‌وجوهایِ بی‌امان، چیزی جز آینه‌ای نباشند که مرا به سوی خود بازمی‌گردانند. در نهایت، حقیقتِ عریانِ وجودم را در میانه‌ی این کشف می‌یابم: من در جست‌وجویِ تو، در حقیقت، در جست‌وجویِ خودم بوده‌ام.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
آری، در این دالانِ بی‌کران و بی‌انتها، هر گامی که برمی‌دارم، مرا به مرزی میانِ تردید و امید می‌کشاند. در آن لحظاتی که در خلوتِ ژرفِ خویشتن غرق می‌شوم، گاه با خود می‌اندیشم که شاید این عشقِ نافرجام و این تمنایِ دست‌نیافتنی، چیزی جز تقدیرِ از پیش‌ساخته‌ای نباشد که خود، با اشتیاقی بی‌قرار، برای خویش رقم زده‌ام. آیا در این پیوندِ نامرئی با تو، من تنها در پیِ بازیافتنِ خویشتن هستم؟ شاید حقیقت‌هایی در همین نهفته باشد که عشق، تنها بر تار و پودِ روانِ ما تنیده شده‌است؛ پدیده‌ای که از درون می‌جوشد. هر نگاه به ژرفایِ چشمانت، همچون دریایی آرام و بی‌کران است که مرا به سویِ انحلال و گم‌شدگی در خود می‌خواند.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
اما در پسِ این آرامشِ ظاهری، نگاهی لبریز از پرسش‌های بی‌پاسخ و کهن به چشم می‌خورد. این دل که در تکاپویِ بی‌پایان است تا در وجودِ تو، معنایی بیابد که شاید هرگز در تو نباشد، در حقیقت در جست‌وجویِ غریبِ خویشتن است. هر واژه‌ای که از لب‌های تو جاری می‌شود، همچون شعری است پر از معانیِ پنهان و رمزآلود؛ اما آیا آنچه بر گوشم می‌نشیند، همان حقیقتی است که در عمقِ جانم باز می‌یابم؟ زمانی بر این باور بودم که عشق را در هستیِ تو خواهم یافت، اما امروز با مکاشفه‌ای تلخ و شیرین دریافته‌ام که شاید این عشق، بیش از آنکه به تو تعلق داشته باشد، بازگشتی است به سویِ خود؛ بازگشتی از تو، به سویِ من.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
هر لمسِ دستت، هر عطرِ برخاسته از تنِ تو، تنها پژواک و بازتابی از حقیقتی است که در ژرفایِ وجودم گم‌ گشته‌ است. این سفرِ بی‌انتها، گویی مرا به سویِ اعماقِ هستی‌ام سوق می‌دهد؛ به جایی که در آن، دیگر هیچ نیازی به جهانِ بیرون و هیچ تمنایی جز خویشتن ندارم. به هر سو که چشم می‌گردانم، تویی که در این رؤیایِ ممتد، همواره حاضر و غایب هستی؛ تو نه تنها معشوقی از جنسِ خیال، بلکه آینه‌ای است که در آن، سیمایِ حقیقیِ خویشتن را باز می‌یابم. شاید این دردِ مبهم و این حسِ ناشناخته، تنها جست‌وجویی باشد برای یافتنِ همان چیزی که از درونم ریشه دوانده، اما هرگز از غبارِ ناآگاهی، پدیدار نشده‌ بود.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
و در این لحظاتِ تاریک، آنگاه که شب از پسِ ابرهایِ سنگین و غلیظ، آرام‌آرام رخت برمی‌بندد، من در اقیانوسِ خیالاتم غرق می‌شوم. شاید این تاریکیِ ممتد، در حقیقت تنها پلی میانِ ما باشد؛ پلی که به سویِ هیچ‌کدام از ما، بلکه به سویِ چیزی فراتر از مرزهایِ هستی می‌برد. در این قلمرو که مرز میانِ حقیقت و خیال از میان رفته، من در خود گم می‌شوم. همواره در پیِ یافتنِ چیزی بوده‌ام که شاید هرگز به کفِ دست نیاید؛ حقیقتی که نه از جنسِ تو باشد و نه از جنسِ من، بلکه از جنسِ زمان‌ها و مکان‌هایِ ازدست‌رفته‌ای باشد که هرگز در آن‌ها قدم نگذاشته‌ایم
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
هر بار که به تو نزدیک‌تر می‌شوم، گویی فاصله‌ای نامتناهی میانِ ما پدید می‌آید و من در پرسشی بی‌پاسخ فرو می‌روم. هر نگاهِ تو، همچون دانه‌یِ برفی است که بر دستانم می‌نشیند؛ لرزان، سرد و گذرا، و در همان دم می‌دانم که هرگز نخواهم توانست آن را در میانِ مشت‌هایم نگه دارم. همه‌چیز در وهمی از اشتیاق و اندوه در هم می‌آمیزد؛ همچون نغمه‌ای که در سکوتِ شب، در هم می‌شکند و پراکنده می‌شود. اکنون در این جست‌وجویِ بی‌پایان، تنها یک حقیقت بیش از هر چیز مرا در هم می‌شکند: این‌که شاید در این عشقِ بی‌کران، ما هرگز نتوانسته‌ایم از مرزهایِ خودخواهیِ خویشتن فراتر رویم.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
من این هستم که در ژرفایِ وجودِ تو، در پیِ معنایی می‌گردم، اما در حقیقت، آنچه در این جست‌وجو گم گشته، خودِ من هستم. در آن لحظاتِ گذرا که در آغوشِ تو غرق می‌شوم، به این درکِ تلخ می‌رسم که این تنها آغوشی است که می‌تواند مرا در خودِ بی‌خبر کند، نه تو را. این تکاپویِ بی‌کران و این مسیرِ بی‌نشانی که آغاز و پایانی برایش متصور نیست، همچون رودخانه‌ای خروشان است که هر دم، مرا از مسیرِ اصلیِ خویش دورتر می‌سازد؛ دردی شبیه به رؤیایی که با وضوحی بی‌سابقه در چشم می‌آید، اما در سپهرِ واقعیت، هرگز به لمس شدن نمی‌رسد.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
در میانه‌ی این دلتنگیِ بی‌انتها، قلبم در تلاطمی بی‌پایان است، در حالی که می‌دانم یافتنِ تو، امری محال و دور از دسترس است. تویی که گویی همواره در کنارم حضور داشتی، اما در حقیقت، هرگز در این جهانِ ملموس نبودی. در حالی که در این مسیرِ ویرانگر پیش می‌روم، با خود زمزمه می‌کنم که شاید این عشقِ بی‌کران، تنها در سی*ن*ه‌ی من، در حصارِ تنهایی‌ام زنده مانده باشد؛ همچون شعله‌ای که در برابرِ تندبادهایِ تقدیر می‌رقصد، اما هر دم، با هر وزشِ باد، بیشتر به سویِ خاموشی و نیستی میل می‌کند.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
و این خاموشی… شاید تنها نشانه‌ای باشد از فرودِ یک سفرِ طولانی و جان‌کاه. به راستی که از این عشق، چه چیزی پس از این تلاطم باقی خواهد ماند؟ چیزی جز خاطراتی که در سیاهیِ شب محو می‌گردند، رؤیاهایی که هرگز به حقیقتِ ملموس پیوند نمی‌خورند؟ در این وادیِ تاریک و بی‌بازگشت، تنها میراثِ ما، غمی است که در گوشه‌ی جهان ریشه دوانده؛ غمی که در هیاهویِ باد و در سکوتِ شب، همچنان در تار و پودِ خاطرات زنده می‌ماند.
 
موضوع نویسنده

;FOROUGH

سطح
5
 
سرپرست علوم و فناوری
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار ادبیات
گرافیست انجمن
Apr
9,377
16,442
مدال‌ها
8
و من، همچنان در جست‌وجویِ تو خواهم ماند؛ حتی اگر بدانم که این مسیر به هیچ مقصدی نخواهد رسید. در این تراژدیِ بی‌انتها، تنها چیزی که به عنوان میراث بر من باقی می‌ماند، این حسِ ناب و سوزناکِ از دست دادن است. در دلِ شب‌هایِ بی‌کران، طنینِ نامِ تو هنوز در گوش‌هایم می‌پیچد. شاید هرگز نتوانم آن لحظاتِ سپید را دوباره در این جهان زنده کنم، اما می‌دانم که در هر گوشه و کنجِ خاطراتم، تو همواره حضور خواهی داشت؛ حتی اگر این جهان، دیگر هرگز ما را در کنارِ هم، در هیبتِ واقعی، نبیند.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین