با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشتهباشید.
اکنون ثبتنام کنید!برای کسی که گوشی برای شنیده شدن نداره سکوت تبدیل به یه عادت میشهچقدر سکوت سخته وقتی دلت پر از حرفه...
این زهر، سازگار به عادت نمی شودبرای کسی که گوشی برای شنیده شدن نداره سکوت تبدیل به یه عادت میشه
بدون اینکه دیگه براش سخت باشه
سلامبرای کسی که گوشی برای شنیده شدن نداره سکوت تبدیل به یه عادت میشه
بدون اینکه دیگه براش سخت باشه
نجات دهنده ای وجود نداره جانم تنها نجات دهنده واقعی تو آیینه است ک هرزگاهی بهش لبخند میزمیو شاید آمدن منجی در زندگی انسان افسانهای بیش نیست ..
چرا میشهاین زهر، سازگار به عادت نمی شود
سلامسلام
راستی که اسم برازنده ای دارید
ستاره سهیل پیش شما کم آورده بانو
اینقدر دیر به دیر پارت میزارید که من هر دفعه باید برگردم به آنچه گذشت بخونم تا یادم بیاد قضیه چی بود
امیدوارم اتفاقات زندگی بر وفق مراد دلتون باشد و شلوغی ها به آرامشتان برساند.سلام
با همه قلبم معذرت میخوام 🙏
متاسفانه یه سری اتفاقات پشت سرهم و روزای شلوغی که میگذرونم اجازه تمرکز و نوشتن نمیده
این وسط حواس پرتمم باعث شد یه بخش زیادی از نوشتههام رو اتفاقی پاک کنم و تا دوباره بنویسمشون یه حواس جمع درست و درمون و زمان زیاد نیاز دارم
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشمهایمان رنگی نبود؛ رفتیم و کتاب خواندیم! و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هربار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. میدانی آن جراح که هرروز ما را زیباتر میکند، اسمش چیست؟ اسمش "کتاب" است! چاقویش درد ندارد، امّا همهاش درمان است. هزینهاش هرقدر هم که باشد به این زیبایی میارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه ی شما می دهم: رمان بوک! بی وقت قبلی داخل شوید! این طبیب مشفق، اینجا نشسته است، منتظر شماست!
*ثبت نام*
سلام مهمان عزیز
برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر آثارتان به خانواده رمان بوک بپیوندید:
کلیک برای: عضویت در انجمن رمان بوک