جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

دلنوشته {بریار} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک•

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط ;as با نام {بریار} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک• ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 383 بازدید, 10 پاسخ و 6 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع {بریار} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک•
نویسنده موضوع ;as
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ;as
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
نام: بریار
ژانر: عاشقانه
، تراژدی
نویسنده: عسل
ناظر: @Kamtar az hich

مقدمه:
در پس این خیال گزند دیده‌ام، تو را از باختم! تویی که در قلب و روحم عجین شدی! تویی در جانم، نفس بودی! حال نمی‌توانم از تو بگویم! زبانم قاصر نیست زیرا سخن هم از تو متنفر است. تویی که من دردمند را رها کردی! تویی که در ثانیه‌ای آخر بند دلم را پاره کردی. حال چگونه از غربت دیار بگویم؟ چگونه از زخم زبان دیگران بکویم؟ چگونه وقتی تو نیستی و من یک‌جا باختم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

DLNZ

سطح
7
 
🝢مدیر ارشد بخش ادبیات🝢
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مدیر تالار موسیقی
ناظر ادبیات
کاربر ویژه انجمن
نویسنده ادبی انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
May
3,442
12,897
مدال‌ها
17
1683008322482 (1).png

عرض ادب و احترام خدمت دلنویس عزیز و ضمن تشکر بابت انتخاب "رمان بوک" برای انتشار آثار ارزشمندتان.

حتما پیش از آغاز نوشتن، تاپیک زیر را مطالعه کنید تا دچار مشکل نشوید:
[قوانین تایپ دلنوشته کاربران]

پس از بیست پست، در تاپیک زیر درخواست نقد شورا دهید:
[تاپیک جامع درخواست نقد دلنوشته]

بعد از ایجاد تاپیک نقدر شورا برای دلنوشته‌تان، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست تگ بدهید:
[درخواست تگ دلنوشته | انجمن رمان‌بوک]

پس از گذاشتن بیست پست از دلنوشته، می‌توانید در تاپیک زیر برای آن درخواست جلد دهید:
[تاپیک جامع درخواست جلد دلنوشته و اشعار]

و انشاءالله پس از به پایان رسیدن دلنوشته‌تان، در تاپیک زیر اعلام کنید:
[اعلام پایان - دلنوشته کاربران]

دلنویسان عزیز، هرگونه سوالی دارید؛ می‌توانی
در اینجا مطرح کنید:
[سوالات و مشکلات دلنویسان]

با آرزوی موفقیت برای شما،
[تیم مدیریت تالار ادبیات]
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
مرا به درمانگاه دلت ببر! همان‌جا که تو را برای اولین بار یافتم! روی زخم‌های قلب دردمندم مرهم شو! بگذار نگاهت کنم! برای دل زخم‌دیده‌ام باند بپیچ و قصه‌‌ی عشق پریان را بگو! بگذار صدایت داروی جانم شود!
مغزم در این لحظه خاموش است. قلبم با آخرین پردازش می‌کوبد گویا آخرین تپش اوست. نگذار بی‌قرار تو بروم! نگذار!
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
زندگی با آن انتخابش امانم را برید. تو همه‌ی وجودم را بریدی و من از تمام خاطراتمان بریدم. دلم همانند سربازی‌ست که در جنگ شکسته خورده‌ است. هیچ‌کَس حالم را درک نمی‌کند و من مانده‌ام در واپسین خاطرات. در خاطراتی که بوی حتف می‌دهد!
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
ای جانان، ببین منِ تعسر نظر را که در کرانه کرب تعیش می‌کنم. من حزین دیده را چه به مشعوف هستی! تو در کدام وهم تفرج می‌کنی که من نمی‌بینمت؟ در شهروا چه کسی هستی که من خفیف را نمی‌بینی؟ در کجایی که کوچه‌ها نبودت را فریاد می‌زنند. کجایی که قدم‌هایم بی‌فروغ گشته است. دستانم یخ زدند در پس دنبال تو گشتم! تو را نیافته و در لحظه ارتحال مانده‌ام.
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
شب، بر گلدان‌های خاموش پنجره فرو می‌ریزد و بوی خاک باران‌خورده، خاطراتت را از پسِ دیوارهای زمان بیرون می‌کشد. سایه‌ات هنوز بر شیشه‌های غبارگرفته‌ی دلم جا مانده، اما هر بار که دست می‌برم تا لمسش کنم، چون موجی سرکش، از میان انگشتانم می‌گریزد. واژه‌ها، بی‌آنکه بر زبانم جاری شوند، در گلوی سکوت خفه می‌شوند و این خیابان‌های بی‌رهگذر، هنوز نامت را در باد نجوا می‌کنند. آیا این انتظار، روزی از خویش تهی خواهد شد، یا همچنان چون رودخانه‌ای بی‌ساحل، در دل شب جاری خواهد ماند؟
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
از حنجره‌ی خاموشِ خیابان، سکوتی برمی‌خیزد که بوی تو را دارد. سایه‌ات، خشت‌خشت دیوار را خراش می‌دهد، انگار که شهر، پیراهنی از اندوهت به تن کرده باشد. ردپایت، حروفی گمشده در متنی که باد آن را با خود برده، و من، نویسنده‌ای بی‌جوهر که جز نامت، هیچ بر کاغذ نمی‌لغزد.
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
ماه، چراغی‌ست که از سقف جهان آویخته، اما دست‌های شب، سیم‌های روشنی را جویده‌اند. در کوچه‌های بی‌خواب، سکوتی قدم می‌زند که بوی دست‌های تو را می‌دهد، بوی انگشتانی که شب را شانه می‌زدند. باد، نامه‌ای از نفس‌های تو آورده، اما واژه‌هایش مثل پرنده‌های بی‌آشیان، روی زبانم می‌میرند.
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
پلک‌هایم، پنجره‌هایی‌اند که رو به هیچ باز می‌شوند. چشمانم خیابانی‌ست که هیچ مسافری در آن به مقصد نمی‌رسد. دلم را، دریا با خود برد، اما ساحل هنوز دلتنگی‌ام را پس نمی‌دهد. من، با صدای تو نفس می‌کشیدم، حالا جهان برایم هوای بی‌نامی‌ست که بوی غربت می‌دهد.
 
موضوع نویسنده

;as

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,941
11,620
مدال‌ها
4
شب، زخم کهنه‌ای روی پیشانی زمین است که هرگز خوب نمی‌شود. از آینه رد شدم، اما تصویرم پشت سر جا ماند. تمام کوچه‌های این شهر، به سمت دست‌های تو خم شده‌اند، اما من، برگی بی‌جهت در فصلی ناتمام مانده‌ام.
 
بالا پایین